به ياد داشته باش كه .......

 

• آنان که تجربه های گذشته را به خاطر نمی آورند محکوم به تکرار اشتباهند.

• از میان کسانی که برای دعای باران به میعادگاه می روند تنها کسانی که با خود چتر می برند به کارشان ایمان دارند. 

 پیچ های جاده آخر جاده نیستند مگر این که خودت نپیچی.
 وقتی به چیزی می رسی بنگر که در ازای آن از چه گذشته ای.
 آدم های بزرگ شرایط را خلق می کنند و آدم های کوچک از آن تبعیت می کنند.
 آدم های موفق به اندیشه هایشان عمل می کنند اما سایرین تنها به سختی انجام آن می اندیشند.
 گاهی خوردن لگدی از پشت، برداشتن گامی به جلو است.
 هرگز به کسی که برای احساس تو ارزش قائل نیست دل نبند.
 همیشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت می دهد به راحتی دل بکنی.
 با هر کسی مانند خودش رفتار کن تا نتیجه و عکس العمل کارش را قلبا احساس کند.

 هرگز به کسی که حاضر نیست برای تو کاری انجام بده، کاری انجام نده.
 به کسانی که خوبی دیگران را بی ارزش یا از روی توقع می دانند خوبی نکن اما اگر خوبی کردی انتظار قدردانی نداشته باش.

 قضاوت خوب محصول تجربه است و از دست دادن ارزش و اعتبار محصول قضاوت بد.
 هرگاه با آدم های موفق مشورت کنی شریک تفکر روشن آنها خواهی بود.
 وقتی خوشبخت هستی که وجودت آرامش بخش دیگران باشد.
 به خودت بیاموز هر کسی ارزش ماندن در قلب تو را ندارد.
 هرگز برای عاشق شدن دنبال باران و بابونه نباش، گاهی در انتهای خارهای یک کاکتوس به غنچه ای می رسی که زندگیت را روشن می کند.

 همیشه حرفی رو بزن که بتونی بنویسی، چیزی رو بنویس که بتونی امضاش کنی و چیزی رو امضاء کن که بتونی پاش بایستی.

 هرگاه نتونستی اشتباهی رو ببخشی اون از کوچکی قلب توست، نه بزرگی اشتباه.
 عادت کن همیشه حتی وقتی عصبانی هستی عاقبت کار را در نظر بگیری.
 آنقدر به در بسته چشم ندوز تا درهایی را که باز می شوند نبینی.

 تملق کار ابلهان است.

 کسی که برای آبادانی می کوشد جهان از او به نیکی یاد می کند.
 آنکه برای رسیدن به تو از همه کس می گذرد عاقبت روزی تو را تنها خواهد گذاشت 

 نتیجه گیری سریع در رخدادهای مهم زندگی از بی خردی است.
 هیچ گاه ابزار رسیدن به خواسته دیگران نشو.
 اگر می خواهی اعمالت مورد پسند خدا باشد، در سختیها از خودت بگذر، دیگران را قرباني نكن .

 از قضاوت دست بکش تا آرامش را تجربه کنی.
 دوست، برادری است که طبق میل خود انتخابش می کنی.
 سعی کن لیاقت محبت و مهربانی دیگران را داشته باشی.

 

درمانگاه استيجاري

                                   درمانگاه استیجاری مامونیه
 اين روزها كه بازار خريد و فروش هاي نسيه و استقراضي و اعتباري رونق دارد و از شير و ماست تا طلا و جواهر و ملك و منزل مردم با چك و سفته و برات  به صورت اقساطي و وعده اي خريد و فروش مي كنند و خريد منازل مسكن مهر و غير مهر هم با اندك سرمايه و پول نقد و بقيه در اقساط ٦٠٠  تايي كه باز پرداخت آن گاهي به خود شخص مالك وصلت نداده كه  هيچ ، به فرزند و نسل اول مالك هم خاتمه نمي يابد و بلكه نسل دوم ايشان احتمالا بتواند در ملك مرحوم جد خودش تصرف نموده و اختيار فروش و واگذاري پيدا كند (چون سند در رهن بانك ان ملك بالاخره با برداخت و تسويه ان وام آزاد و در اختيار ورثه ي مالك ان ملك قرار مي گيرد ) . 

خريد طلا و جواهر هم به صورت نقدي و نسيه رواج خوبي دارد و همين داستان را بگيريد و برويد جلو كه از برنج و گوشت و مرغ و روغن و صابون و خمير دندان تا وسايل و لوازم خانگي و يخچال و تلويزيون و چرخ گوشت و قابلمه تا لباس و پوشاك و شلوار و پيراهن و جوراب اين جريان تسري دارد كه در جاي خود قابل تامل و بررسي و واكاوي اقتصادي و اجتماعي و روانشناسي است ، زيرا به عبارتي افراد اجتماع با اين كار عمر خود را پيش فروش مي كنند و تضمين مي كنند كه در ان مدت بدهي هاي خود را پرداخت نمايند . 

حالا از منزل و لوازم منزل و پوشاك و خوراكِ قرض و قوله اي و وامي و استيجاري كه بگذريم اخيرا در جامعه، اجاره هايي متداول شده كه بسيار جاي درنگ و انديشه دارد و آن هم اجاره ي مكان براي مدرسه و اماكن آموزشي و ساختمان براي درمانگاه و مركز درماني و پزشكي مي باشد كه اصلا با فلسفه ي وجودي اين اماكن سازگاري و تناسبي ندارد زيرا اولين اصل در فرايند درمان بيمار و شخص بستري شده اين است كه بيمار احساس امنيت رواني از محلِ بستري و كادرِ درماني و مديريتِ ان مكان داشته باشد كه بيمار بداند كه در حين درمان و سير مراحل معالجه كسي متعرضِ وي نشده و اسباب واساس درمانگاه را به يك باره بيرون نريخته و مريض و دكتر و پرستار و خدمه را آلاخُن والاخُن و آواره نكند و هر روز اساس كشي باعث درب و داغون شدن و شل و ِوليِ پيچ و مهره ي وسايل درمانگاه كه همينطوري هم بعلت اينكه از عهد قاجار تا به حال تعمير و تعويض نشده و زواري براي در رفتن ندارد نشود ، 

با كمال تاسف در شهر مامونيه مدتي است به دليل اين كه  ساختمان قبلي درمانگاه و مركز بهداشتي و درماني مامونيه با قدمت بالا و ساختمان قديمي اش در مركز شهر كه روزگاري تنها دلخوشي مراجعين و بيماران مفلوك و مستضعف بود  ( چون عزيزان پول دار و مايه ، تيله دار كه نيازي به اين مكان ها ندارند و جان شان را از خيابان و چاله پيدا نكرده اند كه به اين گونه مراكز بسپرند) را به منظور تخريب و تعمير و تجديد بنا تعطيل نموده و روانه ي مستاجر نشيني و استفاده از ساختمانِ استيجاري كرده اند كه باعثِ سر در گمي خلق الله شده و مشكلات زيادي براي همين مستضعفان بيچاره كه جا و راهي براي مراجعه به جز همين درمانگاه ندارند ايجاد نموده اند ، 

چندين مرحله جابه جايي - استقرار در مكان هايي كه فاقد زير ساخت هاي شهري مثل اسفالت و نظافت كافي هستند - دوري مركز از خيابان اصلي - در مسير تاكسي و تردد خوردو هاي شخصي و اژانش نبودن - كوچك و محقر بودن ساختمانِ اجاره شده - عدم تخصيص اتاق هاي ويژه ي هر امري به علت محدوديتِ تعداد اتاق در ساختمان مورد اجاره - نامناسب بودن وضع اتاق ها بعلت نداشتن استانداردهاي مراكز درماني - و در نتيجه عدم توفيق دسترسي و دستيابي بيماران و ترجيح بيمارستان اسيابك به اين مركز ضربه ي سختي به مركز درماني و بهداشتي مامونيه به عنوان مركز شهرستان زرنديه از نظر فني و تكنيكال و همچنين رواني و حيثيتي زده كه جبران ناپذير است .

و اين سريال همچنان ادامه دارد كه مركز بهداشتي - درماني مامونيه پس از مهاجرت از خيابان هاي ايت الله طباطبايي و سعدي و .. و شهرك حديق كه در اخرين منزلگاه در ساختمان قبلي مدرسه غيرانتفاعي سروش واقع در خيابان اول شهرك حديق  مستقر بود اخيرا با تصميم مسئول و مالك مدرسه (اقاي متدين) مبني بر از سر گيري فعاليت آموزشي و راه اندازي مدرسه ي سروش  مجددا با چالش مواجه شده و به دنبال ساختماني مناسب براي اجاره نشيني مجدد مي گردد كه خدا مي داند تا كي مردم بايد هر بار براي كنترل وزن و قد نوزادان و پايش و مراقبت زنان باردار و استفاده از خدمات پزشكي چقدر بگردند تا مكان جديد درمانگاه را پيدا كنند و اين بار درمانگاه در كجا و كدام ساختمان مستقر خواهد شد كه سؤالي است كه اين حقير فعلا در باره ي ان به جوابي نرسيده ام .

صبح امروز در پي كسب اطلاعي كه از اخطار و ابلاغ اقاي متدين مبني بر تخليه ي ساختمان يافتم با ايشان تماس تلفني برقرار كردم تا شايد اگر اين تصميم به دلايل ديگري جز تاسيس و فعاليت مدرسه انجام شده باشد مانع شوم و وساطت كنم تارمانگاه  بيچاره و مستاجر و و آواره ي مامونيه باز هم بي خانماني را تكرار و ناله نكند و جلو تكرار اساس كشي چند باره ي پزشك و پرستار و ... گرفته شود كه با جواب اقاي متدين مبني بر قطعيت تصميم اتخاذ شده و همچنين از عدم عمل به تعهدات مسئولين درمان شهرستان كه از بدو اجاره تا كنون به نظرات و مطالبات مالك بي توجهي كرده اند (كه بيشتر توضيح نمي دهم) با نا اميدي و ياس مواجه شدم و صرفا به مسئولين محترم درمان شهرستان به عنوان نماينده ي مردم اعلام مي كنم كه ؛

اقايان دكتر و مسئولين محترم شبكه بهداشت و درمان شهرستان زرنديه :

 مردم شهر مامونيه از شان و شرافت و شخصيتي بالا و از صبر و حوصله و نجابتي مثال زدني برخوردارند و تا كنون نيز با بزرگواري هر نوع اقدامي كه شبكه بهداشت كرده را تحمل كرده اند اما بيش از اين با جفا و بي توجهي با مردم مامونيه برخورد نكنيد و هر چه سريع تر مشكل درمانگاه و مركز درماني مامونيه را به عنوان حداقل هاي درمان و كمترين امكان و مكان فراهم اوريد و با تلاشي مضاعف باعث جلوگيري از اهانت و اسائه ي ادب بيشتر به مردم شريف و بزرگ مامونيه شويد و چنانچه  قادر به تامين مركزي مناسب تر از محل سابق كه  لا اقل اين خفت و مشكلات را نداشته باشد،  نيستيد ، درمانگاه و مركز درماني مامونيه را به جاي اول خود. برگردانيد كه هم محلش مناسب بود و هم از اين وضع بهتر بود و اگر مشكلاتي با ثبت اسناد و ... وجود دارد انتظار مي رود با استفاده از ظرفيت هاي دانشگاه علوم پزشكي و شبكه و مسئولين شهرستاني مشكلات را رفع نماييد و رونق درمانگاه و مركز درماني مامونيه را به ان باز گردانيد .

        (( از طلا گشتن پشيمان گشته ايم / مرحمت فرموده ما را مس كنيد))

لطيفه اي از مرحوم ميرزا محمد اسماعيل دولابي (رحمة الله عليه)

  1.  همان طور که خدا به حضرت موسی (ع) فرمود : عصایت را که گفتی با آن چنین و چنان می کنم بینداز ، بعد که انداخت و اژدها شد گفت نترس و آن را بگیر .
    به مومنین هم می فرماید هر چه داری از مال و زن و فرزند و مقام و شهرت و ... را رها کن ، بعد که رها کرد و دید اژدهایند و خودش پاک شد ، به او می فرماید حالا نترس و آنها را دوباره بگیر .
    ان شاءالله خداوند ما را طوری بکند که هر چه را گفت : ول کن ، ول کنيم .


 

همزه ؛ چگونه بنويسيم ؟ چگونه بخوانيم ؟؟

                                          همزه و اقسام و اَشکال نگارش آن   

در پي درج مطلبی تحت عنوان "همزه" كه با خاطره و طنز همراه شد و اصل مطلب دستوري و قواعدي "همزه" مغفول ماند و كاربرد و اقسام و چگونگي نوشتن آن از نظر دور ماند كه در اين مقال قصد دارم به بيان و تشريح آن در حد حوصله مخاطبين محترم ببردازم .

حروف القياي زبان پارسي ٣٢ حرف است كه چون با حرف " الف " و " باء" آغاز. مي شود حروف الف +با = الفبا ناميده مي شود كه شامل : ( الف ب- پ -ت-ث- ج-چ-ح-خ-د- ذ-ر-ز-ژ-س-ش-ص-ض-ط-ظ-ع-غ-ف-ق-ك-گ -ل-م-ن-و-ه-ي) مي باشد ، 

حروف الفباي زبان تازي(عربي) كه به حروف هجائيه معروف است همان الفباي زبان پارسي منهاي ٤ حرف (پ-ژ-چ- گ) است و تعداد ان ٢٨ حرف است .

