رنگين كمان پاداش كسي است كه تا اخرين لحظه زير باران بماند

 

 

اللهم اهل الكبرياء و العظمه و اهل الجود و الجبروت 

عيد بر عاشقان مبارك  باد.       عاشقان عيدتان مبارك باد  

عید سعید فطر پیشاپیش مبارکباد

عیــــد رمضـــان آمــد و مـــاه رمضــــان رفت

صـد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

کم کم غروب ماه خدا دیده می شود              صد حیف از این بساط که برچیده می شود

در این بهار رحمت و غفران و مغفرت              خوشبخت آن کسی که بخشیده می شود

 حلول ماه مبارک شوال و فرارسیدن عید سعید فطر بر عموم مردم خداجو و شهروندان گرامی و همه عزیزان نورچشم مبارک باد و طاعات و عبادات همه مورد مقبول حضرت حق سبحان   

(سعیکم مشکور )

بخشي از فرمان ٨ ماده اي امام خميني (رضوان الله تعالي اليه):

اگر دست مفسدان و سوء استفاده کنندگان از امکانات حکومتی، قطع نشود، و اگر امتیازطلبان و زیاده خواهان پر مدعا و انحصارجو، طرد نشوند، سرمایه گذار و تولید کننده و اشتغال طلب، همه احساس ناامنی و نومیدی خواهند کرد و کسانی از آنان به استفاده از راههای نامشروع و غیرقانونی تشویق خواهند شد

@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@@

نامه امام خميني (ره ) مهربان و خانواده دوست به همسرش (مهر تابان عاطفه)

«تصدقت شوم؛ الهی قربانت بروم، در این مدت که مبتلای به جدایی از آن نور چشم عزیز و قوت قلبم گردیدم متذکر شما هستم و صورت زیبایت در آینه قلبم منقوش است. عزیزم، امیدوارم خداوند شما را به سلامت و خوشی در پناه خودش حفظ کند. [حال] من با هر شدتی باشد می‌گذرد ولی به حمدالله تاکنون هرچه پیش آمد خوش بوده و الان در شهر زیبای بیروت هستم. حقیقتا جای شما خالی است. فقط برای تماشای شهر و دریا خیلی منظره خوش دارد. صد حیف که محبوب عزیزم همراهم نیست که این منظره عالی به دل بچسبد... ایام عمر و عزت مستدام. تصدقت. قربانت؛ روح‌الله.»

بوی عطر و گلاب از جمع ازادگان استشمام می شد

در ضیافت افطاری که امشب به مناسبت سالروز ورود ازادگان سر افراز به میهن اسلامی بود جمع خوبان و ازادگان شهرستان در رستوران زیتون زاویه حضور داشتند در این مراسم روحانی که معطر و مزین به حضور روحانیت معزز و فرماندار گرانسنگ شهرستان اقای دکتر هدایتی و بخشداران عزیز بخشهای مرکزی و خرقان اقای مهندس فاطمی و اقای زال و روسای بعضی ادارات و شهردار زاویه و رئیس شورای اسلامی زاویه اقای علی اکبر نجاری و رئیس شورای اسلامی شهر مامونیه رحیم نیکنام و گل های اصلی مجلس یعنی ازادگان عزیز و خانواده های خوب و صمیمی ایشان حضور داشتند و این مجلس به همت بنیاد شهید انقلاب اسلامی شهرستان برقرار بود حاج محمد حسن میرگلو بیات رئیس ارزنده و محبوب بنیاد شهید و امور ایثارگران شهرستان ضمن ذکر سخنی از امام و مقام معظم رهبری ایثار و استقامت ازادگان و نقش رزنده ایشان در دفاع مقدس یاداوری نمود و پس از تناول افطار فرماندار گرانقدر اقای دکتر هدایتی طی سخنانی در خصوص ایثارگری ازادگان عزیز، ضمن تبریک به ایشان و تجلیل از مقام ازادگان سر افراز پیرامون روز قدس و اهمیت ان و ترس و وحشت صهیونیست ها از اسلام و گسترش هلال شیعی سخن گفته و همگان را به شرکت در مراسم روز جهانی قدس فراخواند و در خاتمه جلسه با دعا و صلوات خاتمه یافت - این حقیر ضمن تبریک مجدد ،ایام شاد و مشعشعی برای ازادگان و خانواده های بزرگ و مقاومشان ارزو می کنم.

سالروز بازگشت ازادگان به ميهن اسلامي گرامي باد

 دفاع مقدس ، جنگ هشت ساله ، والپیپر های دفاع مقدس ، آرشیو موضوعی دفاع مقدس ، دانلود والپیپر های دفاع مقدس

روز بيست و ششم مرداد مصادف با ورود ازادگان سر افراز به ميهن اسلامي كه خاطرات شيرين و استقبال هاي مردم خون گرم از ازادگاني كه در اردوگاههاي عراق در اسارت دشمن حماسه مقاومت و پايبندي به اعتقادات و عشق به مرز و بوم ايران اسلامي را يادمان مي اندازد و حضور سرافرازانه ازادگان در ميان خانواده ها و مردم قدر دان هيچگاه از حافظه تاريخي ملت بزرگ اسران پاك نخواهد شد را گرامي مي داريم- فردا صبح مسئولين قدر شناس شهرستان همگام و همراه با عموم شهرها و مناطق كشور اسلامي به ديدار ازادگان سر افراز خواهند شتافت و از سال ها مقاومت و ايثار و پاسداري از ارزشهاي ملي و ديني و سياسي كشورمان تجليل خواهند نمود / اينجانب افتخار شرفيابي به خدمت اين بزرگواران به همراه مسئولين قدرشناس شهرستان را دارم -الحمد للله رب العالمين و العاقبه لاهل التقوي و اليقين .

