امان از حواس پرتی ....((  یک خاطره))

 

یكي از دوستان خاص كه شخصي متدين و بسيار مكتبي است اما كم حواسي و فراموش كاري وي در بين دوستان ضرب المثل است و هر از گاه ذكر بعضي موارد سوتي و شيرين كاري هاي ايشان سوژه ي انبساط خاطر دوستان مي گردد و جالب اين است كه وقتي در حضور خود ايشان حكايت سوتي و حواس پرتي شان بازگو مي شود ايشان از ريشه منكر مي شود و مي گويد كه من نبوده ام، حالا ببينيد كي بوده كه اين كار را كرده و به قول معروف "خر ما از كره گي دم نداشت " 

طبق يك سنت سنيّه و يك عادت مرسوم شب هاي پانزدهم و سي ام هر ماه جمعي از فرهنگيان مامونيه جلسه ي قرائت قراني داشتيم كه تعدادمان از پانزده - بيست نفر تجاوز نمي كرد و بعد از اينكه هر كدام از دوستان ٥ تا ١٠ آيه از قرآن مجيد را قرائت مي كردند آقاي مرزوقي به خواندن روايتي از معصومين و ترجمه و توضيحي در باره ي ان مي پرداختند و سپس در مورد مسائل روز و مشكلات فرهنگي اجتماعي شهر صحبت مي كرديم و پيشنهادات و انتقاداتي هم مطرح مي شد و آقاي ابراهيم نيكبخش هم منشي و مدير و مُوَزِّع وقت بود و به دقت مواظب بود كه همه بتوانند نظرشان را بيان كنند و مثل مجلس نشود كه به بعضي وقت نرسد و اين همه حرف و حديث پيش بيايد كه مردم فيل شان ياد هندوستان كند و آرزوي رجعت اموات مثل اقاي موحدي ساوجی و مرحوم آقاي اسلامي را در سر و دل بپرورند و درر نهايت هم هيچّي به هيچّي و ..و در اخر هم پذيرايي با شيریني و شكلات و ميوه و حمله ي سراسري به مواد غذايي و میوه ها و تنقلات كه طبق فتواي اقايان خوردني را باید بخورند و ناخورده را باید ببرند و .. مي رفت تا جلسه بعد و منزل دوست و همكار بعدي و همينطور گردشي اين كار انجام مي گرفت و جلسات خوبي هم بود كه يادش به خير ... 

الغرض در يكي از اين جلسات ، دوست كم حواس ما كه قران بزرگي هم براي خواندن همراه داشت كه به اندازه ي يك متكای بزرگ بود (عمدا قرآن به اين بزرگي برمي داشت كه فراموش نكند كه در جلسه ي قرآن است و فراموش نكند كه قرآنش را از ماشين به داخل منزل بياورد و بعد برگرداند ، گر چه باز هم فراموشي را نمي شود كارش كرد و به قول معروف : ترك عادت موجب مرض است ) بعد از خواندن قران به يك باره يادش افتاد كه نماز مغرب و عشاء را نخوانده است(البته شايد هم خوانده بود و فكر مي كرد نخوانده ، چون به فكر ايشان و اينكه حتما درست فكر كرده باشد، اعتباري نبود) و با عجله برخواست و به نماز ايستاد و با صداي بلند نيت كرد (با صداي بلند كه مبادا يادش برود چه نمازي مي خواند و مثلا يك دفعه فكر كند نماز صبح است ) نيت كرد : سه ركعت نماز مغرب به جا مي اورم قربةً الي الله - الله اكبر و دست ها را بلند کرد و تا محاذي گوش آورد و تكبيرة الاحرام را گفت و بلند بلند خواند ؛ بسم الله الرحمن الرحيم - الحمد للله ، اشهد ان لا اله الي الله وحده لا شريك له و .... (بعداز گفتن الحمد للله فكر كرد دارد تشهد مي خواند و همان طور ايستاده ادامه داد ) و اشهد ان محمدا عبده و رسوله ، اللهم صل علي محمد و ال محمد (و تشهد را كامل كرد و شروع به سلام دادن كرد) السلام عليك ايها النبي و رحمة الله و بركاته - السلام علينا و علي عباد الله الصالحين - السلام عليكم و رحمة الله و ... و همان طور ايستاده دست هايش را سه مرتبه بالا آورده و گفت : الله اكبر (به سمت راست نگاه كرد ) الله اكبر (به سمت چپ برگشت ) الله اكبر( رو به قبله برگشت) بنده و دوستان با تعجب نگاه كرديم ولي هيچكس هيچی نگفت تا ببينيم اقاي حواس پرت عكس العملش چيست ؟؟ كه ناگهان انگار خود ايشان متوجه موضوع شده باشد اما نتوانست كارش را به خوبي تحليل كند كه يك دفعه به طرف دوستان برگشت و گفت : اِ..... چرا من سر پام ، من چرا ايستاده ام ؟؟؟ !!! كه جلسه منفجر شد و همه زدند زير خنده و

 

پيامبر چگونه وضو مي گرفت ؟؟

 دين مبين اسلام كه داراي  دو مذهب اصلي شيعه و سني بوده و با وجود اين كه  اين مذاهب داراي وجوه اشتراكي زيادي هستند ، از جمله "خداي واحد-  قبله واحد - دستورات ديني واحد مثل نماز و روزه و حج و ..- پيامبر واحد - اعتقاد به معاد - و ......" اما در مورد نحوه ي انجام عبادات و از نظر فقهي داراي وجوه افتراقي و تمايزي  هستند كه هر مذهب روش و شيوه ي خاصي را وفق فتاواي علماي ديني و مذهبي اش براي خود برگزيده و به آن پايبند است .

في المثل در خصوص شيوه ي وضو هر كدام به نوعي و با دستورالعمل خاصي اين كار را انجام مي دهند و يا در خصوص نماز خواندن كه مثلا شيعه با دست باز و سني با دست بسته و به هم گره شده اين كار را انجام مي دهد- يا در باره ي وجوب قرائت بسم الله در اول سوره هاي قران هر كدام از مذاهب اعتقاد و باورهاي خاص خود را دارند .

با اين حال اين اختلافات در فروع است و به قدري نيست كه در كليت اسلام و مسلماني مورد سوء استفاده ي دشمنان مشترك واقع گردد، لذا علماي بزرگ ديني همواره به اتحاد بين شيعه و سني سفارش نموده اند ، زيرا درست از همين روزنه و شكاف مسلمين دچار اسيب هاي فراواني شده و هنوز نيز اختلافات شيعه و سني كه دشمنان دامن مي زنند هر دو گروه شيعه و سني را با مشكلات فراواني روبرو و اصل و تماميت اسلام را نيز به مخاطره مي اندازد .

با نكاهي هوشمندانه و به دور از تعصب مي توان به واقعيت بعضي امور و روش صحيح تر هر عبادت (كه مورد اختلاف شيعه و سني است) پي برد از ان جمله روش صحيح وضو گرفتن است كه در زير به خاطر وضوح مطلب به روايتي استناد مي كنيم و شيوه ي پيامبر اكرم(ص) را تبيين مي نماييم: 


حضرت محمد (ص) چگونه وضو می گرفتند؟


شیخ کلینی از زراره نقل می کند که امام باقر (ع) فرمود: “آیا برای شما کیفیت وضوی پیامبر (ص) را نقل نمایم؟ عرض کردیم: آری، حضرت دستور داد که قدحی از آب حاضر کنند و آن را جلو روی خود گذارد، سپس آستین های خود را تا آرنج بالا زد و کف دست راست خود را در آب وضو فرو برد و فرمود: در صورتی که دست پاک باشد باید چنین کرد.


سپس مشت خود را پر از آب کرد و بر پیشانی خود ریخت و فرمود: «بسم الله» و آب را بر محاسن خود جاری ساخت و دست خود را بر صورت و پیشانی خود کشید. سپس دست چپ خود را پر از آب کرد و بر روی آرنج دست راست خود ریخت و آن را بر ساق دست خود کشید، آن گاه آب تا سر انگشتانش جاری شد.


سپس دست راست خود را پر از آب کرد و بر آرنج دست چپ ریخت و بر ساق دست چپ خود کشید و آب را بر اطراف انگشتانش جاری ساخت و بعد جلو سر خود و روی پاهای خود را با تری باقیمانده در دست راست و دست چپ خود مسح کشید.


زراره می گوید: امام باقر (ع) فرمود: شخصی از امیرمؤمنان (ع) درباره وضو پیامبر (ص) سؤال کرد.


حضرت درست این جریان را برای او نقل فرمود.[۱]


[۱]. کلینی، کافی، ج ۳ ص، ۲۵، حدیث ۴، دارالکتب الاسلامیة، تهران، ۱۳۶۵ش.

دكتر فاني به عنوان سرپرست وزارت آموزش و برورش معرفي شد

در پي عدم اعطاي راي اعتماد مجلس شوراي اسلامي به اقاي دكتر محمد علي نجفي وزير پيشنهادي براي تصدي وزارت مهم و پر جمعيت آموزش و برورش اقاي دكتر حسن روحاني رياست محترم جمهور ديروز طي حكمي اقاي "دكتر علي اصغر فاني " يكي از كارشناسان با تجربه و مديران و معاونين كاركشته و داراي مقبوليت و محبوبيت زياد در وزارت آموزش و برورش به عنوان سرپرست وزارتخانه ي آموزش و برورش منصوب و حكم وي را تقديم نمود .

اقاي دكتر فاني كه سابقه ي سه دهه معاونت آموزشي و امتحانات و تاليف و تدوين كتب درسي را در وزارت آموزش وبرورش عهد دار بوده و در مقاطعي در دولت هاي قبلي نيز سرپرستي وزارتخانه ي آموزش و پرورش را عهده دار بودند،  از جمله در اول دوره ي رياست جمهوري اقاي دكتر محمود احمدي نژاد كه سرپرستي به ايشان اعطا شده بود ،  باز هم به عنوان مناسب ترين گزينه براي سرپرستي وزارت آموزش و پرورش تشخيص و حكم خود را از دست رياست جمهور دولت تدبير و اميد گرفت و شروع به كار نمود .

گر چه سه وزيري كه در مجلس راي اعتماد را كسب نكردند ((آموزش و پرورش - اموزش عالي - جوانان و ورزش ) به نوعي وزيران جوانان و نوجوانان بودند كه خود جاي تامل و حساسيت  و اهميت ويژه ي اين دوران را بيان مي نمايد اما به نظر مي رسد رياست جمهور در نظر دارد با سرعت وزيران مربوطه را براي اخذ راي اعتماد مجدد به مجلس شوراي اسلاميي معرفي نمايد .

در اين ميان اسامي افرادي براي تصدي وزارت آموزش و برورش مشاهده مي شوداز جمله " اقاي حداد هادل - اقاي فرشيدي - اقاي مرتضي حاجي - اقاي فاني - اقاي ملكي - اقاي اكرمي - اقاي مطفر- اقاي علي مطهري - اقاي حداد عادل - اقاي حاج بابايي- اقاي احمد زرهاني و اقاي دكتر افروز و ...) كه به نظر شخص بنده اقاي دكتر فاني كه تجربه ي ارزشمندي در مديريت اين وزارت خانه و از جنس معلمان و اگاه به تمام رده هاي مديريت و مطلع از نقاط قوت و ضعف وزارت خانه و شخصي معتدل و دلسوز با سابقه يخدمت صادقانه بهترين گزينه براي تصدي اين پست بوده و كشتي آموزش و پرورش را مي تواند به سر منزل مقصود برساند .

وکیل الرعایا (( نماینده ای که به خاطر مردم شب ها در مجلس می خوابد))

 

مجلس هشتم و نهم صدای آشنایی دارد که روزهای شنبه، یکشنبه و چهارشنبه یعنی همان روزهایی که مجلس صحن علنی داد، از رادیو سراسری به گوش ملت می‌رسد و از لابه لاي روزنامه‌هاي طيف‌هاي مختلف فرياد مي‌زند، صدايي که بلااستثنا راجع به هر طرح، لايحه و هر موضوع اظهار‌نظر می‌کند .

درست چند روز پیش اين چهره يعني آقاي نادر قاضي پور نماينده ي محترم مردم اروميه در مجلس شوراي اسلامي كه عضو كمسيون صنايع و معادن ،دبیر اول کمسیون جهاد اقتصادی و نایب رئیس فراکسیون کارگری مجلس شورای اسلامی و از چهره هاي نا آرام و فعال مجلس است در مجلس،كاري كرد،كارستان كه نه تنها در ياد و خاطره ي مردم اروميه به عنوان يك قهرمان،جاودانه شد بلكه در ذهن و ياد مردم بزرگ ايران ، آزاد انديشي و حق گويي و احتراز از مصلحت انديشي و نماد مردم داري و وكيل الرعايایی رابه تصوير كشيد.

نادر قاضی پور متولد اول فروردین ۱۳۳۷ در یک خانواده ی مذهبی و پر جمعیت (که پدر و مادر و ۱۱ خواهر و برادر داشته اند ) به عنوان فرزند چهارم خانواده و در منطقه ی اوچ گنبد"سه گنبد" ارومیه به دنیا آمد،  بنا به ادعای خود ایشان در طول تحصیل هم زمان چوپانی و کارگری کرده و حتی یک ریال از پدر پول نگرفته و بلکه خودش تامین معاش می کرده است ، در سال ۱۳۵۶ دیپلم ریاضی گرفته و وارد دانشگاه اراک شده اند و با توجه به اینکه متوجه شده اند که در کلاس ۴۰ نفری ۲۴ نفر از طریق کنکور امده و ۱۶ نفر با پارتی وارد دانشگاه شده اند با رئیس دانشگاه درگیر شده و به ارومیه برگشته اند و پس از شرکت مجدد در کنکور در نهایت در سال ۱۳۶۴ در رشته ی فیزیک کاربردی مدرک کارشناسی گرفته و به عنوان بخشدار پیرانشهر  و سپس فرماندار سردشت مشغول به کار شدند ، بعدها به استانداری آذربایجان غربی رفته و در دفاتر مختلف مشغول به کار یوده اند - در مجلس هشتم درست ۴ روز مانده به انتخابات صلاحیت ایشان تایید شده و با اخذ رای بی سابقه ی مردم ارومیه با ۱۹۳۰۰۰ رای به عنوان نماینده ی مردم انتخاب و به مجلس راه یافتند تا به حال نیز به عنوان نماینده ی مرم انجام وظیفه می نمایند و در حال حاضر  نیز در رشته ی مدیریت دولتی در مقطع کارشناسی ارشد مشغول به تحصیل می باشتد .

اقای قاضی پور خود می گوید : در مجلس و دفتر کارم قسمتی برای استراحت درست کرده ام و اگر شب کارم تا ساعت ۱۰ و نیم طول بکشد، همین جا در مجلس می خوابم - من در تهران خانه ای ندارم و خانواده ام در ارومیه زندگی می کنند و من هر هفته چهار شب در تهران و سه شب در ارومیه و در بین مردم زندگی می کنم .

من تمام لوایح و طرح ها را می خوانم و  بعضی وقت ها با این که این موارد باید بعدها مطرح شود برای ان ها یادداشت می نویسم و اشکالات را توضیح می دهم و به موقع از این نوشته ها در مجلس استفاده می کنم - من وقتی می بینم بعضی ها خود را نماینده تر از سایرین می دانند با صدای بلند و با لحن و لهجه ی اذری هم فریاد می زنم و صدایم را به گوش همه می رسانم .

نادر قاضي پور كه در طول ٤ روز  رسيدگي به صلاحيت وزراي پيشنهادي دولت اقاي دكتر روحاني با برخورداري از شانس و خوش اقبالي چندين بار پشت تريبون قرار گرفت و هر بار نطقي آتشين و بدون تعارف با هيچكس ايراد كرد ، چندين  بار هم با ارائه ي تذكرات آئين نامه اي و قانون اساسی بحث ها و مذاكرات و سخنان وزراء و نمايندگان را به چالش كشيد .

اين وكيل شایسته ی مردم شریف اروميه كه با لهجه ي غليظ تركي آذري سخن می گويد در انتهاي نطق هايش مي گويد : "به عشق ابوالفضل ، يا ابوالفضل / به عشق زهرا ، يا زهرا / به عشق امام حسين ، يا امام حسين " كه نشاط و شور و حرارتي وصف ناپذير را در مجلس به وجود مي آورد و نشانه ي عمق اعتقادات اين بزرگوار به اهل بيت و ائمه ي اطهار (ع) مي باشد .

و بالاخره فریادها و ایستادگی این نماینده ی فعال و خستگی ناپذیر و بی ریا و مردمی مجلس در طول ۴ روز مذاکرات محلس آن قدر در میان وزراء و نمایندگان تاثیر داشت که در اولین جلسه ی رسمی هیات دولت نهم آقای دکتر روحانی، نطق ها و مطالبات ایشان به دستور اصلی جلسه تبدیل شده و شخص رئیس جمهور برای بررسی و سامان دهی به موضوع دریاچه ی ارومیه که شاه بیت سخنان و فریادها و خواسته های آقای قاضی پور بود دستور تشکیل کارگروه ویژه صادر و ابلاغ فرمودند ،

افزون بر نطق های قاطع و بی نظیر آقای قاضی پور، ایشان چندین بار تذکرات آئین نامه ای و قانون اساسی دادند و حتی یک بار با کلماتی خاص با تندی به بعضی نمایندگان خطاب و عتاب نمودند که جو مجلس را متشنج کرده و بعدا با رعایت اخلاق و ادب عذرخواهی نمودند که با تحسین نمایندگان مجلس روبرو شد ،

شاید برخی نمایندگان با بداقبالی برای نطق و سخنرانی مواجه شده و از ایراد سخنان در چنین جلسات مهمی محروم ماندند و کمبود و محدودیت زمان مذاکرات به ایشان اجازه ی طرح مشکلات حوزه ی انتخابیه را نداده باشد اما باید توجه داشت که بر اساس آئین نامه ی داخلی مجلس و قوانین و مقررات تقدیم تذکرات ائین نامه ای و قانون اساسی بدون رعایت زمان مقدور بوده و استماع و توجه و پاسخگویی به آن ها الزامی و اجتناب ناپذیر می باشد که ایشان می توانستند از این طریق  به ارائه ی دیدگاه های خود و مطرح نمودن نام و مشکلات حوزه ی انتخابیه اقدام نمایند، درست مثل اقای قاضی پور نماینده ی فعال ارومیه .

با این اوصاف در شهرستان ساوه و زرندیه که در وضعیت هشدار در زمینه ی آب اشامیدنی است و حتی پیشنهاد "جیره بندی آب " از ناحیه ی نماینده ی محترم به عنوان یک راهکار مطرح شده است : آیا در جلسات رسیدگی به وضعیت وزرای پیشنهادی امکان استفاده از ظرفیت های نمایندگی و به عنوان یک فرصت طلایی برای رایزنی و گرفتن امتیاز و حل مشکل مردم وجود نداشت ؟؟

ایا سرکار خانم نماینده به عنوان وکیل مردم و با پشتوانه ی همین مردم نمی توانستند در مجلس با آمادگی و قدرت و تحرک بیشتر برای رساندن مشکل آب شرب مردم به گوش مسئولین و وزراء حتی با تمسک به یک تذکر آئین نامه ای و یا قانون اساسی فرصتی را ایجاد و از آن استفاده نمایند ؟؟

آیا پاک کردن صورت مسئله همیشه به عنوان راه حل مسئله کاری درست است که ایشان در جلسه ی منعقده در اداره ی ارشاد شهرستان موضوع ثبت نام و قرعه کشی برای نطق را مطرح و آن را مانع فعالیت و حرکتی از ناحیه ی نماینده برشمرده اند؟؟

ایا حد اقل کاری که می شد کرد و آن هم صحبت کردن با وزیر پیشنهادی نیرو و دادن یادداشت به ایشان و اعلام مشکل و طرح موضوع و حضور در کنار صندلی وزیر محترم و مذاکره به صورت سرپایی و تشریح مشکل از ناحیه ی سرکار خانم دکتر صورت گرفت؟؟

نتیجه ی فعایت آقای قاضی پور در طرح مشکل دریاچه ی ارومیه در اولین جلسه ی هیات دولت و تشکیل کارگروه ویژه به ریاست وزیر نیرو برای تدبیر این موضوع که به خوبی آثار و برکاتش مشهود است و نمایانگر ظرفیت بالای نماینده برای طرح و حل مشکلات حوزه ی انتخابیه است هر انسان منصف و عاقلی را به یاد این شعر می اندازد که :

                                " تا نگرید طفل کی نوشد لبن ............"