ممكن است پرسيده شود حال كه در زبان عربي حرف همزه ( اَ - اِ -اُ )  به حروف الفباي فارسي اضافه شده بايد تعداد حروف الفبا ٢٩ حرف شود كه البته بعضي اين نظر را قبول دارند. (  يعني ٢٨ حرف فارسي + حرف همزه ) كه اين حقير به دلايلي اين نظريه را قبول ندارم و تعداد حروف  را٢٨ عدد مي دانم به اين معني كه حرف همزه را در شمارش جزء حروف هجائيه(الفباي عربي ) دانسته اما حرف "الف  "( با صداي آ)  را جزء حروف الفبا محسوب نمي كنم و در جواب معترضين عرض مي كنم كه اصولا حرف الف در عربي ماهيت مستقلي ندارد و عملا اين حؤف (آ) تغيير شكل يافته ي (و) و يا ( ي ) و يا ( همزه = آ ) مي باشد ، كه اصطلاحا به اين الف مي گويند :  " الف منقلبه"  = يعني الف تغيير شكل يافته  ،  مثل قَوَلَ=قالَ و  سَيَرَ = سارَ و ءَاْ مَنوا= آمَنوا و از طرفي اگر الف = آ جزء حروف الفبا حساب شود بايد " اي " و " اوُ " هم محسوب شود در حاليكه آ كشيده ي صداي "اَ " و  اي كشيده " اِ "  و اوُ كشيده ي صداي " اُ" مي باشد . كه (اَ -اِ-اُ ) اشكال وصداهاي  همزه مي باشند كه جزء الفباي  عربي محسوب مي شود .اما بحث بر سر چسبيدن " ب " به  كلمه " راهيم " و  "ضيائي"  همه مربوط به همزه است مختصر توضيح مي دهم .

همزه در زبان عربي بر دو نوع است : 

١- همزه وصل  : كه هر گاه كلمه اي داراي آن باشد و در بين دو كلمه قرار گيرد مي توان دو سمت همزه را بدون اينكه همزه را با هر حركتي اعم از َ_َ يا _ِ  يا _ُ  داشته باشد مثلا اُدْخُلي كه اگر قبلش (وَ) بيايد وَ اُدْخُلي نوشته مي شود و (وَدْخُلي ) خوانده مي شود يعني دو طرف همزه بدون ديده انگاشتن همزه به هم متصل مي شوند و همزه و حركتش خوانده نمي شود .

٢- همزه قطع : كه عبارت است از همزه با هر يك از حركت هاي اَ-اِ-اُ  كه در هر جا بيايد بدون در نظر گرفتن جا و مكان و قبل و بعدش بايد قطع نظر از هر موضوعي ان را كاملا با حركت خودش بيان نمود و نبايد همزه را ناديده انگاشت و دو سمت همزه. ا به هم متصل كرد مثل  كلمه ي اِبراهيم كه اگر قبلش بِ بيايد نمي توان حرف (اِ) را در ابراهيم تلفظ نكرد و بِ را به حرف بعد از همزه وصل نمود .

تمام همزه هايي كه در زبان عربي وجود دارد همزه وصل است جز تعدادي معدود كه به شرح زيرشامل.        " همزه هاي قطع " است .:

١- تمام همزه هاي فعل ماضي متكلم وحده " اَكْتُبُ) براي ضمير " انا " 

٢- تمام همزه هاي فعل امر باب افعال " اَخْرِجْ) - اَنْكِحوا ( وَ اَنْكِحوا اَياميٰ مِنْكُمْ) كه نمي توان همزه را تلفظ نكرد .

٣- همزه كلمه هايي كه بر وزن " اَفاعِلْ- اَقاعيل و... " باشد مثل اَيادي- اَكابِر-اَقاليم و ... 

٤- همزه تمام حروف ( از تقسيمات كلمه "اسم و فعل و حرف " ) مثل - اِليٰ- اَوْ -اِذْ- اَمْ

٥- همزه تمام اسم هاي اشخاص - مكان ها-اشياء-حيوانات - و ... اِبِلْ- اِدريس-اَصغر-اَسَد -اُميد و ....

شكل اصلي همزه قطع (( ء )) است كه در رسم الخط مي شود با شكل هاي ديگري نوشت مثلا ءِبراهيم = اِبراهيم- 

گاهي براي زيبا شدن و حسب يك سري قرار دادهاي زباني همزه براي خود كرسي بر مي گزيند و روي ان كرسي قرار مي گيرد كه اين كرسي (ا) يا  (ئ) و يا (ؤ) و حتي دندانه و يا .. مي باشد كه صرفا براي زيبايي است و اگر به نوع ديگري نوشته شود در اصل ايرادي ندارد ولي از نظر زيباشناختي و  اصول قراردادي خلاف ان اصول ممكن است باشد كه بهتر است ان قراداد ها مراعات شود بنا بر اين كلمه ي ( ضيائي) كه از ريشه ي (ضوء ) به معني (روشني ) و يا ( ضياء ) مي باشد و وقتي خواسته نسبت بيدا كند و اسم منسوب به وجود ايد كه بايد  به (ي) متصل شود مثل (تهراني و زرندي ) بايد نوشته شود ( ضيائي) و براشتن همزه از كلمه و گذاشتن (ي ) براي ان به صورت " ضيايي " كاملا غلط و نادرست است و نبايد نگاشته شود .  و بر عكس ان كلمه ي " پاييز " و " آيينه " چون فارسي هستند و حرف همزه در فارسي اصالت ندارد نبايد به صورت " پائيز" و آئينه " نوشته  شود كه غلط فاحشي است 

در خصوص واژه ي " اسم  = به معني نام " كه گفتيم همه ي اسم ها همزه شان همزه ي قطع است ممكن است بپرسيد پس چرا در "بِسْمِ الله " كه  " بِ + اِسْم " شده و "ا" اسم ها را قطع دانستيم پس چرا همزه ي كلمه ي " اسم" خوانده و حتي نوشته نشده است ؟ 

در پاسخ بايد بگوييم چندين اسم هستند كه از قاعده مستثني هستند از قبيل " ابن- ابنة (دختر) و ... " كه همزه شان وصل است مثل وابنِ كاظم كه  به صورت وَبْنِ كاظم خوانده مي شود ،

اما در مورد اسم " كه در كلمه ي" بِ+ اسم الله  = "بسم الله "نوشته مي شود و همزه خوانده نمي شود بايد بگوييم استثنائاً "اسم در "بسم الله" همزه اش نوشته نمي شود ولي در ساير جاها " همزه = اِ" باسم نوشته مي شود ولي خوانده نمي شود مثل بِاسمه تعالي - بئسَ الاسم الفسوق ... كه خوانده مي شود ( بِئْسَ لِسْمُلْ فُسوق ) 

اينجا نتيجه مي گيريم كه كلمه ي " باسمه تعالي"  كه  به شكل " بسمه تعالي " نوشته مي شود يك غلط رايج و مصطلح است و صحيح و درست و منطقي و معقول و مبتني بر قواعد آن است  كه بنويسيم " باسمه تعالي

چون مطلب طولاني شد در مجالي ديگر دنباله ي ان را پي خواهم گرفت - مطالب نگاشته شده از آموخته اي شخصي اينجانب است و سورس و منبع آن اموزه هاي اينجانب است .-          رحيم نيكنام   ٢٩ تير ٩٢ 

پارسی را پاس بداریم یا نداریم (( شوخی با استاد چراغی)

دوست فرهيخته ي عزيزمان آقاي چراغي كه از هر فرصتي براي پاس داشتن پارسي حسن استفاده مي كند و كلي دلبستگی به پارسی نگاری دارد و در نزد ایشان استفاده از واژگان غیر پارسی کراهت شدیده دارد !! اخیرا در یک مقاله که در پاسخ به پرسشی در باره ی نحوه ی نوشتن "همزه" یا "حمزه " نوشته کلی موضوع را موشکافی نموده و همان جا در يك اقدام متهورانه به نگارش متني يك سره (كاملا ) پارسي پرداخته است، ايشان در نكوداشت پارسي و نكوهش استفاده از ساير زبان ها و بايايي (ضرورت) بهره مندي (استفاده) از واژگان پارسي قلم فرسايي كرده است ،

حالا در باره ی این که " همزه" صحیح است یا "حمزه" مطلبی مشهور است که در زیر می آورم :

به عالمی گفتند: استاد ! "گَمان" صحیح است یا "گُمان" ؟ استاد در جواب ایشان  فرمودند : به "گَمانم" که "گُمان"!

به عقیده ی اینجانب : با تاملی در همه ی زبان ها و توجه به زنده و پویایی ادبیات و وجود کلمات "دخیل" و استبعاد در انفکاک زبان از سایر شئون زندگی که با رشد و تعالی آن ضرورت استخدام واژگان جدید و به روز بودن ادبیات و زبان محرز و مسلم و امری بدیهی است که شاید گزینش لغات و واژه های جدید امری محال و مهمل نیز جلوه نماید،  لذا این امر را محال و یا دست کم سخت و دشوار می دانم .

خواستيم با استاد چراغي شوخي و مطايبه اي كرده باشيم لذا حكايت زير را كه از رفتن آقاي دكتر حداد عادل به يك "فست فوود " و پارسي گويي ايشان شنيده ام را در زير بيان مي كنم تا هم لبخندي بر لب خواننده اورده باشم و هم وخامت اوضاع استفاده از واژگان پارسي را كه به وجود مي ايد روشن كنم كه در صورتي كه حرف ایشان به عمل بدل شود و از واژگان سره و پارسي بهره ببريم ان وقت براي باز گردان و ترجمه ي پارسي به فارسیِ محاوره در هرجايي باید ديلماج ( مترجم ) ( زبان بفهم و زبان بفهمان ) بگذاريم كه فكرش را بكنيد چه فاجعه اي به وجود مي ايد كه بروي داروخانه ، به جاي گفتن " قرصِ مُليّن و مُسكّن" بايد مُترجم چه بگويد : "گرداله ي شكم نرم كن و درد آرام كن"  و تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل .....

 اقای حدّاد عادل(مدیر گروه واژه‌ گزینی و رئیس فرهنگستان زبان و

ادب پارسی) در رستوران:   ((گارسون سفارش ایشان را اعلام می کند)):

میز پنج را آماده کنید. دو تا «خمیراک خاندان فرید»، دوتا «برگک و پنیر تنوری» برای پی‌غذا و دوتا «نوشیدنی نشاط آور» یک نان سیر هم بگذارید در «برشته کن». 

مترجم: سفارش میز پنج را آماده کنید. دوتا «پاستای آلفردو»، دوتا «چیپس و پنیر تنوری» برای دسر و دو تا « نوشابه ی انرژی‌زا ». یک نان سیر هم بگذارید در تُستِر.
 
به قولِ یکی از دوستان هر وقت آقای  "حداد عادل" اسم خودش رو عوض کرد و گذاشت   "آهنگرِ دادرس" ، ما هم به  " چیپس " میگیم   "برگک"  !!
 

يك طرح گرافيكي از ميدان امام حسين (ع) - طراحي ياسر نيكنام ( بنده زاده ي حقير)

 

میدون امام حسين (ع) مامونيه (ميدون گل هاي خودمون ) 

 

  یه طرح گرافیکی از ياسر   

r8784_squaresaatgraphic.jpg

ما تا اخر ایستاده ایم ( انجام پروژه ی پیاده رو سازی خیابان امام"ره" مامونیه)

رفته رفته داريم به روزهاي اخر فعاليت شوراي سوم نزديك مي شويم و به زودي اعضاي منتخب شوراي چهارم مسئوليت را به  دست خواهند گرفت و مديريت شهري را عهده دار خواهند گرديد . 

طبق اعلام رسمي مطبوعات و رسانه ها دوره ي چهارم شوراهاي اسلامي شهرها و روستاهاي كشور يك ماه پس از مراسم تنفيذ حكم رياست جمهوري كه در ١٥ آبان ٩٢ انجام مي گيرد فعاليت خود را آغاز خواهند نمود و تا آن زمان هيچگونه سمتي در شورا ندارند و از نظر قانوني نقشي در مديريت شهري و وظایف و اختيارات شورا ندارند و صرفا مي توانند در اين فاصله ي زماني برنامه هاي آتي خود را تدوين نموده و يا در خصوص شهردار و  ابقا  و يا عدم ابقا و بررسي گزينه هاي مورد نظرشان و  جهت خدمت رساني بهتر و مطلوب تر مطالعه و بررسي نمايند و ان چه مسلم است اين است كه منتخبين محترم تا نيمه دوم برج شهريور فاقد هر گونه وظيفه و اختيار و جايگاه قانوني در شورا مي باشند .

از رسوم غلط و نا صحيحي كه در كشور ما متاسفانه به يك رويه  تبديل شده و آثار زيان بار و مخرب آن بر سامانه هاي اداري مشهود است رسوخ و نفوذ بي انگيزگي در ميان كارگزاران و مديران قبلي ادارات و شركت  ها و نهادها و راكد گزاردن امور اعم از اجرايي و اداري و معطل ماندن همه ي امور در فاصله ي تحويل پست و سمت و كار توسط مدير قبلي و عدم اختيار و شروع به كار نكردن مدير جديد و يا اقراد منتخب كه در اين فاصله ي زماني عملا ادارات و كارهاي انان به هيچ وجه بيشرفتي نكرده و همينطور در حالت معلق و معطل تا زمان آغاز به كار مسئول جديد باقی مي ماند .

شوراي اسلامي شهر  و به تبع ان شهرداري ها نيز از اين قاعده مستثني نبوده و عملا در اكثر شهرهاي كشور اعضاي قبلي شوراها دقتر و دستك و بساط مديريت خود را جمع كرده و عملا كار و فعاليت را راكد و ايستا و تعطيل نموده اند و منتظر و چشم به راه روي كار امدن نيروهاي جديد و منتخبين محترم دوره بعدي هستند و وقتي شورا حرکت و تصميم و برنامه اي براي خدمت نداشته باشد شهرداري نيز كار و فعاليت خود را راكد  كرده و منتظر تحويل و تحول مي ماند .

با وجود اين رويه و رفتار كه تقريبا عموميت دارد شوراي اسلامي شهر مامونيه و اين حقير رحيم نيكنام به عنوان رئيس وقت شوراي اسلامي شهر مامونيه از قبل اعلام كرده ايم كه تا اخرين لحظه و روزي كه سمت مديريت شورا را بر عهده داريم و به عنوان شوراي قانوني شهر وظيفه خدمت به مردم را انجام مي دهيم به اندازه ي سر سوزني كم كاري و كسالت و تعطيلي و ركود كارها را نمي پسنديم و تمام وظايف خود را تا روزي كه بايد شورا را تحويل دهيم با حضور فعال و با نشاط خود در شورا و جلسات و ميادين خدمت هر گونه كوتاهي و قصوري را برنمي تابيم و ذره اي از اختيارات خود كوتاه نيامده و اجازه ي دخالت و اخلال در مسئوليت هاي محوله را به احدي نخواهيم داد و با قوت و قدرت تمام وظايف قانوني خود را در قبال مرم بزرگوار به عنوان موكلين و ولي نعمتان خود انجام خواهيم داد و تعطيلي و ركود و كسالت را جايز نمي دانيم كه حضور كامل و تمام وقت شخص اينجانب در طول هفته در شورا مويدي بر اين مدعاست .