روز قدس روز اسلام است - فراخوان راهپيمايي روز جهاني قدس

آلبوم تصاویر مقام معظم رهبری ، تصاویر حضرت آقا ، عکسهای امام خامنه ای ، خامنه ای به روایت تصویر ، عکسهای زمان جنگ آقای خامنه ای

مقام معظم رهبري : نجات مردم فلسطين از سلطه صهيونيست ها يك تكليف شرعي است 

روز جهاني قدس فرصتي دوباره براي انديشيدن به تفكر شوم صهيونيستي براي سلطه قوم يهود عنود صهيونيست بر مردم و ايجاد منطقه نيل تا فرات است ، بدون ترديد اين انديشه هاي شيطاني در اعمال ننگين و ظالمانه دولتمردان غاصب اسرائيل تبلور يافته و انچه نتيجه اين اعمال است مظفوميت و شهادت و اسارت مردم بزرگ و مسلمان فلسطين عزيز و حصار قدس عزيز اين اولين قبله مسلمانان جهان است ، اين حقير در لبيك به فرامين مقام عظماي ولايت و دوشادوش با مردم موحد و ازادي خواه كشور عزيزمان در عمل به حديث شريف " من اصبح و لا يهتم بامور المسلمين فليس بمسلم " يعني " هر كس شب را به صبح اورد و براي امور مسلمانان تلاشي نكند مسلمان نيست" ضمن شركت  در راهپيمايي روز جهاني قدس مردم خوب شهرمامونيه و شهرستان زرنديه را به شركت فعال و باشكوه در اين امر دعوت ميكنم و يادمان نرود شعار محوري امسال " بيداري اسلامي نويد بخش ازادي فلسطين " هنگامي به تحقق منجر مي شود و عملي مي گردد كه همه با هم در مراسم و فعاليت براي اين امر مقدس حضور داشته باشيم / اعمالكم مقبوله

زلزله مردم ایران را سوگوار کرد


فبشر الصابرین الذین اذا اصابتهم مصیبه قالوا انا للله و انا الیه راجعون 
 

بار دیگر طبیعت چهره ناملایم و قهر و خشم خود را در قطعه ای از سزمین بزرگ خداوند در کشور عزیزمان در استان اذربایجان شرقی  نشان داد و عده ای از بهترین بندگان خداوند را در حالی که با زبان روزه مشغول عبادت و بندگی خداوند بودند را به کام مرگ کشید و باعث تالم و تاثر عزیزاننشان و عموم مردم خداجوی ایران شد - این حادثه اسف بار گرچه دل مردم و این حقیر را به درد اورد اما درس هایی را نیز به همراه داشت اول اینکه در این ایام عزیز خداوند بندگان خوبش را با حکمت خود مورد ابتلا و امتحان قرار داده تا مومنان و صابران حقیقی چهره خود را نشان دهند زیر چنانکه معروف است " البلاء للولاء " یعنی " هر که در این بزم مقرب تر است /جام بلا بیشترش می دهند " و دیگر سخن اینکه جز ذات اقدس اله که مانا و لا یزال است همه میرا و فانی اند " کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام " و "  در حقیقت مالک اصلی ( هستی )  خداست /این امانت چند روزی نزد ماست " پس همانطور که خداوند با رحمت داد با حکمت گرفت و نباید در این ناسپاسی و بی تابی کرد گر چه مصیبت بزرگ و گران است اما خداوند بزرگتر است و رحمتش به مونان نزدیک تر ( به فرمایش امیر مومنان(ع)  به کمیل ) و نکته اخر اینکه عزیزان قدر خود و یاران و دوستان و بستگان را بدانیم زیرا مرگ امری محتوم است و قبل از انکه دوران زندگی دنیوی به پایان برسد و مرحله دیگر زندگی اخروی اغاز شود هر چه از دستمان براید در نیکی و احسان بکار بندیم که شاید فردا بسی دیر باشد " اینما تکونوا یدرککم الموت ولو کنتم فی بروج مشیده" - النهایه این حقیر ضمن ابراز هم دردی با بازماندگان این ضایعه اسف ناک و ارزوی صبر و تحمل و شکیبایی و احتراز از ناسپاسی و کم طاقتی- برای کلیه رفتگان و جان باختگان زلزله از درگاه خالق رحیم و جکیم هستی ارامش ابدی در چوار حق و غفران و رضوان ابدی مسِئلت نموده و از عموم شهروندان و هم وطنان مومن و موحد برای امداد و کمک و یاری به مصیبت دیدگان استمداد می نمایم / 

 

                                                   ۩۞۩  سلام عزیزان خیلی خوش آمدید تصاویرشباهنگ Shabahang's Pictures ۩۞۩

شب قدر را قدر بدانیم - الهم العن قتله امیر المومنین (ع)

یک عمر تماشای دری خون آلود...

یادآوری حادثه ای سرخ وکبود...

کم کم به علی بال پریدن می داد

ای تیغ! نیازی به حضور تو نبود!!

خدایا سرده این پایین ،          ازون بالا تماشا کن !

اگه میشه فقط گاهی ،  خودت قلب منو "ها" کن !

خدایا سرده این پایین ،           ببین دستامو میلرزه
 
 دیگه حتی همه دنیا ،       به این دوری نمی ارزه !
 خدایا وقت برگشتن ،            یه کم با من مدارا کن
 
شنيدم گرمه آغوشت             اگر ميشه منم جا كن
 
 
خطبه سوزان امام حسن در شهادت اميرالمؤمنين
 
 
سال چهلم هجري در حالي که خاندان وحي و امّت اسلامي در سوگ اميرمؤمنان علي نشسته اند، کوفه، مرکز استقرار خلافت علوي، بار ديگر انتخاب و آزمايشي بزرگ را تجربه مي کند. پس از به شهادت رسيدن اميرالمؤمنين حسنين(ع)جنازه پدر را دفن کردند و صبحگاه روز 21 ماه رمضان، ابن عباس به ميان مردم آمده و مي گويد: "اي مردم! اميرمؤمنان به سراي ديگر سفر کرد و فرزندش را از براي شما به يادگار گذاشت. اگر دوست داريد، فرزندش به سوي شما آيد!" مردم گريستند و خواستار حضور امام مجتبي در ميان خود شدند.
 
حضرت، به مسجد کوفه آمد و پس از سپاس الهي و درود بر پيامبر (ص) چنين فرمود: "اي مردم در اين شب قرآن نازل شد، و در اين شب عيسي بن مريم را به آسمان بردند، و در اين شب يوشع بن نون کشته شد، و در اين شب پدرم امير المؤمنين(ع) از اين جهان رحلت کرد، به خدا سوگند هيچ يک از اوصيا بر پدرم در رفتن به بهشت پيشي نجسته، و نه هر کس که پس از اوست، و اين گونه بود که رسول خدا او را در هر ماموريت جنگي که مي فرستاد جبرئيل در سمت راست او و ميکائيل در سمت چپ او مي جنگيدند و هيچ درهم و ديناري پس از خود به جاي نگذارد جز هفتصد درهم که از جيره بيت المال او زياد و اضافه آمده بود و آن را جمع کرده بود تا خادمي براي خانواده خود خريداري کند."
 