و اضافه کنید به مشکلات آب شرب شهرستان و کمبود اب برای بخش کشاورزی شهرستان زرندیه و ساوه - مشکلات بخش درمان و عدم پیشرفت بیمارستان امام رضای شهرستان زرندیه - کمبود فضاهای ورزشی- کمبود جایگاه های سوخت و عدم راه اندازی سی ان جی مامونیه - کمبود اعتبارات ملی و استانی مربوط به زرندیه - کمبود مراکز فرهنگی - عدم حمایت از شهرداری های شهرستان - عدم تحقق اسفالت راه های روستایی - آلودگی وضع هوا- مشکلات کارخانه ی سیمان ساوه (ریزگردها مال ما ، درامد و نام مال ساوه) - و ........ که با فعالیت و ظرفیت های نماینده ی محترم بسیاری از ان ها می تواند مرتفع و ختم به خیر شود .... ان شاء الله .

اطلاعیه مهم (( حذف کد بین شهری از شهرها و روستاهای استان مرکزی ))

در راستای طرح ملی هم کد سازی در استان های کشور که تا به حال در ۴ استان تهران - البرز - قم و مرکزی اجرا شده و از روز دوشنبه ۲۸ / مرداد /۹۲  در سطح استان مرکزی لازم الاجرا می گردد - کلیه شماره ی تلفن های شهرهای استان ۸ رقمی خواهد شد به عنوان نمونه کد مامونیه ۰۲۵۶ و پیش شماره شهر مامونبه ۵۲۲ و شماره ی منزل اینجانب ۳۵۱۷ می باشد ، در طرح حذف کد بین شهری در صورتی که از شهرهای دیگر استان  مثلا از زاویه - پرندک - رازقان-ساوه یا اراک یا خمین بخواهند با شماره منزل ما تماس بگیرند دیگر لازم نیست ۰۲۵۶ را بگیرند بلکه به جای ۰۲۵۶  شماره ی ۴ را می گیرند و بعد ۵۲۲۳۵۱۷ را  می گیرند و تماس برقرار می شود یعنی به جای ۰۲۵۶۵۲۲۳۵۱۷ می گیرند ۴۵۲۲۳۵۱۷ و اگر از شهرهای غیر استان مرکزی مثلا از قم یا تهران بخواهند تماس بگیرند به جای ۰۲۵۶ و سایر کد شهرستان ها می گیرند ۰۸۶ و بعد عدد ۴ و بعد ۵۲۲ و بعد ۳۵۱۷ را یعنی می شود ۰۸۶۴۵۲۲۳۵۱۷ و حالا در مورد زاویه کد شهرستان ۰۲۵۶ کد شهر ۵۲۶ و مثلا شماره ۲۲۲۲ حالا از ساوه یا مامونیه یا پرندک یا تفرش به زاویه اینگونه می گیرند به جای ۰۲۵۶ عدد  ۴ را می گیرند و بعد ۵۲۶ و بعد ۲۲۲۲ را یعنی به جای ۰۲۵۶۵۲۶۲۲۲ می گیرند ۴۵۲۶۲۲۲۲ و اگر از تهران بخواهند بگیرند به جای ۰۲۵۶۵۲۶۲۲۲۲ می گیرند ۰۸۶۴۵۲۶۲۲۲۲  و در حقیقت کد استان مرکزی ۰۸۶ می گردد- در جدولی تغییرات شماره ها به تفصیل بیان گردیده که جداول مربوطه را در زیر درج می نماییم .

به نظر می رسد این تغییرات در هزینه و نحوه ی شماره گیری و سهولت دستیابی به شماره ها  تاثیر مثبت داشته و هم در هزینه و هم در زمان و هم در کیفیت تماس ها به نفع مردم شهرستان ها باشد .

اطلاعیه مخابرات شهرستان زرندیه جدول کدهای شهرها و روستاهای شهرستان زرندیه  

((برای دیدن اطلاعیه در ابعاد واقعی اینجا کلیک کنید))

 
ادامه نوشته

کمی هم به یاد خدا باشیم !!

                    

به فکر نمازمون باشیم ، مثل شارژ گوشیمون...!

یا صدای اذان بلند شیم ، مثل صدای گوشیمون...!

از انگشتامون واسه اذکار استفاده کنیم ، مثله صفحه کلید گوشیمون...!

قرآن و همیشه بخونیم ، مثل پیام های گوشیمون...!

و یادمون نره که دستمون واسه همین کارا آفریده شده نه ور رفتن به

گوشیمون...!

استفاده از تعاليم اخلاقي - تربيتي پيامبر اكرم (ص) در استراليا :

اخیراً یک شرکت محصولات غذایی در استرالیا در اقدامی تبلیغی برای

جلوگیری از اسراف و هدر دادن آب بر روی بطری های آب معدنی تولیدِ خود،

حدیثی از نبی مکرم اسلام(ص) در مذمت و نهی از اسراف درج کرده که با

بازتاب بسیار گسترده ای در این کشور همراه بوده است.

حدیث نبوی ای که این شرکت استرالیایی بر روی بطری های آب معدنی

منتشر کرده آن حدیث معروف  است که حضرت رسول(ص) می فرماید:

نوشته شده " prophet mohammad " يعني "محمد پيامبر (ص) " :

ترجمه ی جمله پیامبر اکرم (ص) :

   "در مصرف آب صرفه جویی کنید حتی اگر در کنار نهر آب (رودخانه) باشید "

زيارت قبور ائمه  ؟؟ حكم بوسيدن ضريح ؟ پاسخ به شبهه وهابيون تكفيري !

همین که شخصی به قصد زیارت وارد حرم شود و سلام کند، زیارت کرده است و چنانچه معرفت هم در حق مزور داشته باشد می‌توان قبولی زیارت او را امید داشت، اما زیارت درجات و مراتبی دارد که با خواندن زیارتنامه‌ها، اهدای نماز و دیگر عبادات می‌توان بدان‌ها رسید. 

زیارتنامه‌ها متون مقدس و ارزشمندی هستند که علاوه بر یاری کردن ما در تکمیل زیارتمان، به شناخت و معرفت بهتر ما نیز از ائمه معصومین و ارتقاء کیفی اعتقاداتمان کمک می‌کنند. زیارتنامه‌ها معمولا شامل سلام و تحیت، توسل و دعا، تولی و تبری هستند و ما را در تصفیه اعتقاداتمان یاری می‌دهند. 

كامل ترين زيارت نامه "زيارت جامعه ي كبيره " است .

زیارت جامعه کبیره از جمله متون بسیار معتبری است که هر یک از ائمه اطهار را می‌توان با آن زیارت کرد، این زیارتنامه به سندهای موثق از امام هادی علیه السلام روایت شده و جمع بسیاری از علما و مؤمنین به خواندن آن مداومت داشته و دارند. سند آن به موسی بن عبدالله نخعی می‌رسد که امام هادی علیه السلام وی را به این متن بلیغ و کامل برای زیارت هر کدام از امامان تعلیم فرموده است. 

نماز زیارت یک هدیه است از طرف زائر به مزور. که اگر چه اعمال زائر در مقابل عظمت زیارت شونده، بسیار ناچیز است، با دست خالی به زیارت رفتن ناپسند و به دور از ادب است. 

حكم بوسیدن ضریح :

بوسیدن ضریح جز آنکه نشانهٔ عشق و ادب و احترام است، معنی دیگری ندارد بنابراین اگر حرم شلوغ باشد برای نشان دادن عشق و محبت و احترام، احتراز از بوسیدن بهتر است. اما متاسفانه بعضی از عوام الناس گمان می‌کنند تا ضریح را نبوسند، زیارت نکرده‌اند و تا موفق به بوسیدن ضریح نشوند احساس خوبی ندارند. حال آنکه بوسیدن ضریح در هیچ روایتی جزئی از زیارت محسوب نشده است

البته بعضی هم از آن طرف بام افتاده‌اند و بوسیدن ضریح و لمس و تبرک در و دیوار حرم را نشانه شرک می‌دانند که ریشه در عقاید افراطی وهابیت دارد. بوسیدن و لمس و تبرک مادامی که از روی محبت و احترام است مجاز و مستحب است تنها در صورتی که از روی پرستش باشد شرک و حرام است!!

در پاسخ بايد بگوييم ؛این کار نه تنها بدعت و حرام نیست بلکه به دلیل متبرک بودن آنها ریشه در رفتار پیامبران پیشین نیز دارد. در قرآن مجید آمده است که وقتی حضرت یوسف خود را به برادرانش معرفی نمود و آنها را مورد عفو و بخشش قرار داد، به آنها گفت: اذْهَبُواْ بِقَمِیصِی هَذَا فالقُوهُ عَلَی وَجْهِ أبِی یَأتِ بَصِیراً؛ پیراهنم را با خود نزد پدرم ببرید و بر صورتش افکنید تا دیدگانش بینا گردد.

علاوه بر این، در صحیح بخاری از عبدالله بن عمر نقل شده است که: «پیامبر را در حالی دیدم که حجرالاسود را لمس می‌کرد و می‌بوسید. بر همین مبنا است که کلیه مسلمین جهان به هنگام زیارت خانه خدا، برای لمس کردن و بوییدن حجرالاسود مدت‌ها به صف می‌ایستند. 

در نتيجه بايد بگوييم  : الف- حال که بوسیدن سنگ حجرالاسود و لمس کردن پیران یوسف و مالیدن بر چشم مجاز می‌باشد، بدیهی است که می‌توان در و دیوار و ضریح امامان را لمس نمود و بوسید، زیرا تفاوتی بین اشیا (از جهت متبرک بودن آنها) وجود ندارد؟! » ب- تنها در صورتی که از روی پرستش باشد شرک و حرام است!!

 در حالي كه اگر از زائرين بپرسيم چرا ضريح را مي بوسي هيچ كس نخواهد گفت براي پرستش اين كار را مي كند.

  بنا بر اين حكم بوسيدن ضريح و ...چنين است :

١- به هيچ وجه شرك در پرستش نيست ٢- به هيچ وجه بدعت در دين نيست ٣- بنا به احاديث معتبراز جمله " روايت بوسيدن حجر بوسيله ي پيامبر " داراي سابقه ي ديني و شرعي است ٤- ادعاي وهابيون تكفيري باطل است و اين كار جائز و بلكه مستحب است . 

سالروز ورود آزادگان سرفراز به میهن اسلامی گرامی باد

بیست و ششم مردادماه، روز سراسر افتخاری که بر صفحات زرین انقلاب حک شد و یادآور ایامی است پر از شور و شادی و معطر است به عطر حضور دوباره عزیزانی که بوی شهیدان را با خود داشتند که سالگرد این خاطره بزرگ را به تمامی آزادگان معزز و خانواده شریف آنان و به تمامی آزاد مردان و هموطنان گرامی تبریک و تهنیت عرض نموده و سلامت و توفیق همه آزادگان و ایثارگران عزیز را تحت عنایت خاص حضرت بقیة‌الله الاعظم (ارواحنا فداه) و تحت زعامت مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای و در راستای خدمت هر چه بیشتر به نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از درگاه ایزد متعال خواستارم.

ایران اسلامی دوران سخت طاقت فرسای جنگ تحمیلی را با عزت و اقتدار پیمود، ایرانی که زنان و مردان مسلمان و غیور آن برای فردای بهتر با دل و جان در مقابل دشمنان ایستادند.

آزادگان سرافراز در قلب دشمن ضمن مظلومیت شدید، با استقامت بی‌نظیر نه تنها روحیه دشمن را خرد کردند، بلکه درسی به استکبار آمریکا و هم پیمانانش دادند که هرگز دندان‌های خود را به سوی ملت ایران تیز نکنند و قدرت‌های جهانی متوجه شدند در صورت مواجهه با ملت ایران با حریفی سخت و مقاوم مواجه هستند. این وجه از بازدارندگی در پناه مقاومت و مجاهدت آزادگان به ایران عزیز هدیه شد و ملت نعمت پرقدر آنان را پاس می‌دارد.

تساوي حقوق زن از شعار تا واقعيت ؟؟!!

  

 بعد از نود و بوقي اومديم يه كتاب بخونيم هنوز دو صفحه نخونده بوديم كه به شعري برخورد كرديم كه نوشته بود :

" از كار كرم خيزد و ديزي پر گوشت.....بيكاري ورم آورد و سيلي بيخ گوش "

به فكر فرو رفتم كه يعني چي؟ و يه كمي كه جلوتر رفتم ديدم اين همه فلسفه بافته و آسمون ريسمون كرده تا برسه به "تساوي حقوق زن و مرد در اشتغال "و اينكه خانم ها بايد از جايگاه مناسب شغلي و اجتماعي برخوردار باشن .

مشخص شد كه  نويسنده ی محترم كه گوش مفت  پيدا كرده بود و بالاخره توي اين قحطي سوژه ايشون خواسته يك موجود ناقص الخلقه اي به نام كتاب پديد اورده وبه زور صد من عرق نعناع و جوشانده به خورد خلق الله بدهد .

بگذريم ، جناب نویسنده كه حقوق بشر به قول خارجي ها(human right) را اين طور معني کرده بود كه بين زن و مرد تساوي حاكم شود و هر كدم از ايشان هر سازي مي خواهند بزنند و براي خودشان اختيار دار باشند و مدیریت اقتصادی دست هرکدام باشد و هر کدام چه مزیت هایی دارند و نقش ایشان را در توسعه ی اجتماعی و فرهنگی جامعه بیان کرده بود و از اين نوع پيزوري ها و چرند و پرندها که من حوصله خوندنش را نداشته و ندارم ...

گفت: حالا خودت مگر در این مورد فكري و يا تعريفي و ایده ای داري كه با اين نوع نگرش مخالفت مي كني ؟!

گفتم : پ ن پ ...( دارم گل لگد می کنم  یا دارم در باره طرز گرفتن پنچری قطار نطق می کنم )  وشروع كردم به صحبت و تشریح كردن:

 چند وقت بيش يكي از دوستان صميمي كه معمولا در مورد مسائل مختلف با هم مي گپيم در باره ي تساوي حقوق زن و مرد مي گفت : نيكنام ما كه توي خونمون حقوق بشر را به معني كامل پيدا و پیاده كرده ايم و تساوي حقوق زن و مرد را كاملا اجرا مي كنيم .

گفتم :چطوري ؟ خالي نبد پسر ! من مي دونم تو چه ديكتاتور و مستبدي هستي ! برو يه جا ديگه بِلاف !! حنات پیش ما رنگی نداره ! برو بابا !

گفت : باور نمي كني بيا از خانوم بچه هاي ما بپرس، ببين راست مي گم يا دروغ ! 

گفتم :ميام هاا ؟

گفت :بفرما ، راه باز و جاده دراز !! 

گفتم: حالا چطوري ؟اصلا مگر ممكنه ؟ آخه خدا مرد را آفريده و فيزيك و روح و روان و تاريخ و جغرافياي مردانگي با اين حرفا جور در نمياد !! 

گفت : حالا كه شده !! ببين ما همه ي كارهاي خونه را به دوجا تقسيم كرده ايم ، يك قسمت وظيفه ي خانم و يك قسمت وظيفه ي من ! 

گفتم: خوب مثلاً : ....؟؟ چه طوری آخه ؟؟

با نگاهي شيطنت اميز و ليخند مرموزی گفت : ببين ما قرار كرديم چون خانم آشپزيش خوبه غذا را بپزه و من چون اشتهام خوبه بخورم .. - چون خانم به بهداشت اهميت مي ده من لباس چرکاما را از تنم در بيارم و خانم بشوره - مي دوني كه خانم ها سليقه شون بی نظیر و تكه پس من وسايل را پخش وپلا كه مي كنم ،خانم اونا را قشنگ و با سليقه بچينه و....ده ، بيست مورد رديف كرد و گفت که انصافا تقسیم کار خوبی نیست ؟! ببین درست کارا را نصف کردیم ، نصف من ، نصف خانوم ، و بعدش هم ادامه داد ببين ؛ درسته به نظر شما مياد كه كار خانم ها كمي و فقط كمي مشكل تر باشه اما اولا اينطور نيست چون همونقدر كه پختن و شستن و چيدن و روفتن و ..مشكله ، خوردن و پوشيدن و ريخت و پاش و .. به قدر خودش مشکل و سخته و نبايد دست كم گرفته بشه !!!و ضمنا خود ما مردها هستيم كه كارهامون را بي ارزش و كم اهميت جلوه مي ديم و واقعيتش اينه كه خوردن مهم تر از پختنه!! چون اگر همين ما يه روز غذاي اين خانم را نخوريم و بگيم اينم شد غذا ؟ و وای که چقدر بد مزه است !! خانم يه هفته اعصابش خرد مي شه ؟ ببين ! اينطور نيست ؟؟ خرد نمي شه ؟؟!! حالا می بینی ما چقدر در سلامت روح و روان خانم و شکوفایی استعداد ایشان نقش داریم و در ضمن باعث تمرین و ممارست و تحرک بدنی و در نتیجه پیشگیری از بیماری های قند و فشار خون و قلب می شیم که خانم ها باید متشکر هم باشند !! در یک کلمه بگم : ما هم از بیماری های جسمی و هم بیماری های روحی خانم جلوگیری می کنیم و این یعنی افزایش ضریب سلامت و طول عمر بیشتر !!!

گفتم ؛ چه عرض كنم والله ؟! اين ديگه نوبر تحليل و تقسيم كاره .

 گفت : نه وجدانا ، بده ؟؟ گفتم : من که عقلم به جایی قد نمی ده ، فكر كنم بايد يه مقدار مطالعاتمو بيشتر كنم!!

و اومدم تا مطالعه كنم اما اين بار نه براي بر كردن اوقات فراغتم بلكه براي فهم اين فلسفه ي جديد كه شنيده بودم :

خوب عصر اينترنت و ارتباطات و یک راست سر کامپیوتر و رفتم توي "نت" و سرچي كردم تا ببينم چي دستگيرم مي شه؟؟

در بخش طنز خبرگزاري "ايسنا" از قول "رضا ساكي " مطلبي درج شده( اینجا را بخوانید ) كه بي تشابه با موضوع و نحوه ي "تقسيم كار " دوستم نبود ، 

در طول روزهاي يك شنبه تا ٥ شنبه ی هفته ي كذشته كه مجلس شوراي اسلامي ايران مشغول بررسي كليات برنامه و اهداف دولت اقاي دكتر روحاني و بررسي صلاحيت هاي وزيران پيشنهادي به مجلس براي اخذ راي اعتماد و تشكيل و تكميل كابينه دولت بود و از خروس خوان صبح تا شغال خوان شب (فشرده و فول تايم) و در دو نوبت صبح و عصر همه ي مجلس و دولت در جلسات حضور ياتفه و زحماتي زيادي كشيده شد تا در نهايت موفق شدند حدود ساعت٢٢ شب ٥ شنبه نتيجه ي راي گيري نمايندگان را استخراج و اعلام نمايند و بالاخره تعداد ١٥ تن از١٨ وزير پيشنهادي با اعتماد مجلس روبرو شده و مجلس هم براي دو روز استراحت تعطيل شد تا خستگي از تن نمايندگان محترم در برود و عرق شان خشك شده و يك شنبه با نفسي تازه و تجدید قوا نموده به مجلس بازگردند .