در راستاي عملي كردن سياست فوق ( حضور تا اخرين لحظه- برقراري جلسات منظم و مستمر - انجام وظايف  نظارتي و قانوني - عدم واگذاري اختيارات به هيچ شخص يا مرجعي - استمرار پروژه ها و عمليات عمراني و ...) شوراي اسلامي شهر در طول ٢ هفته ي گذشته تصميمات قانوني خوبي براي شروع و انجام عمليات عمراني اتخاذ نموده است  كه مقدمات ان در حال شكل گيري است و كار اجرايي ان به سرعت شروع و انجام خواهد شد.

عمليات پياده رو سازي و سنگ فرش كردن ضلع شمالي خيابان امام خميني (ره) حد فاصل  روبروی مدرشه هجرت تا پايين تر از مسجد صاحب الزمان مامونيه از جمله مصوبات و پروژه هايي است كه بر اساس صدور دستور شورا با تاكيد بر تسريع از روز ٥ شنبه ٢٧ تير ٩٢ با خاك برداري و تسطيح و زيرسازي پياده رو مذكور به وسيله ي لودر و باب كت ( ميني لودر) شهرداري و سبس برداشتن اضافه خاك و نخاله هاي ان و انتقال به خارج شهر شروع شده و مصالح لازم تامين و پيمانكار مربوطه مشخص شده كه كار ان به سرعت در حال انجام است و پيش بيني مي شود ظرف  ٢ هفته ي اينده كار اجرايي ان و زيبا سازي و سنگ فرش ان با بهترين مصالح و كيفيت مناسب و مطلوب به اتمام و بهره برداري برسد ، لازم به ذكر است كار سنگ فرش نمودن قسمت هاي بالاتر خيابان امام در فازهاي قبلي انجام شده كه با رضايت و تشكر شهروندان  محترم همراه بوده است .

شوراي اسلامي شهر اخيرا طي مكاتباتي شهرداري را به تسريع در اتمام پروژه هاي نيمه تمام از جمله كمربند شمالي - جدول گزاري معابر و شوارع مشخص شده- ديوار كشي و فضا سازي ساختمان جديد اداري جهت انتقال - ادامه كار كمر بند جنوبي - اجراي تعؤيض معاير از جمله رفع گير در معايري كه مشكل تردد دارند (ز قبيل خيابان اصلي امير اباد مقابل مهديه) - تاكيد بر حل مشكل خيابان ابوذر - مذاكره با املاك واقعع دؤ طرح تعريض براي جلب رضايت ايشان و تملك و تعريض  معابر - اسفالت معابر - و ... توصيه نموده و تاكيد نموده كه بايد پروژ ه ها تكميل و يا از پيشرفت فيزيكي مطلوبي برخوردار باشد .

با اين حساب شوراي اسلامي شهر بر اين  شعار و ايده كه تا اخرين روز كار و اخرين لحظه مسئوليت خدمتگزار مردم خواهيم ماند و با امانت داري و صداقت زمينه ي حضور منتخبين محترم و داشتن شروعي  مناسب و فراهم نمودن محمل و زمينه فعاليت مناسب تر و بهتر با توجه به تازه نفس بودن منتخبين محترم چهارمين دوره ي شوراي اسلامي با عمل و اقدامات خود تاكيد و اصرار دارد كه اميدواريم مورد رضاي خدا و خشنودي مردم بزرگوار واقع شده و ذخيره ي اعمال ما در روز قيامت و در پيشگاه داور دادگر باشد.  ( ان شاء الله )

نقش بي بديل زنان  و مادران در رخدادهاي اجتماعي

  بسيار شنيده و خوانده ايم جملاتي از قبيل " از دامن زن مرد معراج رود" و " پشت هر مرد موفق زني فداكار است" و يا " بهشت زير پاي مادران است" و ... كه همه و همه در ستايش زنان و مادران  می باشد ، 

وقتي در يك كاوش جامعه شناسانه و روان شناسيِ شخصيت  با دقت بيشتري نگاه مي كنيم مي بينيم اين نقش و تاثير مستقيم مادران بر تربيت فرزندان امري بسيار شفاف و انكار ناپذير است و هر عقل سليمي موفقيت هاي انسان هاي بزرگ را در يك پيوستگي كامل ،با زحمت و تلاش هاي مادران  مي داند و به راحتي و به دور از هر گونه تعصبي به ان اذعان و اقرار مي كند .

از دير باز زنان ايراني چه قبل از اسلام و چه بعد از اسلام به پاكدامني و عفت و التزام ايشان به خانواده و تربيت نسل هاي پاك كه بتوانند اداره امور كشوری و لشگری را عهده دار گردند شهره بوده و در منابع مختلف به حجاب و عفاف ايشان اشاره و پرداخته شده است ،

با نگاهي اجمالي به سنگ نوشته ها و نقش سنگ هاي موجود در اثار باستاني از قبيل بيستون و نقش رستم و برسپوليس و اناهيتا و همين طور آثار مكتوب ديگر به اين حقيقت مي توان پي برد كه در دوران باستان ، زن از يك قداست و حريم معنوي برخوردار بوده كه به هيچ وجه حتي در نقاشي هاي ديوارها نيز زن ايراني به صورت عريان و يا بدون حجاب وجود ندارد و اين شاهدي بر مدعاي عفيف بودن زنان است .

در افسانه ي رستم دستان -كاوه آهنگر و ...  و شخصيت هاي اساطيري ايراني به خوبي مي توان نقش زن و مادر را در نشو و نماي شير مردان و پهلوانان مشاهده كرد ، امري كه امروزه در كشورهاي غربي با استفاده ي ابزاري از زنان و كشاندن پاي زنان به تبليغات و ترويج فرهنگ برهنگي كه به برهنگي و بي هويتي فرهنگي مي انجامد جوامع فرهنگي با پيشينه ي كهن و غنیِ فرهنگي را مورد تهاجم قرار داده و ناگزير اوضاع اين جوامع را به شدت فساد انگيز و ملّوث و غير قابل اعتماد جلوه داده و باعث ناكارامدي زنان در ايفاي نقش شان در اصلي ترين وظيفه ي مقرر يعني ازدياد نسل و حفظ حريم و استحكام بنيان خانواده و تربيت فرزندان شده  و  اشتياق به اشتغال در خارج منزل و كم رنگ شدن نقش اصلي همسري و مادري زنان  را به وجود مي اورند كه در نتيجه به شدت ارزش و جايگاه معنوي و قداست زنان را کاسته و به مخاطره و ضعف مي كشاند . 

در زير نمونه اي از متون قديمي در خصوص  نقش زنان در حفظ ارزش هاي اجتماعي و پايمردي زنان كه اثري مهم در تشويق مردان به مبارزه  داشته اند را مي اورم : 

داستان حسنك وزير را كه بخواني ( نوشته ي بيهقي ) در توصيف حسنك وزير و مادرش بسيار جذاب و با لحاظ جزئيات زيادي اين ظرايف مورد توجه واقع شده است  (( حسنك وزير وقتي به دستور مسعود غزنوي بر دار اويخته شد ٧ سال بر دار بود و ان قدر بردار ماند كه پوست و گوشت و استخوانش پوسيده و از بين رفت و كسي جرات گرفتنش را نداشت و بعد از ٧ سال دستور دادند بقاياي استخوان وي را از دار گرفته و دفن كردند و كسي نفهميد كه سر حسنك كجا و بدنش در كجا قرار دارد ))  كه بايد نويسنده متن را كه بيشتر تاريخ نگاري كرده و منظورش افرينش يك اثر ادبی نبوده اما به دليل زيبايي متن به يك اثر تاريخي ادبيِ قابل ، تبديل شده ،تحسين کرد و به وی آفرين گفت كه برای نگارنده در این مقال مجال براي توضيح بيشتر نيست و به ذكر متن مي پردازم :

"و مادر حسنک زنی بود سخت جگرآورچنان شنیدم که دو سه ماه از او ، این حدیث را نهان داشتند. چون بشنید ، جزعی نکرد بلکه گریست به درد و گفت : بزرگا مردا این پسرم بود! که پادشاهی چون محمود این جهان را بدو داد و پادشاهی چون مسعود آن جهان.!!

*(( نگاشته شده توسط : رحيم نيكنام  ساعت ٣ و ٢٦ دقيقه ي سحرگاه روز ٥ شنبه ٢٧ تير٩٢ ))*

" متن جملات مادر حسنك برگرفته  از "حكايت بردار كردن حسنك وزير" از كتاب ناريخ بيهقي "

وقتي امير كبير گريه كرد   (( احساس مسئوليت  ))

 در سال  ١٢٦٤ هجری قمری نخستین برنامه‌ ی دولت ایران برای واكسیناسیون به فرمان امیركبیر آغاز شد. در آن برنامه، كودكان و نوجوانانی ایرانی را آبله‌كوبی می‌كردند. اما چند روز پس از آغاز آبله‌كوبی به امیر كبیر خبر دادند كه مردم از روی ناآگاهی نمی‌خواهند واكسن بزنند! به‌ویژه كه چند تن از فالگیرها و دعانویس‌ها در شهر شایعه كرده بودند كه واكسن زدن باعث راه ‌یافتن جن به خون انسان می‌شود هنگامی كه خبر رسید پنج نفر به علت ابتلا به بیماری آبله جان باخته‌اند، امیر بی‌درنگ فرمان داد هر كسی كه حاضر نشود آبله بكوبد باید پنج تومان به صندوق دولت جریمه بپردازد. او تصور می كرد كه با این فرمان همه مردم آبله می‌كوبند.

اما نفوذ كلام جن گيرها به قدري بود كه در مردم اثر كرده و مردم از واكسن زدن خود داري كرده و در نتيجه ٢٨  ربيع الاول به امير كبير خبر دادند كه در كل تهران واطراف ان فقط ٣٣٠ نفر واكسن زده ان د چون عده اي از شهر فرار كرده و بعضي هم در آب انبارها و طويله ها مخفي و واكسن نزده بودند

در همان روز، پاره دوزی را كه فرزندش از بیماری آبله مرده بود، به نزد او آوردند. امیر به جسد كودك نگریست و آنگاه گفت: ما كه برای نجات بچه‌هایتان آبله‌كوب فرستادیم. پیرمرد با اندوه فراوان گفت: حضرت امیر، به من گفته بودند كه اگر بچه را آبله بكوبیم جن زده می‌شود. امیر فریاد كشید: وای از جهل و نادانی، حال، گذشته از اینكه فرزندت را از دست داده‌ای باید پنج تومان هم جریمه بدهی. پیرمرد با التماس گفت: باور كنید كه هیچ ندارم. امیركبیر دست در جیب خود كرد و پنج تومان به او داد و سپس گفت: حكم برنمی‌گردد، این پنج تومان را به صندوق دولت بپرداز چند دقیقه دیگر، بقالی را آوردند كه فرزند او نیز از آبله مرده بود.

این بار امیركبیر دیگر نتوانست تحمل كند. روی صندلی نشست و با حالی زار شروع به گریستن كرد. در آن هنگام میرزا آقاخان وارد شد. او در كمتر زمانی امیركبیر را در حال گریستن دیده بود. علت را پرسید و ملازمان امیر گفتند كه دو كودك شیرخوار پاره دوز و بقالی از بیماری آبله مرده‌اند. میرزا آقاخان با شگفتی گفت: عجب، من تصور می‌كردم كه میرزا احمدخان، پسر امیر، مرده است كه او این چنین های‌های می‌گرید. سپس، به امیر نزدیك شد و گفت: گریستن، آن هم به این گونه، برای دو بچه‌ی شیرخوار بقال و چقال در شأن شما نیست. امیر سر برداشت و با خشم به او نگریست، آنچنان كه میرزا آقاخان از ترس بر خود لرزید. امیر اشك‌هایش را پاك كرد و گفت: خاموش باش. تا زمانی كه ما سرپرستی این ملت را بر عهده داریم، مسئول مرگشان ما هستیم.


میرزا آقاخان آهسته گفت: ولی اینان خود در اثر جهل آبله نكوبیده‌اند. امیر با صدای رسا گفت: و مسئول جهلشان نیز ما هستیم. اگر ما در هر روستا و كوچه و خیابانی مدرسه بسازیم و كتابخانه ایجاد كنیم، دعانویس‌ها بساطشان را جمع می‌كنند. تمام ایرانی‌ها اولاد حقیقی من هستند و من از این می‌گریم كه چرا این مردم باید این قدر جاهل باشند كه در اثر نكوبیدن آبله بمیرند
 ..


در حاشيه ي " الو مركز سلام اينجا زرنده "

 پس از درج شعر طنز "الو مركز سلام اينجا زرنده" از طناز پيشكسوت اقاي اسفنديار نيكنام معروف به نعمت آقا تعداد زيادي از همشهريان چه به صورت حضوري و چه طي پيام هاي تلفني و از جمله كامنت هاي ارسالي از درج مطلب " شرح حال نعمت  آقا و شعر ایشان"  سپاسگزاري نموده و به ابراز احساسات پرداخته و از يادآوري و تجديد خاطره شعر "الو مركز" كه در زمان خود شادي و سرور مردم را به همراه داشته و توسط بيشتر مردم زمزمه مي شد تشكر و قدر داني نمودند .

