چه کسانی هرگز به بهشت وارد نمی شوند و به بهشت راه نمیابند؟؟

در خصوص این سئوال که چه کسانی هرگز به بهشت راه نمیابند ؟ با استفاده از ایات کلام الله مجید و روایات معصومین (ع) پژوهشی انجام داده ایم که در ذیل می آوریم :

انچه مسلم است ایات و روایات قرآن مشمول کسانی می شود که بدون اینکه توبه ککند از دنیا بروند بر می شمرد و در صورتی که همین افراد قبل از فوت و مرگ شان لیاقت توبه پیدا کنند خداوند متعال از گناه ایشان در گذشته و ایشان مشمول حدیث شریف " التّائِبُ مِن الّذَنبِ کَمَن لا ذَنبَ لَهُ" ( توبه کننده ی از گناه همانند کسی است که اصلاً گناهی مرتکب نشده است ) شده و بهشت خداوند را درک خواهند نمود " ان شاء الله تعالی "

مستندات سخن فوق را در ۲ بخش تقسیم نموده و در زیر آورده ایم :

الف. آیات قرآن کریم :

قرآن کریم مشرکان، متکبران و تکذیب کنندگان آیات الهی را در زمره کسانی می‌داند که هرگز به بهشت راه نخواهند یافت.

 ۱-«کسانى که آیات ما را تکذیب کردند، و در برابر آن تکبّر ورزیدند، (هرگز) درهاى آسمان به رویشان گشوده نمى‏شود و (هیچ‌گاه) داخل بهشت نخواهند شد، مگر این‌که شتر از سوراخ سوزن بگذرد! این‌گونه، گنه‌کاران را جزا مى‌‏دهیم».

۲-«به تحقیق آنان‌که گفتند که خدا همان مسیح پسر مریم است، کافر شدند. مسیح گفت: اى بنى اسرائیل، اللَّه پروردگار من و پروردگار خود را بپرستید؛ زیرا هر کس که براى خداوند شریکى قرار دهد خدا بهشت را بر او حرام می‌کند، و جایگاه او آتش است و ستم‌کاران را یاورى نیست».

۳-«و آنها که آیات ما را تکذیب کنند، و در برابر آن تکبّر ورزند، اهل دوزخ‌اند، جاودانه در آن خواهند ماند».

ب. روایات معصومین ( علیهم السلام ) :

لحن روایات مورد انسان‌هایی که به بهشت نمی‌روند متفاوت است. در برخی روایات محرومان از بهشت سه گروه، در تعدادی چهار گروه و در بعضی حدود ده طایفه ذکر شده‌اند -البته این روایات در صدد بیان مصداق هستند، نه بیان انحصار-؛ مانند:

۱-«قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صلی الله علیه و آله) ثَلَاثَةٌ لَا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ مُدْمِنُ خَمْرٍ وَ مُدْمِنُ سِحْرٍ وَ قَاطِعُ رَحِم‏»؛ رسول خدا(صلی الله عیه و آله) فرمود: سه طایفه وارد بهشت نمی‌شوند؛ ۱-دائم الخمر، ۲-کسی که شغلش ساحری است، و ۳-کسی که پیوند خویشاوندى را بریده باشد.

۲-«عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ الصَّادِقِ (علیه السلام) قَالَ: أَرْبَعَةٌ لَا یَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ الْکَاهِنُ وَ الْمُنَافِقُ وَ مُدْمِنُ الْخَمْرِ وَ الْقَتَّاتُ وَ هُوَ النَّمَّامُ»؛ امام صادق(علیه السلام) فرمود:۱- کاهن(غیب‌گو)، ۲-منافق، ۳-دائم الخمر و ۴-سخن چین، وارد بهشت نمی‌شوند.

۳- رسول خدا(صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: خداى عز و جل بهشت را از دو نوع خشت آفرید؛ یک خشت طلا و یک خشت نقره، دیوارهایش را یاقوت و طاقش را از زبرجد و سنگریزه‌‏اش را لۆلۆ و خاکش را زعفران و مشک خوشبو قرار داد، سپس به آن فرمود سخن بگوى، عرض کرد خدایى نیست به جز تو؛ خداى زنده و پایدار؛ سعادت‌مند آن‌کسی است که در من جاى دارد. پس خداى عز و جل فرمود: به عزت، بزرگى، شکوه و بلندى مقامم سوگند که به بهشت داخل نمی‌شود ۱-دائم الخمر، ۲-خود فروش، ۳-سخن چین، ۴-بى‌‏غیرت در باره همسر، ۵-کسى که پیوند خویشاوندى را بریده باشد و... .

با توجه به مطالب ارائه شده، می‌توان گفت این گروه‌ها هرگز وارد بهشت نمی‌شوند، در صورتی که موفق به توبه نشوند، اما در صورتی که توبه کنند با توبه تمام گناهان بخشوده خواهد شد، حتی شرک.

بدون شرح .....

و این بیت شعر را دوست فرزانه جناب چراغی در توصیف تصویر بالا نوشته است :
احساس کودکانه چه زیبا و صادق است
هر کودکی در عالم خود سخت عاشق است

آقا جان زمستان هم تمام شد و نیامدی !!

هیچ وقت از فاصله ها نمی ترسیدم

فکر می کردم تا دلم برایت تنگ شد

خودم را سرگرم کاری می کنم و حواسم از تو پرت می شود

کتابی بر می دارم و می خوانم

به تماشای تلویزیون می نشینم و یک فنجان چای را تمام می کنم

خیلی که تحمل خانه سخت باشد

می روم پیاده روی..

             اما ....حالا ..... دلتنگی دارد خفه ام می کند   

اگه زود بیایی دیر است

اولیاء عزیز و مربیان گرامی در خصوص مواد مخدر خطرناک جدید به هوش باشید ....

   قابل توجه مدیران مدارس - اولیای دانش آموزان - دانش آموزان عزیز

لطفا جدی بگیرید .....

 

اخیرا ماده مخدر "بی تی" در بین دانش آموزان جولان می‌دهد که پدران و مادران باید بسیار مواظب باشند و از فرزندان عزیزشان به شدت مراقبت به عمل آورند .

پان پراگ (بی تی BT) نام محصولی است خطرناک، اما  بسیار ارزان که در بسته‌های سبزرنگ و به قیمت کم‌تر از ۵۰۰ تومان حتی در برخی سوپرمارکت‌ها  نیز یافت می‌شود.این ماده ی مخدر محصول کشور هندوستان است که مخدرهای مشابه آن نیز در پاکستان و  افغانستان تولید می‌شوند و دقیقاً همانند مخدر ناس، از طریق بزاق دهان مصرف می‌شود، هر چند پیش‌تر برخی رسانه‌ها اشاره‌ای به این قبیل ماده مخدر داشتند؛ اما به دلیل برخی کم توجهی‌ها  هنوز این مخدر ارزان قیمت برای عمده مردم و جوانان ناشناخته است.

مواد اولیه این محصول  خطرناک، تنباکو، آهک، خاکستر، ادویه‌های معطر، ساخارین (ماده بسیار سرطان‌زا) و برای افزایش  قدرت نشئه‌گی و سرخوشی ترکیبات مخدر و یا توهم‌زایی چون تریاک و حشیش و ترکیبات  شیمیایی دیگر چون آرسینک، منیزیم، سرب و حتی داروهای روان گردان از قبیل اکستازی گزارش شده است.

بزرگ‌ترین فاجعه این مخدر ویران‌گر که در بسته‌بندی‌های بسیار شیک و با طعم انواع  میوه‌ها وجود دارد این است که اگر تریاک و حتی کراک و هروئین و سایر مواد مخدر سنتی و  صنعتی، قشر بزرگسال، جوان و یا حتی نوجوانان را مورد هجمه قرار داده‌اند؛ این سرطان بی‌صدا  نوک پیکان شومش را به سمت کودکان و خردسالان دانش‌آموز نشانه رفته است و گویا قصد دارد  تمام جامعه را شخم بزند .

 اگر تریاک و شیشه و کراک و هرویین و ... مواد مخدر محسوب می شوند، نتیجه آن می شود که همه آن ها را می شناسند و معتادان برای تهیه آن باید به محله های خلاف نشین بروند و ساقی را پیدا کند؛ اما برای تهیه بی تی کافیست سری به سوپر مارکت محله مان یا حداکثر دست فروشان بزنیم و تنها با ۵۰۰ تومان خودمان را نابود کنیم!
عوارض و خطرات بی تی(پان پراگ)، اعتیاد روانی+اعتیاد جسمانی :
کارشناسان و متخصصان بر این باورند که این مخدر بی‌صدا و کم‌تر شناخته شده، علاوه بر ایجاد وابستگی و اعتیاد روحی و روانی، به سلول های مغزی، دستگاه تنفسی و قلب و عروق آسیب های جدی فراوانی می‌رساند و موجب، افت تحصیلی، گیجی و از دست دادن تعادل روحی- رفتاری و حرکتی می‌شود.
همچنین بروز حرکات غیر طبیعی در چشم ها، افزایش ضربان قلب، دندان قروچه، لرزش، اختلال در خواب، سرطان روده بزرگ، نارسایی کلیوی، اختلالات رفتاری همراه با پرخاشگری، افزایش فشار خون، تخریب زیبایی و بروز سرطان دهان، حنجره و لثه، از مهم ترین عوارض جسمی و روانی مصرف این ماده خطرناک به شمار می‌رود.