در طول اين چند روز نمايندگان مجلس در موافقت و يا مخالفت از وزيران پيشنهادي و همچنين كليات كابينه و برنامه هاي دولت حدود ٢٢ ساعت به اين ترتيب كه براي هر وزير ٢ نماينده ي موافق و ٢ نماينده ي مخالف و هر كدام از نمايندگان به ميزان ١٥ دقيقه حق صحبت و نطق داشتند كه البته گاهي اين زمان را با همكاران ديگر  به طور شريكي و هر كدام قسمتي از ١٥ دقيقه را سخن گفتند و دولت مردان هم حدود ١١ ساعت (هر كدام از وزيران نيم ساعت و رياست محترم جمهور در جلسه ي اول و اخر در هر جلسه ١ ساعت به دفاع از وزيران پيشنهادي اقدام نمودند و اين ساعات بدون احتساب زمان هايي است كه نمايندگان محترم يا به عنوان وقت تلف شده و وقت زوركي كه علي رغم تذكر هيات رئيسه به نطق ادامه دادند و همين طور به جز زمان هايي كه براي دادن تذكرهاي آئين نامه اي كه بر اساس مواد آئين نامه ي داخلي و اصول قانون اساسي و ضوابط اداره ي مجلس صرف شد مي باشد .

با حسابي سر انگشتي مي شود فهميد در طول اين چند جلسه زمان رسمي نطق ها براي نمايندگان مجلس  جمعا (١٣٢٠ ) يك هزار سيصد و بيست دقيقه و وزيران و رياست محترم جمهور جمعا (٦٦٠ ) ششصد و شصت دقيقه و  نمايندگان و وزيران (مجلس و دولت )روی هم جمعا (١٩٨٠ )يك هزار و نهصد و هشتاد يعني  حدود ٢٠٠٠ (دو هزار ساعت ) كه اگر زمان هاي مربوط به تذكرات و وقت هاي زوركي و يواشكي و غيره را به اين عدد اضافه كنيم چيزي حدود ٢٢٠٠ (دو هزار و دويست ) دقيقه را مي شود به راحتي به دست آورد .

اگر چه انتخاب سخنران ها و ناطقان مخالف و موافق بر اساس قرعه كشي از بين ثبت نام كنندگان صورت مي گيرد كه نقش شانس و اقبال انكار ناپذير است و افرادي مثل اقاي زارعي و يا قاضي زاده نماينده اروميه چندين بار از فرصت نطق و اعلام مواضع خود و دفاع از حوزه ي انتخابيه برخوردار شدند که داراي منافع و فوائدي براي شهرهاي مورد نظر بوده و خواهد بود اما به موازات آن عدم نطق نمایندگان برخی شهرستان ها و کم تحرکی و عدم مشارکت فعال ایشان در مباحثات و مذاکرات مجلس برای موکلین ایشان تلخ و ناگوار است که مردم حوزه ی انتخابیه را با سوالاتی رو برو کرده است.

ان چه اقاي ساكي در باره منافع حضور ٩ نماينده ي زن در مجلس شوراي اسلامي كه حتي از اين ميزان ٢٠٠٠ (دو هزار دقيقه ) نطق و سخنراني يك دقيقه را هم به خود اختصاص ندادند و شعاري كه هنگام تبليغات انتخابات در مورد حضور بانوان در مجلس براي بيان نقطه نظرات بانوان و دفاع از حقوق زنان داده مي شد را بيهوده و بلا اثر نشان داد و حضور نمايشي تشريفاتي زنان نماینده را به خوبی می شد لمس کرد كه هر از گاه تلویزيون شبكه ي خبر دوربين را به سمت ايشان مي چرخاند تا مردم حوزه ي انتخابيه ي ايشان نگران حال نماينده و وكيل خودشان نباشند و از حضور و سلامت ايشان مطمئن شوند و علي رغم حضور فعال نماینده در محدوده ی شهرستان و حضور در عرصه های اجرایی و اعلام موضع در موارد مختلف حوزه ي انتخابيه در محدوده ي ادارات و ارگان ها و دفتر ارتباطات شان و مصاحبه هاي پي در پي اين سؤال بر جاي مانده است كه چگونه است كه نجابت نمايندگان بانوان زن مجلس و حجب و حياي ايشان اجازه ي سخنراني و ارائه ي نطق اتشين كه به ايشان نداده و شانس هم همراه ايشان براي انتخاب و گزینش در قرعه کشی ها نبوده كه هيچ ! لا اقل نماينده ي محترم با مطالعه ي ائين نامه ي داخلي و اعلام تذكر  خود مي توانست در مواردی باعث باز شدن بلندگوي خود و لا اقل باعث برده شدن نام حوزه ي انتخابيه و خود وكيل محترم حتی برای اخذ تذکر از هیات رئیسه و خوشحالي موكلين كه سراپا گوش بوده و منتظر شنيدن نام شهرستان خود و رسيدن اين نام بر گوش رياست محترم جمهور و اعضاي كابينه بودند مي شد .

فراموش نكرديم كه نماينده ي محترم سيستان و بلوچستان وقتي نام سیستان  بدون ذكر بلوچستان گفته شد مصرانه ايستاد كه هيات رئيسه اسم حوزه ي انتخابيه را اصلاح كند و معلوم است كه گفتن اسم و حتي فقط بردن اسم حوزه انتخابيه در چنين جلساتي مهم است چه رسد به ارائه ي نطق و سخنراني و دادن تذكر آئين نامه اي !!!

و باز هم فراموش نکردیم تذکر نمایندگان شهرستان هایی که لر نشین هستند و نسبت به قوم غیور لر احساس اهانت و ان هم فقط احساس اهانت کرده بودند و درخواست از ناطق برای عذرخواهی و پافشاری ان چنانی ایشان که نشانه ی حمیت و تعصب ایشان به حوزه ی انتخابیه شان بود و مردم هرگز این حساسیت ها را فراموش نخواهند کردد!!

آيا موضوع كمبود آب شرب در ساوه و زرنديه و بحراني شدن اين موضوع در اينده ه اي نزديك كه قبلا نيز توسط نماينده ي محترم در محافل و جلسات شهرستان از ان صحبت شده بود نمي شد به عنوان يك مشكل و با مغتنم شمردن حضور وزير نيرو و در قالب يك تذكر مطرح گردد؟؟  مثل نماينده ي چهار محال و بختیاری مجلس و يا نمایندگان آذري مجلس از جمله نماينده مياندواب كه دلسوزانه وزير محترم را خطاب قرار دادند  و وضعیت دریاچه ی ارومیه را مورد پيگيري و مطالبه قرار دادند ؟؟؟ 

شايد در مجلس شوراي اسلامي نيز تقسيم كاري مشابه آن چه دوست ما بيان نموده و اقاي "ساكي" خبرگار ايسنا به ان اشاره كرده انجام شده است ؟؟

چگونه است كه از ٩ بانوي نماينده ي مجلس حتي يك دقيقه وقت نطق و اعلام نظر به ایشان اختصاص نیافت و اعتراضی هم  صورت نگرفت ؟؟ 

آيا گوش كردن و راي دادن و شركت در انتخابات و رای دادن در تقسيم كار به ايشان و صحبت كردن و فرياد كشيدن به اقاياني همچون اقاي قاضي زاده و زارعي و .. افتاده است ؟؟؟

بعضي بانوان از حوزه هايي هستند كه داراي ٢ يا چند نماينده هستند و اگر خانم صحبت نكرده همكار ديگرش به جاي ايشان مشكلات شان را مطرح كرده ولي براي شهرستان هاي ساوه و زرنديه (٢ شهرستان و ١نماينده ) و آن هم اين طور بي عدالتي آيا رواست ؟؟

آيا حضور بانوان صرفا در مجلس براي نشان دادن اينكه بانوان از حقوق مساوي در انتخاب كردن و انتخاب شدن كفايت مي كند و آيا در عمل هم اينگونه است ؟؟  ايا  واقعا نماينده ي ما (زرند و ساوه ) به اندازه ي اسم و رسم و نقش شهرستان هاي مان در كشور نقشي در مجلس عهده دار است ؟؟ مردم خوب زرندیه که از پای تلویزیون تکان نخوردند و این چند روز با دقت مذاکرات را پیگیری کردند ، از بس چشم و گوش تیز کردند تا شاید از نماینده ی محترمه مان اسمی به میان آید و نیامد دچار افسردگی و سرشکستگی شدند .

یاد نمایندگان سابق شهرستان های ساوه و زرندیه - حضرت حجه الاسلام موحدی ساوجی -جاج اقای نبوتی - حضرت حجه الاسلام اسلامی و.... را گرامی می داریم و برای نماینده ی محترمه توفیق و سلامت مسئلت داریم .

واقعا الان به اين نتيجه رسيدم كه " از كار كَرَم  خيزد و ديزي پر گوشت " و بعدش هم " تساوي حقوق زن و مرد"  را درك كردم . و بعد هم روش تقسيم كار دوستم را كاملا علمي و منطقي يافته و راي به عدم تعجب خودم مي دهم ، و بعدش هم " بازنگري در قانون و آئين نامه هاي داخلي مجلس شوراي اسلامي را خواستارم تا:

" لا اقل خانم ها اگر  نطق و سخنراني و دخالتي در بحث ها ندارند بندگان خدا بتوانند بروند منزل و استراحت و تغذيه و آرامش و آسایشی  براي خود و اهل منزل داشته باشند و اينطور توي ستون يك و مثل مظلوم ها در يك رديف قنبرك نزنند و سر و صداي اعصاب خرد كن آقايون موافق و مخالف را گوش نكنند و حق حرف زدن هم نداشته باشند !!!!  " ....... ادامه دارد

مطبوعات و مطبوعاتي ها در مامونيه " لطفا روزنامه ها را بياوريد"

خاطرات تلخ و شيرين  در زندگي ما انسان ها جايگاه خاصي را دارد و هيچ كس را نمي توان يافت كه خاطره اي در زندگي نداشته باشد و درهر لحظه از گذر عمر، با خود خاطراتي را به همراه دارد كه  نمي توان آن ها را انكار كرد و فقط مي توان به تلخي و يا شيريني ان خاطرات اشاره كرد .

درواقع خاطرات انسان ها هستند كه زندگي انسان را مي سازند و همه با مرور خاطرات شان در واقع صفحه هاي عمر و زندگي را ورق مي زنند و با اين تَوَرُّق لحظه هاي كاميابي و موفقيت ها و شادي ها و يا ناكامي ها و حرمان ها و غم و غصه ها را به ياد آورده و گاهي نيز ان را براي اينده ي خود چراغ راه و مايه عبرت و. اعتبار مي كنند ،

پس به واقع خاطرات براي انسان ها داراي ارزش و اهميت ويژه اي هستند كه نمي توان وجود ان ها را ناديده گرفت و انكار نمود ، از افراط و تفريط ها در خصوص بيان و ياداوري و زندگي كردن با خاطرات كه بگذريم ، خاطرات قسمت بزرگي از نحوه و نوع نگرش و زندگي و فرهنگ و آئين و كيفيت زندگي هر كسي را تشكيل و نشان مي دهد .

ضرب المثلي معروف است كه انسان ها با خاطرات شان زندگي مي كنند و ايراني جماعت بيش از ان كه در حال و در حقيقت زندگي و گذران كند در خاطرات گذشته زندگي مي كند و رفتار و كردار حالش نيز به نوعي انعكاس خاطرات گذشته اش مي باشد .

                                            

اين مقدمه را گفتم تا در باره ي عكس بالاي صفحه با شما صحبت كنم ، اين كه اين تصوير مربوط به كيست ؟ تصوير چه ربطي به موضوع دارد ؟صاحب تصوير چه كاره بوده و به چه مناسبتي در اين مرقومه درج شده است ؟

شايد كمتر كسي باشد كه از دوران قديم خاطره اي داشته باشد و صاحب تصوير را نشناسد ! 

بازهم شايد بيشتر حساس شده باشيد كه مگر ايشان چه شخص مهمي است كه گوشه اي از خاطرات مردم را به خود اختصاص داده است ؟

بي ترديد قشر تحصيل كرده و اهل مطالعه ي قديم ويا روشن فكر ها و كساني كه براي ژست هم شده بود يك روزنامه و يا نشريه اي تهيه و ان را به صورت ساندويچ لوله كرده و زير بغل مي زدند و يك مداد نوك تيز مشكي نيز معمولا در جيب پيراهن شان داشتند كه در مواقع فراغت روزنامه را گشوده و شروع به حل جدول ان مي كردند با اولين نگاه شخص مورد نظر را شناخته و با خودشان مي گويند "  ِا ، اين كه همون "علي دادا"ست  ، خدا رحمتش  كنه "

بلي - تصويري كه مي بينيد مربوط به تنها خبرنگار مطبوعات زرند و مامونيه و نمايندگي فروش مجلات و روزنامه هاي آن زمان ( دهه پنجاه به بعد تا زمان فوت) در شهر مامونيه مي باشد - سخن از مرحوم  حاج علي نيكنام فرزند مصيب كه خبرنگار رسمي كيهان و عامل توزيع و فروش مطبوعات در بخش زرند آن روز و به ويژه شهر مامونيه مي باشد ، 

بسيار براي تان جالب خواهد بود كه بدانيد ايشان سواد خواندن و نوشتن نيز نداشته و خبرنگاري بود كه به طور مطلق بي سواد بود و از نعمت سواد برخوردار نبود ، و جالب تر اين كه به لحاظ ارتباطات ان زمان و كمبود تردد بين تهران و زرند و معدود بودن ماشين هاي بين شهري  كه در نتيجه منحصر به ماشين اتوبوس  "ميرزا حسين دقيقي " كه از اول به " سيصدو دوي ميزاحسين" مشهور و معروف بود ، مي شد و بسته ي روزنامه و نشريات  را بايد ايشان با خود مي اورد كه معمولا  صبح زود موقع نماز صبح به تهران مي رفت و بسته ي مربطه را در گاراژ زرند واقع در "چهار راه شاپور " تحويل مي گرفت و در ساعت ١١ صبح و قبل از ظهر به مامونيه بر مي گشت و لفاف و بسته ي روزنامه ها را كه در كاغذهاي كاهي پيچيده شده بود جلوي مغازه ي حاج علي نيكنام معروف به "علي دادا" بر زمين مي انداخت و همين امر باعث مي شد كه هر روز ، روزنامه ي روز قبل به مامونيه برسد كه به واقع  همه "ديروز نامه" مي خواندند و معمولا مردم اخبار و سياست را پيگيري نمي كردند بلكه صفحه ي حوادث و آگهي ها و سرمقاله را و كمي با سواد ترها جدول را كار داشتند ،

اما با وجود بي سوادي مرحوم "علي دادا " كار و بار روزنامه فروشي از رونق خوبي برخوردارو سِكّه بود و تقريبا همه ي روزنامه ها و مجلات آن روز مملكت به مامونيه مي امد و حُكماً همه ي روزنامه ها "آبونمان " بود و مشتري و مشترك دائمي داشت و تنها دو سه نسخه از نشريات بلا صاحب بود كه هر كس  زودتر به مغازه مطبوعاتي "علي داداد" كه در آن از روزنامه گرفته تا تخمه و پنير خيكي و نفت كه آن موقع به صورت كيله اي " پيمانه و كِيْلْ هاي نيم ليتري و يك ليتر ي "و يا توي شيشه و يا حلب هايي فروخته مي شد و تا پفك نمكي و كامَكْ و سيب زميني و پياز و ارده شيره فروخته مي شد مراجعه مي كرد مي توانست روزنامه اي تهيه و ان را با خود به منزل ببرد ، 

يادم نمي رود در دهه پنجاه خود حقير كه كودكي ٩-١٠ ساله  بودم مجله ي " كيهان بچه ها " مي خريدم به قيمت ٥ ريال كه علي دادا بخاطر شوهر خاله ي ما بودن برايم نگه مي داشت كه مي گرفتم و مي خواندم و لذتش را مي بردم و حقيقتاً خيلي زيبا ومفيد بود كه واقعا ياد نشريات و مجلات ان روز به خصوص "كيهان بچه ها " كه عشق آن زمان و دوران ما بود به خير  باد ،

ان موقع روزنامه هاي كيهان و اطلاعات روزنامه هاي عمده ي شهر مامونيه را تشكيل مي دادند،  اما اكثر مجلات از قبيل "زن روز - جوانان امروز- دختران ، پسران -كيهان ورزشي - اطلاعات هفتگي- كيهان فرهنگي- توفيق - بهلول - خورجين و ......و مجلات كيهان فرهنگي به زبان اردو "پاکستانی" و  پشتو " افغانی"و "عربی" به شهر مي امد كه مشتريان خاص خود را داشت و چيزي كه اصلا فراموش نمي كنم ، اين كه درست در وسط اين مجلات صفحه ي وسطي به صورت دو برگي كه به هم چسبيده بود عكس آرتيست ها و خواننده هاي مرد و زن به صورت تمام رنگي چاپ مي شد و اكثرا خريدارها اين دو برگي هاي پوستر مانند را از وسط مجله جدا و بر در و ديوار خانه هاي شان مي چسباندند و منازل خودشان را با ان ها مثلا تزئين مي كردند .

اما با وجود بي سوادي خبرنگار كه گاهي از اين حقير مي خواست خبري كه قابل چاپ و مربوط به زرند باشد را با انشاي خود ايشان و با دست خط بنده بنويسم و بعد مخابره مي كرد و در كمال تعجب در روزنامه نيز از قول و به نام "خبرنگار زرند - علي نيكنام  "با اين هيات مشخص شده در تصوير كه مي بينيد ، چاپ هم مي شد ، 

شايد براي شما سؤال باشد پس چطور ايشان مي دانست چه كسي روزنامه اش را گرفته و چگونه توزيع مي كرد كه همه هم راضي بودند و ايشان كه سوادي براي يادداشت كردن اسم ها نداشت ، مكانيسم توزيعش چطور بود ؟

انچه به چشم مي ديدم و ان موقع خيلي سر در نمي اوردم چون واقعا بچه سال بودم اين بود كه وقتي روزنامه ها را مي چيد و صفحات را در هم قرار مي داد و روزنامه را جور و كامل مي كرد ، هر روزنامه را در شكاف و منفذ و محلي مخصوص قرار مي داد مثلا روي گوني گندم مربوط به بخشداري و پهلوي تخمه ها مال اقاي فلاني و زير تشك مال اقاي فلاني و روي يخچال مال فلاني و ..و همينطور همه ي روزنامه ها و مجلات را تقسيم مي كرد و حافظه اش هم ان قدر قوي بود كه مستقيم مال هر كس را مي رفت سر جايش و بهش مي داد .

هيچ يادم نمي رود گاهي روزنامه ي بعضي مشتركين محترم  چندين و چند روز روي هم جمع مي شد و تلمبار مي شد و مي ماند كه علي دادا بعد از چند اخطار ان ها را كيلويي مي فروخت به اتوشويي و يا كساني كه براي سبزي فروشي و غيره مي خريدند .