اين سخن را فرمود سپس گريه گلويش را گرفت و گريست، مردم نيز با آن حضرت گريه کردند، آنگاه فرمود: "منم فرزند بشير(مژده دهنده به بهشت، يعني رسول خدا(ص) که از نامهاي آسماني او بشير است) منم فرزند نذير(ترساننده از جهنم)منم فرزند آن کس که به اذن پروردگار مردم را به سوي او مي خواند، منم پسر چراغ تابناک(هدايت)، من از خانداني هستم که خداي تعالي پليدي را از ايشان دور کرده و به خوبي پاکيزه شان فرموده، من از آن خانداني هستم که خداوند دوستي ايشان را در کتاب خويش(قرآن) فرض و واجب دانسته و فرموده است: «بگو از شما پاداشي جز دوستي اهل بيت خود نمي خواهم و هرکس کار نيکي انجام دهد، بر نيکي اش مي افزاييم.» پس نيکي در اين آيه، دوستي ما خاندان است.
 
و به دنبال اين سخنراني، عبد الله بن عباس برخاست و مردم را به بيعت با آن حضرت دعوت کرد و گفت: "اي مردم-اين پسر پيغمبر شما و وصي امام شماست با او بيعت کنيد!" مردم نيز دعوت او را پذيرفته گفتند: "براستي که چقدر نزد ما محبوب است، و چه اندازه حق او بر ما واجب است." و به دنبال اين گفتار با آن حضرت بيعت کردند. و چون کار بيعت تمام شد امام حسن فرمانداران و استانداراني براي شهرها تعيين فرموده به شهرها فرستاد، و از آن جمله عبد الله بن عباس را روانه بصره کرد.
 
شيخ مفيد در کتاب ارشاد روايت کرده که اين جريان در روز جمعه 21 رمضان سال چهلم هجري بود و ابن شهر آشوب در مناقب گفته که در روز بيعت با امام حسن مجتبي 37 سال از عمر آن حضرت گذشته بود.

خدايا من همان مزاحم هميشگي هستم (دل نوشته )

خدایا! من همانی هستم که وقت و بی وقت مزاحمت می شوم،همانی که وقتی دلش می گیرد و بغضش می ترکد،می اید سراغت.من همانی ام که همیشه دعاهای عجیب و غریب می کند و چشمهایش را می بندد و می گوید:من این حرفها سرم نمی شود،باید دعایم را مستجاب کنی.
همانی که گاهی لج می کند و گاهی خودش را برایت لوس می کند،همانی که نماز هایش یک در میان قضا می شود و کلی روزه ی نگرفته دارد،همانی که بعضی وقتها پشت سر مردم حرف می زند و گاهی بد جنس می شود.البته گاهی هم خودخواه،گاهی هم دروغگو حالا یادت امد من کی هستم؟
امیدوارم بین این همه ادمی که داری،بتوانی من یکی را تشخیص بدهی.البته می دانم که مرا خیلی خوب می شناسی.تو اسم مرا می دانی.می دانی کجا زندگی می کنم و به کدام مدرسه می رفتم و چه نمره هايي گرفتم وچه دوستاني داشتم و حتي مي دوني چه روزهايي غايب شدم و چه نمره هايي گرفتم و تو چند تا امتحان تقلب كردم و هيچكي نفهميد جز تو كه همه چيز را مي دوني ،تو حتی اسم تک تک معلمهای مرا هم می دانی.تو می دانی من چند تا لباس دارم و هر کدامشان چه رنگی است،اما....
خدایا!من هیچ چی از تو نمی دانم.هیچ چی که دروغ است،چرا،یک کمی می دانم.اما این یک کمی خیلی کم است.راستش من این ستون را برای همین ايجاد كرده ام ، اخر می دانی،من مدتهاست که می خواهم چیزهایی برایت بنویسم.البته من همیشه با تو حرف زده ام.باز هم حرف می زنم.اما راستش چند وقتی است که چند تا تصمیم جدید گرفته ام.دوست دارم عوض بشوم،دوست دارم بزرگ بشوم،دوست دارم بهار باشم.دوست دارم آدم باشم ُ دوست دارم خوب باشم من یک عالم سوال دارم،سوالهایی که هیچ کس جوابش را بلد نیست.دوست دارم تو جوابم را بدهی.قول مي دهي؟

باز هم تبریک موفقیت های شیرین المپیکی

 دقایقی قبل با موفقیت امید حاجی نوروزی فرنگی کار ۶۰ کیلویی شیرازی الاصل کشورمان در مسابفات المپیک لندن بار دیگر موچی از شادی و افتخار کشور عزیزمان را فرا گرفت و همراه با اهتزاز پرچم مقدس کشور محبوبمان و نواخته شدن سرود میهن اسلامی قطرات اشک بر صورت مردم مومن روزه دار ایران باریدن گرفت - اینچانب کسب مدال طلای ۶۰ کیلوی کشتی فرنگی  المپیک۲۰۱۲  لندن را به مقام معظم رهبری و خانواده های معزز شهدا و دولتمردان و مردم شریف ایران تبریک گفته و استمرار و تداوم موفقیت ها را برای ورزشکاران میهنمان از خداوند خواهانم همچنین نواب نصیر شلال  وزنه بردار خوب کشورمان که در دسته ۱۰۵ کیلوگرم با بالا بردن ۴۱۱ کیلوگرم در مجموع حرکات یک ضرب و دو ضرب پس از وزنه بردار اوکراینی در چایگاه دوم قرار گرفت و مدال نقره کسب نمود را تبریک و تهنیت عرض نموده و موفقیت بیشتر برای ایشان خواستارم -  

        سر فراز باشی میهن من

موج شادی پیروزی حمید سوریان در المپیک لندن

 دقایقی قبل جمید سوریان دلاور مرد کشتی فرنگی کشورعزیزمان ایران اسلامی و دلاور پرور  بعد از ۴۷ سال موفق به کسب مدال و گردن آویز خوش رنگ طلا و قهرمانی المپیک لندن شد - ملیون ها ایرانی بعد از افطار امشب یک شنبه در لحظات روحانی برای موفقیت کشتی گیر با اخلاق و خوب کشورمان دعا کردند و پس از موفقیت این ورزشکار ارزنده کشورمان و هنگام نواخته شدن سرود ملی ایران دوست داشتنی و برافراشته شدن پرچم کشور سر افرازمان در سالن کشتی شهر لندن  اشک شوق در چشمان مردم حلقه زده و قلب و روح و روان مردم لبریز از عشق به کشورعزیزمان ایران و شادی شد - این موفقیت چشمگیر را به مقام معظم رهبری و دولتمردان و ورزشکاران و ملت شریف ایران تبریک عرض نموده و اعتلای ایران اسلامی و کسب مدال های بیشتر در روزهای باقیمانده المپیک لندن در رشته کشتی فرنگی و تکواندو ووزنه برداری و سایر رشته ها آرزو داریم - هموطنان و همشهریان گل برای ورزکارانمان و نواخته شدن سرود ملی و اهتراز در آندن پرچم کشورمان که شادی و شعف را برای خانواده معظم شهدا و جانبازان و ملت بزرگ ایران و رهبر بزرگئار آن به دنبال دارد همه با هم در لحظات عرفانی سحر و قبل از افطار دعا کنیم - ان شاء الله