 فاجعه سنگین تر، ناشناس بودن این محصول، به عنوان مخدر نزد خانواده ها، معلمان، مدیران، دانش آموزان و حتی غالب مصرف کنندگان است! تعجب نکنید، در بسیاری موارد مشاهده شده که فرد خردسال مصرف کننده نمی داند این چه چیزی است که مصرف می کنند و فکر می کند پاستیل، آدامس و یا امثال این هاست!
نکته تاسف بار دیگر این که برابر گزارشات رسیده ، برخی کودکان دبستانی این ماده را در جلوی چشم پدر و مادر و حتی مدیر و معلم خود مصرف می کنند، بی آن که خود و یا پدر و مادر و معلم او بدانند این سرطان چیست.
خطرناک بودن این ماده زمانی بیش تر به چشم می‌خورد که کودک بدون اطلاع از عواقب و عوارض و خطرات این ماده، با قیمتی ارزان و نسبتا راحت آن را تهیه می کند و آن را برای خوشبو کردن دهان یا لذت بردن استفاده می کند و چون در بسته بندی هایی شیک همانند آدامس، پاستیل و ... است؛ والدین با تصور این که بسته‌ای که فرزندشان مصرف می کند  پاستیل هست و نه مواد مخدر نگرانی یا ممانعتی به خرج نمی دهند! این ماده که در حال آلوده کردن و نابود کردن جوانان، دانشجویان و به ویژه دانش آموزان است؛ بیش از دو سال است که در کشور وارد شده و روند استفاده از آن در حال گسترش است

گزارش ها از استان های کشور حاکی از آن است که این ماده مخدر با اسم های دیگری چون پان پراگ، پان اسنفناح، ملوان زبل، راجا، تایتانیک، نسوار، پان عربی، چاآیا و ... و در بسته بندی های زیبا، شکیل و جذاب با عکس‌هنرپیشه‌های هندی و پاکستانی به صورت آدامس، پاستیل و پودرهایی با طعم نعناء ، پرتقال، لیمو و ... تحت عنوان هایی چون خوشبو کننده دهان وارد کشور می‌شود که قیمت ارزان  و بسته بندی متنوع آن موجب گسترش مصرف  این مخدر ناشناخته در بین دانش آموزان خردسال و نوجوان شده است .

با توجه به نحوه تهیه این ماده که در کارگاه های غیربهداشتی به صورت دست ساز تهیه و توزیع می شود، می تواند باعث افزایش مخاط دهان و شیوع بیماری های عفونی چون سل و هپاتیت در جامعه شود.  
حال این زنگ خطری است که همت همه دستگاه ها و بسیج مردم و ادارات را برای مبارزه با این ویران گر طلب می کند.

علائم مردم آخر الزمان در سخنان حضرت رسول اکرم (ص) :

                                                           

                     

علائم مردم آخر الزّمان :

عَنِ النَّبِیِّ(ص) أَنَّهُ قَالَ: «یَأْتِی عَلَى النَّاسِ زَمَانٌ إِذَا سَمِعْتَ بِاسْمِ رَجُلٍ خَیْرٌ مِنْ أَنْ تَلْقَاهُ، فَإِذَا لَقِیتَهُ خَیْرٌ مِنْ أَنْ تُجَرِّبَهُ وَ لَوْ جَرَّبْتَهُ أَظْهَرَ لَکَ أَحْوَالًا؛ دِینُهُمْ دَرَاهِمُهُمْ وَ هِمَّتُهُمْ بُطُونُهُمْ وَ قِبْلَتُهُمْ نِسَاؤُهُمْ، یَرْکَعُونَ لِلرَّغِیفِ وَ یَسْجُدُونَ لِلدِّرْهَمِ، حَیَارَى سُکَارَى لَا مُسْلِمِینَ وَ لَا نَصَارَى‏»

از پیامبر اسلام(ص) روایت شده که فرمود: بر مردم زمانى می‌آید که شنیدن نام کسى؛ بهتر از دیدن خود اوست، و دیدن او؛ بهتر از این است که او را بیازمائى، چون اگر او را بیازمائى چند مطلب برایت ظاهر شود؛ دین آنها؛ پول آنهاست، و همّت آنها؛ شکمشان است، و قبله آنها؛ زنانشان است، و براى بدست آوردن نان، تعظیم می‌کنند، و براى بدست آوردن پول، سجده می‌کنند، سرگردان و مست باشند، اینها نه مسلمانند و نه نصرانى.

                    

ناتوان ترین مردم براساس کلام حضرت علی (ع) کیست ؟

ناتوان‌ترین مردم بر اساس کلام امیرالمؤمنین(ع)

قَالَ علیٌّ(ع): «أَعْجَزُ النَّاسِ مَنْ عَجَزَ عَنِ اکْتِسَابِ الْإِخْوَانِ وَ أَعْجَزُ مِنْهُ مَنْ ضَیَّعَ مَنْ ظَفِرَ بِهِ مِنْهُم‏»

حضرت علی(ع) فرمود: ناتوانترین مردم کسى است که از به دست آوردن دوستان ناتوان است، و ناتوانتر از او کسى بود که دوستى به دست آورد و نتواند او را نگه دارد.

فصل شتاء شتاب زده می رسد ز راه " شعری از اسفندیار نیکنام " و حواشی آن

قطعه شعری از آقای اسفندیار نیکنام معروف به نعمت اقا نیکنام که در زمینه ی طنز پردازی و نگاشتن مقاله های اجتماعی از تبحر و توانایی زیادی برخوردار است ، شعر فوق با بن مایه ی طنز اجتماعی در شماره ی اخیر نشریه ی " صبح ساوه " چاپ شده است ،

پیش تر در خصوص آثار و نگاشته های " نعمت اقا نیکنام " در همین وبلاگ توضیحاتی مبسوط طی مقاله ای با عنوان " یادی از طناز پیشکسوت مامونیه ای " مرقوم و تقدیم مخاطبان ارجمند شد ،

در زیر شعر مذکور که در نشریه ی " صبح ساوه" چاپ شده است را درج می نمایم ، در مجالی مناسب یکی دو مقاله از آثار مکتوب و مقالات آقای  " اسفندیار نیکنام " را برای استفاده ی بیشتر تقدیم شما مشکل پسندان و علاقمندان خواهم نمود - امید که مقبول طبع بلندتان واقع شود.

طنز تقدیمی در این فرصت که نقدی بر مشکلات اقتصادی و گرانی اقمشه و البسه و اغذیه و ... است با عنوان و مطلع " زهر هلاهلی است که جانم کند تباه " طبع و نشر یافته است :

زهر هَلاهِلی است که جانَم کُنَد تَباه

فصلِ شتاء ، شتاب زده می رسد زِ راه

اِی وایِ من که نیست مرا سقف و سر پناه

نِی نفت و نِی بخاری و نِی کرسی و لحاف

ناچــار بایــدم که بــه مَطبخ بَــرَم پنــاه

از بام تا به شام زنم سگ دُو و مُدام

هشتَم به نُه گِرُو بُوَد و چهره ام سیاه

فخری و فاطی و حسن و نعمت و نقی

نِــق می زننـد در طَلبِ ژاکـت و کـلاه

زخمِ زبانِ حاجیه خانم به لعن و طعن

زهـر هَلاهِلی است که جـانم کُنَد تباه

گوشِ عزیز او که پذیرای نیست ، نیست

گَه رُبِّ گوجه خواهد و گَه فلفلِ سیاه

از موجِرِ عزیز چه گـویم که چـون اَجَل

با غُرُّ و لُند می رسد از راه نا بِـگاه

الحـق پـدر شدن ز قُماشِ منِ فقیـر

دانسته رفتن است مُعَلَّق به قَعرِ چاه

اسفندیار نیکنام از شهرستان زرندیه - شهر مامونیه 

پس از درج شعر طنز "زهر هلالی است که جانم کند تباه " از طناز پيشكسوت اقاي اسفنديار نيكنام معروف به نعمت آقا تعداد زيادي از همشهريان چه به صورت حضوري و چه طي پيام هاي تلفني و از جمله كامنت هاي ارسالي از درج مطلب " شرح حال نعمت  آقا و شعر ایشان"  سپاسگزاري نموده و به ابراز احساسات پرداخته و با يادآوري و تجديد خاطره شعر "الو مركز سلام اینجا زرنده " كه در زمان خود شادي و سرور مردم را به همراه داشته و توسط بيشتر مردم زمزمه مي شد تشكر و قدر داني نمودند .