جداً،  ياد آن روزها به خير كه با اين همه مشكلات مردم روزنامه خوان به  مطلوب  خود مي رسيدند و هر چند "ديروزنامه" مي خريدند و مي خواندند ، اما بالاخره بر منطق " كاچي به از هيچّي" به ان رضايت مي دادند،  اما حسب اطلاع و شنوده ها چند روزي است كه نشريات به شهر نمي رسد و غرفه ي مطبوعاتي راكد و معطل است و مطبوعاتي شهر نيز در اين خصوص يا اقدامي پيگيرانه و مجدانه به عمل نياورده و يا توفيقي حاصل  نكرده است !! كه همين جا ضمن انعكاس موضوع از ايشان تقاضا مي كنيم در خصوص رفع مشكل مطبوعات و نشريات و تهيه و وصول به موقع مطبوعات به شهر اقدامي شايسته معمول دارند و بلكه با تلاش و مساعي و به كار گرفتن تمامي ظرفيت ها كه  مورد انتظار نيز هست و مدير محترم مطبوعات را نيز شخصي دلسوز و ساعي مي شناسيم وضعيت مطبوعات شهر سامان بهتر و مطلوب تري يابد ، بديهي است اين اقدام موجب رضايت شهروندان ارجمند بوده  و امتنان اين حقير را نيز در بر خواهد داشت ، 

يادمان باشد حافظه ي مردم هيچگاه خدمتگزاران و خادمان خود را فراموش نخواهد كرد و خدمت هاي انجام شده جزء خاطرات شيرين مردم و جزئي از زندگي مردم خوب ايشان و ما ثبت و همواره تكرار و مورد تحسين و تمجيد و تجليل همگان قرار خواهد گرفت . ...

نوجوان برازنده ی زرندی تبار افتخار آفرینی کرد

یاسین سرخیل

نونهالان - نوجوانان و جوانان زرندی تبار که در هر عرصه حضور یافته و مجالی برای نمایش استعداد و توانمندی های خود یافته اند با غیرت مثال زدنی خود نبوغ و سرآمدی خود را به رخ کشیده و برتری خود را به همه ی نگاه ها ی منصف القاء و دیکته نموده و تحسین و اعجاب همگان را بر انگیخته اند .

این بار یاسین سرخیل فرزند برومند اقای استاد سرخیل که هنوز ۱۰-۱۲بهار از عمرش نگذشته است در مسابقات فوتسال ساوه و در جمع بزرگان فوتسال کاری کرد کارستان و نونهال خوب و خون گرم و خوش استیل زرندی تبار سرخیلِ گل زنان جام نام گیرد و در بالاترین قله گلزنان جام فوتسال قرار گرفته و به حق اقایی خود را در گلزنی به رخ بکشد (گزارش کامل تر را  اینجا بخوانید).

بنا به اذعان تمام کارشناسان فوتبال و فوتسال اقای یاسین سرخیل با ارائه بازی های زیبا و غیرت و همتی مثال زدنی چهره ی یک فوتبالیست تمام عیار را از خود نشان داده و بی درنگ پدیده ی این دوره ی مسابقات جام رمضان نام گرفت .

یک بار دیگر چوان خوش استیل زرندی تبار غیرت و همیت  زرندی خود را به نمایش گذاست و این نکته را به اثبات رساند که استعداد و توانمندی و ظرفیت های جوانان زرندی اگر به خوبی شناسایی و جهت دهی شود کسب بالاترین القاب و عناوین فنی و اخلاقی برای ایشان کاری بس اسان و دست یافتنی است .

یاد اور می شوم قبلا نیز بازیکنان زرندی تبار با بازی های خوب و مثال زدنی  و نمایش هنرمندانه خود اعجاب و تجسین کارشناسان ورزش را بر انگیخته که مسبوق به سابقه است - از جمله می توان به نور چشمانی همچون - کمال الدین صفا - محمد شجری - میلاد مطهری نیا و یاسین سرخیل در این خصوص اشاره کرد.

بدینوسیله کسب اقایی گل مسابقات جام رمضان فوتسال ساوه در رده ی نونهالان توسط اقای یاسین سرخیل بازیکن ارزنده ی تیم شهرداری ساوه با ۲۰ گل زده را به استاد سرخیل و خانواده ی محترم و عموم شهروندان زرندی و علاقه مندان به ورزش و ورزشکاران تبریک و تهنیت می گوییم و  تعالی و ترقی و نیل به عالی ترین مدارج ورزشی - علمی - اخلاقی برای این نوباوه ی افتخار آفرین عزیزمان از خداوند بزرگ مسئلت می نماییم  و به استاد سرخیل عرض می کنیم  :

از شیر بچه ای همچون آقا زاده ی شما چنین انتظاری هم داشتیم :

پسر کو ندارد نشان از پدر           تو بیگانه خوانش نخوانش پسر  

اندك اندك جمع ياران مي روند ....."چند می گیری گریه کنی ؟؟"

 به موازات انتخاب دولت جديد جمهوري اسلامي ايران و شروع به كار نمودن دولت اقاي دكتر حسن روحاني طبق يك روال قديمي تغيير و تحولاتي براي مديران و مسئولان دولتي مي توان پيش بيني و تصور كرد ، 

امري كه قبل از اين هم مرسوم و مسبوق به سابقه بوده و هست كه هر گاه رياست جمهوري جديد روي كار بيايد و مديران ارشد وزارتخانه ها منصوب و مشغول به كار شوند اين تغييرات به صورت يك طول موج در شريان آن وزارتخانه و اداره و ارگان  و سازمان جريان يافته  كه محسوس بوده و قابل رويت مي باشد ، صرف نظر از اين كه اين امر پسنديده است يا خير از ، منظر محلي و منطقه اي اين تغييرات مي تواند داراي اهميت باشد كه قابل تحليل و واكاوي است .

هر چند به صورت قطعي و جزمي نمي توان در اين خصوص (ضرورت و محاسن و معايب تغيير رده هاي مديريتي به موازات تغيير دولت و مديران ارشد) اظهار نظر كرد اما پر واضح است كه اين تغييرات منجر به  عدم ثبات مديريتي و باعث بي انگيزگي در ميان مديران مي شود و همچنين به لحاظ برنامه محور نبودن كار ادارات و بلكه شخص محور و سليقه محور بودن نوع مديريت ها كه تا حدوي هم آميخته با چاشني سياست و نوع نگرش دولت و سيستم فكري حاكم خواهد بود ، در نتيجه  به نوعي به ناكارامدي برنامه هاي ميان مدت و دراز مدت در ادارات شده و در نهايت پروژه هاي نيمه تمام اعم از پروژه هاي عمراني - اقتصادي- آموزشي - سياست خارجي - امنيت ملي  و........را در پي خواهد داشت  .

با نگاهي گذرا بر اين ادله مي شود فهميد كه اينجانب شخصاً با تغيير مديران مياني كه بار عمده ي امور اجرايي و اداري سازمان ها و ادارات و وزارتخانه ها را بر عهده دارند مخالف مي باشم و به نظر مي رسد وزير محترم به جاي  اينكه مديران مياني و فرودستي را تغيير دهد و اين تغييرات تا روستاها و شهرهاي دوردست نيز تسري يابد مي تواند صرفا با تغيير و گزينش معاونين  و ترسيم برنامه هاي مدّ نظر خود و برگزاري جلسات توجيهي يك نوع وحدت رويه و راهبرد مشترك در مديريت و اصول كلي و خط و مشي حاكم بر حوزه ي كاري خود را مشخص نموده و  به اهداف از قبل تعيين شده نيل يابد، گر چه اين راهكار ها و توصيه ها بيشتر به يك شوخي مي ماند و امري است كه در كشور ما سابقه ندارد و به موازات تغيير يك مدير ارشد  تا پايين ترين رده ها و حتي آبدارچي و راننده و نيروي خدماتي و كارمندان دبيرخانه و نامه رسان در آن دستگاه تغيير يافته و ازفرداي روز معارفه اگر به ان اداره مراجعه كني فكر مي كني به يك دستگاه و سازمان و حتي به يك كشور ديگر مراجعه كرده اي !! و همين نوع از تغييرات و تحويل و تحولات اداري است كه به " تغييرات اتوبوسي " مشهور و معروف است !! 

حال به راحتي مي توان ديد كه كار تغيير مديران و بازار داغ توديع و معارفه ها اين روزها وقت زيادي از مسئولان و ميهمانان را به خود اختصاص داده و البته بعضي هزينه ها را نيز (اعم از وقت و امكانات)  به  برگزار کنندگان (اعم از ميزبان و ميهمان) تحميل مي نمايد .

و در يك كلام واقعا مي شود پرسيد ؛ چه مقدار و چند درصد از اين تغيير و تحولات ضرورت دارد و حياتي است و اگر این تغييرات صورت نگيرد كجايِ کار گردشِ چرخ و فلك و كار كهكشان و منظومه ی شمسی دچار اخلال می شود ؟؟ سؤالي كه هرگز جوابي را در پي نخواهد داشت جز ، يك نگاه نافذ از نوع "عاقل اندر سفيه" و يا " سفيه اندر عاقل " ما كه معني هيچكدام را متوجه نمي شويم شما خودتان درستش را بخوانيد" 

اما در شهرستان زرنديه بنا به انچه تا كنون مشخص و برپا شده (گر چه دامنه ي تغييرات بسيار وسيع تر از انچه اتفاق افتاده است مي باشد كه بايد كمي صبور بود و تماشاگر اين نقل و انتقالات و تحویل و تحولات كه گاها بي جا و بي مورد و بلكه مضر هم هست بود ) ٢ تن از مسئولان شهرستاني به نقطه ي ديگري منتقل شده و به جاي ايشان افراد ديگري معارفه گرديده اند كه به انتقال يافتگان و توديع كنندگان خسته نباشيد عرض نموده و براي ايشان دعاي خير مسئلت نموده و ارزو نماييم در پناه خدا باشند و به معارفه شدگان خير مقدم عرض نموده و براي ايشان ارزوي توفيق خدمت به مردم خوب شهرستان و شهرمان نماييم .

١- اقاي مهندس علي غياث آبادي (مدير آب و فاضلاب (آبفای ) منطقه اي شهرستان زرنديه ) در مراسمي با حضور آقاي مهندس خليلي مدير كل آب و فاضلاب استان مركزي و فرماندار شهرستان و مديران و ميهمانان شهرستاني توديع نموده و از خدمات ايشان تقدير و تشكر به عمل آمد و به جاي ايشان آقاي  مهندس سيد عطا حجري پور به عنوان رئيس اين اداره معارفه و شروع به كار نمودند .

٢- مراسم توديع و معارفه ي مدير كميته ي امداد امام خميني (ره) شهرستان زرنديه با حضور آقاي مهندس وليئي مىير كل كميته امداد حضرت امام خميني(ره)  استان مركزي و جمعي از مديران شهرستان و استان و برخي از مددجويان عضو خانواده ي بزرگ كميته ي امداد امام خميني (ره) در سالن اجتماعات فرمانداري شهرستان زرنديه برگزار شد ، در اين مراسم از زحمات  چندين ساله ي اقاي محمد محمودي به عنوان مدير و خادم مددجويان كميته امداد شهرستان  تقدير و تشكر به عمل آمد و آقاي غلام رضا حافظ كمال به عنوان سرپرست اين نهاد مقدس  در شهرستان زرندیه منصوب و معرفي گرديدند .

در اين جلسه آقاي مهندس وليئي طي سخناني از كميته ي امداد امام خميني (ره) به عنوان بزرگترين و مهم ترين نهاد حمايتي نام برده و گزارشي از خدمات كميته امداد در سطح استان و شهرستان زرنديه را ارائه نمودند .

براي مديران قبلي سلامتي و موفقيت در سنگرهاي جديد خدمتي وبراي مديران جديد ارزوي توفيق در مسئوليتي كه عهده دار شده اند در سايه ي تعامل با ساير بخش هاي شهرستان و براي شهرستان زرنديه تعالي و توسعه آرزو مي كنم .

اينك سئوال بنده اين است كه حدس بزنيد نفر بعدي  توي نوبت براي حضور در اين مراسم (توديع و معارفه )درشهرستان زرنديه كيست ؟؟؟؟؟ 

البته ما در واقع رئيس كه زياد داريم و به قول مامونيه اي ها خيلي از ايشان دم كاردي هستند و تاريخ مصرف و عمر مديريتي ايشان به اتمام رسيده و يا رو به موت هستند " ببخشيد از دستم در رفت مي خواستم بنويسم "رو به اتمام " است "

مثلا خود حقير كه منتظرم خروسِ روز ١٥ شهريور اذان صبح بدهد " خیلی هم دلتان بخواهد که خروس اذان بگوید" تا بفهمم پانزدهم شده چون اولا وقتی مرغ کیلویی حدود ۶۰۰۰ تومان باشد ، فکرش را بکنید که خروس کیلویی چند می شود - ثانیا حیف از خروس به این خوشتیپی و رعنایی نیست که آدم بگذارد و برود ار ساعت آهنی با اون ریخت و وضع و صورت گرد و قلمبه با صدای نخراشیده بفهمد ساعت چند تاریخ چندم است ؟ تازه خروس هیچ منتی نمی گذارد و مفتکی اعلان وقت می کند که حتی اگر زور هم کنی زیر بار اذان ندادن نمی رود ولی به ساعت باید کلی  باطری و ... بدهی و از چند خان هم بگذری تا موفق به دیدنش شوی و بفهمی که دنیا دست کیه و ...."منتظر ۱۵ شهریورم تا دوره ي رياست بنده  بر شوراي شهر خاتمه يابد و ان را " البته بدون توديع و معارفه " تحويل دهم ، به چند دليل :

١- اينكه مدت هاست كه خيلي از اقايان بلند قد و رئيس تر  عمر ما را تمام شده مي دانند بخاطر همین هم یا در مزاسم و برنامه هاشون دعوت مان نمی کنند و یا اینکه یک جوری دعوت می کنند که از دعوت نکردن بدتره و در ضمن به جز مواقعی که خودشان کار ذاشته باشند و یا مطالبه و التماس دعایی داشته باشند( عموما هم همینظوره مگر نه خود ایشان و کارشون دوزار هم به درد من نمی خورن) حتی به حرف ما تره هم خُرد نمی کنند، یه ضرب المثل مامنیه ای می گه :

         شیر که پیر بشه رقاص روباه می شه ( با یک درجه تخفیف گفتم روباه)

۲- ما که خودمان می دانیم  دیگر حنای مان رنگی ندارد ، ماست ها را کیسه کرده و گذاشته ایم پشت در و ما  که خیلی از جلسات و مراسمات دعوت نمی شویم و اگر هم یک موقع از دستشان در برود و دعوتمان کنند اون هم به حساب جلال و جبروت سابق مان " یعنی اون وقت که رئیس بودیم و برو و بیایی داشتیم دعوت مان کردند ،خودمان احترام مان را حفظ می کنیم و نمی رویم تا ابرو و احترام و کلاس مان را زورکی حفظ کرده باشیم ، تا مثل جلسه ی شعر انتظار نشود که اقای فرماندار از منتخبین محترم تشکر کند و ما به این گندگی با صد کیلو وزن را ندیده و تعمدا  فراموش کند و به حساب نیاورد " ببخشید دقیق تر بگوییم ۹۴ کیلو گرم وزن مان است"

۳-  دوستی می گفت ریاست خیلی شیرین است و شورا یعنی مدیریت و ریاست شهری و خداییش بعد از ۱۱ سال ریاست از نوع شورا که انقدر شیرینی اش زیاد بوده که دل مان را زده و داریم ضعف می رویم و ذوق مرگ می شویم ،ما هم گفتیم : انصاف نیست که همه اش شیرینی ها به ما برسد و بازهم گفتیم " اگر هوس است ۱۱ سال بس است " پس برای تحویل و تحول لحظه شماری می کنیم و تازه خدا را شکر هم می کنیم که با این مرض قندی که داریم توفیق اجباری شده که این ریاست شیرین را تحویل بدهیم مگر نه  همان شیرینی که باعث شد سال ۸۴ سکته قلبی کنیم این بار باعث مرگ مان می شد و آن وقت بعضی ها که الان چشم دیدن و حتی شنیدن نام ما را ندارند مجبور می شدند بر خلاف میل شان به مراسم ختم و هفتم و چهلم که بیایند هیچ بنر هم چاپ کنند و کلی ضرر و زیان به بودجه عمومی و بیت المال وارد کنند و کلی زحمت به بندگان خدا کارگرهای شان بدهند تا بنرها را بیاورند و درب حیاط نصب کنند  

۴- من که آدم دلسوزي هستم مي ترسم آرزوي ايشان كه براي رفتن ما ثانيه شماري مي كند بر دلشان بماند و در این وانفسای تحویل و تغییرات ايشان زودتر توديع شود و "حسرت به گور" شود ( ببخشيد باز هم اشتباه شد مي خواستم بنويسم حسرت به دل ) 

۵- بالاخره زماني كه چند نفر، چند ماه جلوتر به عنوان مسئول جايگزين انتخاب مي شوند و به ایشان گفته می شود که بايد تا ۱۵ شهریور صبر كنيد ، حوصله ي این بندگان خدا سر مي رود و حق هم دارند لذا بخاطر ايشان هم شده ، من هم موافقم كه زودتر و حتی همین فردا را پانزدهم ماه اعلام کنند و برویم تحویل دهیم 

۶- این روزها هر چي مشكل و نقيصه بود يك جورايي در مراسم تبليغات انتخابات به ما ربط پيدا مي كرد و اگر هم ربط پیدا نمی کرد به زور ربطش می دادند چون به قول ناصر الدین میرزا که عمدا بخاطر منفور بودن کلمه ی شاه من شاه اش را ننوشتم که گفته بود " زور پدر حرف حساب را در می آورد" دوستان کاندیدا همه وقایع را  از وقوع سونامي تا گراني قيمت مرغ و تا سوراخ شدن لايه ي اوزون تا بي نتيجه ماندن مذاكرات تيم هسته اي و تشديد تحريم هاي  اتحاديه ي اروپا را به نوعي به ما نسبت داده اند و ديدم تحت تاثير اين القائات ) (شیطانی یا غیر شیطانی اش را خدا می داند)شهروندان عزیز به ویژه پيرمردها  و پير زن هاي محترم بر باعث و باني اين امور لعن و نفرين مي فرستند، قانع و مجاب شدم زودتر تا نفرين ايشان اثر نکرده و درگیر نشده و  موجب بدبختی  دنيوي و اخروي نشده از خیر اين ١٥ -٢٠ روز بگذرم و ارزو کنم این دو هفته را هم يك باد سرخي تند باد تورنادویی، چيزي بيايد با خود ببرد تا ما هم برويم دنبال زندگي مان (آخه ١١ ساله كه با وجود علاقه زیادی که به مخلوط فالوده -بستنی داریم يك فالوده توي مغازه ي مشت ميرزا اقا و یا مشت منصور نخورده ایم حالا بريم و بخوريم و دعا به جان ایشان کنیم و به اسمش را هم بزاریم زندگی!!) و توديع و معارفه هم بخاطر داشتن بار مالي نمي خواهيم و تازه اگر هم بخواهیم کسی برای مان نمی گیرد و در ضمن از اون نمد برای ما کلاهی بافته نمی شود!! چون ما که پولی برای سکه خریدن و دادن در مراسم های تودیع ( به مسئولان قبلی )نداشته ایم ، حالا چطور انتظار گرفتن داشته باشیم ؟؟

 از طرفی تودیع بی سکه هم که به درد نمی خورد( به قول معروف بی مایه فطیر است) و همين كه سالم از اين ميدان پر مخاطره ی خدمت و نفرين جسته او رسته ایم  خدا را شكر هم مي كنيم و فقط آرام صبر می کنیم تا پانزدهم شهریور - ان شاء الله تعالی ...............