سر سلامتی به خانواده محترم ساعدی

بازگشت همه به سوی اوست

بدینوسیله درگذشت مرحوم مغفور حاج یدالله ساعدی را صمیمانه به بیت مکرم و فرزندان گرامی و منسوبین تعزیت و تسلیت عرض نموده -  برای فقید سعید حاج یدالله ساعدی رحمت واسعه الهی و برای کلیه بازماندگان اجر و صبر و بقای عمر و سلامتی از درگاه قادر متعال مسئلت می نماییم و در این مصیبت خود را سهیم می دانیم .

پیام تبریک به مناسبت روز خبر نگار

تاج گل آن...

حضور خبرنگاران محترم و ارجمند نشريات و جرايد و مطبوعات محلي و ملي ؛

    با اهداي سلام و ارادت و ارزوي قبولي طاعات و عبادات و تبريك و تهنيت به مناسبت ميلاد سراسر نور و سرور كريم اهل بيت حضرت امام حسن مجتبي(ع) فرا رسيدن روز خير نگار و اطلاع رساني را به جهادگران عرصه خبر و اگاهي و روشنگري تبريك و شادباش عرض مي نمايم ، بي شك جمله فراموش نشدني امام راحل (ره) كه فرمود : "دانستن حق مردم است" ، تفسير و تجسمي بهتر و كامل تر و زيباتر از خبرنگاران و خبر رساني ندارد ، زيرا خبرنگاران متعهد ،ديدگان باز و بيدار مردم براي نظارت و رصد كردن وقايع و رخدادهاي جامعه بشري و انعكاس دهندگان مشكلات و معضلات مردم ،در مسير حل انها و شفاف سازي خدمت و فعاليت مسئولين هستند .

       خبرنگاران سربازان عرصه مبارزه نرم با دروغ گويان و شايعه سازان و ياس افكنان و بدخواهان مردم و خادمان حقيقي ملتند كه در اين مسير مقدس و پر مشقت گاها جان شيرين و شريف خود را نثار كرده اند . بدينوسيله بر خود فرض مي دانم صميمانه ترين تبريكات خود را ابلاغ و اهتمام اين پيام اوران حقيقت و اگاهي به اين وظيفه خطير و شريف را پاس داشته و مراتب قدر شناسي و امتنان خويش را اعلام نمايم ؛

                                                   

                                                             ايام عزت و سلامت و بهروزي مستدام 

                                                   رحيم نيكنام - رئيس شوراي اسلامي شهر مامونيه

بر عكس نهند نام به زنگي كافور

بر احدي از اهل علم و ارباب ادب پوشيده نيست و نباشد كه هر اسمي را مسمايي لازم است و چنانچه كتب مختلف توسط نگارندگان و اهل ذوق پيرامون وجوه تسميه و علل نامگذاري امور و اشياء مختلف نگاشته و پراكنده گرديده است و با اين وضع گراني كاغذ به قيمت خون بني بشر اگر دستتان به كتابي در اين خصوص رسيد ضمن ابلاغ سلام بنده بی زحمت حرف هاي اين بنده كه از باب فضولي و سخن پراكني و تنوير افكار و اهداف مقدس و نامقدس ديگر به رشته تحرير در مي اورم را نظري نماييد و صحت و سقم موضوع را بررسي و مورد واكاوي قرار دهيد ،و صد البته كه علما و فضلا بابت خوش شدن الكي دل نگارنده و مبارزه با شايعه پراكنان و ياوه سرايان كه زبان و ادب پارسي را كشككي انگاشته و همه چيز را بديهه و بداهه دانسته و با شعرهاي رنگي و بي رنگ و سفيد و بنفش و غيره گاه و بيگاه ازهر دري سخن رانده شعر و معرهاي صد من يك غاز انشاد مي نمايند در سميناهار و شام و صبحانه ها قرائت مي نمايند تصديقي هر چند زوركي  مي نمايند .

الغرض اين حقير در يك تحقيق و تفحص فضول مابانه با ديدن جمله "برعكس نهند نام به زنگي كافور" در پي ان شدم ببينم اخر چرا " از قضا سركه انگبين صفرا فزود"ه ؟ و چرا " روغن بادام خشكي مي فزود"ه؟!و چرا بايد به كچل ها ذلفعلي گفته شود؟ (البته از تمام سرخلوتان محترم و نامحترم و همسران گرامي و جان ؛مراد نويسنده زوجات كريمه نيست؛ عذر خواهي مي نمايم چرا كه در مثل مناقشه نيست) و چرا به هر چه نابينا عين الله گفته مي شود ؟! و قس علي هذا (ببخشيد بايد فارسي را پاس بداريم): تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل ؛   القصه: كفش هاي ميرزا نوروزي را بر پا نموده و پاشنه ها را كشيده و عازم كوي و برزن شدم و موارد مشابه را جستمان ( بر وزن گفتمان ) نمودم ؛ در نگاه اول به أغذيه فروشي ملاصدرا و كله پاچه امیر كبير و داروخانه حقيقت و و خدمات اتومبيل پاستور و تعويض روغني حافظ و قنادي زرشك و قضابی لطافت و ارایشگاه بهشت و ترمینال شهید چمران و پارکینگ بیهقی و پیرایش ولیعصر و پرنده فروشی آرزو و زندان قصر و آب هویج شرافت و آهنگری ظریف و آژانس مسافرتی آرامش و صوتی و تصویری سکوت و خانه سالمندان حضرت رقیه و پنچرگیری حکمت وصدها مورد بي ربط ديگر كه هيچكدام انها تناسبي با موضوع نداشتند برخورد نمودم و گيج و مات و منگ انگشت تحير به دهان و سر در گريبان كه جل الخالق ! فلان چيز چه ربطي دارد به شقيقه ؟و بقول اهالي بلاد مامنيه : " دره دره ، تپه تپه" و اين ها چه وجوه تسميه اي دارند ؟