 

جناب آقای چراغي العلماء دوست اهل قلم و شاعر عزيز زرندي پس از مطالعه ي شعر " الو مرکز سلام اینجا زرنده " و سپس " زهر هلالی است که جانم کند تباه " بنا به فرمايش خود ايشان به وجد امده و اشعاري را سروده و براي اينجانب ارسال نموده كه بسيار جالب و خواندني و قابل قدرداني و شكر گزاري است .

ایشان فرموده است که شعر زیر را برای بنده ارسال نموده لیکن بنده آن را به طاق نسیان سپرده ام که چنین نبوده است بلکه در همان زمان نگارش مقاله ی " یادی از یک طناز پیشکسوت "  و درج " الو مرکز سلام اینجا زرنده "  بنده ی حقیر شعر ایشان را پاسخ داده و برای شان ارسال و تقدیم نموده ام ، در زیر شعر رسالی اقای چراغی را به تاریخ ۱۱ تیر ۹۲ بخوانید و سپس پاسخ بنده نیز در پی خواهد آمد :

 

                                         سلام بر نیکنامان زرندی 

اِلُوْ کن بهر آنها یک سپندی

مبادا یابد از چشم حسودان

وجود نازک آنان گزندی 

همیشه حسن و نیکی شان فزون باد 

مباداشان حسد از بد پسندی

رسا بادا کلام و کلک آنان

رسا چون قامت سرو بلندی

شفا از گفته ی شکّر فشانان

بجو ، هرگز مجو شهدی زِ قندی

چراغی را زِ خود هرگز میازار

چراغ از بهر تاریکی نگهدار

محمد علي چراغي  /  تير  ١٣٩٢ 

اين حقير علي رغم اينكه اين روزها شدیدا کسالت دارم و سرم به درمان و دکتر شلوغ و مشغول است و خيلي مجال و فرصت و قدرت نوشتن و فكر كردن و قلم فرسايي ندارم لیکن به منظور نشان دادن ارادت و احترام و حسب وظیفه چند جمله اي در جواب لطف ايشان سروده و تقديم حضورشان کرده و در اینجا نیز درج می نمایم و اميدوارم كه مقبول اُفتد، 

سلام اي شاعر خوب زرندي

كه كردي دود بهر ما سپندي 

دعا كردي كه ما هرگز نبينيم 

ز بد چشم و حسد ورزان گزندي

تمام شعرتان شهد و شكر باد 

ز شازند و فريمان كلّه قندي 

سپهر از شعرتان  شد نورباران 

چو شمس عالم آرا شد زرندي

هميشه حسنتان از حد فزون باد
 
مبادا ،  غم ببيني يا گزندي 

                                    رحيم از حق برايت نيك خواهد 

كه در نزديك او بس ارجمندي 
 
رحيم نيكنام  /    ٢٦ تير ١٣٩٢ 

 

اثبات قضیه ی حمار .................

بله تعجب نکنید درست متوجه شدید قضیه ای که

انسان نتوانست حل کند ولی الاغ توانست.

 

                        سری جدید عکس های خنده دار و با مزه 

                         

به رغم اینکه حمار ( الاغ) در بین حیوانات به دیر فهمی و بلکه نافهمی و به عبارتی خَریَّت مشهور و معروف است اما به اقتضای برخی استعدادهای ذاتی که حداوند بزرگ در میان حیوانات نهاده است بشر با استفاده از قوه ی عاقله و متفکره ی خود از هر حیوانی در جای خود استفاده برده و همه ی موجودات و آسمان و زمین را در خدمت گرفته است زیرا خداوند چنین اراده ای نموده است  " و سَخَّرَ لَکُم الشَّمْسَ وَ الْقَمَرَ "

بسیار شنیده بودم وقتی تصمیم گرفته می شد که جاده های عریض و اسفالته از قبیل ازادراه و بزرگ راهها را احداث نمایند مدل و نقشه و طرح اولیه ی آن را از روی جاده های مال رو و شوسه که با الاغ و اسب و قاطر در آن ها تردد و رفت و آمد می شده تهیه و درست در همان مسیر و مختصات که مال ها ( خر و اسب ها ) حرکت می کرده اند جاده ها را کشیده و کامل می کرده اند ،

به عبارتی " حمار " ( الاغ ) در زمینه ی شناسایی بهترین و کوتاه ترین و صاف ترین  مسیر در جاده ها استعدادی ذاتی داشته اند و لذا نقشه و شناخت و تخصصش مورد استفاده ی بشر قرار می گرفته است و مویِّد و مَدْرَکِ مستند برای اثبات این که  جاده های بزرگ و عریض از روی مسیر مالرو کشیده شده است این است که گاهی در جاده ها پیچ و خم هایی وجود دارد که حسب ظاهر هیچ توجیهی ندارد جز اینکه بگوییم در طرح اولیه و مالرو و شوسه و خاکی این پیچ و خم ها وجود داشته که عینا در جاده ی احداثی تکرار شده و حالا که علم مهندسی و راهسازی از پیشرفت بسیار زیادی برخوردار شده مشخص می شود که راه های مالرو و خاکی و شوسه بهترین گزینه و مناسب ترین مسیر هم از نظر مسافت و هم رعایت شیب و اختلاف سطح و هم سیل گیر نبودن و ... بوده اند و همان پیچ و خم های به ظاهر غیر ضروری کاملا علمی و منطقی می باشد  .

در علم هندسه قضیه ای به نام " حمار " ( الاغ ) وجود دارد که اثباتی بر ادعای فوق و دلیلی قاطع بر مسیر شناسی " الاغ " ها است!! که در زیر به بیان قضیه ی حمار به طور مفصل می پردازم :

حمار از قضایای معروف هندسه است . این قضیه می گوید : دریک مثلث همیشه یک ضلع از مجموع دو ضلع دیگر کوچکتر است. می گویند :

ریاضی دانی ماهها زحمت می کشید و ذهن می سوخت تا این قضیه را اثبات کند .

اما درست نمی شد . یک روز شاگرد ها خری را در برابر مدرسه دیدند که دیواره ای کوتاه به شکل مثلث آن خر را از بافه علف جدا می کرد اهل علم متوجه شدند که خر به جای اینکه دور دیوار بگردد و به جانب علف برود ؛

جفتکی زد و از دیوار کوتاه بالا پرید و به خط مستقیم به طرف علفها رفت .

بعد از این جریان قضیه را به سادگی توجیه کردند

و از آن روز این قضیه به نام حمار شهرت یافت .؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                          

قضیه: در هر مثلث مجموع طول های هر دو ضلع از طول ضلع سوم بزرگ تر است.

برهان: ضلع  BC را از رأس B امتداد می دهیم و به اندازه AB روی آن جدا می کنیم تا نقطه D به دست آید ، سپس D را به A وصل می کنیم ، اکنون داریم :

 اثبات دو نامساوی دیگر نیز کاملا مشابه این قسمت است

* قضیه زاویه برتر : اگر در مثلثی دو ضلع نابرابر باشند ،آن گاه زاویه مقابل به ضلع بزرگ تر ، بزرگ تر از زاویه مقابل به ضلع کوچک تر است .

قضیه نامساوی مثلثی ، قضیه حمار نیز نامیده می شود.

                              

 

برگرفته از کتاب اطلاعات علمی تالیف ایاز پور داراب

راههای امتحان دوستی واقعی

«یُمْتَحَنُ الصَّدِیقُ بِثَلَاثِ خِصَالٍ فَإِنْ کَانَ مُؤَاتِیاً فِیهَا فَهُوَ الصَّدِیقُ الْمُصَافِی وَ إِلَّا کَانَ صَدِیقَ رَخَاءٍ لَا صَدِیقَ شِدَّةٍ تَبْتَغِی مِنْهُ مَالًا أَوْ تَأْمَنُهُ عَلَى مَالٍ أَوْ تُشَارِکُهُ فِی مَکْرُوه‏»؛

دوست[واقعى‏] به سه خصلت آزموده شود، در صورتى که همه را داشت؛ او دوستى با صفا است، و گر نه او فقط دوست خوشیها است نه سختیها:

۱- یا از او درخواست پولى کن،

۲- و یا مالى را به او بسپار،

۳- و یا در پیشامدى ناگوار او را با خود همراه کن.

اطلاعیه هبات عاشقان ثار الله مامونیه

پیامبر اکرم (ص):
حضور در مجلس عالم از حضور در هزار تشییع جنازه و هزار عیادت از بیمار بهتر است.

هیئت عاشقان ثارالله مأمونیه برای ایام فاطمیه دهه اول در اسفند ماه به تاریخ ۹۲/۱۲/۲۶ (بیست و ششم اسفندماه ) از خطیب ارجمند و توانا حضرت حجة الاسلام والمسلمین ادیب یزدی دعوت بعمل آورده است لذا از کلیه ی یرادران و خواهران دعوت به عمل می آید با شرکت در جلسات فوق ضمن استفاده از بیانات این خطیب توانمند و حفظ شعائر اسلامی در پاسداشت از مقام عالمان و داشنمندان دینی سهیم باشند .