روزه داري در كدام كشور طولاني تر و مشكل تر بود ؟؟

 روزهاي  بلند تابستان، تیرماه امسال را تبدیل به یکی از سخت‌ترین ماه رمضان‌های ایران کرده است. روزهایی که از حوالی ۴ صبح تا ۹شب به روزه‌داری می گذرد و گرمای هوا مزید بر علت شده تا ۱۷ساعت روزه‌داری دشوار را در پیش داشته باشیم……

 با این حال اگر فکر می‌کنید ماه رمضان سختي را شروع کرده‌اید، باید بدانید مسلمانان بعضی از کشورها روزهای به مراتب دشوارتری را می‌گذرانند. روزهایی با ۲۲ ساعت روزه‌داری و تنها ۲ساعت زمان برای تجدید قوا!

در ایسلند مسلمانان باید قبل از ساعت ۱:۵۷ نیمه شب سحری بخورند و ساعت ۰:۰۳ بامداد افطار کنند. یعنی فاصله افطار تا سحر ساکنان پایتخت این کشور، تنها حدود ۲ساعت است! در سوئد اذان صبح ساعت ۲نیمه شب به گوش می‌رسد و اذان مغرب ۲۰ ساعت و نیم بعد، در ساعت ۲۲:۳۰ گفته می‌شود. مسلمانان آلمان هم فاصله افطار تا سحرشان کمتر از ۵ساعت است و این زمان در نروژ به ۳ساعت و نیم می‌رسد. به این ترتیب به نظر می‌رسد ساکنان اروپا از تمام نیمکره شمالی‌ها روزه‌داری طولانی‌تری داشته باشند.

در روسیه هم مسلمانان مسکو باید از حدود ۳ صبح تا نزدیک به ۱۱ شب روزه‌دار باشند. در فنلاند اذان صبح حدود ۲:۲۳ گفته می‌شود و اذان مغرب ۲۳:۱۳ است. یعنی فاصله افطار تا سحر مسلمانان این کشور حدود ۳ساعت خواهد بود!

اوضاع اما برای مسلمانان نیم‌کره جنوبی به مراتب راحت‌تر است. این نیمکره فصل پاییز خود را می‌گذراند و به جز خنکی هوا، فاصله اذان صبح تا اذان مغرب برای ساکنان این نیمکره کمتر از شمال‌نشین‌های کره زمین است.

آرژانتینی ها به عنوان جنوبی‌ترین کشور این نیمکره، از ۶:۲۲ صبح تا ۱۸:۱۹ بعد از ظهر روزه‌دارند و ساکنان اروگوئه از ۶:۲۲ تا ۱۸:۸٫ یعنی حدود ۱۲ ساعت. این زمان در برزیل حدود ۱۲ساعت و نیم است با این تفاوت که ساکنان ریودوژانیرو در ساعت ۱۷:۴۰ غروب آفتاب را می بینند. بنابراین اگر به دنبال مقصدی برای کم کردن ساعات روزه‌داری ماه مبارک رمضان می‌گردید، آرژانتین، برزیل، استرالیا و اروگوئه گزینه‌هایی هستند که روی میز دارید. هرچند در بین نیمکره شمالی‌ها، آنهایی که ساعات طولانی روزه‌داری‌شان شکل نامتعارفی پیدا کرده می‌توانند از احکام ثانویه مربوط به روزه‌داری پیروی کنند و ساعات کمتری را روزه‌دار باشند

                               

                                کشور       اذان صبح              اذان مغرب

 

روسیه      

۲:۵۸

                   ۲۲:۴۱

فنلاند     

۳:۳۲

                  ۲۰:۴۲

 

سوئد    

    

۲:۲۳

                   ۲۳:۱۳

نروژ        

۲:۲۹

                  ۲۲:۵۸

 

آلمان     

 

۲:۴۳

                  ۲۲:۰۰

کانادا    

۳:۳۳

                   ۲۱:۲۵

 

مکزیک       

 

۵:۴۳

                    ۲:۳۶

 

ویژه ی عید سعید فطر (( کلیپ های صوتی را بشنوید ))

به مناسبت فرا رسیدن عید سعید فطر تعدادی کلیپ مناسبتی زیبا و قرائت ۳۰ جزء قران با ترتیل استاد پرهیزگار در لینک زیر گذاشته ایم که می توانید با کلیک روی لینک به آن ها دسترسی و از آن ها استفاده کرده و لذت ببرید - نوش جان

برای شنیدن کلیپ های صوتی ویژه ی عید سعید فطر اینحا کلیگ کنید

ادامه نوشته

عید سعید فطر مبارک باد

 

 

خداحافظ ای ماه غفران و رحمت

خداحافظ ای ماه عشق و عبادت

خداحافظ ای ماه نزدیکی آرزوها

خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی

خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه

خداحافظ ای بهترین ماه الله

 

¤¤¤¤عید فطر مبارک¤¤¤¤

 

 
 
  قدربشناسید مستان آخرین پیمانه را

   ساقی امشب میکند تعطیل این میخانه را

  گوبه مهمانان که مهمانی به پایانش رسید

                          خورده یاناخورده بایدترک کرد این خانه را

 

 

امضا نشود کتاب ما تا

از یار خبر نیاید امشب

این سی شب و روز ما نه ارزد

تا او به نظر نیاید امشب

  به امید ظهور مولای مستضغفان جهان مهدی موعود(عج)  

 

همایش بزرگ مدافعان حریم حضرت زینب "س" در مامونیه برگزار می شود

اولین همایش بزرگ مدافعان حرم حضرت زینب ُ"س"

زمان :روز پنج شنبه  ۲۴ مرداد زمان بعد از نمازمغرب وعشا

مکان: مامونیه میدان علی بن ابیطالب "تعزیه "مسجد تاریخی فاطمه زهرا "س"جنب مسجد علی بن ابیطالب

سخنران:
حضرت حجّه الاسلام والمسلمین سیدمحمدی امام جمعه محترم پرندک

با مداحی: حاح حسین یعقوبیان از مداحان کشوری

روز خبر نگار گرامي باد

http://goldenhorse.persiangig.com/reporter.jpg

سال روز شهادت خبرنكار شهيد محمود صارمي و روز خبرنكار را به عموم خبرنگاران خدوم و متعهد كشورمان و به خصوص خبرنكاران عرصه اطلاع رساني  تبريك و تهنيت عرض مي نماييم 

خبرنگاري عشق است آميخته با ارادت و محبت به ساحت مقدس مردم بزرگ، خبرنكار از مردم است که براي مردم مي نويسد، و ١٧ مرداد روز خبرنگار روز هجّي كردن واژگان عشق و قلم است .

بي شك حضور خبرنگاران عزيز در جامعه علاوه بر اطلاع رساني صحيح و انعكاس نقاط قوت و ضعف اوضاع اجتماعي ، اقتصادي ،فرهنگي و .. كه موجب شفافيت در اگاهي بخشي به مردم مي شود، باعث تقويت مديران و انعكاس زحمات و خدمات ايشان و در نهايت افزايش مشاركت عمومي براي نيل به تعالي و توسعه ي جامعه مي شود.

با عنايت به رسالت سنگين خبرنگاران به عنوان ديدگان باز مردم  توجه به اين حرفه ي پر خطر و مهم و ايجاد نهادها و سامانه هاي حمايتي از جمله بيمه ي تامين اجتماعي و برخورداري ايشان از فرصت بازنشستگي و احتساب اين حرفه به عنوان مشاغل سخت و زيان اور ضروري به نظر مي رسد .

وبلاگ نويسان كشور كه به نوعي عنوان خبرنگاران عرصه ي رسانه هاي ديجيتال محسوب مي شوند توجه و عنايت دولتمردان و صاحب منصبان قواي مقننه و مجريه و قضائيه را به اين حرفه بسيار تاثير گزار و خبرنگاران عزيز خواستارند . 

**ميزان فطريه ي امسال اعلام شد**

ميزان فطريه براي هر نفر در رمضان المبارك سال ١٣٩٢ مبلغ ٣٥٠٠ تومان اعلام شد

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
زكات فطره يا فطريه از جمله تكاليف و ظايفي است كه بر عهده ي همه ي مسلماناني كه خود مستحق نباشند مي باشد . 
بنا به اعلام دفتر استفتائات مقام معظم رهبري ميزان فطريه هر نفر براي رمضان المبارك سال ١٣٩٢ معادل قيمت مقدار ٣ كيلوگرم قوت غالب براي كساني كه گندم مصرف مي كنند ٣٥٠٠ ( سه هزار و پانصد تومان ) و براي كسانيكه برنج مصرف مي كنند مبلغ ١٥٠٠٠ ( پانزده هزار تومان ) مي باشد .
بنا به اعلام دفتر مرجع عاليقدر شيعه حضرت اية الله مكارم شيرازي فطريه براي هر نفر در مناطقي كه گندم قوت غالب را تشكيل مي دهد بين ٣٠٠٠ تا٣٥٠٠ تومان و اگر برنج مصرف مي كنند ١٥٠٠٠ تومان معادل ارزش ٣ كيلوگرم گندم و يا برنج مي باشد .
پرداخت زكات فطره از جمله  وظايفي است كه بر عهده ي مسلمانان روزه دار مي باشد و توصيه شده فطريه از غروب روز قبل از عيد سعيد فطر تا قبل از برگزاري نماز عيد سعيد فطر به واجدين شرايط كه افراد مستمند و مستحق هستند پرداخت گردد .
افراد سيد (سادات ) مي توانند زكات فطره خود را به هر مستحقي پرداخت نمايند اما اقراد عادي حق پرداخت زكات فطره خود را به سادات ندارند - به عبارتي افراد مستحق غير سيد مي توانند از هر مسلماني فطريه  دريافت و هزينه نمايند اما افراد مستحقي كه جزء سادات هستند فقط حق دارند از دست سادات فطريه دريافت نمايند و از غير سيد نمي توانند فطريه بپذيرند . 

نقدی بر نقادی اقای چراغی

در ادبيات حقوقي  وتشريفات دادرسي وقتي که شخصي به بزه اي متهم مي شود و در محكمه به وي تفهيم اتهام مي شود و موضوع بزه منتسبه كاملا تشريح مي شود سپس باحضور متهم و مدعي العموم و وكيل مدافع و ساير اركان دادرسي به اتهام شخص رسيدگي و كيفر خواست تنظيمي را مطرح و شخص متهم را محاكمه مي كنند كه در نتيجه يا بزه منتسبه و معنونه را ثابت مي كنند كه حكم بر محكوميت و مجرمیت متهم مي دهند و يا نمي توانند اثبات كنند كه حكم بر برائت و بي گناهي متهم داده و وي مبرّي از اتهام مي شود ،( لازم به ذکر است که متهم و مجرم دو واژه و اصطلاح کاملا متمايز مي باشد) و در نهايت حكم صادره را بر كاغذ نوشته و تايپ نموده و بر وي ابلاغ مي كنند كه به اين حكم نوشته ، دادنامه اطلاق مي شود.

اما منظور از نگارش اين مقدمه اين كه آقاي چراغي در سمت مدعي العُموم  (شايد هم مدعي العَموم) مطلب نگاشته شده ي اين بنده ي کمترين را با نام "افطاري حاضري " خوانده و يك تنه گويا به مصاف اكوان ديو  رفته باشد و يا در جنگ قادسيه نصف نهاوند را فتح كرده باشد بر آن تاخته و حكمي صادر و دادنامه ي آن را نیز در مورد بزه هاي انتسابي صادر و انشاء راي فرموده اند كه در زير به قسمت هايي از ان اشاره مي كنم :

١- اقاي چراغي كه بر اين حقير بخاطر كش رفتن يك بيت شعر از استاد نظامي گنجوي اتهام وارد نموده و در خصوص زور چپان نمودن ان و ضرورت معرفی اینجانب به محکمه و  رسیدگی به اتهام بنده توضيح داده و بنده را به شيخ بزرگوار فرزانه دلالت كرده اند،  فراموش شان شده كه مرحوم نظامي گنجوي كه سال هاست رخ در نقاب خاک كشيده و در جوار رحمت خداوند آرمیده اند، نيازمند به اخذ رخصت و اجازه  انگاشته اند اما بنده حقير فقير علی رغم زنده و گنده بودن ،شايد بعلت غير نظامي بودن  و يا علت ديگري نياز به اجازه نداشته ام كه ايشان در متن بنده با پاي برهنه دو ماراتن گذاشته و در آن دویده اند و متن مذکور را آختان تاختان نموده و  این چنین نقد (مثلا) فرموده است . 

٢- مثال معلمي كه در مكتب خانه تدريس مي كرده و مختصري لكنت زبان داشته و به الف مي گفته "انف" و شاگردان به شيوه ي مرسوم ان زمان تكرار مي كرده اند "انف" كه معلم براشفته مي شده و مي گفته (( من مي گم انف تو نگو انف تو بگو انف )) که منظور ایشان این بوده (من مي گم انف تو نگو انف تو بگو الف ) حسابش را بكنيد بيچاره شاگردان بايد چكار مي كردند ،

اقاي چراغي از تند نويسي و شتاب زدگي بنده اشكال گرفته و فرموده است كه (ر) را در كلمه ي "بخورم" خورده ام ولذا باید شانصد بار از روی کلمه غلط نگاشته شده رونویسی کنم و خودشان البته چند سطر پايين تر نوشته اند  " خدايا چنان كن سر انجام كار - و خشنود باشي و ما رستگار"  كه حرف (ت) را در كلمه "تو" تناول فرموده است .( توبه فرمایانی که خود توبه کمتر می کنند را یادتان بیاورید و " انف و الف و  .....)

درجايي ديگر كلمه ي خُّب را با تشديد حرف اول نوشته اند كه بازهم نشانه ي از شتاب زدگي جناب شان در موقع نگاشتن است و حتما ميد انسته اند كه تشديد هيچ گاه در اول كلمه نمي ايد و لذا تنبیه ایشان بخاطر شتاب زدگی بنده بیهوده و نا به جا و بلا محل است که باید جناب ایشان التفات و در حکم شان تجدید نظر فرمایند،

در ابتداي حكم تقريري ايشان امده است " ايشان از روي كلمه ي هليم ١٠١ بار بنويسد تا خطش خوب شود : چنانچه خود ايشان مستحضرند: سابقا معلمین در هنگام غلط املایی داشتن شاگردان به عنوان تنبيه به شاگردان می گفتند که چند بار از روي كلمات غلط بنويسند البته نه براي خوب شدن خط بلكه براي يادگرفتن شكل صحيح و درست ان كلمه ي غلط نوشته شده ( تجويز اقاي جراغي براي خوب شدن خط به واسطه رونويسي كلمه متناسب با جرم نيست " كيفر با جرم تناسب ندارد" لذا قاضي صلاحيتش را براي رسيدگي از دست مي هد و خوب است خود حكم به عدم صلاحيت در رسيدگي خودشان بدهند "

در قسمتی دیگر آقای چراغی اشاره به دبیری ادبیات و عربیات بنده فرموده اند که بنده ي كمترين دبير عربيات و ادبيات بوده و خود به ان اذعان دارم اما كلمه ي" تالل" به معني " صبر و تحمل" و "دست روي دست گذاشتن" و "امهال و استمهال" ( من در تفسيري شخصي و بلا سند اين كلمه را مرتبط با کلمه ی ترکی "اَلْ" به معني"دست" و " تالل" را  "دست روي دست گذاشتن" كنايه از "وقت كشي"و " دفع الوقت" مي دانم و نمي دانم چرا آقاي چراغي درست ما را غلط انگاشته و توصيه فرموده كه ما " تعلل "را درست بدانيم و در ضمن از روي غلط به زعم ايشان شصتاد بار بنويسيم و يا شايدهم شانصد بار!!!!

درجايي آشپزي بنده را مورد توجه قرار داده و در مورد نحوه ي پخت " حليم- به قول ما" و "هليم "به فرموده جناب ايشان" كه البته باز هم بنده را ياد كلمه ي "صابون" مي اندازد كه سؤال شد "سابون" درست است يا" صابون" ؟ كه حكيمي گفت مهم اين است كه  كف کند  "سين" و "صادش" مهم نيست ،

بگذريم ! ايشان در خصوص نحوه ي پخت " هليم-حليم" نوشته " تا صبح هم هم زدن ديگ" كه بنده هر چه به محفوظات خود سرك كشيدم اصطلاح "هم هم زدن" را نيافتم و بلكه" هم زدن " صحيح است كه از نگاه ايشان پنهان مانده است و بنده به خاطر یک "ه" را " ح" نوشتن به ۱۰۱ بار رونویسی جریمه شده ام اما خود ایشان یک "ه " و یک "م" و "هم" اضافی نوشته که باید ۱۰۰۰ بار از رویش بنویسند تا دیگر از این حکم های غیر عادلانه و بلکه زورگویانه صادز نفرماید ( نوشته هم هم زدن ) . 

استاد گرامي مدعي العموم و الخصوص و الاحباء (منظور اين بندگان رفقاي مفلوكي كه گير ايشان با اين منطق ملا لغطي و يا ملا نقطي !! كه به نظر من بهتر است بگوييم ملا نقطي ، چون ايشان از لغت غلط نگرفته بلكه از نقط (نقطه ها) ايراد گرفته اند !!

در خصوص ایراد گرفتن به كلمه ي " هزيمت " که ایشان معترض و متعرض بنده شده و به معنی (فرار ) برگردان فرموده اند به اطلاع ایشان و دوستان گرامی برسانم که " هزیمت" گاهي به معني " شكست " استعمال مي شود (علي سبيل الاستعاره در ادبيات و نگارش  ) و  " دلالت التزام در منطق" 

در خصوص " سورو ساد" كه بنده آن را دو كلمه ي " سور: به معنی : اطعمه و اشربه - ملزومات جشن- جشن- كه با گرفتن و خوردن و چراندن شکل هایی از فعل تركيبي سور چراني- سور گرفتن و ... را تشكيل مي دهند) و "ساد- جزئي مكمل براي سور و براي رعايت قافيه و كلمه اي آهنگين و مستفاد شاعر-( مثل جيك و بوك) پرت و پلا- كه پرت معني دارد اما پلا جزء مكمل مستعمل و مستفادِ نويسنده و براي زیبا تر شدن واج است مثل (شعر و معر ( چنانچه می دانید کلمه ی معر بي معني است) و معر خودش مستقلا و منحصرا دارای معنی مستقل نیست .

بيت دستكاري شده ي " كنار غذايت كمي شير باد" اولا شير با ترشيجات تناسب نداشته و باعث "دِلِمِهْ" شدن شير مي شود لذا بهتر است که در سفره در کنار هم آورده نشود و ایضا در مصرع شعر مذکور نیز همینطور است،  و ثانيا سور و ساد با شور باد زيباتر و مقفا و مطنطن تر است و ثالثا كمي ليته و ترشي و شور اقسامي از ترشيجات است كه به ناگاه سير بدبويِ ادم گريزان که پایش به مصرع این شعر باز و وارد می شود،  وضع شعر را بر هم مي زند كه ترجيح مي دهم به شكل اصلي اش آورده شود .