يكي از دوستان پاشنه وركشيده و حاضر يراق و قلم تراشيده كه همواره در هر بحثي رقيب تمريني و مسابقه اي براي اين حقير(نگارنده) حساب مي شود و از جنگ سرد و كُري خواني گرفته تا مذاكره و مبادله ومناقشه و مجادله و مپايمه و مسابقه و مشاعره با بنده ي حقير فقير سرا پا تقصير پيش رفته و در نهايت با اتش بس و قلم بس موضوعات به صورت بينا بيني و مرضي الطرفين خاتمه  مي يابد مگر نه ممكن است به جايي بكشد كه حسابش با كرام الكاتبين است ؛ جناب آقاي محمد علي چراغي فرهيخته ي شهرستاني و برادر فاضل و استاد عزيزم مي باشد كه با توجه به ظرفيت و تحمل و سعه ی صدري كه در ايشان سراغ داريم همواره  مورد مطايبه و مزاح و مشاعره ما قرار مي گيرد كه خواندني بوده و هست كه اخرين آن ها مطلب "هندوانه و يا خربزه يا هردُوانه " می باشد ، كه نزديك بود در نهایت برای داوری به دیوان عدالت لاهه و یا برای صدور قطع نامه ی صلح به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع شود.

جناب چراغي العلماء دوست اهل قلم و شاعر عزيز زرندي پس از مطالعه ي شعر" الو مركز سلام اينجا زرنده" بنا به فرمايش خود ايشان به وجد امده و اشعاري را سروده و براي اينجانب ارسال نموده كه بسيار جالب و خواندني و قابل قدرداني و شكر گزاري است : 

 

 

سلام بر نیکنامان زرندی 

اِلُوْ کن بهر آنها یک سپندی

مبادا یابد از چشم حسودان

وجود نازک آنان گزندی 

همیشه حسن و نیکی شان فزون باد 

مباداشان حسد از بد پسندی

رسا بادا کلام و کلک آنان

رسا چون قامت سرو بلندی

شفا از گفته ی شکّر فشانان

بجو ، هرگز مجو شهدی زِ قندی

چراغی را زِ خود هرگز میازار

چراغ از بهر تاریکی نگهدار

 

محمد علي چراغي  /  تير  ١٣٩٢ 


اين حقير علي رغم اينكه سرم اين روزها خيلي شلوغ است و مشغول اساس كشي و تحويل و تحول اداري و رتق و فتق امور مي باشم و خيلي مجال نوشتن و فكر كردن و قلم فرسايي ندارم ((البته به چشم و گوش آقاي چراغي نرساد كه فكر كند حالا بايد اين قدر براي من بنويسد تا بنده را از ميدان به در كند ، چون به اين راحتي ها بنده ساكت و آرام نمي نشينم و اگر حضرت ايشان متوجه مجموع دلايلي كه باعث اين سكوت شده از جمله دندان درد و  گرفتاري كاري و غيره بشود چنان بنده را هدف شعر و مطالب قرار مي دهد كه تلافي تمام پر حرفي هاي قبلي بنده را در مي اورد ) اره عرض مي كردم علي رغم شلوغیِ كاری چند جمله اي در جواب لطف ايشان سروده و تقديم حضورتان مي كنم اميد كه مقبول اُفتد، 


سلام اي شاعر خوب زرندي

كه كردي دود بهر ما سپندي 

دعا كردي كه ما هرگز نبينيم 

ز بد چشم و حسد ورزان گزندي

تمام شعرتان شهد و شكر باد 

ز شازند و فريمان كلّه قندي 

سپهر از شعرتان  شد نورباران 

چو شمس عالم آرا شد زرندي

هميشه حسنتان از حد فزون باد 
 
مبادا ،  غم ببيني يا گزندي 
 
رحيم از حق برايت نيك خواهد 
 
كه در نزديك او بس ارجمندي 

رحيم نيكنام  /    ٢٦ تير ١٣٩٢ 

بر سر دو راهی (بودن یا نبودن ....)

یکی از خواسته های مردم که به نظر من منطقی هم می باشد و البته اخیرا بر سر حق یا ناحق بودنش دچار تردید جدی شده ام و دارم به شدت واکاوی می کنم ببینم بالاخره این امر حق و صحیح بوده و یا نا حق و نا صحیح ، تا در صورتیکه نتیجه بگیرم که نا حق بوده اولا بروم و استغفار  کنم و ثانیا از دلِ ما بقی بازماندگان شان در بیاورم ، موضوع امحاء موجودات موذی و خیانت کار و در راس ان ها سگ های بی اتیکت و جنایت کار می باشد .

چیزی که اخیرا من را وادار کرده تا در این خصوص بیشتر تامل کنم و به تردید افتم چند نکته بود :

اول اینکه انگار دیوار سگ های بی چاره در بین موجودات دیگر از همه کوتاه تر است که به محض این که صحیت از امحاء جیوانات موذی وسط می اید همه ی حواس ها به ایشان معطوق و متمرکز می شود ، منظورم  خانواده ی زحمتکش سگ ها ست که بی هیچ منتی یار و یاور چوپان های گرامی بوده و تابستان و زمستان بی هیچ امکانات رفاهی انچام وظیفه می کنند و در مقابل گرگ ها و افراد کراکی و دزدان محترمِ خطرناک تر از گرگ ها  ذره ای پا پس نکشیده و جانانه ایستاده و از جان و شرف گوسفندان خوشمزه و عزیز و به شدت لذیذ و ایضا شرافت چوپانان ارجمند و مضافا ما یَمْلَکِ دامداران ایثار گر دفاع می کنند و در ضمن با درک بالای خود موضوع گرانی گوشت را به خوبی متوجه شده و به تکه استخوانی قناعت می کنند و مضافا اینکه چشم و دست و دلْ پاکیِ ایشان بر همه به خصوص گوسفندان عزیز اثبات شده که بی خیالِ این حرف ها در کنار ایشان غنوده و بیم گوشت و دنبه و .. ندارند که باید بخاطر این فضائل  برجسته از سگ ها تشکر هم کرد و در همین حال کسی به موش های موزی و مارمولک های بدقواره و گربه های دله و چلاس کاری ندارد و اسم و رسم داشتن و معروفیت به وفاداری هم برای سگ های عزیز درد سری شده بی جساب .

ثانیا علیرغم درخواست عده ای از شهروندان محترم که از ریخت سگ ها و حتی شنیدن اسم ایشان چِندِشِ شان می شود و از هر فرصتی برای ریشه کردن و مقطوع النسل و انقراض این حیوانات مفید و بی پناه نامه می نویسند و حضوری و غیر حضوری برای ایشان سوسه می آیند و بهانه های مختلفی از قبیل صدای گوش خراش و وجشی بودن و حملات نا جوانمردانه چند سگ بی شعور که احتمالا غیر بومی و غریبه و بی شخصیت و بی اصل و نسب باشند را در لیست اتهام ایشان مطرح می کنند،  که دل بنده برای این موچودات بی پناه می سوزد ، به خصوص با قانون جدید که امر به کشتار سگ ها به روش زنده گیری داده شده که باید بیچاره ها را بگیرند و با یک شیوه ی فچیع و به صورت تزریق ایشان را زجز کش و سک کش کنند و ان قدر سگِ بیچاره را عذاب دهند تا در اثر آن سگ بینوا بمیرد ،که بسیار رقت انگیز است .

ثالثا با اوج گرفتن فعالیت های " سَمَنْ " ( سارمان های مردم نهاد) ( ان جی او ) گروهی از مزدم شهر اقدام به تشکیلِ انچمن حمایت از حیوانات نموده و در خصوص سگ های بیچاره با جدیت و دلسوزی و حساسیت موضوعات را رصد می کنند و طی مکاتباتی روند نابود سازی این حیوان مفید را مورد اعتراض قرار داده  و اخطار انقراض این سگ ها را داده و  خواستار توقف این روند هستند .

به هر حال این مسائل سرانجام بنده را هم به شک انداخت که شخصا نسبت به دریافت آمار سگ های کشته شده اقدام کردم و در دو مرحله هم همراه تیم شکار و امحاءبه ماموریب رفتم، این شکارچیان سگ که در سطج کشور فقط ۲ تیم زنده گیری دارند و در تمام شهرها به طور گردشی و به صورت پیمانکاری برای شهرداری ها این کار خطیر را انچام می دهند و بی رحمانه حیوانات را شکار و به قتل می رسانند .

من وقتی نحوه ی زنده گیزی و کشتن حیوانات مفلوک را دیدم خیلی ناراحت شدم و از وضع فجیع کشتار این حیوانات  خدا متاثر شدم و  به پیمانکار مربوطه آقای احمدی و دستیارانش که حقیقتا این قدر قصی القلب و بی رحم هستند معترض شدم و دیدم که هر شب تعداد ۲۰ - ۳۰ قلاده از این حیوان بیچاره را می کشند و بعد در چاه ریخته و روی آن ها نیز اهک می ریزند تا به صورت بهداشتی تجزیه شوند و محیط و اب و هوا را الوده نکنند .

به هر حال از یک طرف نامه های شکایت از مزاحمت سگ ها و از یک طرف نامه ی طرفداران محیط زیست و انجمن دفاع از حیوانات بی پناه امر را بغرنچ نموده و خواستم در همین جا از همشهریان محترم استمداد کنم و راه حلی منطقی  و میانه برای مدیریت این موضوع دست و پا کنیم .

 البته خودم پیشنهاد دادم در اطراف شهر تابلو ها و نوشته هایی نصب کنیم و این حیوانات را از حضور در شهر بر حذر داریم چون طبق یک عادت ، بیشتر سگ ها از نقاط همجوار به شهر مامونیه می ایند - و در ضمن از مزدم بخواهیم ضایعات غذایی خود را کمتر کنند و از محتوای سطل های زباله و دور ریز مواد غذایی بکاهند چون سگ ها ترجیح می دهند در مامونیه به جستجوی عذا بپردازند تا شهرهای اطراف چون اعیان نشینی و ولخرجی و ریخت و پاش و اسراف مردم مامونیه این شهر را به عنوان یکی از سگ پذیر ترین مناطق اطراف تبدیل کرده است . و مضافا اینکه کمی هم به فکر امجاء گربه ها و موش ها باشیم که بخاطر تمرکز فعالیت کشتار بر روی سگ ها از ایشان غافل شده و موش ها به اندازه ی گربه و گربه ها به قدِّ سگ در امده اند و خوب در نتیجه ی این تغییر و انصراف از تمرکز بر سگ ها و جلب شدن توجه به موش ها و گربه ها و در برخی محله ها شغال ها می تواند باعث نچات جان سگ های بیچاره و تا حدودی کاهش ضایعات این حیوانات بدبخت بیانجامد، ریرا که اسم سگ های بیچاره به  بد درامده مگر نه امروزه تخریب و مزاحمت موش ها و گربه ها کمتر از سگ ها نیست .

به هر حال در پاسخ به کسانی که می گویند سگ ها نابود نمی شوند و اذیت می رسانند و شهرداری در امحاء سگ ها کوتاهی می کند فقط چند تصویر از جان کندن این حیوانات بیچاره و نحوه ی کشتار در این جا درج می کنم و البته نگاه کردن ان را به اعضای انجمن حمایت از حیوانات و افراد رقیق القلب توصیه نمی کنم و پیشاپیش از همه شهروندان گرامی به خاطر این صحنه های دلخراش  عذرخواهی می کنم .

 

  

وبلاگ وب نگاران شهرستان زرندیه

 وب نگاران زرندستان 

انجمن وبلاگ نویسان و رسانه های الکترونیکی شهرستان زرندیه ، به منظور پوشش خبری  وبلاگ نویسان و هم اندیشی ها و حرف وحدیث های شان در ارتباط با مسایل وب لاگ نویسی ، به راه اندازی وبلاگی مبادرت کرد که نام و نشان اینترنتی آن چنین است :

وب نگاران زرندستان

 http://vebnegar-zarandestan.blogfa.com/

هر كس بد ما به خلق گويد، ما چهره ز غم نمي خراشيم

                              غیبت‌های مجاز!

عزيزي به اين حقير مي گفت : فلاني شما از هر حرفي جمله اي و از هر موضوعي داستاني و خبري و نقدي مي سازي و به خورد خواننگان بزرگوار و ارجمند و صد البته مهربان مي دهي كه اين حرف ها را نا جويده و نيم كوب فرو برده و چون غير قابل هضم و از ثقالت برخوردار است دل درد نالوتي را تحمل مي كنند و دم بر نمی زنند و فقط در ضمير ناخود آگاه خود چند عدد بد و بيراه نثار اين حقير مي كنند و موقع نظر دادن هم با همان رویه ي بزرگ منشانه ي خود به به و چه چه كرده و گل و بلبل را ترسيم مي كنند كه جا دارد به ايشان دست مريزاد و مخ مريض مبادي عرض كنم و مراتب شكر گزاري خود را به استحضارشان برسانم ، زيرا كه اگر اين مشتريان بي منت نباشند اين نوشته هاي بلند و بالا باد كرده و ترشيده مي شود كه ديگر نه به درد خودم  مي خورد و نه به درد هيچ تنابنده ي بي نوا!!!

از اين مطلب طنزگونه نگاشته شده فوق ( به قول اقاي چراغي كه مصرانه و مکرر فارسي را پاس مي دارد و  به ساحل مي گويد كنار به فوق هم بالا اطلاق مي كند) كه براي تلطيف فضا نگاشتم و تقديم شما دوستان عزيز( فارسي را پاس بداريم عزیز مي شود = جان) كردم كه بگذريم ، داشتم توي وبلاگ سرور ارجمندم آقاي دكتر طباطبايي گشتي مي زدم ديدم كه حال استاد خوب شهرستان مان خيلي خوب نبوده و از تلخي كلامش متوجه تكدر خاطر ايشان شدم .