نظر به اهمیت موضوع از همه ی دوستان گرامی خواهشمند است به سایرین نیز اطلاع رسانی نمایند.
زمان: روز دوشنبه مورخ ۹۲/۱۲/۲۶ بعد از نماز مغرب و عشاء
مکان : مسجد صاحب الزمان مأمونیه
سخنران : حجت الاسلام والمسلمین ادیب یزدی .

درخشش ورزشکار زرندی تبار و کسب افتخاری دیگر

 

 

فرزندان زرندیه در هرجا و هر موقعیت قرار می گیرند همواره با تلاش و کوشش مضاعف و  فعلیت بخشیدن به استعدادهای ذاتی و خدادادی باعث کسب رتبه ی برتر در آن رشته و زمینه و موجب  آفرینش افتخار  برای شهرستان زرندیه می گردند .

ضمن عرض تبریک و شادباش به مناسبت سی و پنجمین سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی ایران بدینوسیله به اطلاع می رسانم یک دوره مسابقات رشته ی پرش با اسب در ورزش ملی و مذهبی سوارکاری  در ۲۲ بهمن ماه در استان قم برگزار گردید که  اقای سید محمد کمالی نوجوان برومند و شایسته ی مامونیه ای تبار در نتیجه ی نهایی با کسب رتبه ی برتر  و ممتاز  موجب خرسندی و شادمانی اینجانب و سایر دوستان و همشهریان شده و  با درخشش خیره کننده باعث  تحسین برگزار کنندگان و کارشناسان و تماشاگران و امتنان هیات سوارکاری شهرستان زرندیه و استان مرکزی شدند .

اینجانب به نوبه ی خود این موفقیت و افتخار آفرینی را به ایشان و والد مکرم شان صدیق ارجمند حضرت حجة الاسلام و المسلمین سید رضا کمالی و والده ی مکرمه تهنیت و شادباش عرض نموده و تداوم توفیق و تعالی و نیل به بالاترین درجات موفقیت همراه با سلامت و سیادت و سعادت از درگاه خداوند مهربان برای این عزیز آرزومندم .

امیدوارم نوباوگان و نونهالان شهرستان زرندیه و شهر مامونیه با تاسی به این عزیز در آفرینش موفقیت های بزرگ که فخر و مباهات همگان را به همراه خواهد داشت موفق و بهروز باشند .

برای رفع یک " سوء تفاهم "

نامگذاری محله ی زمین شهری مامونیه به نام شهرک فاطمیه بهانه ای شد برای نگاشتن مقاله ای که واکنش های مختلفی را پی داشت و حقیر علی رغم اینکه همه را به دقت مطالعه نموده و بررسی می نمودم لیکن هیچ اظهار نظری نکردم تا محمل بحث و گفتگو فراهم بوده و هیچ مانعی برای اظهار نظر طیف های مختلف ایجاد نشود ، زیرا اساسا نگارش مقاله توسط حقیر قبل از این که بخواهد یک موضوع محلی و یا تاریخی باشد دیدگاهی علمی و بحث فنی و جغراقیایی و تعاریف شهرسازی را دنبال می کرد که ناظر بر مسئله ی نامگذاری بود  .

در مقاله ی تقدیمی این حقیر اگر نیک نظر بیاندازید اذعان خواهید نمود که در خصوص " شهرک فاطمیه " و " شهرک اسیابک" قسمت اول اسامی یعنی لفظ "شهرک "مورد بررسی و توضیح و واکاوی واقع شده و به قسمت دوم اسامی کوچک ترین اشاره و خدشه و ایرادی وارد نشده است زیرا اصولا ایرادی هم وجود ندارد که بخواهد مطرح گردد .

ضمن این که در مقاله آن چه مد نظر حقیر نگارنده بوده و هست و با آن نظری مخالف دارم صرفا موضوع " نامگذاری " بوده و نه چیز دیگری ، به عبارتی فقط صحت و سقم و مبانی علمی و قانونی نامگذاری یک محل که خواه نامش "زمین شهری "یا " حدیق" یا " خورشید آباد" خواه " مامونیه " و خواه " اسیابک" و خواه " همدانی ها " و غیره باشد به شهرک مد نظر بوده و مورد واکاوی قرار گرفته است که از دیدگاه این حقیر با توجه به تعاریف مندرج در قوانین شهرسازی امری ناصحیح است که در مقاله قبلی به آن پرداخته شده است ، مگر نه قدر مسلم هر یک از محله های فوق الاشاره برای خود و همچنین برای شهر از ارزش و جایگاه ویژه برخورداند که دیرینه و موجودیت شان قابل احترام و با ارزش است  .

کمی واضح تر بگویم ، در مورد صحت و سقم نامگذاری " محدوده - محله - کوی - قسمت فاطمیه " ان چه مورد نقد قرار گرفته است استفاده از واژه ی " شهرک " بوده است که با توضیحات مبسوطی این نامگذاری را مخدوش دانسته و  بحث را چالشی و قابل مناقشه محسوب نمودیم .

آنچه در این میان مورد سوء تفاهم واقع گردید این بود که برخی دوستان این تحلیل را نه در خصوص موضوع درست با غلط بودن استفاده از لفظ "شهرک "برای  " زمین شهری " و آسیابک" بلکه در مورد کلیت تاریخی و اجتماعی  آسیابک که از پیشینه و تاریخی روشن و گهربار و درخشان در دوره های مختلف حیات و موجودیتش برخوردار بوده و هست پنداشته و واکنش های مختلفی نشان دادند .در حالی که تاریخ سراسر افتخار این خطه ی عزیز همانند سایر محله های شهر و شهرستان عزیزمان چه در زمان قبل انقلاب ،چه زمان انقلاب اسلامی ، چه در دوران دفاع مقدس و چه بعد از دوران دفاع مقدس امبخته و آکنده از اعتقاد و عشق به اهل بیت (ع) و رشادت آفرینی های فراموش نشدنی و ولایت مدارانه ی مردم بزرگوار است که در یاد همگان ثبت و ضبط بوده و هست و موجب افتخار شهرستان و شهر مامونیه نیز می باشد .

اما برای روشن شدن بحث عرض می کنم که بحثی که حقیر مد نظرم بود استفاده از " لفظ شهرک " برای قسمت های مختلف شهر بود که بر مبنای تعاریف قانونی تاکید داشتم که این لفظ " (شهرک) به جا و منطقی " نیست و از سایر نام های مشابه می توان استفاده کرد بدون اینکه اشکالاتی که برای لفظ " شهرک " وجود دارد برای آن وجود داشته باشد. انچه در میان برادران رخ داد بحث " عنب و انگور در داستان مولاناست " مگر نه هیچکس نه حق دارد و نه می تواند که قسمتی از شهر " حوزه ی شهری " را انگونه که در اظهار نظر بعضی دوستان از وقوع آن ابراز نگرانی شده وبیان شده است را بخواهد نادیده بگیرد و یا تاریخجه و هویت آن را بخواهد انکار و یا نقش آن را کم رنگ نشان دهد .

همانطور که می دانید حتی یک بنای با ارزش تاریخی یا یک مکان و منطقه ی با ارزش تاریخی را کسی از اصل خود جدا نمی کند و به نام " هویت تاریخی و پیشینه ی آن محل " ثبت و ضبط می شود .

محله های مامونیه - اسیابک - امیر آباد- زرند کهنه - خورشید اباد- زمین شهری - حدیق - چهل دستگاه - فرهنگیان- ۲۵متری پارک - هر کدام به نوبه ی خود پاره های تن و پیکر حوزه ی شهر مامونیه هستند که بسیار ارجمند و با ارزش و عزیز هستند و هرگز هیچکس حق ندارد هیچکدام از ان ها را حذف نموده و نام آن ها را بخواهد برداشته و یا تاریخ آن ها را کم رنگ کند ، اصلا مگر می شود اسیابک عزیز و یا امیر اباد و زرند کهنه ی کهن و اصیل و یا خورسید اباد گرامی و یا مامونیه ی عزیز را فراموش کرد و یا نامشان را برداشت و یا آن را در نامی دیگر ذوب کرد ؟؟ هیچکس حق ندارد نام هایی که یاداور رشادت و افتخار آفرینی و تاریخ سازی بزرگ مردانی که تاریخ هر محله را ساخته اند تغییر دهد و مورد دستبرد و دستکاری و یا تغییر و تحویل قرار دهد بلکه آسیابک همیشه اسیابک خواهد ماند - مامونیه همیشه مامونیه خواهد ماند - امیر آباد همیشه امیر اباد خواهد ماند و سایر محله ها و منطقه های جمعیتی و ساکن در این قسمت ها هم همینطور است و این امر بدیهی و منطقی و عقلانی است و نصب تابلو " به شهر مامونیه خوش امدید " قبل از اسیابک صرفا " تابلوی برای نشان دادن محدوده ی نقشه ی جغرافیایی حوزه ی شهری است که از سمت شمال به کوره های آجر پذی شمس آباد (اسیابک) و از جنوب بعد از تقاطع جاده ی زرند کهنه با حاده ی تهران ساوه - از سمت غرب سه کیلومتر از جاده ی خشکرود ( کارخانه ماسه شویی شهرداری مامونیه - و از شرق تا کوه رستم تقریبا موازی ورودی ازاد راه تهران ساوه "است مگر نه هر یک از مناطق و محل های اسیابک - مامونیه - امیر اباد- زرند کهنه - خورشید اباد و ... فقط با نام خودشان به رسمیت شناخته می شوند .