اما به همين بسنده نكردم و به تحقيقات ادامه دادم و در يك اقدام انقلابي و و كوبنده و قاطع به چند اداره و دستگاه مراجعه كردم و همان جلوي در با مسئول روابط عمومي دستگاه مربوطه برخورد نموده و مواجه گرديدم و در كمال تعجب و تحير به قول مرحوم كيومرث صابري فومني( همان گل اقاي معروف خودمان ) ديدم كه ايشان با ايثارگري نه تنها امور روابط عمومي  بلكه روابط خصوصي و ابدارخانه اي را نيز اداره مي نمايد و صد البته تمام ويژگيها و خصائص روابط عمومي را داشتندمثل حسن خلق و روحيه تعامل و ايجاد روابط و خوش منظري و قدرت بيان كه هزار البته (حالا كه هر كي هر چي بخواهد نام  بر خود مي دهد مگر ما دستمان و زبانمان زخم است كه صد البته را هزار البته نگوييم) اين تعاريف را ضربدر  هزار  كنيد و محاسبه فرماييد ،در ايشان جمع بود كه چنان قاطعانه و با هيبت با ارباب رجوع و مراجعت تعامل و تقابل مي كردند كه كسي جرات و زهره و .....  نطق كشيدن نداشت (بنده اينجا را با يك درجه تخفيف بخاطر حفظ شئونات نوشتم)و دل ادم كه هيچ ، دل حضرت فيل را هم مي تركاند و سيما و منظر ايشان نيز به دلالان و بنگاهيها(بلانسبت كار چاق كنان ارجمند كه به خلق الله خدمت و وظايف ذاتي خود در ايجاد ارتباط مشروع و نامشروع به قصد قربت " شايدم غربت" و البته كسب منفعت انجام مي دهند) بيشتر شبيه بود تا روابط عمومي و باور بفرماييد اينجا بود كه بنده حقير مجاب شده و از ادامه تحقيق صرف نظر كردم و شعر مولانا جلال الدين رومي بلخي ساوجي زرندي در نظرم امد كه "از قضا سركه انگبين صفرا فزود-روغن بادام خشكي مي فزود" و همينجا فهميدم كه هميشه كه نبايد هراسمي وجه تسميه داشته باشد / و گاهي : بر عكس نام زنگي را كافور هم مي توان نهاد و تعجبي هم در اين دنياي  فاني و عجيب و غريب ندارد ، ......

مناجات نامه

خداوندا؛

ما بندگان فقير و ناتوان توئيم و بنده را جز اطاعت و عبادت نشايد ، به ما اداب و رسم و الفباي بندگي بياموز كه تو قادر متعالي و بي نياز از هر كس .

معبودا ؛

 بي نظر لطف و مرحمت تو هيچ كاري به انجام نمي رسد و هيچ سر ي سامان نمي يابد ، نظر لطفت را از ما دريغ نفرما و كارمان به سامان كن .

ربا ؛

 افسارمان و عنان اختيارمان را از نفس اماره باسوء بستان و چنان حلاوت بندگي را به ما بچشان كه از دريچه چشمانمان تو بنگري و از گوشمان تو بشنوي و از زبانمان تو سخن گويي .

لطيفا ؛

 توجه و نگاه  ما را از ديگران به سوي خود برگردان ، چنان كه جز تو نبينيم و تنها نگران ذات اقدس الهي تو باشيم .

معشوقا؛

 به ما راه و رسم عاشقي و عشق بازي و كرشمه شناسي ان چنان بياموز كه جز با ناز تو نياز نكنيم كه تويي خداي بي انباز و سبب ساز عشق ساز .

جميلا ؛

قدرت و چشم ديدن جمال و زيبايي و جلوه هاي جمال را به كور دلان زيبايي نشناس عنايت فرما كه در كوران مصائب چون زينب همه چيز را زيبا ببينيم و فرياد ما رايت الا جميلا را سرسلسله تفكرمان قرار ده.

حقا ؛

تدين و دين داري را براي ما معني كن كه از افراط و تفريط و تقدس متحجر و جهل متعبد در امن بمانيم و شور و شعور را در دينمان يك جا معني ببخشيم .

رحیما:
خنجرچهالت کند تر از شمشیر عداوت نیست پناه بر تو از جهالت دینداران و عداوت دنیامداران
 
خدایا!
عالمان و هنرمندان و خطیبان را عاملان به گفته هایشان قرار ده.

خدایا!

    عشق به شهرت را از دل هنرمندان ببر و و به جای آن اخلاص و معرفت بنشان
 
خدایا!
    به چشم، گریه بیاموز و به دل ،اِنکسار و به همه جوارح و اعضا،بندگی.
خدایا!
 
   تشنگان دیدار خودت را به جرعه ای از جمال مهدی(عج) مهمان کن.

خدایا!
 
   به دست حجت خاتم، گره از کار فرو بسته ی عالم بگشا.