اولش گفتم شايد استاد طباطبايي ما در اثر روزه داري در اين گرماي برج تموز كلافه شده بوده و نتوانسته با خنكاي ابي اتش درون را فرونشاند و  ناگزير قلم برداشته و اين چنين گلايه نموده و شاكي است ، اندكي كه در مطلب غور كردم و دو باره و چند باره خواندم و از طرفي به پيش دانسته هايم در باره استاد بازگشتم ديدم استادگرانقدر ما كه از سلالة السادات نيز هست ان قدر بزرگوار است كه به این حرف ها نگران و بر آشفته نمي شود و بنا بر اين دلشوره ام بيشتر شد و متوجه نكاتي شدم كه لازم ديدم اين مطلب را بنگارم :

دين مبين اسلام به عنوان نجات بخش ترين آئين و كامل ترين دستور زندگي دنيوي و اخروي كه حاوي تمامي دستورالعمل های زندگي و ابعاد وجودي انسان است و هيچ شاني از شئون حيات نيست مگر اينكه اسلام حکمی برايش دارد در خصوص " گفتار " و " گوينده" - " قُوْلْ" و قائِلْ" و ارتباط اين ها با هم و ارتباط مخاطب با هر دو توضيحات مبسوطي داده كه بنده صرف نظر كرده(به خوانندگان رحم مي كنم) و به اختصار شرحي ميدهم:

در حديثي از معصوم روايت است كه " اُنظُرْ الي ما قال و لا تَنْظُرْ الي مَنْ قال " به گفته بنگرید و به گوينده نگاه نكنيد ، يعني صرف نظر از اين كه گوينده چه كسي است سخن و گفته ي وي را به بوته ي ازمايش بسپاريد و  ان را مورد سنجش و توجه قرار دهيد و اين سخن ناظر بر اين موضوع است كه سخن حق و راست و درست را از هر كسي با هر ويژگي و شخصيتي بايد پذيرفت و نبايد به صرف اين كه گوينده مورد پسند و اعجاب و پذيرش و اقبال ما نبود سخن وي را از منظر و مرعي دور نماييم و به تخطئه ي گوينده كلام بپردازيم .

در قرآن كريم كه كتاب زندگي و كلام خالق است و دربست معجزه ي غير قابل انكار است چنين امده است كه" فَبَشِّرْ عِباديَ الَّذينَ يَسْتَمِعونَ الْقَوْلَ و يَتَّبِعونَ اَحْسَنَهُ " بشارت باد بر بندگان خدا كه سخن را مي شنوند و بهترين ان را بر مي گزينند و پيروي مي كنند .

چنانچه بازهم مشهود است اين سخن قران كريم نيز ناظر بر اهميت قول و گفته و رجحان ان بر قائل و گوينده می باشد و اصل سخن و كلام و گفته در پلان دوم اهميت قرار دارد ، و در همين جا كه ايه ي قران هيچ گونه قيدي را به كار نبرده و جمله اي مطلق را بيان نموده كه در شرايط مساوي از نظر شخصيتي ، سخن متقن و محكم تر رجحان دارد و حتي در شرايطي كه يك شخص از سجاياي اخلاقي كمتر و تقوا و صفات انساني ضعيف تر برخوردار است اما سخنش متقن و محكم تر است اولويت پيروي با همين شخص است و بايد سخن وي را قبول و عمل كرد.

در سوره مباركه حجرات ايه ي "يا ايها الذين آمنوا اِنْ جائَكُمْ فاسقٌ بِنَبَاءٍ فَتَبَيَّنوا" ( اي كساني كه ايمان داريد هرگاه فاسقي براي شما خبري آورد تحقيق كنيد - بازهم در اين آيه كه به قول علما در خصوص حجيت خبر واحد ، توضيح و حكمي تشريع گرديده  اهميت خبر و ارجحيت ان بر راوي خبر بيان شده و به قدري به خبر و سخن و گفتار اهميت داده كه حتي اگر راوي خبر ، فاسق هم بود باز قابليت تحقيق و بررسي برای آن سخن و خبر محفوظ و منظور است . 

مي دانم كه كمي هاج و واج و مبهوت شده و مي گوييد اين حرف ها به چه مناسبتي است ؟؟ 

در زير جمله هاي  استاد طباطبايي را كه عينا ازوبلاگ ايشان برداشته ام را درج مي كنم و بعد نكاتي را متذكر مي گردم ؛

آموخته‌ام خودم باشم و تا به امروز تاوانش را هم داده‌ام. من نمی‌توانم؛ یعنی یاد نگرفته‌ام بعضی چیزها را «مصلحت» بدانم و نگویم و بعضی چیزها را «مصلحت» بدانم و بگویم. اشخاص و افراد برای من تفاوتی ندارند امّا ظاهراً در این جامعه، «مَن»ها بسیار مهم‌تر از «مَا»ها هستند. به بیان دیگر، این‌که چه کسی نقد می‌شود بسیار مهم‌تر از این است که پیرامون چه موضوعی صحبت می‌شود.

ببينيد تلخيِ كام و كلام استاد طباطبايي با ان شخصيت صبور و مهربان  را  و تامل كنيد كه وي را چه شده و چه مي شود كه به اجبار چنين نگاشته است ؟؟؟ 

اين حقير كه مدتي است با این بزرگوار آشنا شده و از ويژگي هاي اخلاقي و رفتار و كردار و افكار ايشان مطلع هستم وي را در كمال تواضع و فروتني يافتم به قدري كه در مقابل حتي كوچك ترها نيز رعايت ادب كرده و آن قدر مهربان و افتاده و خاكي است كه گاهي اوقات مورد طعن و انتقاد دوستان قرار مي گيرند ، 

شخصيت استاد طباطبايي كه به داشته هاي علمي و ادبي خود متكي بوده و مجيز كسي نگفته و مداهنه و تملق را دون شان علمي و شخصيت ايشان مي دانيم و لذا گاهي به لحاظ عدم رعايت اين گونه تعارف و تعاريف كه با تاسف فراون در محافل و ادارات عرف شده است مورد طعن و برخي حملات تند قرار گرفته و مي گيرند .

اقای دکتر طباطبایی کسی است که وقتی شعر وضان آمد را می نگارد هنوز چند ساعت از تشر آن نمی گذرد که در بسیاری از پایگاه های خبری شعر دلنشین و نغزش درج و منتشر می گردد که افتخاری بزرگ برای این شهرستان است و واقعا باید از خودمان بپرسیم: ایا دکتر طباطبایی به محفل و همایش و داوری و اجرا در شهرستان ما نیاز دارد یا این شهرستان تشنه ی زلال شعر و ادب و علم و معرفت این بزرگوار است و برای جذب و حفظ ایشان که بی منت در هر مراسمی حضور می یابد و جان تشنه ی جوانان تازه کار که به شدت نیاز به هدایت و راهنمایی ایشان دارند را سیراب می کند . ایا باید با چنین بزرگواری چنان معامله ای غیر منصفانه انجام شود که این چنین سرخورده و دلخور شوند که ترجیح دهند در شهرستان حضور نیابند ( که البته با اصرار و خواهش دلسوزان استاد خوب مان از این موضوع صرف نظر کردند) .

اقاي دكتر طباطبايي كه استاد دانشگاه شهيد بهشتي بوده داوری اشعار همایش انتظار و دبیری انجمن قلم شهرستان و اجراي مراسمي بسيار ساده و معمولي در شهرستاني كوچك مثل زرند براي ايشان نه تنها امتياز محسوب نمي شود بلكه به نوعي تنزل مقام و دون شان علمي ايشان است كه شخصا با ان موافق نبودم اما به لحاظ افتادگي و تواضع ايشان اين امور صورت گرفت كه بر وزانت و ارزش محفل و مجلس شهرستان بسي افزوده و باعث توجه همگان و ستايش و تحسين ايشان شد و ليكن برخي دوستان با تنگ نظري اين امر را انحصار طلبي و به نوعي امتياز خواهي تلقي كردند كه براي خود و ايشان وسعت ديد و سعه ي وجودي بيشتري مسئلت می كنم كه بي غرضانه و با صميميت بيشتري به موضوعات نگاه كنند .

آن چه در همايش شعر انتظار و همايش انجمن قلم اتفاق افتاد تجسم و تبلور " ما " و ارجحيتش بر " من"  و " من ها" و " بطلان تفكر " منيت " بود كه بايد ان را به فال نيك گرفت - شعرخواني و سخنراني بيش از ١٥ نفر در ائين بزرگداشت قلم نمودي از ميدان دادن به دارندگان آثار ادبي براي عرض اندام و خروج اين گونه آئين ها از انحصار بود و در اين ميان استاد طباطبايي نقشي بي بديل داشت .

درسته - متوجه شدم دارد بحثم به درازا مي كشد كه از حوصله ي جمع خارج است همين قدر بسنده مي كنم .

برادران و خواهران عزيزم:

بياييم قدر داشته هاي خود و شهرستان خوب مان را بدانيم .

 بياييد نگزاريم گوهرهاي خودمان مكدر و ناراحت شوند و آن ها را از دست بدهيم و بعد مجبور شويم با جواهرات بدلي و استقراضي ، شهر و ديارمان را زينت بخشيم.

 بياييد حق گو و حق پو باشيم .

 بياييد تعصبات خاص زباني - محلي - منطقه اي - را كنار بگذاريم و اِتِّباعِ اَحْسَن را كه سفارش قران است را مد نظر قرار دهيم .

 بياييد "من" را فارغ از وساوس نفساني و انگيزه هاي نامقدس به "ما" مبدل كنيم (يد الله مع الجماعة) .

 بياييد به جاي واگرايي و تفرق به هم گرايي و هم افزايي فكر و عمل كنيم و بدانيم كه نجات در صدق است (النجاة في الصدق ) .

 بياييد به جاي سخن در باره گوينده و شخص ها به روي گفتار و شخصيت و كردار افراد نمره بدهيم و ...

و بياييد به جاي تنگ نظري و تخطئه ی ديگران در رقابت جوانمردانه و با رعايت اخلاق باعث رشد خود و شهرستان عزيزمان باشيم . 

و نكته اخر به استاد طباطبايي بزرگوار :

سيد بزرگوار خود نيك مي دانيد كه همواره در طول تاريخ افرادي كه منشاء اثر و فايده و افاده و افاضه بوده اند مورد هجمه قرار گرفته و نا ملايمي و شماتت از ناحيه ي بدخواهان و عدم تحمل و مدارا ي رقيبان و دوستان كم حوصله و تنگ نظر قرار گرفته اند و اين جريان مستمراً ادامه دارد " استاد علي معلم دامغاني در جایی می گویند: دو رودخانه برادر دو رودخانه شديم ، يكي به بستر ظلمت يكي به بستر نور " 

پس صبور باشيد وبدانيد " ان الله مع الصابرين" و استورا و ثابت قدم باشيد و بدانيد مادامي كه اين گونه حملات و هجمه  هاي  كور ، صورت مي گيرد روش و منش و رفتار و اعمال تان صحيح است كه مخالف دارد و با تعرض مواجه است و بايد نگران روزي باشيم كه همه از ما راضي باشند چون ان موقع است بايد در جستجوی عيب كارمان باشیم و به دنبال نفاق اعمال شده بگرديم .      

                                               والعاقبة للمتقين

ماه ترين ماه ها همان جوانان افتخار آفرين زرندي هستند


جوانان خوب زرندي و مامونيه اي كه در غيرتمندي و پايبندي به

اخلاق و عفاف و مردانگي زبانزد هستند و در عرصه هاي مختلف

زندگي شخصي و اجتماعي و شغلي هر گاه به خود باوري

رسيده اند با تلاش و كوشش بي دريغ و جانانه مدارج ترقي

را يكي پس از ديگري پيموده و براي همشهريان عزيز افتخار

 افرين و عزت بخش شده و نام زرند و مامونيه را در بالاترين

سطوح مطرح و به نمايش گذاشته اند . 

 

اما اين بار پس از  فرهيختگان عرصه ي -علم - هنر - ادبيات -

 شعر- موسيقي و... نوبت به بانوي جوان مامونيه اي خانم محيا

ساعدي رسيد تا صداي دلنشين ايشان هم سفر لحظه هاي

عرفاني سحر روزه داران خدا جو در سراسر ايران اسلامي شده

و مناجات  و ترجمه ي دعاي ملكوتي و آسماني سحر را با

دل هاي عاشق ايرانيان گره بزند . 

 

بانو محيا ساعدي بانوي با كمالات مامونيه اي كه در آزمون

سنجش صدا توفيق بسيار بالايي را كسب كرده و صدايش را

هم سنگ با اساتيد دوبله و صداي ايران از جمله خانم مريم ن

شيبا - شهلا ناظريان - ژيلا صادقيان -حسين عرفاني - ناصر

طهماسب و ناصر ممدوح  مي دانند با اجراي زيبا و دلنشين

خود مي رود تا علي رغم كمي سن و سال و تجربه و عدم

اتمام دوران دانشجويي و صرفا به لطف توانايي و  صلابت و

ملاحت صوتش جاي ثابتي را در اجراي برنامه هاي مناسبتي

در صدا و سيماي جمهوري اسلامي  كسب و ان را تحكيم نمايد .

 

برنامه ماه ترين ماه كه ويژه برنامه ي سحر شبكه ي ٢ سيماي

جمهوري اسلامي ايران است و داراي قسمت هاي متنوعي

مي باشد، حسن ختامي با قرائت دعاي سحر و ارائه ي

ترجمه ي دعاي سحر با صداي زيبا و دلنشين خانم محيا

ساعدي دارد كه تماشاي ان را به همه ي همشهريان عزيز

توصيه مي نمايم .

 

كسب اين افتخار و توفيق ارزشمند را به عموم شهروندان گرامي

 وبه ويژه دوست عزيزمان آقاي محمد ساعدي والد گرامي بانوي همشهري تبريك و تهنيت عرض نموده و براي خانم محيا ساعدي

توفيق روز افزون و رسيدن به بالاترين درجات كمال و ان چه

 استحقاق ان را دارد  آرزو مي كنم .

 

 

وبلاگ (( سراج المنير ))" خانه ي معارف قراني !!"  فعاليت خود را از سر گرفت.   

         h3685_tttttt.png

 وبلاگ (( سِراجُ الْمُنيرْ )) "  خانه معارف قراني !! " به مديريت اينجانب " رحيم نيكنام " حاوي مطالب مرتبط با آموزش قرآن كريم و ادبيات عرب و موضوعات معارف اسلامي و قرآني كه در تاريخ آذر ماه ١٣٨۴ تاسيس گرديده و مطالب بسيار مفيدي در ان درج مي گرديد كه بنا به دليل مشغله ي زياد شغلي و اجتماعي  ( معلمي و مديريت و شوراي شهر و حل اختلاف ) و ساير مسئوليت هاي اجتماعي مدتي بود راكد مانده بود و توسط اينجانب آپ و به روز نمي شد ، به لحاظ فراغت  نسبي زمينه ي فعاليت و نگارشش فراهم شده ، لذا مجددا در سالروز ايجادش فعاليت و كار خود را از سر گرفت ،

علاقمندان به موضوعات قرآني و معارف اسلامي با مراجعه به وبلاگ با ادرس  http://serajemonir.blogfa.com/  مي توانند به وبلاگ " سراج المنير " خانه معارف قرآني " مراجعه و از مطالب نگاشته شده توسط اين حقير استفاده نمايند :

بي صبرانه منتظر مراجعه شما عزيزان و ارائه رهنمودها و نظرات و پيشنهادهای شما يراي  ارتقاء و پويايي اين وبلاگ مي باشيم - 

آرشيو وبلاگ " سراج المنير " تا سال  ١٣٨٨  موجود و مطالب ارزنده اي كه قابل استفاده است را شامل مي باشد ، در دسترس كليه عزيزان و دوستان علاقمند مي باشد . 