پس بحث انجام شده در مقاله صرفا نامیدن این محله ها (محدوده ها - قسمت ها - کوی ها و .... ها به نام " شهرک " است - بنده معتقدم نام شهرک از عظمت این محله ها کم کرده و در ضمن از نظر اصول و قواعد شهرسازی غلط است که تمنا می کنم اگر در غلط بودن استفاده از لفظ "شهرک "با بنده موافق نیستید از مراجع ذیربط در دفتر امور شهری و شوراهای استانداری مرکزی سئوال بفرمایید تا اطمینان حاصل نمایید) ، این حقیر اعتقاد دارم هر کدام از محله ها نام شان نه تنها زیبا و به جاست بلکه لازم و ضروری و حاوی افتخارات و تاریخی است که همچون جان شیرین و مانند چشم مان باید آن را محافظت کنیم و از طرفی حوزه ی شهری مامونیه که متشکل از این قسمت هاست را نیز باید به شکل یک مجموعه ی منسجم و نه چند محدوده ی از هم گسیخته دانسته و با تلاش  و همدلی در پیشرفت آن که در نهایت به پیشرفت همه ی قسمت های آن نیز می انجامد تلاش و کوشش کنیم.

برای مثال می توان قسمت های مختلف حوزه ی شهری را به اعضای مختلف یک بدن تشبیه کرد که در نهایت بک اندام را به وجود می اورند و همانطور که بدن مهم است و حفظ آن واجب توجه به اجزا و اعضا نیز بسیار حیاتی و با اهمیت است و " چو عضوی به درد اورد روزگار دگر عضوها را نماند قرار " مطمئنا هر گاه بخواهیم " اندام و بدنی " سالم و با عملکردی نرمال و مطلوب داشته باشیم قطعا باید اعضاء و اجزایی صحیح و سالم با عملکردی بی نقص را در اختیار داشته باشیم و همان قدر که " اندام و کلیت بدن " از اهمیت برخوردار است اجزاء و اعضاء نیز از اهمیت برخوردارند و شاید هم بیشتر ، در مورد کلیت شهر و مناطق تشکیل دهنده و محله ها باید عرض کنم که محله ها و منطقه های مختلف زمین شهری - حدیق - ۲۵ متری پارک - چهل دستگاه - امیر اباد- اسیابک - مامونیه - خورشید اباد به عنوان اعضاء و اجزایی ارزشمند و عزیز هستند که یک اندام و پیکره ی بزرگ تر به نام " حوزه ی شهری مامونیه " را ایجاد می کنند و مخدوش شدن و تحقیر هر کدام از اعضاء به اندام و پیکره ی " حوزه ی شهری " اسیبی جبران ناپذیر می زند ، پس هر کدام از ۲ مقوله در جای خودش قابل توجه است که نباید بدون ربط و بدون ربط و وابستگی به مقوله ی دیگر پرداخت ، زیرا پرداختن به هر کدام بدون دیگری کاری بیهوده و امری اشتباه و خطایی فاحش است .

 این که بگوییم " آسیابک شهری است " در کنار " شهر مامونیه " حرفی ناصواب و اشتباه است زیرا اولا در صورتی که آسیابک شهر باشد باید از سیستم شهرداری و شورای اسلامی مستقل برخوردار باشد در حالی که چنین نیست و در طول چهار دوره ی فعالیت شوراهای اسلامی برخی از اعضای شورای  شهر مامونیه از محله ی مامونیه و برخی از اسیابک و برخی از امیر اباد و برخی از خورشید اباد و ... انتخاب شده اند و حتی در مقاطعی ریاست شورای اسلامی شهر مامونیه با برادران عزیز و خوب اسیابکی نیز بوده است و بنده در دو مرحله یکی در دوره ی دوم و یک بار دو دوره ی سوم شوراهای اسلامی خودم معاونت شورا که رئیسش برادران اسیابکی بودند را به عهده داشتم و در صورتیکه بخواهیم بگوییم " اسیابک ربطی به مامونیه ندارد و مستقل از مامونیه است " نیز قابل دفاع نیست زیرا در صورتی که اسیابک قسمتی از مامونیه نباشد پس چطور برخی ادارات شهرستان در اسیابک مستقر شده اند ؟ در صورتی که می دانید ادارات شهرستان صرفا در شهر مرکز شهرستان باید استقرار یابند و این در حالی است که " جهاد کشاورزی - شبکه بهداشت و درمان - ناحیه ی مقاومت سپاه پاسداران شهرستان زرندیه- حوزه ی علمیه و ... در اسیابک واقع شده اند  .

در ضمن با همین منطق عرض می کنیم که خود " محله ی مامونیه " نیز تنها یک محله و یک جزء از کل شهر و بک محدوده از ۵ محدوده ی شهری است که در یک جمع بندی غاقلانه می توان اینگونه نتیجه گرفت که " ۵ محدوده ی جمعیتی و مسکونی که هر کدام دارای فرهنگ و زبان و تاریخ .. مختص به خود هستند با هم مجتمع شده و یک کل به نام حوزه ی شهری را ایجاد کرده اند که نام این حوزه ی شهری را مامونیه گذاشته اند و هر کدام از محدوده ها نام خود را دارند و ابدا قرار نیست نام محله ها حذف شود و یا تغییر کند، بلکه همه باید در حفظ نام و اداب و رسوم و هویت محلی مناطق مختلف بکوشند و برای آبادانی و عمران این منطقه ها تلاش و همکاری نمایند که در نهایت این ابادانی به عمران حوزه ی شهری نیز می انجامد و بررسی اجمالی نشان می دهد در ادوار شورای اسلامی همواره با ریاست برادران اسیابکی و غیر اسیابکی برای آبادانی همه ی قسمت های حوزه ی شهری و من جمله - مامونیه و اسیابک و امیر اباد و سایر محله ها و مناطق حوزه ی شهری مامونیه  گام های مهم و موثری برداشته شده و هم چنان برداشته خواهد شد .

لذا از عموم برداران و خواهران گرامی استدعا دارم بیش از این در خصوص مسائل شکلی و غیر محتوایی که صرفا بر سر نام " شهرک و یا غیر شهرک " انجام شده و با برداشت غلط برخی که هیچگونه بحث و تضارب ارا را بر نمی تابند مواجه شده و نوع طرح موضوعات، تلقی های نگران کننده و نا مطلوبی را که ابدا مورد نظر نگارنده نبوده و نیست را به وجود می اورد پیگیری نفرمایند زیرا که هدف اصلی بحث یه زعم حقیر نگارنده پیشگیری از یک واگرایی و ترغیب به همگرایی و رفاقت و برادری بیشتر  که با انگیزه ی نوشتن و گزینش نامی غلط برای محله و منطقه ای از شهر بود که متاسفانه به خاطر سوء تفاهم برخی دوستان و بعد هم دامن زدن به برخی موضوعات ناخواسته و فرعی از مسیر خود منحرف شد که مصلحت می بینم همه ی دوستان موضوع را مسکوت بگذارم تا خدای ناکرده ادامه ی بحث باعث دلخوری و نگرانی هیجیک از برادران که همگی برای مان عزیز و نور جشم هستند نگردد و در نتیجه تلاش جمعی و همراهی و همکاری و همفکری در جهت عمران و آبادانی شهر و دیارمان  جای بحث های بی فایده و بیهوده را بگبرد و مطمئن باشیم اگر همه با هم در نکامل و تعالی شهرمان همراهی نکنیم قطعا همگی متضرر خواهیم شد و اینجا کسی جز بدخواهانی که نه موجودیت مامونیه برای شان اهمیت دارد و نه ابادانی مناطق مختلف شهری و اجراء و اعضای حوزه ی شهری به هر اسمی باشد اعم از " محله - کوی - شهرک - منطقه و ... یا هر نام و عنوانی سود نخواهد برد  و در آن صورت است که هم کلیت شهر و حوزه ی شهری و هم جرئیات و مناطق پنجگانه " امیراباد- مامونیه - اسیابک - زرند کهنه- خورشید اباد " و سایر محله ها متضرر خواهند شد .