آمیـــــــــن یا رب العالمیـــــن


تغيير اسم از نوع امام زاده اي

حقيقت اين است كه به موازات هر تغيير سيستمي متناسب با ذائقه مخاطب و دوره اسامي انسان ها و محله ها و خيابان ها و ادارات وحتي مغازه ها و سوپر ماكت ها و مدارس و مركز فرهنگي و غیر فرهنگي تغيير می کنند كه با فرهنگ و نوع جهان بيني و تفكر و نگرش مردم و سيستم حاكميت ان عصر و زمان جور در بياید و در تعارض اشكار و نهان نباشد، كمي به عقب برگرديم در دوران نه خيلي قديم كه عصر عرب زدگي و نشر و بسط زبان و ادبيات عرب و امپراطوري عثماني، اكثر ادارات كشورمان با نامهاي عربي شناخته مي شدند و اگر به قاموس و قرهنگ واژگان ان موقع برگرديم اسم هايي مثل اداره ماليه -تامينات -احصائيه -خوفيه - استخبارات - نظميه-فلاحت -بلديه كه امروز به شهرداري تغيير نام داده و شارع و سوق و چهارسوق و غيره را به وفور مي توان يافت و خب اين داستان در دوران رضا خان به نوعي ديگر بروز و ظهور پيدا کرد و اسامي ادم ها به فراخور سلطه رضاخاني به شدت رنگ و بوي اريایی و پهلوي و اسامي ايراني و نه اسلامي به خود گرفت و بعد از انقلاب وفور اسامي اسلامي و يك بازگشت به فرهنگ و رسوم ايراني با هويت اسلامي صورت گرفت كه بنده با درست و غلط ان ها كاري ندارم، اما همين قدر که لا اقل اسامي طاغوتي با بار منفي و استيلاي فسادو زور و فلان السلطنه ها كنار زده شد امري مبارك و خجسته بودو دوران انقلاب به وفور فرزندان اين مرز و بوم ياسر و سميه و روح الله و مهدي و محمد و علي و غلام رضا به جاي كوروش و داريوش و هايده و مهستي نام نهاده شدند و حتي بعد از جريان مقاومت غزه و لبنان گرايش شديدي در بين مردم براي نامگذاري سيد حسن نصرالله به ميمنت و افتخار رهبر مقاومت لبنان ايجاد شد اما اين قاعده انگار به جز احيا و زندگان به مردگان نيز سرايت كرده و امام زاده شهر مامونيه كه سيد منصور بن موسي بن جعفر موسوم و شناخته شده در بين مردم بوده و هست و سال هاست مردم در مراسم ايام سوگواري سيد الشهدا " السلام اي زاده موسي بن جعفر السلام" را شنيده و گفته اند كه البته بعد از تحقيقات فراوان مشخص شده كه در طول اين چند صد سال مردم به اشتباه به ايشان سلام مي داده اند و در واقع امام زاده مدفون در اين خاك حضرت امام زاده محمد فرزند امام زاده سيد اسحاق كه در ساوه مدفون است و از نوادگان حضرت علي بن حسين امام سجاد است و نه از فرزندان و به ادعاي مردم فرزند بلا فصل امام كاظم (عليه السلام) و بنده نگارنده تا جايي كه در مورد نسب ايشان تحقيق نمودم در ميان فرزندان و نوادگان امام كاظم ايشان را نيافتم حال اين موضوع بماند چون جاي بحث و تحقيق بيشتر دارد و در اين مجال بحثش نمي گنجد - مع الوصف انگار قاعده تغيير نام به اين موضوع هم سرايت كرده باشد از يك طرف در كتيبه ايوان كاشي صحن جنوبي كه جديدا احداث شده (كه صد البته اصلا به زيبايي مجموعه اضافه كه نكرده هيچ ،بلكه بنا و ساختمان را از هارموني و هماهنگي و تناسب قدمت و قداست نيز خارج كرده كه من فعلا در صدد تحليل و نکوهش موضوعش نيستم ) نام امام زاده سيد منصور بن موسي بن جعفر حك گرديده و از طرفي در لوحه منصوب و تعبيه شده داخل ضريح و بقعه متبركه شجره نامه ان حضرت به صورت محمد بن....بن....بن..... علي بن حسين السجاد تحرير و بيان گرديده كه شايد ما بايد از امام زاده واجب التعظيم بخاطر اين ناشناختن و ندانستن نام و سلام به بزرگواري ديگر به جاي حضرتش عذر خواهي كنيم و حالا ما كه بالاخره قادر به اين كارهر چند سخت باشد هستيم اما بايد از طرف ابا و اجداد طاهرين محرومين مرحومين خود نيز بايد عذر خواهي كنيم كه كاري بس دشوار است كه با فرمول هر سال عمرایشان را ضربدر حد اقل ٥٠ و ضربدر اجدادمون كنيم و بگوييم اشتباه سلام داده اند و از طرف انها عذر خواهی نموده و اصلاح كنيم كه ((السلام اي زاده اسحاق بن .... بن ...... بن ......بن علي بن حسين السجاد السلام )) و يا مختصرتر بگوييم " السلام اي زاده امام سجاد السلام " فکرش را بکنید که چه می شـــود؟؟!!(( توضيح اينكه بنده نگارنده طي نامه اي به ادارات اوقاف و ميراث فرهنگي استان و شهرستان خواستار تصحيح موضوع و لا اقل يكسان سازي كتيبه بيروني ايوان و لوح مكتوب شجره نامه داخل بقعه و روشن شدن موضوع و جلوگيري از سر درگمي مردم و حفظ شان بزرگوار مدفون در اين خطه با هر نامي که باشد شده ام ))

چند پوستر زیبا

 
 

طعم گنبد شاه عبدالعظيم (ع) خاطره اي از مرحوم تقديري و ما

درست سال ١٣٧۱-٧۰ ۱۳هجري شمسي يعني بيست سال پيش بود كه فصل امتحانات شهريور و بنده نگارنده منشي حوزه تصحيح اوراق امتحاني به رسم اون سالها كه يه پاي ثابت برگزاري امتحانات نهايي بخش اون موقع و شهرستان فعلي زرنديه بودم كه يهو يكي از دوستان بدو بدو اومد و گفت نيكنام مشدولوق يعني مژده كه در امتحانات ورودي كارشناسي ناپيوسته قبول شده اي و بعدش هم من به اداره مراجعه و نتيجه ازمون را گرفتم و ديدم كه حائز رتبه اول ازمون در استان مركزي شده ام و در كمال ناباوري در بين همه خانمها و اقايون استان بالاترين نمره و امتياز مال منه و  در بالاي ليست اسمم مي درخشه ، خب طبق معمول و علي الاصول سر از پا نمي شناختم و با هزار افتخار به خونه اومدم و خبر فتح خيبرانه خودم را دادم و كلي ذوق كرديم و اين موند تا اخراي شهريور كه معلوم شد جزء ذخيره ها و مرحله دومي ها ٤ نفر ديگه از زرند و ساوه در دوره كارشناسي نا پيوسته قبول شده اند يعني من به اضافه بخشعلي قشقايي رئيس فعلي اموزش و پرورش شهرستان و حسين تقديري مرحوم و عظيم اخوان بازنشسته اموزش و پرورش كه الان ساكن شهر مقدس قمه و رضا ناظر فخار ساوه اي مدير مدارس ساوه كه همگي براي ثبت نام قرار گذاشتيم كه در يه روز به خصوص به تهران و اداره کل اموزش و پرورش شهرستان هاي تهران مراجعه كرديم و معرفي به مركز اموزش عالي فرهنگيان شهر ري گرفتيم و به سمت شهر ري حركت كرديم البته چون اولين بار بود با هم مي رفتيم همه تعارف مي كرديم و هر بار قرار بود پولي بابت كرايه يا چيزي بديم همه دست توي جيب مي كرديم و درد سر كه من حساب كنم يا تو و بالاخره من گفتم دوستان اينطوري نمي شه بزاريد منبعد من مادر حساب بشم و هر بار همه حساب و كتاب پول و خرج كرد را مي كنم بعد هر كسي سهم و دانگش را بده كه دوستان قبول كردند و بنده ننه جمع شدم و درس كه شروع شد با ماشين سيصد و دوي ميرزاحسين دقيقي مي رفتيم و ميومديم و كل خرج كرد با خورد و خوراك صبحانه و ناهار و شام هر هفته ٤۰۰-٥٠٠ تومان مي شد كه حساب می کردم و مي گرفتم و هفته بعد روز از نو و روزی از نو ، اما نكته جالب اينكه خب دوران دانشجويي و بهانه گيري دل و جواني و هزار هوس و هر روز بعد از ظهر تو ساعت بيكاري يه سر مي رفتيم توي شهر ري دور مي زديم و بستني و ابميوه و تنقلاتي و خرت و پرتي مي خريديم و نوش جان مي كرديم بعد مي رفتيم زيارت و اخر سر هم مي رفتيم سبزي بنا به سليقه مرحوم تقديري سبزي خوردن كه انصافا سبزي هاي شاه عبدالعظيم حرف نداشت مي خريديم و مسئول پاك كردن و شستن اون هم اقاي تقديري بود ومي برد خيس مي كرد و موقع شام همه مي خورديم و خدا را شكر، اما هر روز كه بيرون مي رفتيم دل دوستان چيزاي جدید ديگه هم هوس مي كرد كه من طبق وظيفه مي خريدم ، اما اون روز اقاي تقديري گير داد به چند مورد ضد و نقيض كه مثلا شيريني و شوري و انواع تنقلات و قليان و چاي و تخمه و بستنی و فالوده و شیرموز را يكجا طلب كرد و ازم خواست بخرم كه من يهو از كوره در رفتم و گفتم بابا اينكه نمي شه اخه اينها كه با هم جور در نميره ما فقط از نوك گنبد شاه عبدالعظيم نچشيده و نخورده ايم كه به نظر من امروز بريم و از گنبد اقا هم يه گاز بخوريم تا قسممون به حق باشه كه هر چي توي شهر ري هست را ما خورديم ، اينجا بود كه همه دوستان زدند زير خنده و موضوع با خنده دوستان ختم بخير شد - ياد و خاطره همه دوستان بخصوص مرحوم حسين اقا تقديري بخير و خدايش يبامرزادو رحمت كناد .