در هشتمین سال تولد وبلاگ " سراج المنير " ( آذر ماه  ٨۴ )  مجددا اين وبلاگ را احياء نموده و ان شاء الله ِمنْ بَعْدْ   فعال و به روز خواهد بود .

آدرس وبلاگ :   http://serajemonir.blogfa.com/.       " سراج المنير" " خانه معارف قرآني !!"

 مديروبلاگ :  رحيم نيكنام        تاريخ تاسيس : آذر ماه ١٣٨۴     تاريخ تجديد حيات : ٢١ تير ٩٢ 

توزيع سبد كالا ویژه ماه مبارك رمضان

zrhw52mpow15v8y49av.jpg  pcea15xqhxwr88mjqx7i.jpgicstn81t8rxv8hlc0kh.jpg   80s3e55tyhjb0m00ypo.jpg

 h5xhyouz9dgp3nw5qo.jpg    jpcdrz99u89vdetqtklx.jpg   

هم زمان با فرا رسيدن ماه مبارك رمضان و به منظور دسترسي اسان مومنان خداجو و شهروندان عزيز و با هدف تامين اقلام مصرفي غذايي و كنترل قيمت ها و تنظيم بازار، اداره ي صنعت، معدن و تجارت شهرستان زرنديه اقدام به برپايي و داير نمودن فروشگاه و مركز ويژه ي توزيع اقلام مصرفي شهروندان و تهيه وتوزيع سبد ويژه ي كالا با قيمت كنترل شده و ارزان در محل غرفه هاي موجود در ساختمان آتش نشاني شهر مامونيه نموده است .

امروز جمعه در بازديدي  كه توسط رحيم نيكنام رئيس شوراي اسلامي شهر مامونيه از مركز فروش مذكور مستقر در ساختمان اتش نشاني مامونيه به عمل آمد نحوه ي تامبن و توزيع و بسته بندي  سبد كالايي كه در بين شهروندان توزيع مي گردد مورد مشاهده وبررسي قرار گرفت و با عوامل توزيع و فروش و مديريت مركز فوق جهت بهبود فرايند خدمت رساني به مردم شريف بحث و تبادل نظر شد .

اين فروشگاه در چند غرفه اقلام غذايي برنج - گوشت - مرغ- روغن نباتي - شكر - مواد شوينده - حبوبات  و ساير اقلام مورد نياز را به مشتريان و متقاضيان تحويل مي نمايند .

اقاي محمد رضا توكليان مدير فروشگاه در سخناني ضمن ارزوي قبولي طاعاتِ شهروندان عزيز هدف از اين كار را خدمت به مردم و سهولت دستيابي شهروندان و صرفه جويي در زمان و هزينه ي مردم بر شمردند و قيمت ارزان و كيفيت بالاي اجناس ارائه شده و كنترل مستمر از طرف ادراه ي صنعت ،معدن و تجارت را از مشخصه هاي اين فروشگاه بر شمردند .

وي سبد كالايي تهيه شده براي ماه مبارك رمضان را شامل ١٠ کیلو برنج (١٨ هزار تومان) 2.200 کیلوگرم نخود (7 هزار تومان) عدس (8 هزار تومان) و جمعا (35 هزار تومان ) اعلام كردند كه بسيار به صرفه ي اقتصادي مردم است و نخود و عدس ان وارداتي  و از كشور كانادا و با بهترين كيفيت مي باشد و برنج ان نيز به قيمت ارزان و با كيفيت مناسب است .

اين فروشگاه با ٤ نفر نيروي خدماتي و فروشنده كه كار بسته بندي وتامين و فروش را انجام مي دهند در كليه ي روزهاي هفته (بدون تعطيلي ) از ساعت ٨ صبح تا ٨ شب داير است ونيازهاي مصرف كنندگان را تامين و تحويل مي نمايد و در جهت رضايت مندي مردم شريف در خدمت شهروندان محترم شهرستان زرنديه و شهر مامونيه مي باشد .

افتخار بزؤگ ديگر براي تيم ملي واليبال كشور عزيزمان


 

امشب بار ديگر دلاور مردان تيم ملي واليبال كشور عزيزمان با شكست دادن تيم ملي واليبال كشور آلمان كه در مقابل روسيه و تيم هاي بزرگ و جهان پيروز شده و داراي افتخارات زيادي است و پديده ي ٢ سال گذشته ي واليبال جهان است ، قدرت واليبال كشورمان را به رخ جهانيان كشيدند و با درخشش خيره كننده ي مردان بلند قامتِ  غيور و رعناي واليبال ايران اسلامي ميليون ها ايراني شادمان و سرشار از افتخار و غرور شدند .

سالن  ١٢ هزار نفري  واليبال ورزشگاه آزادي تهران امشب اكنده و لبريز از روزه داران خداجو و مهرباني بود كه براي تشويق و حمايت تيم ملي واليبال كشور عزيزمان  در ورزشگاه حضور يافته بودند و با تشويق بي امان و يك پارچه خود ورزشگاه را براي الماني ها بسيار وحشتناك و كلافه كننده كرده بودند و روحيه ي ورزشكاران خوب كشورمان را هر لحظه بالاتر مي بردند و ليخند شادي بر لب داشتند و در آخر مزد تشويق و حمايت هاي خود را با پيروزي شيرين و غرور انگيز تيم ملي واليبال كشورمان گرفته و با شادي ورزشگاه را ترك كردند تا روز شنبه اين هفته را با شادي و پيروزي اغاز كنند .

پيروزي افتخار آميز و شيرين و دلچسب و به ياد ماندني تيم ملي واليبال كشورمان در مقابل تيم ملي واليبال آلمان با نتيجه ي عالي ٣ بر صفر را به عموم مردم دلاور پرور ايران و ورزش كاران و ورزش دوستان تبريك و تهنيت و شادباش مي گويم وآرزوي روزهاي بهتر و استمرار و تداوم پيروزي و شادي براي واليبال ايران كه شايسته ي جوانان غيور و دلاور ايران است را دارم .

قابل توجه  وبلاگ نویسان زرندیه ای - خبر فوری و مهم

x695_polarak2.png

 

فراخوان مدیران محترم وبلاگ های زرندی برای ثبت نام در حلقه ی وبلاگ نویسان استان مرکزی

با سلام خدمت وبلاگ نویسان عزیز در شهرستان  زرندیه :

بدینوسیله از شما دعوت بعمل می آید که در حلقه وبلاگ نویسان استان به نام شهرستان عزیزمان زرندیه عضو شده و با ورود به سایت (پُلارَکْ دات آی آر ) و ثبت نام در  قسمت مربوطه آدرس وبلاگ خود را در درج نموده و با ثبت نام خود باعث ارتقاء رتبه شهرستان عزیزمان زرندیه در میان سایر شهرستان های استان مرکزی شوید - لازم به یاد اوری است علیرغم اینکه شهرستان زرندیه دارای انجمن وبلاگ نویسان است و این در حالی است که اکثریت شهرستان های استان فاقد انجمن وبلاگ نویسان می باشند، اما به دلیل عدم اطلاع رسانی صحیح و در نتیجه عدم استقبال مدیران وبلاگ های پر شمار زرندیه ای به علت بی خبری وبلاگ نویسان محترم زرندیه ای تا کنون شهرهای دیگر استان کمی پیش افتاده اند ولی با حضور دوستانی گرامی و غیرتمند همچون شما ان شا‌ء الله ضمن تحکیم جایگاه شهرستان عزیزمان با آمار بالای وبلاگ نویسان و فعالان عرصه ی رسانه های مجازی باعث افزایش بار علمی زرندیه در این حلقه گردیم .
در ضمن آدرس حلقه وبلاگ نویسان را به دیگر دوستان معرفی نمایید - هم اکنون جایگاه زرندیه در میان شهرستان های استان مرکزی رتبه ی هشتم می باشد که اراک ،تفرش، کمیجان،خمین، خنداب، محلات ، ساوه  در جایگاه های اول تا هفتم قرار دارند و یقین و باور دارم در صورتی که همه ی وبلاگ نویسان زرندیه ای ثبت نام انحام دهند و با حساسیت و جدیت در این فراخوان شرکت نمایند می توانیم در میان چهار شهرستان اول استان جایگاهی که استحقاقش را داریم قرار گیریم و قدرت علمی و توانایی نویسندگی و قلم زنی و  استعداد ادبی و فرهنگی و هنری و ارزش های جوانان خوب شهرستان عزیزمان را به رخ استان مرکزی بکشیم و بار دیگر در سایر عرصه ها همانند ورزش و صنعت و کشاورزی و علمی و ادبی در زمینه ی تاسیس و مدیریت و نویسندگی وب لاگ هم ، مانند ستارگانی بدرخشیم .

آدرس سایت برای ثبت نام و درج اطلاعات مربوط به وبلاک ها:


www.polarak.ir  (( سایت پُلارَکْ دات آی آر )) 

 

با تشکر - رحیم نیکنام

  عضو هیأت موسس و مدیره ی انجمن وبلاگ نویسان شهرستان زرندیه

 

جواب ...... را با ........ بدهيم ؟؟؟!!

                                                             جواب سلام را با علیک بده
 
                                                             جواب تشکر را با تواضع
 
                                                            جواب کینه را با گذشت
 
                                                            جواب بی مهری را با محبت
 
                                                            جواب ترس را با جرأت

                                                           جواب دشمنی را با دوستی

                                                           جواب دروغ را با راستی
 
                                                                          جواب زشتی را به زیبایی
 
                                                                              
                                                           جواب خشم را به صبوری
 
                                                          
جواب سرد را به گرمی
 
                                                           
جواب نامردی را با مردانگی

                                                  جواب بی تفاوت را با التفات

                                                                          جواب یکرنگی را با اطمینان
 
                                                           جواب مسئولیت را با وجدان
 
                                                           جواب حسادت را با اغماض
 
                                                          
 جواب خواهش را بی غرور

                     

        نگاه مهربان را با لبخند

                                                         
   جواب دورنگی را با خلوص
                                                                           جواب لبخند را با خنده
 
                                                            جواب دل مرده را با امید
 
                                                            جواب منتظر را با نوید
 
                                                            جواب گناه را با بخشش
 
                                                                           جواب بی ادب را با سکوت
 

آثار دعا در زندگي فردي و اجتماعي ما انسان ها

 

آثار دعا در زندگی فردی و اجتماعی 

 
 
۱-نزدیکی به خدا
 
دعا موجب کمال نفس و قرب به خداست
امام صادق (ع) می‌فرماید: هیچ گاه دعا را ترک نکنید، زیرا عملی را پیدا نمی‌کنید که مانند دعا موجب نزدیکی به خدا باشد
 
حضرت در جای دیگر می‌فرماید:  نزد خدا مقاماتی است که بدون دعا و درخواست کردن کسی به آن نمی‌رسد
 
۲-شناخت خدا

 
دعا درس تمام عیار خدا شناسی و کلاس توحید و عرفان است
وقتی نام‌های پروردگار مانند رحمان و رحیم و سمیع و بصیر را به زبان جاری می‌کنیم

متن پيام  جناب استاد سرخيل به  مناسبت همايش اهل قلم

      پیام محبت   

 

 

اشاره - دوست و همشهری عزیزمان ، جناب مصطفی سرخیل ، سردفتر اسناد رسمی ساوه و مدرس دانشگاه ، پیام زیر را در وبلاگ خود درج کرده که جای حق شناسی و سپاس است :

 

« ن والقلم ومایسطرون

 

قرآن به قلم سوگند یاد می کند وقلم راز دار بشروخزانه دار علوم است .۱۴تیر ماه روز قلم بر کاتبان بالعدل مبارک باد

{متن پیام ارسالی کانون سردفتران ودفتریاران به همکاران سردفتر}

باتشکراز پیام محبت آمیز کانون محترم سردفتران ونیز با تشکرازعوامل اجرایی نشست اهل قلم زرندیه خصوصابزرگواران دکتر طباطبایی استاد چراغی استاد نیکنام جناب جوانمرد که خالصانه وخاضعانه برای هرچه باشکوهتر شد ن همایش زحمت می کشیدند وبنده حقیر توفیق داشتم این بار حضور داشته باشم اگر چه در خصوص انجمن اهل قلم وکیفیت برگزاری همایش های اینگونه وتوسعه ان به تمامی  اهل قلم وکتابت زرندیه که تعدادشان وتخصص هایشان در حوزه قلم واندیشه کم نیست حرفهایی دارم که در فرصت ومجالی دیگر بیان خواهم کرد نقدا عرض می کنم دوستان یاد شده در فوق ید بیضایتان نستوه باد ایام کامرواییتان مستدام

مصطفی سرخیل /مدرس دانشگاه /سردفتر اسناد رسمی 1ساوه /عضو هیئت تحریریه مجله تخصصی حقوقی کانون سردفتران »

 

http://savehsarkheil.blogfa.com/

 

 زرندستان : از جناب سرخيل  صمیمانه سپاسگزاری می کنیم .

 

رحيم نيكنام  : از جناب آقاي چراغي رئيس محترم انجمن قلم شهرستان زرنديه صمیمانه سپاسگزاری می کنیم .

 

نقل از وبلاگ آقای چراغی  http://www.zarandestan-mahmanye.blogfa.com/

 

يك تصميم - يك مصوبه - يك خدمت

5978_Image089.jpg    y1759_processed_DSC00174.jpg

 

يكي از نواقص و كمبودهايي كه همواره در شهر مامونيه احساس مي شد و به شدت فكر و ذهن اعضاي شوراي  اسلامي  شهر را آزار مي داد، فقدان مراكز فرهنگي - هنري و عدم تمركز و توجه به فعاليت ها و اقدامات فرهنگي در حوزه ي فعاليت  شهرداري مامونيه مي باشد.