این حقیر همین جا به عنوان کوچک ترین شهروند در مقابل عظمت مردم بزرگوار و شهید پرور حوزه ی شهری مامونیه و همه ی محله ها و مناطق آن سر تسلیم و خضوع و خشوع فرود می آورم و حیات و رفاه و امنیت و اسایش و ارامش خود و خانواده و شهر را مرهون و مدیون جانفشانی و ایثارگری شهدای جاوید و خانواده های بزرگوار و ایثارگر ایشان و کلیه ی جانبازان سرفراز و ازداگان ارزنده و همه ی کسانی که از هستی خود مایه گذاشتند تا این کشور و شهر و دیارمان بر پا و استوار بماند میدانم و دستان همگی را می بوسم .

و از خداوند بزرگ خواستارم به بنده توفیق شکرگزاری از زحمات و صبوری و رادمردی خانواده های این بزرگواران و رهروی راه سرخ و عاشقانه و مطهر شهیدان شاهد عطا  و عنایت فرماید .

از شهدا هم شبی سراغ بگیریم        لاله شویم و به سینه داغ بگیریم

سبز شویم از شمیم سرخ شقایق      با نفس عاشقان عیاق بگیریم

جاده دراز است های رفیقان               روشن و آماده تر چراغ بگیریم

" حدیث قدسی " با " قران" چه تفاوتی دارد؟


گاهی اوقات حدیث هایی را بیان می نماییم که  "حدیث قدسی " نام دارند و در یک کلام و خیلی خلاصه اش این است که این نوع حدیث " حدیث قدسی " از جانب خداوند متعال بیان شده اند و در واقع ذات اقدس خداوند گوینده ی این نوع حدیث ها است . 

نکته ای در این میان پیش می اید این سئوال است : همانطور که "حدیث قدسی " را خداوند  متعال فرموده است ایات و سوره ها و جملات قرآن کریم نیز از ناحیه ی خداوند متعال صادر گردیده و فرموده خداوند است ، پس تفاوت "حدیث قدسی " با " قرآن " در چیست ؟

تفاوت "قرآن کریم " با "حدیث قدسی " ؟

۱- حدیث قدسی حدیثی است که پیامبر (ص) یا سایر انبیاء عظام یا امامان معصوم (ع) از خداوند نقل می کنند .

۲-مضمون احادیث قدسی به وسیله ی وحی یا الهام درخواب بر بزرگان دین نازل شده است .

۳- در حدیث قدسی ، ادعای اعجاز وجود ندارد ، به خلاف قرآن که نشان اعجاز و بی همانندی است .

۴- قرآن سند رسالت و کتاب رسمی دین اسلام است در حالی که احادیث قدسی چنین جایگاهی ندارند .

۵- قرآن قطعی الصدور است ، ولی احادیث قدسی ظنی الصدورند، یعنی نمی توان گفت صد در صد از جانب خداوند هستند .

۶- احادیث قدسی بیشتر مسائل اخلاقی و عرفانی را مطرح می کنند ، در صورتی که قرآن مجید جامع است ، علاوه بر نکته های اخلاقی و عرفانی ، به مسائل فقهی،تاریخی،و .... نیز پرداخته است .   

رنگ عوض کردن .......

جنگل  رنگا رنگ  عجیبی داریم خصوصا در فصل پاییز که معروف است به پاییز هزار رنگ ، در ختی را می بینی از سر زرد است به پایین که می آیی  قرمز و نارنجی و  سبز...می شود ، برخی آدمها هم اینگو نه هستند و در هر فضایی رنگی تازه به خود می گیرند ، گاهی چپ ، گاهی میانه ، گاهی راست .

اگر  استاد نقاشی و رنگ شناسی سیاسی هم باشی نمی توانی رنگ آنها را تشخیص بدهی ، اخیرا هم رنگهای مولتی کالر به میدان آمده و یک  شخص چند رنگ ترکیبی دارد و با هر زاویه تابشی ، رنگی از خود متصاعد می کند، برخی علاوه بر رنگ ، لباس، ظاهر ، نام و گویش هم عوض می کنند ، کسی که یک تار مو بر سر ندارد و نامش کچل مفو بوده می شود زلف علی ، کسی که قدمت اقامتش در قصبچه ای بیش از چند سال نیست می شود پدر جد تهرانی زاده و یا تهرانی الاصل ، کسی که  کند ذهن و بی سلیقه است می شود حافظ ، می شود اصحاب فرهنگ و تحلیل گر .... کسی دیگر  برای اینکه نامش ویژگیهای گذشته اش را به یاد مردم نیندازد می شود کامران و احسان و پیمان و  شایــــد همنامِ ائمه ی اطهار(عَلَیْهِمُ السَّلامُ)....و یک راست و بی تعارف و بی تخصص می رود در صدر قرار می گیرد و سوار مرکب سخن و کلام شده و یِکِّه تاز و میدان دار می شود ،

به یک ینده ی خدا که مشهور و متخصص در رنگ عوض کردن بود گفتند :  وقتی وارد محلسی شدی برو در بالا بنشین و حرفای بزرگ بزرگ بزن ،

بنده ی خدا که به شدت خود بزرگ بین ولی بی بصیرت بود ، وقتی وارد محلس شد رفت و توی تاقچه ای در بالای اتاق نشست و شروع کرد به برشمردن حیوانات عظیم الجُثّه و پی در پی کلمه های " فیل - زرافه - شتر و ... را بر زبان جاری کرد .

حضار نگاه عاقل اندر سفیه بر وی افکندند و پرسیدند که تو را چه می شود و انگار مشاعرت را از دست داده و بالاخانه ات را به رایگان به اجاره داده ای ؟

وی گفت : به بنده سفارش کرده بودند که بالا بنشینم و حرفای بزرگ بزنم ، بالاتر از این تاقچه و بزرگ تر از موجوداتی که نام بردم در اینجا مورد و جا و چیزی پیدا نکردم .

این است نتیجه ی رنگ عوض کردن و کسی خود را چیزی دیگر که نیست نشان دادن ، پس مواظب باشیم دچار نخوت و خود بینی نشویم و از خداوند مستمرا بخواهیم که " خدایا به ما کمک کن تا خودمان باشیم

   " خدایا ما را به انچه رضای توست توفیق ده و لحظه ای به غیر خودت وامگذار"

         ( اَلّلهُمَّ وَفِّقنا لِما تُحِبُّ وَ تَرضَی وَ لا تَکِلنا عَلی غَیرِکَ طَرفَةِ عَینٍ اَبَداً )

از سه کس سه چیز را توقع نداشته باش

سه چیز را از سه کس، توقع نداشته باش :

«لَا تَطْلُبِ الصَّفَا مِمَّنْ کَدَرْتَ عَلَیْهِ وَ لَا الْوَفَاءَ لِمَنْ غَدَرْتَ وَ لَا النُّصْحَ مِمَّنْ صَرَفْتَ سُوءَ ظَنِّکَ إِلَیْهِ»

امام عسکری(ع) فرمود: ۱-از کسى که با او بدرفتارى کرده‏اى، توقع صفا و پاکدلى‏ نداشته باش، ۲-و از کسى که به او خیانت کرده‏‌‌اى توقع وفا نداشته باش، ۳-و از کسى که به او بدگمان شده‏‌‌اى، توقع خیرخواهى نداشته باش.

                

رحلت جانسوز حضرت فاطمه معصومه (س) تسلیت باد

السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ رَسُولِ اللهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ فَاطِمَةَ وَ خَدِیجَةَ

السَّلَامُ‏ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ أَمِیرِالْمُؤْمِنِینَ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ

السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ وَلِیِّ اللهِ السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا أُخْتَ وَلِیِّ اللهِ

السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا عَمَّةَ وَلِیِّ اللهِ

السَّلَامُ عَلَیْکِ یَا بِنْتَ مُوسَى بْنِ جَعْفَرٍ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَکَاتُه

رحلت حضرت فاطمه معصومه 

رحلت جانسوز کریمه ی اهلبیت، دختر امام، خواهر امام، عمه امام؛

حضرت فاطمه معصومه(سلام الله علیها)

را محضر امام زمان(ع) و شما گرامیان تسلیت و تعزیت عرض می‌‌کنم.

22 بهمن تجلی همدلی و ولایت مداری مردم ایران

۲۲ بهمن ماه روز همدلی و همراهی و وحدت همه ایرانیان است. فردا همه می آیند تا از آرمان های انقلاب و امام انقلاب دفاع کنند. می آیند تا پشتوانه و نقطه امیدی برای انقلاب های اسلامی منطقه به خصوص مصری ها باشند. مردم شهرستان زرندیه دوشادوش همه ی مردم بزرگ ایران هم از گوشه گوشه ی شهرها می آیند تا به یاد روزهای انقلاب در سال ۵۷ حضوری تأثیر گذار و افتخار آمیز داشته باشند. راهپیمایی امسال پرشورتر از همیشه خواهد بود. بیعتی تازه، آغاز راهی نو، لبیک به رهبری، حمایت از نهضت های مردمی و مظلومان ، بیمه انقلاب، تجدید میثاق، نمایش بصیرت و آگاهی و .... این ها همه تفسیر شاهکارفردای  مردم بزرگ ماست.