و اغلاط دیگری که ایشان گرفته از این دست است که ( تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل )

حال در اخر این مقاله به روش صدور دادنامه با توجه به موارد متعدده ی مذکور که ایشان متهم است به:

 ۱- ورود بدون اجازه به متن و نوشته بنده ی مظلوم ( مراد این بنده ی حقیر می باشد) ۲- دستکاری متون و نگاشته های مقاله ی ( افطاری حاضری)- ۳- تحریف و دست بردن و بر هم زدن عنوان مقاله و درج آن در وبنگاران زرندستانـ ۴- بر هم زدن اوضاع قافیه و ایجاد نا امنی در ابیات شعر .۵- ایراد کلمات نا مانوس و نا مفهوم مثل (( هم هم زدن))در مقاله ی صدر الاشاره  ۶- مبادرت به صدور جریمه و کیفر غیر متناسب با اتهام معنونه ۷- اقدام به تنبیه به علل بیهوده برای استعمال صحیح کلمه ی "تالل" ۸- تخلف از قوانین اشپزی و عدم رعایت اصول تغذیه که شیر و سیر و ترشی را با هم استعمال نموده که علاوه بر ایراد بوی نامطبوع باعث " دلمه شدن " شیر و تحمیل ضرر و زیان مالی به نوعی سلامت اهل سفره را نیز به خطر می اندازد ـ ۹- عدم رعایت بی طرفی در رسیدگی که " در خصوص استاد نظامی خود نیز دچار خبط و خطایی شده که ما را از ان منع نموده ( به جرم منع رطب کردن توسط خود ایشان که رطب خورده است)۱۰-صدور احکام سخت گیرانه و عدم توجه به ماه رحمت و مغفرت الهی و  لحاظ کردن تنبیهات بیش از حد اتهام و جرم .

علیهذا به موجب این جکم اشعار می دارد که آقای چراغی را :

۱- به دلیل سابقه ی حسن نیت ایشان و قرار گرفتن در ماه رحمت و مغفرت و بسته بودن درهای عذاب و اتش نامبرده را مستحق تخفیف دانسته و با عنایت به پیشینه ی رفاقت و برادری فیمابین در خصوص ایشان با گذشت و تخفیف در اتهامات معنونه ( قید شده در ۱۰ بند) وی را به علت عدم رعایت عدالت در صدور رای و دادنامه و عدم رعایت تشریفات دادرسی تا اطلاع ثانوی شایسته ی قضاوت و صدورحکم ندانسته و در مورد  توجه بیشتر به حقوق مدیر وبلاگ ( رحیم نیکنام ) و مقاله " افطاری حاضری"وی را  ملتزم و مکلف می دانیم و کلیه ی تنبیهاتی که از ناحیه ی ایشان برای صاحب مقاله " "افطاری حاضری" صادر و اعلام شده را لازم الاجرا ندانسته ، حکم به برائت نویسنده مقاله داده و اقای چراغی را از ادامه ی دادرسی و انشای حکم تااطلاع ثانوی محروم می نماییم - حکم صادره قابل تجدید نظر در همین وبلاگ و یا وبلاگ های مرتبط با موضوع می باشد - رای صادره طی دادنامه ی حاضر تحریر و به عموم مخاطبان ابلاغ گردید- خداوند قلم عموم مدیران محترم وبلاگ های شهرستان را نویسا و پویا گرداند -

                                     والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته.

   بعد التحریر   : جناب استاد چراغی پس از خواندن نقد و جکم صادره که از منظر نگارنده عادلانه و کیفر کلوخ انداز بوده ، یک بار دگر قلم برداشته و نوک آن را تیز و برا تر نموده و با سرایش و نگارش ابیاتی این دادنامه ی تحریر و درج شده را به چالش کشیده و اشعار را در موعد و فرجه ی  مقرر جهت اعتراض و تجدید نظر برای ما ارسال فرموده است که در زیر می خوانیم :

 سلام بر کسی کو قلم می زند
علیه رفیقان رقم می زند
درون یکی خانه ی مشترک
کند طبخِ شخصی بدون نمک
در آن خانه ساکن شده هفت تنی
برون گشته دود تو از روزنی
تو باید که محکوم گردی هزار
وَ یا صد و یا ده ، کمِ کم ، سه بار
سخن های شخصی نهادی به بوغ
دو پیمانه آب است و یک چمچه دوغ
به بازی گرفتی کلام و سخن
وَ تشدید خواندی تو ، تنوین من
میازار این بنده را ای پسر
مبادا به وبلاگ بماند اثر
چراغی که ایزد برافروخته
هرآنکس که پُف کرد ، سوخته

                                                        چراغی ۱۶ امرداد ۱۳۹۲  

اینجانب نگارنده متن و نقد و دادنامه ( رحیم نیکنام) پس از رویت اشعار استاد چراغی انتقاد و اعتراض ایشان را موجه ندانسته و مجددا بر حکم صادره ابرام و اصرار و پافشاری نموده و ان را مورد تایید و تاکید قرار داده و به عنوان پاسخ اشعار زیر را سروده و به حضور ایشان و همه ی دوستان خواننده تقدیم می دارم :

سلامٌ علبکم چراغی ز مهر
که اینگونه آتش زده زیر شعر
رحیم ار به نرمی قلم می زند
به رفق و مدارا رقم می زند
خودش بی سبب تیغ بر ما زده
به هم لیته و شیر و شوربا زده
الا سرور ای مستطاب ای رفیق
که هستی بسی نکته سنج و دقیق .
مبادا کنم با رفیقان ستیز
خدا را تو هم این نمک را مریز
که این نکته ها شوخی است یکسره
نه شمعی که سوزد پر از شب پره
چو کردم طعامی بدون نمک
بدی صاف و صادق و بی ایشگیلک
مرا کرده محکوم بر ابن نگاشت
سزد بدرود هر کسی ان چه کاشت
اگر یک تنه پیش قاضی روی
مسلم که ز پیشش تو راضی روی
ولی چون ز حقم نمودم دفاع
بخوانی دفاع مرا هم نزاع
مبادا که بنده جسارت کنم
و یا ریگ در زیر پایت کنم
همیشه برایت منم جان نثار
تو ای ابر رحمت برایم ببار
خصوصی بخواندی تو گفتارها
زدی دست بر نقد آن بارها
اگر قند شیرین بود بر شما
همی دلنشین است بر کام ما
اگر تلخ و گر ناگوار است نقد
پسندی اگر بر منش هم پسند
اگر خوردن "ر" نباشد سزا
نباید که انداخت حرف "ت" را
شتابان نوشتی به بدو کلام
چه تنوین چه تشدید خبط است، تمام
تو اشعار ما دوغ خواندی جناب
کره ،خامه اش را نکردی حساب
به یک دبه گر اب افزون کنی
دلم به یک چمچه پر خون کنی
اگر صبر سازی برادر به کار
خدا نیکی ات را کند بی شمار
به یاری گرفتم کلام و سخن
که شوخی نمایم بر آن ممتحن
چراغی که ارزنده است و شفیق
به ما جمله بادا لطیف و رفیق
الهی که لطفش فراوان شود
و حکمش به این بنده اسان شود .

                                                 رحیم نیکنام ۱۶ مرداد  ۱۳۹۲  

کابینه ی دولت اقای دکتر روحانی به مجلس معرفی شد

n00014110 b 300x188 مراسم تحلیف رییس جمهور کاوش پرس مجلس علی مطهری روحانی جبهه سایبری انقلاب اسلامی تحلیف

در مراسم تحلیف ( ادای سوگند) ریاست محترم جمهور اقای دکتر حسن روحانی که از ساعت ۱۶ امروز سه شنبه ۱۳ مرداد ۹۲ در جلسه ی رسمی و علنی شماره ۱۱۹ مجلس برگزار شد ، در این آئین، نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی - روسای قوای مقننه - قضائیه - معاون اول رئیس جمهور سابق - رئیس دفتر مقام معظم رهبری- روسای مجمع تشخیص مصلحت نظام -شورای نگهبان - یادگار بیت مکرم حضرت امام حاج حسن خمینی - مدیران ارشد کشور- استانداران- مقامات سیاسی - نمایندگان دفاتر مراجع عظام تقلید- میهمانان عالیرتبه ی خارجی از جمله روسای جمهور افغانستان - کره شمالی.... و مقامات کشورهای دوست ( نخست وزیران- وزرای خارجه و ...)حضور داشتند که با اعلام دستور رئیس محترم مجلس اقای دکتر لاریجانی و قرائت ایاتی از سوره ی مبارکه ی نحل و سپس با سخنرانی رئیس محترم مجلس و رئیس قوه قضائیه حضرت ایت الله هاشمی آملی و قرائت سوگند اقای دکتر روحانی پی گرفته شد ، انگاه  اقای دکتر روحانی ریاست محترم جمهوری به سخنرانی پرداختند که خط مشی های اصلی دولت تدبیر و امید را تبیین نموده و در قسمتی از سخنان شان فرمود :" کسانی که رابطه ی با ایران را می خواهند باید با ایران با زبان تکریم صحبت کنند و نه با زبان تهدید" و بر عقلانیت و احترام متقابل در روابط و تلاش دولت برای ایجاد زندگی شرافت مندانه و راحت و آزاد برای مردم بزرگ ایران و برخورداری از حقوق شهروندی تاکید نمودند ، وی بیان داشتند " ایران در پی تغییر مرزهای سیاسی و جغرافیایی خود و هیچ کشوری نیست و هر ملت و کشوری باید از طریق گفتمان و بر اساس حقوق بین الملل و اصول دیپلماتیک حکومت و سرنوشت خود را تعیین نماید" 

در خاتمه ی سخنرانی اقای دکتر روحانی به طور غیر منتظره و قبل از مهلت پیش بینی شده ی قانونی لیست کابینه و رزومه ی وزرای پیشنهادی خود را تقدیم رئیس محترم مجلس نموده و درخواست بررسی و اعلام نظر و اعطای رای اعتماد به وزرای پیشنهادی نمودند .

پس از اعلام وصول رسمی لیست اسامی کابینه ی پیشنهادی دولت توسط مجلس اقای لاریجانی از حرکت و رفتار اقای دکتر روحانی تجلیل و آن را زرنگی برشمردند که قبل از مهلت و فرصت قانونی مشخص شده این کابینه را معرفی نموده اند که نشانه ای از عزم ایشان در خدمت هر چه سریع تر و سامان دهی به امور کشور می باشد ، اقای دکتر لاریجانی مهلت یک هفته ای را برای  مطالعه و بررسی لیست تقدیمی  توسط نمایندگان برشمرده و زمان رسیدگی رسمی به وضعیت وزرای پیشنهادی را از هفته ی بعد از ان اعلام نمودند .

نمایندگان محترم مجلس و حاضرین بارها  اقای دکتر روحانی را با احسنت گفتن و کف زدن و تکبیر و صلوات مورد تشویق قرار دادند که لحظات غرور افرین و شیرینی را برای مرئم از همدلی مسئولین کشور به تصویر کشید.

سپس اسامی وزاری پیشنهادی اقای دکتر روحانی از تریبون مجلس به شرح زیر قرائت شد .

وزیر  اقتصاد - علی طیب نیا

"""""اطلاعات - سیدمحمود علوی

"""""خارجه - محمود جواد ظریف

"""""ارتباطات - محمود واعظی

"""""آموزش و پرورش - محمد علی نجفی

"""""بهداشت - سید حسن هاشمی

"""""تعاون کار و رفاه اجتماعی - علی ربیعی

"""""جهاد کشاوزی - محمود حجتی

"""""دفاع - حسین دهقان

"""""دادگستری - مصطفی پورمحمدی

"""""راه و شهرسازی - عباس آخوندی

"""""صنعت معدن و تجارت - محمد رضا نعمت زاده

"""""علوم - جعفر میلی منفرد

"""""ارشاد - علی جنتی

"""""کشور - عبدالرضا رحمانی فضلی

"""""نفت - بیزن نامدار زنگنه

"""""نیرو - چیت چیان

"""""ورزش - مسعود سلطانی فر

سایر اعضای کابینه ی اقای دکتر روحانی بر اساس اطلاعات واصله :

اسحاق جهانگیری : معاون اول رئیس جمهور

محمد نهاوندیان : رئیس دفتر و دستیار ارشد

محمد باقر نوبخت: رئیس سازمان مدیریت و برنامه ریزی

ولی الله سیف : رئیس کل بانک مرکزی

پروین داداندیش : مشاور امور زنان

علی اکبر ناطق نوری : مشاور عالی

سید رضا صالحی امیری: رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری

محمد شریعتمداری : معاون اجرایی

محمد فروزنده : رئیس شورای عالی امنیت ملی

دعاي چه كساني در ماه مبارك رمضان  قبول نمي شود؟؟؟؟؟

 ماه مبارك رمضان كه طي خطبه پيامبر اكرم(ص) موكدا ماه بخشش و مغفرت و رحمت ناميده شده و د ر فرازي از اين خطبه ي مهم آمده است كه در ماه رمضان درهاي جهنم بسته و درهاي بهشت باز است " اَبْوابُ النّيرانِ مَغْلوقَةٌ "و بالصراحة بيان گرديده كه "كسي كه ماه رمضان بر او بگذرد و مورد مغفرت قرار نگيرد شقي و بدبخت است ، چرا كه از بخشش و مغفرت خداوند متعال در اين ماه بزرگ محروم مانده است"وَ الشَّقي مَنْ حَرُم غُفْرانَ اللهِ في هَذا الشَّهْرِ الْعَظيمِ" .

حال سؤال  اين جاست كه آيامي شود كساني را يافت كه علي رغم اينكه در اين ماه و روزهاي بسيار با فضيلت آن دعا كنند و از خداوند برزگ طلب مغفرت و بخشش كنند، دعاي شان مورد قبول خداوند قرار نگيرد و از درگاه رحمت خداوند مردود گردند؟ و در صورتي كه پاسخ مثبت باشد كدام گروه از انسان ها هستند كه دعاي شان رد شده و مورد پذيرش خداوند بزرگ و بخشنده قرار نمي گيرد؟

 مومن نيكوكار و سالک الی الله و ره پیمای راه نجات و سعادت که در پی وصال محبوب خویش و لقای خدای متعال عمر می سپرد، باید دل نگرانِ آن باشد که عنایت محبوب در آن لحظات، بیش از پیش است و درِ رحمت و فیض الهی گشوده است تا آغوش جان برای درک فیض های روحانی بگشاید و رحمت خاص الهی را به سوی خویش جلب کند.

شب قدر از جمله شب هايي است كه خداوند بشارت بخشش گناهان را داده است كه از اول شب تا صبح ملائكه ي خداوند به اين امر و به آمين گويي دعاي طالبان اين رحمت مشغول هستند و خداجویان را چه مژده ای از این خوش تر که بر اساس روایتی، خدای متعال، دعای هیچ دعا کننده ای را در این شب رد نمی کند.، جز ٢ گروه كه بنا به روايات و اخبار معصومين (سلام الله عليهم اجمعين) از اين قاعده مستثني هستند و آمده است كه دعاي شان مورد قبول خداوند و مشمول رحمت واقع نشده و لذا دعاي اين دو گروه رد مي شود :

١- دعای عاق والدین و آنکه قطع رحم و خویشاوندی کرده است
 ٢- دعای شراب خوار.

پس چه خوش است در این شب پر فیض، دست نیاز به سوی خالق بی نیاز بر آوردن و عفو و رحمت و وصال و لقای او را طلب کردن.

¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤¤

بیا تا بر آریم دستی ز دل

                                                    که نتوان بر آورد فردا ز گل

مپندار از آن در که هرگز نبست 

که نومید گردد بر آورده دست

همه طاعت آرند و مسکین نیاز

 بیا تا به درگاه مسکین نواز

چو شاخ برهنه بر آریم دست 

 که بی برگ از این بیش نتوان نشست

**(( شيخ مصلح الدين سعدی))**

تنفيذ حكم رياست جمهوري اقاي دكتر روحاني

                   

عصر امروز شنبه  ١٢ مرداد ٩٢ حسينيه ي امام خميني (ره) بيت مقام معظم رهبري شاهد جنب و جوش و تكاپوي مردان عرصه كار و تلاش و خدمت و تمام نخبگان و كارگزاران و مديران ارشد نظام جمهوري اسلامي ايران براي رقم خوردن مهم ترين اتفاق در كشور جمهوري اسلامي ايران بود ،

حدود ساعت ١٦ عصر امروز با كنار رفتن پرده سبز حائل در سالن حسينيه و منزل مقام معظم رهبري قدوم مبارك رهبر معظم انقلاب كه بر سكو و جايگاه حسينيه گذاشته شد پرده دل هاي يك ملت از سبزي و نشاط و شادي از ذوق و شوق سرشار شد و به تپش افتاد و طنين صداي " صل علي محمد ، نايب مهدي آمد" فضاي سالن را پر و اكنده كرد ، درست چند لحظه بعد و پشت سر مقام معظم رهبري مقامات بلند پايه ي نظام مقدس از قبيل اقاي دكتر روحاني رئيس جمهور منتخب و اقاي هاشمي ياور هميشگي رهبر و برادران لاريجاني روساي قواي مقننه و قضائيه و اقاي جنتي اين پيرمرد مريد رهبر و .... وارد سالن شدند تا همه ببينند كه مسئولين ما درست پشت سر مقام عظماي ولايت حركت وخدمت مي كنند ،

انگاه سرود ملي جمهوري اسلامي به دنيا اعلام و تاكيد كرد " سر زد از افق مهر خاوران ، فروغ ديده ي حق باوران ..... پاينده باشي و جاودان : جمهوري اسلامي ايران "  و سپس قرائت قران اين نكته را به حاضرين و از جمله مهمانان ويژه ي مراسم كه نمايندگان سياسي و نظامي بيش از ٥٥ كشور دنيا بودند تفهيم كرد كه نظام مقدس جمهوري اسلامي بر محور قران و در پيروي مردي از سلاله السادات استوار و برقرار است و استاد كريم منصوري كه انگار مرحوم عبدالباسط روح يافته و قران را به شكلي زيبا و دلنشين با اهنگ ملكوتي تلاوت نمود تا مراسم مهم امروز رسما شروع شود .

با قرار گرفتن وزير كشور اقاي نجار درپشت تريبون و ارائه گزارشي از انتخابات بيست و سوم خرداد ٩٢ مشخص شد كه امروز انتقال قدرت و تحويل مسئوليت رئيس جمهور و رئيس قوه ي مجريه در كشور بزرگ ايران انجام مي شود و دشمنان ببينند كه در ايران اسلامي مسئوليت به عنوان يك وديعه ي الهي و توسط مردم و رهبري به همين راحتي و ارامش انتقال مي يابد و همه براي تعالي كشور دست در دست هم دارند. .

انگاه در ادامه ي مراسم ، حكم تنفيذ رياست جمهوري توسط اية الله محمدي گلپايگاني قرائت شد و لوح مربوطه به دست با كفايت مقام معظم رهبري و با مشاركت حاضرين در جايگاه و از جمله رئيس محترم جمهور سابق اقاي دكتر محمود احمدي نژاد تقديم آقاي دكتر حسن روحاني شد .

پس از سخنان اقاي دكتر روحاني مقام معظم رهبري طي سخناني مبسوطي بر ادامه ي  خدمت به مردم كشورمان و ضرورت همراهي و كمك به دولت يازدهم و تداوم جريان تعالي و ترقي كشور در همه ي دولت ها اشاره فرمودند - وي ضمن تجليل از شخصيت اقاي دكتر روحاني كه در طول سه دهه انقلاب و٣٤ سال پس از انقلاب و همينطور در دوران مبارزاتي انقلاب صادقانه براي نظام خدمت نمودند وهمينطور از زحمان دولت و شخص اقاي دكتر محمود احمدي نژاد كه خدمات خوب و ماندگاري را تقديم نظام كرده اند تشكر و تقدير نمودند و براي همه ي ايشان از خداوند توفيق و سلامت مسئلت نمودند .