موضوعي كه علاوه بر اهميت ذاتي و نقش ارزنده ي ان در بالندگي و رشد فكري و فرهنگي مردم ، در ارتقاي سطح خدمت رساني شهرداري و به تبع آن ايجاد رضايت مندي در شهروندان نيز مي تواند بسيار مهم و قابل توجه باشد . 

با همين رويكرد شوراي اسلامي در طول دوره ي ماموريت خود در چند مرحله با ارائه ي طرح هايي در صدد بر امد تا نسبت به تاسيس و فعاليت مجموعه ي فرهنگي هنري شهرداري تحت عنوان " خانه شهروند" و يا " خانه فرهنگ " اقدام نمايد كه اخرين بار در سال كذشته با ارائه ي طرحي با امضاي اينجانب و يكي از اعضاء موضوع به تصويب شورا رسيد و به شهرداري مامونيه ابلاغ گرديد كه به دلايل مختلف از جمله پيدا نشدن مكان مناسب با زير ساخت و ظرفيت هاي لازم براي اين امر اين مصوبه معطل مانده بود . 

پس از بررسي هاي گسترده و كارشناسانه شوراي اسلامي بر اساس پيشنهادي از سوي  اینجانب رحيم نيكنام به عنوان رئيس شوراي اسلامي شهر مامونيه و تائيد و تصویب ساير اعضاي محترم بالاخره  گره گشايي نموده و در يك اقدام انقلابي موضوع را در اولويت رسيدگي قرار داده و در چندين جلسه ي جدي كاري و كارشناسي در كمسيون هاي - برنامه و بودجه - عمران و شهرسازي - فرهنگي و اجتماعي - ورزش ، جوانان و بانوان - خدمات شهري - نهايتا بالاتفاق كمسيون ها ي ٥ گانه شوراي اسلامي شهر مامونيه موضوع تاسيس "خانه فرهنگ " يا " خانه شهروند" را الزامي تشخيص داده و در جلسه ي عمومي و مشترك كمسيون ها چنین مقرر و مصوب داشتند : 

اعضاي شوراي اسلامي شهر مامونيه بالاتفاق ضرورت تاسيس و فعاليت مركز فرهنگي شورا و شهرداري مامونيه را با توجه به ارتقاي رتبه ي شهرداري و تركيب جمعيتي و رشد روز افزون مطالبات جوانان و نوجوانان و اهميت سامان دهي به فعاليت هاي فرهنگي ايشان قطعي و انكار ناپذير دانسته و شهرداري مامونيه را ملزم به انتقال ساختمان اداري شوراي اسلامي از محل فعلي به ساختمان مجاور كه در اختيار " اداره ي اوقاف شهرستان زرنديه " مي باشد حد اكثر تا نيمه ماه مبارك رمضان به منظور متمركز كردن فعاليت فرهنگي و داير شدن "خانه شهروند" یا " خانه فرهنگ" و اجرای دوره هاي اموزش قران و مفاهيم و احكام و اعتقادات و ساير فعاليت هايي كه متناسب با اوقات فراغت است مي نمايد - شهرداري مكلف است در اسرع وقت ساختمان فعلي شورا را در اختيار واحد فرهنگي و روابط عمومي به منظور تمركز فعاليت هاي فوق قرار داده و امكانات و ملزومات و نیروی مورد نظر را تامین نموده و زمينه فعاليت مناسب و مطلوب را فراهم نمايد ،

خاطر نشان مي سازد ساختمان فعلي شورا از زير بناي لازم و مناسب وسالن اجتماعات و سيستم صوت و ويدئو پرژكتور و اتاق هاي متعدد و فضاي مناسب و استعداد ها و امكانات بالقوه و مطلوبي برخوردار است كه  اختصاص ان براي "خانه شهروند" را بسيار مناسب و معقول مي باشد. 

شوراي اسلامي شهر در واپسين روزهاي ماموريت و مسئوليت خود و اينجانب به عنوان رئيس شوراي اسلامي شهر افتخار دارم يكي ديگر از وعده هاي داده شده خود و همكاران و يكي از مطالبات عمومي به ويژه جوانان عزيز همشهري در زمينه ي احداث و فعاليت در حوزه ي كارهاي فرهنگي را كه جامه ي عمل پوشيده را به اطلاع برسانم و اين خبر شادي بخش را مقارن با حلول ماه مهربانِ رمضان به مردم شريف تقديم نمايم / اميدوارم مقبول مردم بزرگ و شريف شهر مامونيه قرار گيرد . 

فرا رسيدن ماه ميهماني خدا "ماه رمضان " مبارك باد

                                                    

فرا رسيدن ماه مبارك رمضان ، ماه ضيافت  و ميهماني خدا و ماه خودسازي انسان ، ماه مهرباني ها و خوبي ها را بر همه ي مسلمين  و شيعيان  جهان و به ويژه شهروندان بزرگوار و خداجوي شهر مامونيه  تبريك و شادباش مي گويم .

خطبه ي شعبانيه ي پيامبراكرم (ص) كه فرمود :

 قد اقبل عليكم شهر الله ، بالبركه و الرحمه و المغفره ....  دعيتم فيه الي ضيافة الله ....  انفاسكم فيه تسبيح و نومكم فيه عبادة  ...... ايامه  افضل الايام ، ساعاته  افضل الساعات و لياليه افضل الليالي ........." 

ماهي كه ماه خداست با بركت و رحمت و مغفرت به ما روي اورده ، در اين ماه به ميهماني خدا دعوت شده ايم - نفس كشيدن در اين ماه تسبيح( ذكر سبحان الله گفتن) و خواب در اين ماه عبادت است .... روزهايش بهترين روزها و ساعاتش بهترين ساعات و شب هايش بهترين شب هاست  و .... در این ماه درهاي بهشت باز و در هاي جهنم بسته است . و بدبخت كسي است كه  اين ماه بگذرد و از رحمت خدا محروم بماند و بخشيده نشود .

عزيزان بياييم از اين ماه بزرگ و مهربان خدا توشه برگيريم و با خود سازي براي ساير ماه هاي سال اندوخته  و ذخيره  نماييم تا از محور خدا و كارهاي خدايي فاصله نگيريم . به واقع اين ماه بر همگان مبارك و فرخنده و بسيار با ارزش است - قدرش را بدانيم .

اگر خوب نمي شويم لا اقل خود را شبيه خوبان نشان دهيم

فرعون دلقکی داشت که خود رامثل حضرت موسی  در می آورد و  گاه گاهی لباسی همچون لباس چوپانی  موسی کلیم الله می پوشید و وارد مجلس  فرعون می شد  و می گفت :به من ایمان بیاورید وهمه زیر خنده  می زدند، موجب خنده ی فرعون واطرافیان می شد ولی خداوند او را  در رود نیل  غرق نکرد ونجات یافت.

حضرت موسی (ع) به خداوند متعال عرض کرد چرا این دلقک را غرق نکردی ؟؟

خداوند فرمود:چون خودش را شبیه کلیم  من کرده بود.

همین شبیه شدن هم بی اثر نیست  البته اگر انسان شبیه می شود سعی کند  شبیه خوب ها شود.

برای همین است که  می گویند اگر در عزاداری معصومین نمی توانید گریه کنید خود را شبیه گریه کنندگان در آورید.

سر فراز باشی میهن من - تیم ملی والیبال ایران  روی نوار پیروزی

 

 
پیروزی امتیازی ۵ بر ۱ افتخار افرینان تیم ملی والیبال کشورجمهوری اسلامی ایران  در ۲ بازی متوالی برتیم ملی والیبال کشور کوبا قهرمان ۱دوره و ۵ دوره نایب قهرمان لیگ جهانی والیبال و دارنده مدال برنز المپیک را بر عموم ملت شریف ایران تبریک و تهنیت عرض می نمایم و آرزوی استمرار این پیروزی ها و موفقیت های شادی بخش را دارم .

کلینیک شبانه روزی به زودی در شهر مامونیه تاسیس می شود

یکی از ضزوزت های انکار تاپذیر شهر مامونیه که با رشد و توسعه روز افزون و مهاجر پذیزی شهر مامونیه و از طرفی فعال شدن مراکز صنعتی و رونق شهرک صنعتی و سایر مولفه های شهری ملموس تر شده است وجود و فعالیت کلینیک شبانه روزی ( درمانگاه شبانه روزی ) با تمامی امکانات و شاخصه های این گونه مراکز در مرکز شهرستان زرندیه می باشد ،

کلینیک شبانه روزی مرکز و کانونی که می تواند با توجه به ضعف های شدید و مزمن بدنه ی شبکه بهداشت و درمان شهرستان و ضعف مفرط مراکز بهداشتی درمانی شهری و روستایی و عدم پوشش صحیح این گونه مراکز از نظر جغرافیایی بعلاوه ی فقدان دستگاه ها و امکانات از قبیل رادیولوژی - اسکن- اکو کاردیوگراف- سونوگرافی و نبود نیروهای متخصص برای آزمایشگاه و داروخانه و حنی تزریقات و پانسمان و سایر قسمت های درمانگر که به نوعی در ساعات شبانه و پایانی روز بتوانند موجبات امنیت و آرامش را به ساکنان حوزه ی شهرستان و شهر مامونیه هدیه نموده و تسکینی بر آلام مردم این شهر بزرگ و مجاور تهران اما فقیر و مظلوم و بی کس باشد .

علیرغم قول و وعده و وعیدهای متعدد و مکرر در خصوص تکمیل بیمارستان امام رضای شهرستان و تبلیغات صورت گزفته در خصوص قرار گرفتن این پروژه در لیست طرح مهر ماندگار و  تاکید بر سرعت گرفتن کار تکمیل این  یگانه بیمارستان تقدیمی دولت به مردم متاسفانه با پیشزفت فیزیکی حدود ۲۵ درصدی این بیمارستان مواجه می باشیم که با این روند پیش بینی می شود ظرف ۴-۵ سال اینده کار تکمیل بیمارستان به انجام برسد ، هر چند بازهم بیم بهانه گیری و عدم تامین کادر متخصص و کاربلد که همیشه وچود داشته به قوت خود باقی است .

این ها و ده ها علت دیگر ضرورت احداث و فعالیت کلینیکی با کادر درمانی مناسب و امکانات نسبی و  لازم برای چبران نواقص و نقائص موجود  در سیتم درمان را به خوبی تبیین و آشکار ساخته و باعث شده پیشنهادهای متعدد و مستمری از ناحیه ی شورای شهر با اتخاذ سیاست های مشوق به واجدین شرائط داده شود که خوشبختانه در اخرین رایزنی توفیق لازم کسب شده و می رود که کلینیک شبانه روزی مامونیه تاسیس و فعال گردد .

کار جانمایی و مقدمات تاسیس کلینیک شبانه روزی در شهر مامونیه انجام گرفته و  مجوزهای لازمه در حال اخذ و  امور اداری این موضوع رو به اتمام است که به زودی شاهد تاسیس و فعالیت و خدمت رسانی این کلینیک در محیطی مناسب و با پوشش مناسب و فراگیر به نوعی که رضایت شهروندان محترم تامین گردد خواهیم بود .

این توفیق که با مساعدت و همکاری شورای اسلامی شهر کسب گردیده و گامی برای رفاه حال شهروندان بزرگوار مامونیه ای و شهرستان زرندیه خواهد بود را به عموم شهروندان تبریک و تهنیت عرض می نمایم .

آئین گرامی داشت روز قلم به روایت تصویر

آئین گرامیداشت روز قلم به همت انجمن قلم اداره ی ارشاد اسلامی زرندیه 

مراسم نکوداشت روز قلم به همت اداره محترم فرهنگ و ارشاد زرندیه و انجمن اهل قلم این شهرستان در سالن شورای سلامی شهر مامونیه در مورخه ۵ شنبه ۹۲/۴/۱۳ برگزار شد .

سومین نشست عمومی انحمن اهل قلم شهرستان زرندیه با حضور مهمانان از جمله دکتر وفایی رییس دانشکده ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی و ۳ امام جمعه مامونیه و زاویه و پرندک و نماینده فرماندار و اقای جوانمرد رییس ادراه ارشاد زرندیه واقای رحیم نیکنام رییس شورای شهر مامونیه ( میزبان ) و اعضای شورای منتخب دوره چهارم مامونیه و  عده زیادی از نویسندگان و شاعران و ادیبان شهرستان و افراد علاقمند به کار فرهنگی در اخرین پنج شنبه ماه شعبان بر گزار گردید. 

در این مراسم افراد زیر سخنرانی یا شعر گفتند:

اقای دکتر سید مهدی طباطبایی--اقای دکتر وفایی--اقای جوانمرد--اقای حجت الاسلام باقری امام جمعه محترم شهر زاویه--اقای حجت الاسلام علم الهدی امام جمعه محترم مامونیه--اقای سید علی اصغر موسوی--خانم سمانه تیموری--اقای جلیل کرمی--اقای میرهاشمی--اقای خسرو امیر حسینی(ویدری)--اقای وجیه الله خواستگار--اقای امیر حسنی--اقای ابوالقاسم منظور--کوچکترین شاعر 8ساله اقای سید طاها طباطبایی (فرزند دکتر طباطبایی مجری توانمند جلسه)--اقای دکتر خسرو امیر حسینی (بندامیری)--

در پایان هم یک بیانیه در ۵ ماده توسط دکتر طباطبایی قرایت شد .

گزارش این مراسم امروز جمعه ۹۲/۴/۱۴ ساعت ۴ و شنبه ۹۲/۴/۱۵ ساعت ۲۱ از شبکه افتاب استان مرکزی پخش خواهد شد. 