همه ی ما خواهیم آمد تا در روز پر شکوه ۲۲ بهمن ماه روز پاسداری شهدا و تجدید بیعت با امام و رهبری معظم انقلاب دو پیام بزرگ را ارائه دهیم . اول آن که :  ای شهدای گلگون کفن انقلاب که جان هایتان را برای عزت اسلام فدا کردید و راه سید و سرور شهیدتان را ادامه دادید شک نکنید که راهتان پاینده و زنده است و ما نیز حاضریم برای این راه بزرگتان همانند شما جان هایمان را فدا کنیم. و دومین حرف ما با دشمنان نا مبارک اسلام ، ایران و انقلابیون جهان است که قصد دارند با سیاست های منفی که برای همه مردم جهان مشخص شده است بیان کنیم که ما طرفدار شما هستیم و ما می دانیم که تنها دشمن قسم خورده ما همین شیطان بزرگ آمریکاست که خون هزاران بی گناه را لگد مال میکند . می آییم که بگوییم ما مملکت بصیرتیم و هرگز فکر انحراف این مملکت را نکنید زیرا همان گونه که در مراحل قبلی تان با شکست مواجه شدید این بار هم مشت محکمی بر دهانتان خواهیم زد .

افسران - پوستر آماده چاپ راهپیمایی 22 بهمن ماه "مرگ بر آمریکا"

منتظریم تا منجی عالم بشریت ظهور کند و به طور کامل ریشه شما بت پرستان قدرت و ثروت و شهوت را از جا بکند.

از تعطیلی روز 5 شنبه تا طرح روز بدون کیف و آزاد در مدارس

متاسفانه در کشور عزیز مابیشتر برنامه ها و طرح های اقتصادی - اجتماعی - آموزشی بر مبنای  روش آزمون و خطا تنظیم و تدوین می گردد که به وضوح تاثیر مخرب این روش بر افراد و جامعه ی آماری هدف را میشود دید و مورد بررسی قرار داد به عنوان مثال در اتخاذ سیستم های آموزشی استفاده از نظام جدید اموزشی - نظام ترمی - سالی واحدی - تعطیلات روز ۵ شنبه - حذف امور تربیتی -و ... که هر کدام با ازمون و خطا مدتی اجرا و گروهی را درگیر و دچار اسیب های برنامه نموده  در نهایت به راحتی از کنار طرح گذشته و به دلیل تغییر مدیریت و تنوع سلیقه ،طرح گذشته جایش را به طرحی دیگر داده و روز از نو و روزی از نو......

یکی از ان ها تعطیلی روزهای ۵ شنبه بود که طرح تعطیلی پنج‌شنبه مدارس سرانجام پس از دو سال لغو شد تا با تصمیم وزیر آموزش و پرورش دولت یازدهم دانش‌آموزان باز هم همانند گذشته شش روز تحصیلی در هفته داشته باشند.
طرح تعطیلی پنجشنبه مدارس که از همان ابتدا با تردیدهای بسیاری روبرو بود، از سال تحصیلی ۹۰-۸۹ با تصمیم آقای دکتر حاجی‌بابایی وزیر وقت در مقاطع ابتدایی اجرایی شد و علیرغم انتقادات و اعتراض‌های مجلس و کارشناسان مبنی بر غیرقانونی بودن این طرح، به سایر مقاطع نیز تسری یافت.

 اگربا کاهش ۵ شنبه از روزهای تحصیلی هفته عملا یک روز تعطیل می شد و به امور فوق برنامه پرداخته و به موازات آن یک ششم محتوای کتب کاسته می شد،از دیدگاه حقیر می توانست مفید واقع گردد،  اما این امر که در برخی کشورها اجرا شده و نتایج نسبتا خوبی را هم در پی داشت ، در ایران با تعطیلی مدارس در روز پنجشنبه و بدون کاهش محتوای کتب درسی انجام شد. مضافا اینکه قرار بود  در روزهای پنج‌شنبه‌ برنامه‌های فوق برنامه و پرورشی در مدارس انجام شود که این امر محقق نشده و نتیجتا عملا پنج‌شنبه‌ها مدارس تعطیل شدند.

به رغم مثبت ارزیابی شدن لغو تعطیلی روز ۵ شنبه و احتساب روز ۵ شنبه جزء روزهای تحصیلی با فرمت و فرم و شکل " روز بدون کتاب " و تحقق " طرح روز آزاد" برای انجام فعالیت های فوق برنامه و با هدف آموزش موضوعات هنری و یادگیری مهارت های زندگی با تاسف می توان همان رویه ی آزمون و خطا را در همین طرح نیز مشاهده کرد که بازهم گروهی دیگر از فرزندان این مرز و بوم موضوع این طرح قرار خواهند گرفت که واقعا مشخص نیست چه کسی مسئول هدر رفتن این زمان و فرصت ها بوده و هست و مسئولیت شرعی آسیب ها و مضرات اجرای نسنجیده ی اینگونه طرح ها  بر دوش کیست  ؟؟

آقای وزیر آموزش و پرورش از ارائه طرح جدیدی برای پنجشنبه‌های دانش‌آموزان خبر می‌دهد که بر اساس آن در هفته دانش‌آموزان یک روز را بدون کیف ‌و کتاب به مدرسه می‌روند و فعالیت "آزاد"  می‌کنند ، وی اعلام داشتند که این طرح از سال اینده به صورت ازمایشی در مدارس کشور اجرا خواهد گردید !!

سئوال این حقیر به عنوان یک دبیر بازنشسته از آقای وزیر این است که :

۱- آقای وزیر تا چه موقع اینگونه طرح ها باید به صورت آزمایشی اجرا شوند؟

۲- اقای وزیر با اجرای ازمایشی سال اینده ی طرح فوق و اتمام دوره ی وزارت شما چه ضمانتی برای اجرای قطعی طرح است و از کجا معلوم است که این طرح نیز  بنا به  سلیقه ی وزیر بعدی حذف نگردد و به سرنوشت طرح های حذف شده ی پیشین از قبیل طرح های زمان آقای حاج بابایی دچار نشود؟؟

۳- اقای دکتر فانی اگر این طرح در روز ۵ شنبه اجرا می شود چه تفاوت محتوایی با طرح قبلی که منجر به تعطیلی ۵ شنبه ها شد دارد ، در حالی که اهدافی برای طرح مشخص شده بود که با تغییر مدیریت همه ی آن ها رها شده و از دستور کار خارج شد و معلوم نیست سرنوشت طرح فعلی نیز به کجا بیانجامد ؟

۴- آیا این طرح موجب رونق گرفتن تحصیل و آموزش می شود و یا اینکه باعث هدر رفت توان و پتانسیل و استعدادهای دانش آموزان و معلمان خواهد شد ؟؟

در نهایت با توجه یه اینکه مشخص نیست "طرح روز بدون کیف " به چه سمت و سویی می رود و با توجه به اینکه هیچ تغییر محتوایی بین طرح تعطیلی روزهای ۵ شنبه با طرح روز آزاد و بدون کیف احساس نمی شود و صرفا بوی تغییر اسم و عنوان از طرح فوق استشمام می شود ایا واقعا و مجددا شاهد تعطیلی روزهای ۵ شنبه در مدارس نخواهیم بود ؟؟

در ضمن آیا محتوای روز آزاد و بدون کیف تنظیم و تدوین گردیده است و ایا این برنامه در قالب درس و نمره و حضور و غیاب و نظامات مدرسه می گنجد یا خیر و در صورت مثبت بودن جواب که باید برای طرح نقض غرض دانست و در صورت منفی بودن جواب راهکار کشاندن و نگه داشتن دانش آموزان در مدرسه و حفظ مقررات و ضوابط مربوطه را مشخص فرمایند .

در نهایت اقای وزیر شما را به خدا به جای اختراع طرح های رنگارنگ و دهان پر کن و به ظاهر دانش آموز محور با هدف تکریم فراگیران به نیروی انسانی متخصص و معلمین به عنوان مهم ترین حلقه ی آموزش و پرورش توجه فرموده و با تشویق نیروهای کارآمد و ایجاد انگیزه و اشتیاق به کار در بین کادر تعلیم و تربیت در تحقق اهداف مدون و برنامه ی آموزشی و پرورشی که چیزی کم ندارد توجه و عنایت بیشتری بفرمایید و مطمئن باشید که مشکل آموزش و پرورش در تعطیل بودن یا نبودن ۵ شنبه ها نیست بلکه مشکل و رقع آن را باید در بازتعریف شغل معلمی و جایگاه اجتماعی و اقتصادی معلمان و تغییر نگرش اجتماع به علم و دانش و معلمان و نظام آموزش و پرورش جسنجو کرد .