مقام معظم رهبري اقاي دكتر روحاني و دولت ايشان را به تلاش براي بهبود وضع كشور و تامين رفاه مردم سفارش فرمودند و از تحريم ها كه به موازات زحماتي كه براي مردم به وجود مي اورد باعث ايجاد تجربياتي براي مسئولين مي شود ياد كردند و راه برون رفت از مشكلات ناشي از تحريم را تكيه بر توليد و توانمندي داخلي بيان داشتند .

با اين مراسم رسما اقاي دكترحسن روحاني كه راي اكثريت مردم را كسب نموده بودند و اين راي مورد تنفيذ و تاييد مقام معظم رهبري قرار گرفت به عنوان رئيس جمهور يازدهم در نظام مقدس منصوب گرديدند - براي ايشان موفقيت و سربلندي و سلامت و براي كشور عزيزمان اباداني و سعادت و سرسبزي مسئلت دارم .

گنجینه ی اذان های زیبا برای دانلود

یکی از نواهایی که برای همه ی مسلمانان بسیار دلنشین و شورانگیز است نوای اذان که صوای فراخوان به نماز و راز و نیاز و هم کلامی مخلوق با خالق که بالاترین حالات انسانی است و گواهی به وحدانیت خداوند متعال و حقانیت رسالت پیامبر اکرم (ص) و ولایت خاصه ی امیر مومنان (ع) می باشد- 

اذان :موسیقی بندگی- مارش وآهنگ آماده باش برای دیدار محبوب  و مقدمه ی نماز و نیاز به درگاه معبود است - این نوای ملکوتی وقتی به زیور و زینت صوت های زیبا و طنین انداز و نمکین اراسته گردد جان و روح انسان را با خود تا به اعلا علییین می برد -

اذان های ماندگاری مثل مرحوم سلیم موذن زاده اردبیلی- استاد صبحدل- مرحوم آقاتی- استاد غلوش- استاد عبدالباسط- استاد رضائیان- استاد اربابی-کریم منصور ی- استاد منشاوی- استاد سعیدیان-اذان مدینه- اذان حرم امام رضا- اذان مسجد الحرام  و نواهای دل انگیز دیگر را در این جا جمع اورده ایم که می توانید با یک کلیک دنلود کنید و به گوش جان بسپارید  

برای دانلود اذان با صداهای ماندگار و ریبا به روی تصویر زیر کلیک کنید  

 

ادامه نوشته

توضیح یک نظر از عزیزی عالی قدر و فرهیخته

  پنجشنبه ۱۰ 

                                                              مرداد۱۳۹۲     توسط:سید رضا  ساعت            ۳/۵۹

 

سلام منظور لیالی محتمل القدر است که کلمه محتمل به خاطر اختصار در کلام مردم حذف شده با این محکمی فرمایش نفرمایید  لطفا

پیرو ذرج مقاله ی " غلط مصطلح و شایع لیالی قدر " توسط این بنده ی حقیرِ با بضاعتِ اندک ، حضرت بندگان برادر فاضل و فرزانه ام طی نظری بنده را سفارش به رعایت احتیاط و  احتراز از جزمی گویی فرموده که ضمن احترام به نظر این بزرگوار لازم است نکاتی را باستحضار برسانم :

چنانچه مطالعه فرموده اند در چند مرجله بنده بر محتمل بودن موضوعات بالصراحه تاکید نموده ام که در زیر موارد آن را می آورم ( عینا مطلب درج می گردد)

اما این که شب قدر از رموز آفرینش است که مشخصا معلوم نشده کدام شب در ماه مبارک رمضان است به دلایلی می تواند باشد و ان اینکه محتمل است خداوند متعال که از مناجات بنده اش در نزد ملائکه مباهات می کند خواسته شب قدر پنهان باشد تا مومنین با تلاش بیشتر و طی چند شب که احتمال وقوع ان بیشتر است عبادت و مناجات نمایند و کسب ثواب و حسنات کنند .

اما اینکه طبق احادیث شیعه و بر مبنای سفارش ائمه ی اطهار وقوع این شب قدر در دهه ی اخر ماه رمضان محتمل تر است و شب نوزدهم و یا بیست و یکم و یا بیست و سوم که شواهد و قراینی هم برای وقوع قدر در یکی ازاین شب ها وجود دارد .

- به جای استفاده از لفظ لیالی و شب های قدر صحیح تر است بگوییم یکی از شب های محتمل قدر بودن و تاکید کنیم که شب قدر رخدادی یگانه است که یک بار در سال بیشتر اتفاق نمی افتد گرچه اگر همین شب های معمولی را نیز قدر بدانیم می تواند برای ما بسیار ارزشمند باشد مشروط بر اینکه اداب قدر را در ان به جای آوریم (( هر شب شب قدر است اگر قدر بدانیم))

- شاید بیان اینکه شب قدر را طبق احادیث شیعه در یکی از سه شب نوزده- بیست و یک و بیست و سوم رمضان می دانیم و هر سه شب را بخاطر محتمل بودن قدر احیاء می گیریم اینگونه تعبیر کنیم وبین این شب ها و نظرات جمع کنیم که در شب نوزدهم مقدرات و سرنوشت و اینده ی یک سال انسان ها و موجودات تعیین می گردد - و در شب بیست و یکم این تعیین مقدرات تثبیت و تجکیم می گردد و در شب بیست و سوم این مقدرات تعیین و تثبیت و تحکیم شده مورد تایید و امضاء قرار می گیرد و نهایی می گیرد -

بنا بر این غلط مصطلح لیالی و شب ها را بازخوانی و بررسی مجدد کنیم و به جای جمع بستن شب قدر از کلمه ی احتمالی بودن شب قدر در هر یک از شب های سه گانه نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم را استعمال و مورد تاکید قرار دهیم و از آن نهایت استفاده را ببریم

که در موارد فوق بنده از جزمی گویی خود داری کرده و در خصوص احتمالی بودن تاکید کرده ام که نکات مذکور با رنگ قرمز مشخص گردیده است .

در نوشتن این مقاله از قیود شاید -اگر- ممکن است -صحیح تر است-  اجتمالا - نیاز به بررسی و واکاوی داشتن - استفاده شده است که به نوعی بیانگر منظور نگارنده در رابطه با جزم و قطع نداشتن مطلب نگاشته شده و قابل تحقیق و بررسی و تفحص بیشتر بودن مقاله می باشد (( قیود مذکور در مقاله با رنگ سرمه ای مشخص گردیده است ))

در عین حال تذکر اقای سید رضا را موجه و کاملا متقن دانسته و امتثال امر می نماییم و این یاداوری که در مواردی که به نوعی مرتبط با مسائل ماورائی و غیر طبیعی و غیر مادی است اظهار نظر با معیارهای عقلی و استدلال و استنباط ( اعم از قیاس و استقراء و تمثیل و غیره ) کاری صواب و دقیق نبوده و صرفا ابزار و اطلاعات و آموزه های ما در این موارد منحصر به دلایل نقلی و روایات و احادیث و برگرفته از بیانات معصومین ( علیهم السلام) و علمای متخصص در این حوزه می باشد - بنا بر این مجددا تاکید می کنم نظرات ارائه شده برداشت های نگارنده و اموزه های این بنده بوده و دارای جزمیت و قطعیت و استحکام یقین آور نبوده و ممکن است در بررسی های دیگر مواردی بر نقض یا نقص آن یافته و ارائه گردد .

خداوند متعال حضرت ایشان و همه ی علمای بزرگوار را محافظت و تاوید فرمایاد ( ان شاء الله)

 

روز قدس روز اسلام است

                       روز قدس روز انزجار مسلمانان از استکبار جهانی است 

 روز قدس روز قدس، روزی است که مسلمانان سراسر جهان انزجار خود از استکبار جهانی را اعلام می‌کنند.

آخرین جمعه ماه مبارک رمضان با تدبیر و دور اندیشی بنیانگذار جمهوری اسلامی حضرت امام خمینی (ره) به عنوان روز جهانی قدس نام گذاری شد که این موضوع تنها مربوط به فلسطین و یا بخشی از مسلمانان نیست بلکه روز قدس روز اسلام است.
روز قدس، روزی است که تمام اسلام در برابر استکبار نمایان می‌شود و روز اعلام انزجار مسلمانان جهان از مستکبران است.

 هر مسلمانی در هر نقطه از جهان، اگر ذره‌ای غیرت و تعصب دینی داشته باشد باید احساس مسولیت کرده و برای نشان دادن و اثبات هویت مسلمانی‌اش در روز جهانی قدس پا به پای دیگر مسلمانان به خیابان‌ها بیاید و تنفر خود را از دولت‌های سلطه‌گر و استکبار جهانی به ویژه آمریکا و صهیونیست را اعلام کند.
این حرکت و دیگر تحرکات همانند آن، باید آنقدر منسجم و باشکوه تکرار پذیرد تا زمانی که به قول حضرت امام (ره) رژیم جعلی، اشغالگر و غاصب اسرائیل از کره زمین محو شود.

تاریخچه روز جهانی قدس :

سال‌‏ها قبل از پیروزی انقلاب کشورهای عربی و در راس آن سازمان آزادی‌بخش فلسطین روزی را در ماه اکتبر که یادآور پیروزی فلسطنیان در دره کرامه بود را روز فلسطین عنوان کردند.

بعد از جنگ چند روزه سال ۱۹۶۷ و شکست مصر و سوریه برای اولین بار فلسطینی‌‏ها توانستند با یک سلسله عملیات نظامی در دره کرامه که مرز اردن و سوریه بود ارتش اسرائیل را به داخل آن منطقه بکشانند و با عملیات چریکی لطمات بسیاری شدیدی علیه اسرائیل وارد کردند.

به دنبال این پیروزی آن روز تاریخی به «معرکه کرامه» و «روز جهانی فلسطین» عنوان گردید که در ماه اکتبر مراسمی در این روز در همه جا برگزار می‌شد. نامگذاری روز فلسطین هویت عربی داشت و مورد استقبال مسلمانان و کشورهای اسلامی قرار نگرفت.

در ۱۶ مرداد ۱۳۵۸، پس از بمباران جنوب لبنان توسط نیروهای دفاعی اسرائیل، امام  روح‌الله خمینی  (ره) ، از مسلمانان جهان خواست تا آخرین جمعهٔ ماه رمضان را به عنوان «روز قدس» انتخاب کنند و در این روز همبستگی خود را در حمایت از «حقوق قانونی مردم مسلمان فلسطین» به نمایش بگذارند.

غلط مصطلح و شایع در باره ی شب قدر

در گویش و گفتار مردم گاهی کلماتی رایج و متداول می شود که علی رغم غلط بودن مورد کاربرد و استعمال قرار گرفته و چنان این کلمات و واژه ها تکرار شده و جای خود را بین مردم تحکیم نموده که اصولا این اغلاط درست و صحیح انگاشته می شوند و کلمه و واژه ی صحیح مورد اقبال مردم واقع نمی شود و مورد انتقاد و اعتراض استفاده کنندگان آن زبان نیز قرار می گیرد.

در طول این چند روز گذشته که به شب و روز قدر معروف و مشهور است و مردم خداجوی روزه دار به برگزاری ائین خواندن دعای جوشن کبیر و احیای شب ها و عبادات و دعاهای مخصوصی اقدام کردند بارها و بارها از تلویزیون و منابر و تریبون های وعظ و خطابه یک غلط تکرار شد و همچنان می شود که مورد تعرض هم قرار نگرفته و نمی گیرد :

لیالی قدر که برگزدان فارسی آن شب های قدر است یک غلط مصطلح است به این معنی که در نظام آفرینش و طبق آموزه های دین میبن اسلام تنها یک شب در سال است که ویژگی های برجسته ای دارد و بخاطر این ویژگی ها این شب توسط ائمه ی اطهار و علمای دین مورد سفارش قرار گرفته تا ارجمند و گرامی داشته شود و از فرصت درک فضیلت آن بهره مند شوند . 

انچه در این میان غلط است و مصطلح و متداول شده استفاده از شکل جمع کلمه (( لیالی)) (( شب ها)) برای قدر است که کاری نا صواب و غلط است لیکن به دلیل کثرت استعمال عادی جلوه نموده و کسی معترض و متعرض آن نمی شود .

شب قدر شبی است که باستناد ایات قران کریم " شهر رمضان الذی انزل فیه القرآن" و " انا انزلناه فی لیله القدر " اولا در ماه مبارک رمضان قرار دارد و ثانیا قران در آن شب نازل شده و نزول دفعی و یک جا بر قلب نازنین پیامبر اکرم (ص) در این شب انجام گرفته است و بنا به فرمایش قرآن مجید" تنزل الملائکه و الروح فیها باذن ربهم من کل امر " در این شب فرشتگان خداوند بر اهل زمین نازل می شوند و فرود می ایند و همچنین ملک مقرب خداوند " جبرائیل " که در قران به نام " الروح" بیان گردیده است ، و " من کل امر " یعنی برای تمام امور و شئون زندگی انسان ها و موجودات در طول سال که تقدیر نمایند که چه اموری برای هر کس در طول سال آتی مشخص و معین می گردد و سرنوشت انسان ها و زمین و جهان و موجودات در این شب رقم زده می شود ئ هر آن چه از رخداد و واقعه ی خیر وشر و غم و شادی و مرگ و حیات و سختی و آسانی و باساء و الضراء و محاسبه ی اعمال سال گذشته و سنچش رفتار و کردار انسان ها و تعیین قدر و مقدار و ارزش کارهای خوب و بد ما در این شب انجام می گیرد، و " سلام هی حتی مطلع الفجر" نشان دهنده ی این موضوع است که فرشتگان خداوند در طول شب و منتهی به طلوع فجر این وظیفه را بر عهده گرفته و انچام می دهند و در ارزش و احترام این شب همین بس که قران فرمود " لیله القدر خیر من الف شهر " شب قدر بهتر و با برکت تر از هزار ماه است که حدود ۸۰ سال را شامل می شود و به سادگی می شود فهمید شب قدر که به اندازه و بلکه بهتر و مهم تر از ۸۰ سال عمر است اگر خوب درک و استفاده شود می تواند چقدر برای ما انسان ها مفید و با اهمیت باشد و در جمع آوری حسنات و عفو سیئات بسیار موثر باشد .

اما این که شب قدر از رموز آفرینش است که مشخصا معلوم نشده کدام شب در ماه مبارک رمضان است به دلایلی می تواند باشد و ان اینکه محتمل است خداوند متعال که از مناجات بنده اش در نزد ملائکه مباهات می کند خواسته شب قدر پنهان باشد تا مومنین با تلاش بیشتر و طی چند شب که احتمال وقوع ان بیشتر است عبادت و مناجات نمایند و کسب ثواب و حسنات کنند .

اما اینکه طبق احادیث شیعه و بر مبنای سفارش ائمه ی اطهار وقوع این شب قدر در دهه ی اخر ماه رمضان محتمل تر است و شب نوزدهم و یا بیست و یکم و یا بیست و سوم که شواهد و قراینی هم برای وقوع قدر در یکی ازاین شب ها وجود دارد .

و البته وفق احادیث منقول اهل سنت شب های دیگری مثل بیست و پنچم و بیست و هفتم هم احتمال وقوع قدر در آن هست - اما هر چه باشد می توان به نکاتی اشاره کرد

۱- اینکه شب قدر یک سمبل و نشان برای آشتی انسان ها با خدا و یاداوری اینکه کلیه ی امور زندگی بشری در این شب رقم می خورد و این شب بسیار با رازش و مهم است و باید به دنبال این شب بود و رازگونه و رمزی بودن و اسرار امیز بودن موضوع قدر بر اجر و ارزش ان افزوده است .

۲- به جای استفاده از لفظ لیالی و شب های قدر صحیح تر است بگوییم یکی از شب های محتمل قدر بودن و تاکید کنیم که شب قدر رخدادی یگانه است که یک بار در سال بیشتر اتفاق نمی افتد گرچه اگر همین شب های معمولی را نیز قدر بدانیم می تواند برای ما بسیار ارزشمند باشد مشروط بر اینکه اداب قدر را در ان به جای آوریم (( هر شب شب قدر است اگر قدر بدانیم))

3- شاید بیان اینکه شب قدر را طبق احادیث شیعه در یکی از سه شب نوزده- بیست و یک و بیست و سوم رمضان می دانیم و هر سه شب را بخاطر محتمل بودن قدر احیاء می گیریم اینگونه تعبیر کنیم وبین این شب ها و نظرات جمع کنیم که در شب نوزدهم مقدرات و سرنوشت و اینده ی یک سال انسان ها و موجودات تعیین می گردد - و در شب بیست و یکم این تعیین مقدرات تثبیت و تجکیم می گردد و در شب بیست و سوم این مقدرات تعیین و تثبیت و تحکیم شده مورد تایید و امضاء قرار می گیرد و نهایی می گیرد -

بنا بر این غلط مصطلح لیالی و شب ها را بازخوانی و بررسی مجدد کنیم و به جای جمع بستن شب قدر از کلمه ی احتمالی بودن شب قدر در هر یک از شب های سه گانه نوزدهم و بیست و یکم و بیست و سوم را استعمال و مورد تاکید قرار دهیم و از آن نهایت استفاده را ببریم - شب قدرتان پر محتوا و مقبول و عباداتتان مقبول و سعیتان مشکور باد

المومن مرآه المومن (( مومن آیینه ی مومن است))

این روزها و شب هایی که همه اش یاد اور مهربانی و مردانگی و بخشش و مروت و در یک کلمه تکرار نام بلند و آسمانی علی بن ابیطالب (ع) همان مظهر عدالت و مستجمع جمیع صفات حسنه  و دُر دانه ی آفرینش است، متاسفانه مشکل بدبینی و نگرانی و دلخوری و آفت خشم و کینه به جمع خوبان همشهری مان رسوخ و نفوذ کرده و قلب و روان ما را به شدت ازار می دهد .

هر چه کردم سکوت کنم و به صورت رسمی در وبلاگ چیزی ننویسم به این امیدکه باعث طرح علنی موضوع و دامن زدن بیشتر به مشکل نشود و شاید دوستان به یک تعادل و تعامل برسند ، نشد که نشد و دیدم  با وجود میانجی گری و وساطت صورت گرفته ،  مسئله لاینحل مانده و نتوانسته ام راهی برای بیرون رفت از این مشکل و مسئله پیدا نموده و فرمولی ارائه کنم که به حل مسئله انجامیده و به حرف و حدیث ها خاتمه بدهد .