خبر برگرفته از وبلاگ اقای ابراهیم نیک بخش :   http://shahrezarand.blogfa.com

processed_processed_20100415477.jpg

بنر آئین گرامی داشت روز قلم ۱۴ تیر ماه

processed_processed_20100415468.jpg

اقای کاظمی - قاری قران مجید

حاج آقا علم الهدی - امام جمعه محترم شهر مامونیه

 processed_processed_20100415467.jpg

دکترطباطبایی استاد زبان و ادبیات دانشگاه شهید بهشتی تهران - اقای چراغی - آقای نیک بخش

 

processed_p1000906.jpg

استاد خسرو امیر حسینی پژوهشگر و نویسنده - رحیم نیکنام (رئیس شورای اسلامی شهر مامونیه )

برای دیدن بقیه ی عکس ها به ادامه مطلب بروید

ادامه نوشته

توصيه هاي بهداشتي درماني (( اندر مضرات رئيس شورا شدن))

 اِيْ بابا زبونم مو در كرد كه هيچ داره دندوناي عيب ناكم هم مو در مياره از بس در باره اين مسئله تو همين وبلاگ توضيح دادم و قانون را كامل تشريح كردم !!

لابد مي پرسيد ديگه چي شده كه ياز حرف از گله گزاري و شكايت و اين حرفا بيش اومده ؟؟ 

ككعرض مي كنم كه عزيز دلم اين چندمين باره كه توي همين وبلاگ در باره ي قانون شوراها و حق الجلسه و حقوق و مواجب شورا صحبت كرده و مي كنم و نمي دونم چرا موضوع جا نيافتاده و بازهم مورد سؤال قرار مي گيره!!؟

راستش چند روزيه كه دندون  مبارك اين بنده ي حقير به شدت درد مي كنه و راست راستي كه منو كلافه كرده  ، فكر كنم چون دندون طمع را كنده و از كانديداتوري شورا انصراف داده و حضور نيافتم اين درد عارض شده و علت اينكه  كمي اين درد تاخير داشته و بعد از حدود ٢ هفته تازه دندون عزيزم درد گرفته اينه كه مفلوك ، دندنون كه عقل نداره و خب تا بياد بفهمه يه مقدار طول كشيده و نتجه اين شده كه حالا درد بكنه و درد بكنه و درد بكنه تا ....: بابا صاحب بچه را در كنه و در نتيجه توي اين مدت من حدود ١٢ كيلو وزن كم كردم و چند كيلو قرص و كپسول مسكن  خوردم  تا كمي دردم تسكين پيدا بكنه !! 

آخ آخ آخ از دندون گفتم دو باره دردشروع شد ، بزاريد تا حرفا عوض كنم كه حواس دندونه پرت و پلا بشه ، اهان داشتم در مورد حق و حقوق شورا صحبت مي كردم كه : 

١- اعضاي شوراي اسلامي شهر هيچگونه حقوقي دريافت نمي كنند و عضويت در شورا به واقع افتخاري و في سبيل الله و مجاني مي باشد.

٢- اعضاي شورا در قبال شركت در جلسات شورا فقط حق دارند حق الجلسه بگيرند.

٣- ميزان حق الجلسه ي اعضاي شورا ثابت نيست و متغير است يعني يك ماه با ماه ديگر و يك شهر با شهر ديگر فرق مي كند.

٤- حق الجلسه ي اعضاي شورا براي هر يك ساعت مساوي است با حقوق شهردار تقسيم بر ٦٠ ( فقط حقوق مندرج در حكم كارگزيني شهردار و نه دريافتي و مزايا ) 

٥- ميزان  جلسه ي مجاز ماهيانه براي همه شوراها ٢ جلسه ( عادي ) و  معمولا ٨ جلسه ي (فوق العاده ) مي باشد كه فقط هر جلسه بايد ٢ ساعت به طول انجامد كه جمعا شورا مجاز به برگزاري ٢٠ ساعت جلسه  در هر ماه مي باشد .

٦- حضور اعضاي  شورا در ساختمان اداري شورا الزامي نيست و در صورتي كه هر يك از اعضا در شورا حضور يابند هيچ گونه امتياز و حقوق و مزايايي بابت حضورشان حق ندارند دريافت كنند .

٧- رئيس و نايب رئيس و خزانه دار ( هيات رئيسه شورا ) و منشي هاي شورا از نظر قانوني هيچ فرقي با هم ندارند و همه ي اعضاي شورا  حق الجلسه  و مزاياي يكساني دريافت مي كنند . 

٨- پست و سمت و مسئوليت رئيس شورا هيچ گونه امتيازي محسوب نمي شود و بابت رياست هيچ گونه (حتي يك ريال ) ز سايرين بيشتر نمي گيرد. 

٩- حضور رئيس شورا در طول هفته و در ساعات روز الزامي نيست و در صورتيكه شخصي به عنوان رئيس در اداره حاضر شود فقط بخاطر ثواب و احترام به مردم منظور مي شود و ديگر هيچ . 

١٠- حضور رئيس شوراي شهر  در جلسات و برنامه هاي شهرستان و استان و خارج از شهرستان و استان  بدون هيچ گونه مزايا بوده. و ريالي بابت حق ماموريت دريافت نمي كند. 

بفرما اين هم بيانيه ي ١٠ ماده اي در خصوص مضرات رئيس شورا بودن كه بايد هم بوستش كلفت باشه و هم بيكار و علاف باشه و هم پول زيادي و يا مفت داشته باشه تا از جاي ديگه پول در كنه و بياره و ببره توي مسير تهران و اراك و شهرستان بنزين بزنه و ساندويچ بخوره و هزينه كنه و بعدش هم حوصله و اعصاب فولادي داشته باشه كه ايراداي دوست و دشمن رو بشنوه و تحمل كنه ( چون اگه هر روز بره شورا مي گن ببيني چه سودي اره كه شورا را ول نمي كنه - اگه نره مي گن ببين حقوق شورا  را مي گيره و سال به سال و هفته به هفته بهشورا سر نمي زنه- اگه صبح زود بره شورا مي گن ببين عشق ميز و ...: - اگه كمي دير بره مي گن ببين چقدر يارو بي خياله و اصلا بي خيال مردم و .... ) بعدش هم قدرت مديريت و ماست مالي توي خونه داشته باشه كه جواباي اهل منزل  را بده كه هر روز سركوفت بزنن كه حق خانواده را ضايع مي كنه  و پول خوش را به مراجعين بي بضاعت مي ه  تا رفع مشكل بنده ي خدايي  را بكنه و ناچار يه جوري  ماست مالي كنه  و دروغ دبنگ سر هم بكنه و بگه كه : نه بابا من كه از جيبم پول نمي دم پول اداره  را  دارم  مصرف در راه خير مي كنم  بعدش هم هزار تا سؤال و شبهه را جواب بده كه سؤال و جوابابي نكير و منكر در قبر پيش اين سؤالا مثل امتحان قوه است بيش امتحان نهايي و غيره ........ بگذريم !!!

مي گن يه روز يك دوست همشهري ترك زباني در حال دعوا و زد و خورد بود كه دوست ديگرش سر مي رسه و : 

اولي : اُوغْلان ؛ سَنْ  باٰخورْدي مَني وُورْديلاٰرْ   " پسر( رفيق)  تو نگاه مي كردي منو زدن ؟؟؟ 

دومي : قارٍداشْ  الله ا آنْد اُلْسونْ مَنْ اَصْلاً باخْمورْدومْ   " دادش به خدا قسم من اصلا نگاه نمي كردم

اولي : پَسْ نَمِيَه مَني وورْديلارْ سَن باخْمورْدي؟؟.    " پس چرا منو زدن تو نگاه نمي كردي ؟؟ " 

اين لطيفه و مسئله را گفتم تا با گوشه اي از دشوراي هاي كار در شورا اشنا بشين و بدونين بيهوده نيست كه آدمايي كه در شورا خدمت مي كنند زود دچار ناراحتي هاي جسمي و روحي مي شوند-

و الله ، من كه تو سن  ٣٦ سالگي سكته ي قلبي كردم البته با دعاي مردم و لطف خدا از مرگ حتمي جستم - اميدوارم منتخبين محترم و اعضاي محترم شوراي آينده  با اكاهي از مشكلات خودشان را براي خدمت بيشتر و بهتر مهيا كنند و موفق باشند.

بازهم اطناب " در پاسخ به شعر اقاي چراغي "

 اطناب : مبادلات ادبی با اقای چراغی

استاد چراغي كه اين روزها گير سه بيچ و بلكه چند پيچ بر نوشته هاي اين بنده ي كمترين با بضاعت اندك داده و قرا ر بر كل انداختن دارد و بر اين بنده ي حقير و فقير سراپا تقصير با اين زبان الكن و قلم نا نويسا معترض و متعرض است و حسابي بنده را به چالش كشيده و هر مطلب و نوشته ي حقير را مورد نقادي و قنادي ( شكر فشاني و طنازي ) قرار مي دهد و پي نوشت هاي ما هر دو مي رود تا ركورد مبادلات ادبي و اخوانيات را بشكناند( ببخشيد بشكند) و البته بنده حقير نه تنها دلخور و دلگير نيستم بلكه عامداً و عالماً بكش بكش كرده ام تا ايشان دُر فشاني نمايد و از شهد سخن و نوشتارش بهره ها برم و بر تجربيات افزون نمايم .

در ادامه ي نوشته هاي قبلی مطلبی نوشتيم در باره ي "  گفتگوي ٢ شخص كر وناشنوا" كه جناب اقاي چراغي در قطعه شعري بنده را مجددا مورد لطف و عنايت قرار داده و  كامنتي برايم فرستاده اند كه خواندني است : 

جناب حضرت آقای نیکنام /
تو کر هستی و یا من ؟خانه آباد !
میان دوستان و نیکنامان
بجز همبستگی هرگز مبیناد
چراغی را زِ خود هرگز میازار
چراغ از بهر تاریکی کن آباد

چراغی:  ۱۲  تیر  ۱۳۹۲ 

بنده حقیر ضمن عرض ارادت به استاد چراغی یاد اور می شوم که غرض از این نوع مبادلات این است که در یک اطناب ( طناب کشی و دراز و مطول کردن نوشته ها ) این است که هم باعث روشن شدن موضوع نگاشته شده و هم باعث رشد و بالندگی مطالب وبلاگ و پویا تر شدن وبلاگ ها ی مان شود و در ضمن سایر دوستان نویسنده ی وبلاگ با تاسی به این مطلب پردازی ها و نگاشته ها بر غنای مطالبشان افزون نمایند ، در پاسخ استاد عزیز و برادر عزیزم اقای چراغی فی البداهه ابیات زیر سروده و تقدیم شد - امیدوارم مورد پسند ایشان و خوانندگان عزیز قرار گیرد ( ان شاء الله) :

 

الا اي اوستادِ جانْ چراغي
كه همچون گل تو زيبِ باغ و راغي
جسارت بهرتانْ هرگز مبادا
وجود نازنينت شاد بادا
نيوشا باد گوشِ جانِ استاد
همي اباد ، باغ جانتان باد
بكردم قصه را از بهرِ اَحباب
كه بنمايم بيان معنيِ اِطناب
جراغي بهر ما بي حد عزيز است
كه پيش حرمتش يك كوهْ ، ريز است
چراغي را رحيم بسْ، پاس دارد
ورا چون جوهر و الماسْ دارد

رحیم نیکنام : ۱۲ تیر ۱۳۹۲

ختم کلام مخلص کلام  "طناب کشی "

مسابقه‌ی طناب کشی در جنگل قائم برگزار مي شود

آقا جان ! اين جريان خربزه !  هندوانه ! يا هردوانه ي  بنده و اقاي چراغي هم خواندني و شنيدني شده  و واقعا هر كس بخواند واز دوستي و ارتباط و تعاملات بنده ي حقير و اقاي چراغي بي خبر باشد فكر مي كند چه مجادله و مناقشه ي لا ينحلي به وجود آمده كه هيچ كس نمي خواهد كوتاه بيايد ،

مخلص كلام و ختم كلام اينكه داستاني را نوشتيم و خاطره اي در اين میان بيان كرديم تا به يك موضوع به صورت نغز و طنز به صورت انتقادي بپردازيم  و البته از قوه ي تخيل نيز بهره جستيم و عزيز دل مان  اقاي چراغي روايتي ديگر از اين داستان را به زبان واقعي و با شخصيت هاي واقعي بيان كردند كه صد البته هر دو داستان قابل تامل و خواندني است و هيچ كدام مخدوش نيست !

اين حقير بنا به يك منطق و تز و دُكترين كه با دستاويز قرار دادن و استفاده از هر سوژه اي موضوعي بسازم و خودم بنويسم و دوستان عزيز ديگرمان را نيز به نوشتن و خواندن وادار كنم بر آن به طريقت مطايبه و شوخي نقدي نوشتم  و بر مبناي " الكلام يجر الكلام " و بكش بكش بنده و اقاي چراغي بزرگوار داريم مي رويم كه يك مثنوي هفتاد من كاغذ بيافرينيم و البته اين موضوع درس و تلنگري باشد به دوستان كم كارترمان كه مي گويند : قحط موضوع و سوژه براي نوشتن شده و وبلاگ هاي شان را فعال تر كنند و قلم هاي دچار خشكي مزاج شان را از غلاف خارج نمايند و بنگارند كه  نوشتن، باعث جلا يافتن قلم و استحكام و قوام نوشتار مي گردد و هر چند نوشتن هاي اين حقير  پيش بزرگي مثل اقاي چراغي  مثال " زيره به كرمان بردن " است اما بخاطر اينكه دچار مشكل سريال هاي تكراري ايراني نشويم همين جا " قلمْ بس" مي دهم و در خاتمه يك حكايت كوچك را به شرط اينكه آقاي چراغي عزيز مجددا ان را " قدرت نمايي " و تعريض بر نگاشته هاي ديگر نخوانند برايتان ذكر مي كنم :

 روزي شخص ناشنوا و كري در مسيري مي رفت  كه به شخص كر و نا شنواي ديگري برخورد كرد (و البته هردوي ايشان از ناشنوا  و كر بودن يك ديگر بي خبر بودند ) در حالي  كه آن شخص مشغول ماهي گيري بود ..... 

شخص اول : آهاااي رفيق داري ماهي مي گيري ؟؟

شخص دوم : نه ، دارم ماهي مي گيرم  !!

شخص اول : آهان ، من ، خيال كردم داري ماهي مي گيري!!

شخص دوم : نه بابا ، اشتباه مي كني ، من فقط دارم ماهي مي گيرم !!