خدايا فقط تو رفيق بي كلكي پس بمااااان براي هميشه !!!!

خدایـــــــــــــــــــــا 

مدعیان رفاقت هر کدام تا نقطه‌ای همراهند.

عده ای تا مرز منفعت

عده‌ای تا مرز مال

عده‌ای تا مرز جان

عده‌ای تا مرز آبرو

و همگان تا مرز این جهان

تنها تویی که همواره می مانی، بمان .بمان .بماااان

تسليت و تعزيت فقدان مرحوم حسين تقديري

بدينوسيله درگذشت نا بهنگام مرحوم مغفور حسين تقديري را به عموم شهروندان و خانواده هاي معزا و بيت مكرم و فرزندان و دوستان ان مرحوم تسليت و تعزيت عرض نموده در اين ايام شريف براي ان فقيد سعيد رضوان و غفران الهي و براي كليه بازماندگان اجر و صبر وشكيبايي از درگاه خالق بي بديل هستي مسئلت داريم (روحش شاد و قرين رحمت واسعه خداوند باد).

دلنوشته من " ماه نقره پوش اسمون "

ماه نقره پوش آسمون ابي من ياد اون روزا بخير كه يه حياط داشتيم پر از درختاي كوچيك و بزرگ ميوه و يه باغچه خوشگل انواع سبزيجات و نعناع و ريحون و يه درخت خوشگل گلابي  و ديوارهاي كاه گلي كه هر روز مادرم اونا اب پاشي مي كرد و بوي كاهگل و سبزيجات معطر توي حياط كه مي پيچيد هوش از سر ادم مي پريد و يه حوض  اب با كاشي هاي فيروزه اي رنگ وسط حياط كه لب اون مي نشستيم و به آب داخلش كه نگاه مي كرديم روحمون تازه مي شد '، ماه نقره پوش اسمون: يادته اون وقتا كه عكست مي افتاد توي حوض خونمون نگران مي شديم و سراسيمه داد مي زديم كه ،ماه افتاده توي حوض خونه ما و الانه كه غرق بشه بعدش! دستمونو دراز مي كرديم تو آب به هواي اينكه تو را نجات بديم اما همينكه دستمون به آب مي خورد تصويرت توي اب به هم مي خورد و بعدش كه ما سرمونو بالا مي گرفتيم مي ديدم كه تو درست وسط آسمون داري به مردم و ستاره ها لبخند مي زني بعدش انگار كه ما به فينال جام جهاني رسيده باشيم و از مرحله گروهي تيم ملي فوتبال ايران بالا رفته باشه خوشحال و شاد مي شديم و به مامان و بابامون (ببخشيد منظورم از مامان همون ننه است كه اپديت و امروزی شده اش مامان مي شه ) مي گفتيم كه ماه خوشگل را تونستيم به سر جاش برگردونيم اون موقع دستمونو براي نجات ماه خيالي از غرق شدن دراز مي كرديم ولي...
 ماه مهربون نقره پوش اسمون: مي بيني حالا دستمون به چه چيزا كه دراز نشده و الوده نيست دستمون به مال مردم و دروغ و تهمت و افترا و ظلم و ضايع كردن حق و حقوق و جان و مال و ناموس مردم دراز شده و اگر اون روز دستمون را براي نجات تو دراز مي كرديم امروز دستمون با اين ناپاكي ها كه داريم از تو و قشنگيهاي خداوند و دست بزرگ خدا كه از همه دستها بالاتره كوتاهه
خدايا :خودت كمك كن كه تو غفار الذنوب و ستار العيوبي 
 ماه نقره پوش اسمون ابي :يادش بخیر بجه كه بوديم وقتايي كه با بابا و ننه جايي مي رفتيم و بابا مچ دستمون را مثل انبر دست همچين مي گرفت كه نوك انگشتامون سوزن سوزن و مور مور مي شد كه مبادا گم بشيم و درد سر درست كنيم و خدايي نكرده اتفاقي بيافته اما در اولين فرصت با شيطوني و استفاده از غفلت والدين يواشكي دستشونا ول مي كرديم و خودمونو گم مي كرديم و بعدش ننه و بابا به زور پيدامون مي كردند و اولش كمي غرولند و بعدش نازمونا مي خريدند و برامون اب نبات كشي و قيچي و خروس قندي مي خريدند تا تلخي دعواشون را با شيريني اونها عوض كنند اما حالا كه بزرگ شديم بجاي شيطنت بچگانه خود شيطون سراغمون اومده و اختيار از دستمون گرفته و دستمون را به دست خود و به سمت خود و كارهاي مورد پسند خودش مي بره و اينجاست كه ديگه بابا و ننه هم كه نيستند به دادمون برسند و پيدامون كنند و فقط مي مونه يه راه و اون كمك خدا و دست خداست كه اگه دستمونا بگيره مي تونه از گم شدن در برهوت گناه و عصيان نجات بده و باز هم اميد به شيريني بخشش داشته باشيم .