امروز در وبلاگ برادر عزیزم استاد مصطفی سرخیل متنی با عنوان " همدلی" دیدم و فهمیدم که ایشان هم مطلع و خاطر مبارکشان آزرده شده که دوستان را به همدلی دعوت نموده اند که متن را اینجا بخوانید و استناد ایشان به شعر استاد طباطبایی چقدر زیبا بود با عنوان  "بدون ان که بدانی ام" ( شعر را اینجا بخوانید ) که در پی درج اطلاعیه ی " انجمن وبلاگ نویسان شهرستان " در توصیه به نوشتن پروفایل با عنوان " هویت مدیران وبلاگ ها "( اینجا ببینید ) دوستان قدیمی و عزیزی که علی رغم عدم درج نام مدیر به گواهی چندین تن از دوستان دارای هویت و مشخصات  مشخص و معلومی هستند، اما به دلایلی از نوشتن این نام در وبلاگ خود معذورند و همچنین شخصا خود این حقیر نیز در چند مرحله با ایشان مکاتبه و مپایمه( پیام نگاری ) داشتم و نهایتا برایم هویت ایشان محرز شد، منظورم وبلاگ  "روزنامه زاویه "  است که متاسفانه برخی دوستان و حتی خود ایشان اطلاعیه مذکور را به ایشان نسبت داده و روزنامه ی زاویه را مصداق و مورد نظر اطلاعیه انگاشته اند که این موضوع باعث چالش و گفت و گو و نگرانی های شده و در نتیجه متاسفانه به جای پا در میانی دوستان برای رفع و حل مشکل برخی برخوردها به اختلاف بیشتر دامن زد و  می رود که این موضوع باعث مخدوش و مکدر شدن تعامل و رفاقت و همدلی ای که در طول چند سال با تلاش و حسن نیت همه ی دوستان به وجود آمده است بشود ، بنا بر این بنده سکوت را دیگر جایز ندانسته و همین جا همه را به همدلی و مدارا و رفاقت دعوت و پیشنهاد و نکاتی را برای برون رفت از این موضوع و موقعیتی که به وجود آمده تقدیم می کنم - به عنوان برادر کوچک تر از همه ی بزرگواران معذرت خواسته و در مقابل همه ی ایشان احترام و تواضع می کنم و امیدوارم این جملات از بنده ی حقیر ،حمل بر خود بزرگ بینی و کدخدایی و برداشت های دیگر نشود و همه ی دوستان گرامی و بزرگوار از این حقیر بپذیرند :

۱- ضمن احترام به همه ی دوستان و بزرگواران به عرض می رسانم که لازم است همه ی ما احترام پیشکسوتان این عرصه را  حفظ کنیم زیرا  احترام بزرگان واجب است ،لذا همین جا از آقای استاد چراغی و همه ی زحماتی که ایشان برای تحقق وبلاگ نویسی و گسترش امور فرهنگی انجام داده اند تقدیر و تشکر و ایشان را تحسین و ستایش می نماییم.

۲-انجمن وبلاگ نویسان شهرستان که در حال شکل گیری و در اول راه است به عنوان ساز و کاری برای رشد و توسعه ی انجام امور فرهنگی فرصتی برای شهرستان است که در صورت به کار بستن تمام ظرفیت ها می تواند برای شهرستان بسیار مغتنم و با ارزش باشد .

۳- انجمن وبلاگ نویسان یک تشکل صنفی است که نیازمند فعالیت و همدلی همه ی دوستان و مدیران محترم وبلاگ های شهرستان می باشد و همه ی دوستان دارنده ی وبلاگ در آن سهیم اند و انجمن نیازمند و اماده ی پذیرش و به کار بستن پیشنهادات و رهنمودهای دوستان عزیز همشهری در تمام نقاط شهرستان زرندیه می باشد .

۴- تمام دوستانی که به عنوان وبلاگ های شناخته شده در شهرستان فعالیت می کنند به عنوان خانواده ی وبلاگ نویسان شهرستان و در حلقه ی خودی ها قرار دارند و غیر خودی و بیگانه ای در شهرستان نداریم و لذا وبلاگ ارزنده ی " روزنامه ی زاویه" را که از قدیمی های این عرصه و در لینک استاد چراغی و خود اینجانب و اقای استاد سرخیل و استاد طباطبایی و اقای ساعدی و اقای نیک بخش و جمیع دوستان وبلاگ نویس درج شده  و مقبول و شناخته شده و فعال و متعهد و پایبند به اصول اخلاقی و حرفه ای است را مصداق اطلاعیه ی انجمن نمی دانیم و جهت رفع سوء تفاهم بر این موضوع تاکید می نماییم و پیشنهاد می کنیم خود ایشان نیز اطلاعیه ی مذکور را در وبلاگ " روزنامه زاویه" منتشر نمایند تا این شبهه و شائبه از بین برود .

۵- وبلاگ نویسان محترم شهرستان که دوستانی واقعی در عرصه حقیقی هم می باشند با تضارب افکار و طرح انتقادات و پیشنهادات هیچ مخالفت و مشکلی ندارند اما طرح موضوعات انتقادی و غیره را به نوعی که با روح تعامل و رفاقت باشد و باعث همگرایی و حفظ حریم و حرمت ها باشد و نوع نگارش و بیان مسائل همراه با لطافت و آمیخته با احترام متقابل باشد را توصیه و بر آن تاکید می نماید .

۶- همراهی و همکاری و همگرایی در نوشتن و فعالیت در عرصه ی وبلاگ نویسی را با " منولوگ" ( متکلم وحده و تک صدایی ") مترادف و ملازم ندانسته و منطق " دیالوگ" و "چند صدایی و آزاد اندیشی " با رویکرد درک متقابل و احترام متقابل با لحاظ اهداف اصلی تبیین شده از جمله حفظ اتحاد و  آرامش و  رعایت منافع مجموعه ی شهرستان و انعکاس موضوعات برای ارتقای سطح رفاقت و همدلی و نه با انگیزه و رویکرد واگرایی و تفرفه دانسته و همگان را به آن توصیه می نماییم .

۷- به احترام جمع مدیران وبلاگ های شهرستان و برای خاتمه دادن به این گفت و گوها که نه تنها باعث هم افزایی و تقویت هیچکس و در مجموع روند فعالیت شهرستان نمی شود بلکه باعث کوچک شدن مجموعه و تحقیر شهرستان در منظر برخی بدخواهان که در جاهای دیگر مترصد این گونه مسائل هستند توصیه و خواهش می کنم کلیه بحث های تنش زا و  اختلافی را از وبلاگ ها حذف و صلح و صفا و رفاقت را جایگزین آن نماییم و در فرصتی مناسب تر و در جوی صمیمی تر به واکاوی این موضوعات بپردازیم و فعلا به لحاظ نا مناسب بودن موقعیت  از طرح گلابه و شکواییه و حتی توضیح خود داری کنیم تا موضوع فعلا مسکوت مانده و بشود برای بهبود روابط تدابیر مناسبی اتخاذ نمود.

۸- بر اساس شعر زیبای استاد طباطبایی بدانیم که انچه که ما امروز داریم و قدرش را نمی دانیم به عنوان سرمایه های گرانبهای ملی است که باید همه و همه خدا را بخاطرش شکر گوییم - حضور استاد طباطبایی و استاد موسوی در میهمانی ادبی مقام معظم رهیری -تصاویر را اینجا ببینید  - حضور نماینده ی محترم شهرستان های ساوه و زرندیه با اصالت زاویه و زرندیه - وجود استاد وفایی در دبیرخانه گسترش زبان و ادب فارسی - وجود استاد سرخیل و اساتید بزرگوار دیگر شهرستانی همه افتخاراتی برای شهرستان عزیزمان هستند که دیگران حسرت داشتن آن ها را می خورند و ما قدرشان را به خوبی نمی دانیم که باید مواظب باشیم با گفتار و نوشتار خود باعث رنجش خاطر ایشان نشویم و نام و وجود ارزشمند ایشان باعث افتخار و اتحاد و رشد شهرستان باشد و نه موجب مناقشه و اختلاف و نگرانی و.....

۹- اینجانب خود را جزء کمترین در مجموعه ی اندیشمندان شهرستان محسوب نموده و همه ی دوستان را صاحبان خرد و اندیشه و بالاتر از خود می دانم و خود را در موضع نصیحت و موعظه و امریه و ابلاغیه نمی دانم اما از ان جا که عزیزان همشهری به این جانب لطفی بزرگ دارند از همگان خواهش می کنم به جای پرداختن به طرح نقاط ضعف همدیگر که همه ی ما بر اساس انسان و جایز الخطا و حداقل ممکن الخطا بودن ضعف هایی داریم ، به بیان قوت ها بپردازیم و حرمت قدیمی ترها را حفظ و  فعالیت و نشاط جدیدتر و جوان ترها را نیز جدی گرفته و باور کنیم و مورد تکریم و تشویق قرار دهیم و یادمان باشد عدم حفظ حریم بزرگان باعث دلسردی کوچک ترها و جوان ترها و باعث خمودی و کسالت و رخوت در مجموعه ی شهرستان خواهد گردید . پیامبر اکرم (ص) فرمود " وقروا کبارکم و ارحموا صغارکم" " بزرگترها ی تان را موقر و محترم شمارید و به کوچکترهای تان محبت و بخشش کنید" ..

۱۰- این حقیر که در طول دوره ی تبلیغات انتخابات شورا با انواع و اقسام انتقادات و بعضا تهمت ها و افتراها ( که اصلا ربطی به بنده نداشت) مواجه بوده و صبر و حوصله نمودم تا انتخابات اهمیت و حساسیتش حفظ شود و خواستم تا با سکوتم جدل و مناقشه ای را دامن نزنم و دیوارم را کوتاه تر از بقیه ی داوطلبان نشان دادم ،اینجا هم حاضرم همه ی قصور و تقصیرها را به گردن بگیرم و هر آن چه مشکل و ایراد بوده را بر عهده ی و تقصیر بنده بگذارند و توفیق و زحمت و تلاش و خوبی و فضائل را به دوستان دیگر منتسب نمایند تا این مشاجره و مجادله و کدورت فیمابین دوستان فیصله یافته و اصلاح ذات البین صورت بگیرد و به قول همشهریان آذری " سیز دِیَن اولسون شَر یاتسون" و همینجا به نوبه ی خود از همه ی دوستان عذر تقصیر و طلب عفو و بخشش دارم .

خداوند متعال همه ی ما و شما را پیرو واقعی " نون والقلم و ما یسطرون " قرار داده و موفق و موید بدارد و در این شب رحمت و مغفرت اشتباهات را بر یکدیگر ببخشیم و از خطای همدیگر چشم پوشی کرده و بگذریم باشد که خداوند متعال نیز همه ی ما را مشمول لطف و عنایت خاصه ی خویش قرار دهاد  . ( ان شاء الله تعالی ) .

افطاری حاضری ( شعر ضربتی)

از زماني كه بچه و كم سن و سال بوديم هر وقت به دليلي مادر و خانواده مان قادر به تهيه و تدارك افطاري معمولي كه شامل سوپ يا آش يا حليم و چند تا گلِ شامي و يا كوكو سيب زميني يا كو كو سبزي بود را پيدا نمي كرد مجبور مي شديم افطاري حاضري بخويم و به نان و پنير و سبزي يا آبدوغ خيار و يا كله جوش " كشك و آب را جوشانده با سير داغ و نعناع داغ بر سرسفره مي اوردند و نان داخلش خرد كرده و اين تريد را مي خوردند و كساني كه وضع مالي بهتري داشتند داخل كله جوش كمي هم مغز گردو مي ريختند كه البته توي خونه هاي ما اين قلمش پيدا نمي شد) يا چند تا تخم مرغ را نيم رو مي كردند يا خاگينه ( تخم مرغ و كمي ارد و كمي سبزي را مثل پيتزا هاي امروزي مي پختند ) و يا نون و ارده شيره مي خورديم كه به اينها افطاري حاضري مي گفتند " حالا ممكنه بگين چه خبره امروز كلاس اشپزي راه انداختيد كه داريد دستور پخت كله جوش و خاگينه و كوكوسيب زميني را برامون مي گين كه در جواب عرض مي كنم عجله نكن بمان و بدان بالام " 

اما ويژگي اين افطاري هاي حاضري اين بود كه اولا:  سريع آماده مي شد و زمان زيادي را صرف تهيه كردنش نمي كردند- ثانيا : هزينه زيادي لازم نداشت و با اندك هزينه اي مي شد تهيه و مصرفش كرد - ثالثا: مقدمات زيادي لازم نداشت و جفت و جور كردن و جمع و جور كردنش در كمترين زمان انجام مي شد - رابعا: همه ي اعضاي خونه در تهيه و انداختن سفره و صرف افطار مشاركت مي كردند چون كار فني و حرفه اي و آشپزي لازم نبود پس بقيه ي اعضاي خانواده هم مي توانستند كمك كنند و لذا صميميت و صفا موج مي زد - خامسا: معمولا غذايي بود كه با نون صرف مي شد و بنا بر اين همه ي اعضاي خانواده با هم سر خوردن مسابقه مي گذاشتند و مثل بقيه روزها نبود كه طفلكي مادر بايد يكي يكي براي همه غذا بكشه و بعد خودش شروع به خوردن كنه كه تا مادر بگوید بسم الله بقیه میگفتند الحمدللله و در افطاري حاضري همه با هم شروع و همه با هم تموم مي كردند كه اين به لذت بيشتري مي انجاميد كه همه سر سفره با هم غذا مي خوردند .

بگذريم يادش را به خير كنيم كه اون سفره هاي صميمي و ساده ديگه نوبر و ناياب شده و اگر شما سراغ داشتيد سلام من را هم بهش برسونيد .

اما موضوعي كه انگيزه نوشتن اين سطرها شد اينكه شب پنجم مرداد كه از يك طرف داشتيم برنامه ي زيباي تلويزيوني "ماه عسل" را تماشا مي كرديم بنا به ضرورتی يك پيامك براي اقاي چراغي فرستادم و از نوشتن مقاله اي در باره ي وبلاگ به ايشان خبر دادم كه ايشان هم در پاسخ پيامك منظومي براي من فرستاد كه در زير مي اورم ، درست مصادف با رسيدن پيامك اقاي چراغي دعاي "ربَّنا ي قبل از اذان " پخش می شد و من بينوا مثل زماني كه بايد سفره ي افطار ي حاضري بيندازیم در جواب ايشان پيامكي را فرستادم كه در نوع خودش پيامك اقاي چراغي و بنده خواندني است : 

سلام بر نگارنده ي حرفه اي 

ندارد كنون سوي وب صرفه اي 

كنون وقت افطار و صوم و صلات 

نمانده مرا يك رمق از حيات 

مرا التماس دعا از تو هست 

نگاهي به سوي خدا از تو هست 

                                              مجمد علی چراغی 5 مرداد 92

و من به طور ضربتي به نحوي كه تا اذان تموم نشده بود،  پيامك زیر را ساخته و نوشتم و خدمت ايشان ارسال كردم و نامش را گذاشتم افطار حاضري كه پيشنهاد مي كنم بخوانيدش : 

رسد بر چراغي گل با مرام 

از اين بنده هر دم درود و سلام 

به هنگام صوم و صلات و طعام 

بدادم براي جنابت پيام 

الهي كه رزقت فراوان بود 

كباب و برنج و فسنجان بود 

 سه گانه به درگاه يزدان كنم 

برايت دعا از دل و جان كنم

                                    رحیم نیکنام- مقارن با ادان مغرب 5 مرداد 92

البته آقاي چراغي كه بر سفره ي افطار جلوس كرده و قادر بر امساك بيش از اين نبوده و دعاي "اللهم لك صمنا " خوانده وبيم اين داشته كه اگر تالل کند لابد بايد از قافله گرسنگان يورش برنده بر مائده طعام عقب مانده و هزيمتي جبران ناپذيري را تحمل و تا سحر چشم انتظار مَاْدُبَهْ (سفره) بماند تا پايان افطار تحمل كرده بود و بعد از افطار مجددا دنباله ي  پيامك را برايم به شرح زير فرستادند :(با اين فرق كه اين بار تجديد قوا نموده و سير شده بود كه يك طومار بلند نوشته و ارسال نمودند و ديگر از گرسنگي و ضعف و گله در ان خبري نبود)

فرستم چو يك دسته گل از سلام 

بسويت الا حضرت نيكنام 

سلام و صلات تو مقبول باد 

دل از زنگِ اندوه مصقول باد 

تو را خوان ِ افطار انبوه باد 

دل تو مبرا ز اندوه باد 

كه اين بنده محتاج مهر تو شد 

و مشتاق ديدار چهر تو شد 

دعايم كه كردي صفاي تو باد 

و پاينده مهر و وفاي تو باد 

الهي كه رزق تو بسيار باد 

و خوان از كباب تو سرشار باد 

برنج و فسنجان طعام تو باد 

درود چراغي به كام تو باد 

                                                 محمد علی چراغی -  6 مرداد 92

در پاسخ به اشعار فرستاده شده ی آقای چراغی اینجانب نیز در فرصتی که برایم به وجود آمد موفق شدم اشعار زیر را سروده و تقدیم ایشان نمایم ، این ابیات آمیخته از طنز و شوخی است که امیدوارم لبخند بر لب های همه ی شما عزیزان نقش بندد:

برادر چراغی سلامت کنم

دعا بدرقه من به راهت کنم

الهی که آن سفره معمور باد

هماره پر از نعمت و نور باد

کنار غذایت کمی سور و ساد

کمی لیته و ترشی و شور باد

ز جوع و عطش ، نفخ و هم دل ضعفه

از آن سفره و صاحبش دور باد

الهی که خوان تو گسترده باد

پر از کاچی و شله و ارده باد

در آری دمار از دو دیس غذا

که مرغان بگیرند ز دستت عزا

در آن دم که خوردی غذا و دسر

برایم نوشتی دو ده بیت ،شعر

دعا کرده ام بهر تو بی شمار

که توفیق یابی به لیل و نهار

دلی پر ز مهر و سری سرفراز

همی روزه گیری و خوانی نماز

نمازت چنان پاک باد و زلال

که بخشد به تو بهترین شور و حال

همی مهر تو ماه تابنده باد

چراغی همی سالم و زنده باد

تمامی اگر جان به جانان دهیم

از آن به که ایمان به شیطان دهیم

وفای چراغی بود پایدار

به یاری و الطاف پرورگار

خدایا چنان کن سرانجام کار

تو خشنود باشی و ما رستگار

نباشد غمی در دل این حقیر

چو باشد علی بهر ما دستگیر

رحیم از وفا گر که دم می زند

به لطف الهی قلم می زند

                                          رحیم نیکنام-  8 مرداد 92

تاسیس و اغاز به فعالیت سایت شخصی رحیم نیکنام (www.rahim-niknam.ir )

با خرید دامین و هاست و انجام مقدمات طراخی سایت و امور مربوط به آن که طی هفته های اخیر زمان زیادی را به خود اختصاص داده بود بالاخره سایت شخصی رحیم نیکنام تاسیس و شروع به فعالیت نمود .

این سایت به آدرس    اینحا  ( رحیم نیکنام دات ای ار ) قابل دسترسی توسط کاربران گرامی و دوستان و همشهریان عزیز و با امکانات ویژه ی سایت خواهد بود .

کلیه ی مراحل طراحی و کدنویسی های مربوطه توسط یاسر نیکنام فرزند رحیم نیکنام و  مدیر وبلاگ " زرندیه (شعر)"  انجام گرفته است .

در طراحی سایت جدید رحیم نیکنام  از اِلمان های شهری مامونیه ( میدان امام حسین (ع) شهر مامونیه -معروف به میدان گل ها) استفاده شده است  و همچنین پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران به صورت نواری قسمت هیدر سایت را از بدنه ی اصلی جدا نموده است .

سادگی و استفاده از رنگ های روشن و سبز ملایم که به نوعی باعث جلوگیری از ازردگی و سنگی  جشم کاربران می شود و عدم استفاده از ابزار های مختلف وخود داری از شلوغی زیاد سایت که باعث دیر لود شدن صفحات می شود ،از ویژگیهای برجسته ی این سایت می باشد که با رویکرد سهولت دسترسی و ارامش کاربران  انجام  گرفته است  . برای ورود به سایت رحیم نیکنام اینجا کلیک کنید  .

تصویر صفحه ی اول سایت جدید رحیم نیکنام را در زیر درج نموده ایم

 

         سایت رحیم نیکنام.jpg

برای دیدن تصویر در ابعاد اصلی بروی ان کلیک کنید