ماه مهربون نقره پوش اسمون ابي :تو را به خدا كمك كن دلم مي خواد توي اسمون بموني و اسمتو بزاري رمضون تا يادم نره كه توي اين ماه دراي توبه و بندگي بازه و دراي جهنم بسته است پس تو را به خدا بمون و مواظبمون باش تا تو نور تو دستمون از دست خدا در نياد كه اگه اين اتفاق رخ بده ديگه هيچ اميدي به بخشيده شدن و پيدا شدنمون نيست و ...

ماه نقره پوش قشنگ خواهش مي كنم به ياد قديما و تلافي اون همه تلاشمون براي نجاتت از توي حوض فيروزه اي تو هم شبها توي اسمون روشن تر از هميشه توي اين رمضان مبارك باش و برما بتاب و پيش خدا شفاعتمون كن و نزار حالا ما غرق گناه بمونيم و دستمونا توي دست خدا نگهدار تا راه نجاتمونو پيدا كنيم و عاقبتمون بخير بشه ،

                        باشه ماه نقره پوش قشنگ اسمون ابي رنگ من ؟ باشه؟ ...............

ضرورت اموزش زبان هاي غير متعارف

تا همين چند روز پيش من اينقدر روي اموزش زبان از نوع خارجي و بيگانه بقول ارباب رسانه زوم و فوكوس نكرده بودم و اصلا اموزش اين گونه اي را به نوعي لوكس و در نوع خودش مخصوص اصحاب سفر و مايه داران و از ما بهتران مي دانستم و صد البته اين امر مستثني از يادگيري زبان عربي كه زبان ديني و اعتقادي ما و به نوعي تمام دستورات مذهبي ما مرتبط و وابسته به ان است و همینطور زبان لاتين كه زبان علم و تكنولوژي و مراجعه به موتورهاي جستجو و شبكه گسترده جهاني موسوم به اينترنت و زبان رايانه و رفرنسهاي مختلف علمي و اجتماعي و غيره مي باشد بود ، زياده سرتان را به درد نياورم و تصديع وقت نكنم كه امروزه سخن گفتن به طريق ايجاز از ارايه هاي ادبي و اراستن زبان به صنايع و فنون ادبي در بلاغت و فصاحت كلام افزون مي كند و البته اين نقطه ضعف و نقيضه در من وجود دارد كه مطول به موضوعات مي پردازم كه از اين جهت عذر تقصير كه نه بايد بگويم عذر تطويل به پيشگاه مستعمين و خوانندگان عزيز و به گفته اقاي محمد صالح علا شنوندگان جان  دارم و پوزش مي خواهم و اما اينكه چه چيز باعث نگاشتن اين سطور توسط اين كمترين شد باید بگويم درست دو سه شب پيش نيمه شب بود كه خواستيم سيم كارت دستگاه تبلت خود را كه اتفاقا ایرانسل هم بود شارژ و استمرارحيات و فعاليت انرا تضمين كنيم لكن با چند گزينه مواجه شديم اول اينكه به مغازه مراجعه و ده هزار تومان شارژ خريداري كنيم كه اين امر به لحاظ دير بودن وقت ممكن نشد بعد خواستيم از اينتر نت تهيه كنيم كه با چند پيام از شبكه متوجه شديم راه ما به تركستان ختم مي شود و بيهوده اب در هاون مي كوبيم در نهايت با بز و افاده شگفتي انگار قانون جاذبه زمين را مثل ايساك نيوتن كشف كرده باشيم فرياد يافتم،یافتم زده و چهارچرخ مفلوك را از استراحتگاه خارج و قصد عزيمت به بانك و گرفتن شارژ از عابر بانك كرديم ابتدا به  بانك معظم ملي مراجعه كرده و كارت را در كارت خان به اميد حل مشكل گذاشته و بعد از طي هفت خان و استدعاي خريد بي مروت دستگاه كارت ما را با ولع هر چه تمام تر بلعيد و خب بنده تدبير لازم انديشيده و احتياطا چند كارت مربوط به بانكهاي ديگر برده بودم كه با مراجعه به بانك مسكن و رفاه متوجه شديم اصلا دستگاه مربوطه جمله خر ما از كره گي دم نداشت را با نداشتن گزينه مربوط به خريد كارت شارژ به رخ مي كشند بانك تجارت نيز انگار توسط كارگردانهاي سينما و تلويزيزن اداره مي شود چون همه نوع فيلم و تبليغات براي مراجعين پخش مي كند تا لا اقل اگر كاري انجام ندهد انبساط خاطري در افراد بوجود اورد - القصه در اخر كور و پشيمان اخرين تير در تركش را  رها كرده و به بانک محترم ملت مامونیه مراجعه نمودیم و با هزار امید با انجام مراحل كاري و در كمال ناباوري بالاخره دستگاه محترم اجازه دريافت شارژ ده هزار توماني را صادر كرد و ما خوشحال و البته سريع خريد را از ترس اين كه دستگاه قهر كند يا پشيمان شود انجام داديم و دستگاه عابر بانك هم محكم كاري كرده سئوال كرد ايا مطمئنيد كه شارژ مي خواهيد كه ما گفتيم : بعله  و بعد دستگاه براي ما شارژ مذكور را چاپ و با ناز و اطوار تحويل داد كه در كمال ناباوري به جاي حروف متعارف و اعداد تعدادي علائم مثل پاي مرغ و سنگدان  شتر وشاخ اسب و غيره را روي كاغذ مشاهده كرديم و البته گيج و مبهوت به تمام اطلاعات خود مراجعه ولي هر چه بيشتر جستيم كمتر يافتيم و همين جا بود كه متقاعد شديم بايد زبانهاي غير متعارف را ياد بگيريم  و اموزش زبان هاي ميخي و هيروگليف و اسپرانتو و غيره را در برنامه کاری آموزش خود قرار دهیم چون  علاوه بر درامد زايي مي تواند در پيشگيري از جرم و مبارزه با استكبار و مبارزه با رانت خواري و جلوگيري از سوء استفاده هاي اقراد بي مسئوليت در احقاق حق و عدم اتلاف سرمايه هاي مادي و داغوني اعصاب و بالا رفتن سطح رفاه و تامين اجتماعي نيز موثر باشد و همچنين شما صد مزيت ديگر به اين مزاياي بي ربط مي توانيد بيافزاييد كه بخاطر تكريم ارباب رجوع مي گذارم خودتون اقدام كنيد تا احسا س مفيد بودن در خود داشته باشيد - موفق باشيد ( عزيزان من )