انشای دانش آموز نابغه : "می خواهید در آینده چکاره شوید؟! "

موضوع انشاء : می خواهید در آینده چه کاره شوید؟

ما دلمان می خواست در آینده دکتر شویم و متخصص بدن انسان بشویم و همه ی مریض ها را درمان کنیم. ما تا حالا شکم چند تا قورباغه را هم عمل کرده ایم و اصلا ازخون نمی ترسیم اما برادرمان یک روز به ما گفت: «چون تو خوش خط هستی، پس نمی توانی دکتر خوبی شوی.» و بعد هم گفت: «اگر دکتر شوی، ممکن است هنگام تشخیص علت مرگ یک نفر که فوت کرده، خودت هم ناگهان خودکشی شوی.» ما منظور برادرمان را نفهمیدیم اما توی فیلم ها هم دیدیم که خیلی از دکترها ساختمان می ساختند.

 بنابراین ما تصمیم گرفتیم که مهندس شویم تا ساختمان ها را محکم تر بسازیم و بعد پول دار شویم، اما برادر بزرگ ترمان که خودش چند سال پیش مهندس شده ، هنوز پولدار نشده است. او به ما گفت که این روزها هر پاره آجر را هم که بلند کنی یک مهندس از زیرش می پرد بیرون و بعد درخت ازگیل توی حیاط را نشان مان داد و گفت: «همین درخت را اگر الان تکان دهی دست کم بیست سی تا مهندس ازش پایین می ریزد.»!!

 برادر ما معتقد است هرکس که توی کوچه و خیابان به چشم می خورد مهندس است، مگر آن که خلافش ثابت شود. برای همین است که همه همدیگر را مهندس صدا می زنند.

ما این ها را نمی دانیم، اما خلبان شدن را هم خیلی دوست داریم و هنگامی که برادران رایت موفق شدند پرواز کنند، ما در پوست خود نمی گنجیدیم اما الان، هر بار که اخبار را گوش می کنیم یک هواپیما سقوط می کند و همیشه هم مقصر اصلی  خلبان است و ما نمی دانیم چرا تقریبا خیلی از خلبان ها اسم شان توپولوف است، حتی توی سریال "کمر بندها را ببندیم " یک خلبان به نام " کاپتانوف " دیدیم که چشم هایش هر چیز را دو تا می بیند و همیشه یک چشمش را می بندد تا چیزها را دو تا نبیند . 

 بنابراین ما چون به فوتبال علاقه مند هستیم و دوست داریم یک روز به برنامه ی نود برویم و در آن جا بین صفر تا یک میلیون، چندتا عدد را انتخاب کنیم، تصیمیم گرفتیم داور فوتبال شویم. زیرا داورها با سوت همه کار می کنند و خیلی کیف می کنند. اما چند وقت پیش در استادیوم دیدیم که تماشاچی ها با داور و شیر و سماور جمله می ساختند و بلند بلند فریاد می زدند و داور قرمز می شد. بعد تماشاچی ها با داور و توپ و تانک و فشفشه جمله می ساختند و داور خیلی عصبانی می شد. بدین ترتیب ما دل مان تقریبا خیلی برای داور سوخت.

ما هم چنین خیلی دوست داریم که نویسنده شویم و آدم معروفی بشویم اما برادرمان می گوید: «دراین مملکت اگر شکار لک لک شغل شد، نویسندگی هم شغل می شود.» ما منظور برادرمان را اصلا نفهمیدیم. او می گوید که یک نویسنده برای این که معروف شود، یا باید بمیرد یا باید ديوانه شود.

 ما دیگر خیلی خسته شدیم و نمی دانستیم که چه کاره شویم، در نتیجه از برادرمان پرسیدیم: «پس ما چه کاره بشویم؟» برادرمان گفت: «نمی دانم، اما سعی کنید کاری را انتخاب کنید که همیشه تک باشید و معروف بشوید و هیچ وقت در هیچ موردی مقصر اصلی نباشید و کسی هم جگر نکند بگويد كه بالاي چشمتان ابروست و بلند بلند با اسمتان جمله بسازد و مجبور نشوید به خاطر چیزی معذرت خواهی کنید و کسی هم حق نداشته باشد از شما در مورد کارتان سئوال کند » 

 و ما بعد از کلی فکر و بررسی بالاخره برای اینده و کسب و کار آبرومند و تحصیل یک لقمه ی نان حلال برای خود و خانواده ی مان  تصمیم گرفتیم كه رییس بشویم.

                                                            والسلام - این بود انشای من

 

غلط ننویسیم : سپاسگزارم درست است یا سپاسگذارم ؟؟

دانلود Virastyar v2.5.4 x86/x64 - نرم افزار غلط یاب فارسی ویراستیار
گاهی در کامنت ها و پیام های دوستان مشاهده می شود که ایشان  نسبت به یکدیگر ابراز لطف می کنند و با گفتن کلمه ی " سپاسگزارم " مراتب تشکر و تقدیر خود را به یکدیگر اعلام می دارند ، اما یک نکته به نظرم رسید که لازم دانستم  عرض کنم و در باره ی آن توضیح مختصری بدهم ، نحوه ی نگارش کلمه ی " سپاسگزار " است که برخی دوستان به صورت " سپاسگذار " می نویسند ، حقیر در این مجال در صددم تا  صحیح نویسی این کلمه ی پر کاربرد را متذکر شوم .
واژه (سپاسگزارم ) که خیلی ها درانتهای پیام ها و نامه های اداری و غیره  بصورت(سپاسگذارم) نوشته و به کار می برند اشتباه و غلط می باشد.....!

دوستان عزیز و ارجمند به یاد داشته باشند کهگذار " از ریشه ی گذاشتن به معنی قرار دادن است همانند گذاشتن شی ویاجسمی درمحلی  مثل  گذاردن میوه دریخچال .

اما "گزار" از ریشه ی "گزاردن "به معنای انجام دادن فعلی است همانند " گزاردن نماز " به معنی به جای آوردن و انجام دادن فعل نماز .

اما سپاسگزار " از کلمه ی سپاس + گزار ( که در اصل گزارنده بوده و در اثر کثرت استعمال و زیبایی این صفت فاعلی مرکب آخرش (نده ) افتاده و به صفت فاعلی مرکب مرخم تبدیل شده ( سپاسگزار) =سپاس و شکر کننده و انجام دهنده ی فعل و کار تشکر و سپاس می شود که درست است  .

در حالیکه اگر بنویسیم " سپاسگذار " از ترکیب "سپاس " + گذار (در اصل گذارنده بوده و (نده ) اخرش حذف شده و به سپاسگذار تبدیل شده = سپاس و تشگر قرار دهنده و تشگر گذارنده و کسی که تشکر می نهد که واضح است معنی درستی از آن استباط  نمی شود و غلط است  .

نتیجه اینکه "سپاسگذارم "غلط" است "سپاسگزارم "درست" است .

                                              ازتوجه شما "سپــاسگــــزارم"

اگهی مزایده ای جالب مربوط به 90 سال پیش

آگهی و اطلاعیه ی جالب مزایده فروش وسائط نقلیه و امکاناتی که متعلق به اداره راه و ترابری گیلان که آن روزها به نام اداره طرق گیلان نامیده می شده و .زارت راه و ترابری هم به "وزارت طرق و شوارع "موسوم بوده است ، را در یکی از سایت ها دیدم که خیلی خوشم امد و گفتم برای شما عزیزان نیز منتشرش کنم تا از دیدن آن لذت ببرید .

 واقعا که وسائل نقلیه ی آن موقع چقدر ساده بوده اند و  مراسم و تشریفات مزایده چقدر ساده برگزار می شده است - به نظر شما راز و رمز اینکه آن روزها رانت خواری و زد و بندهای امروزی انجام نمی شده چه بوده است ؟

 شاید بگویید خرید و فروش چند راس خر و کره قاطر و حد اکثر دوچرخه دیگر رانت خواری و زد و بند و تقلب لازم نداشته که ...اما باید یاداور شویم که در سال ۱۳۱۲ یعنی زمان اعلان مزایده همین وسائط درج شده در اعلان برای خودشان لوکس محسوب و  رایج و متداول بوده است و کسی که رانت می خورد برایش خر و کره قاطر و عرابه و دوچرخه با بنز الگانس و تویوتا و ماکسیما فرقی نمی کند ، پس دنبال عنصر دیگری باید گشت که مانع از تخلف و حرام خوری مردم می شده است ، به نظر شما چه عاملی در این خصوص نقش داشته است ؟؟

http://mj5.persianfun.info/img/92/5/Tunnel5/18.jpg 

 

میلاد مسعود امام حسن عسکری (ع) بر همگان مبارک باد

زمین را بیارایید و ثانیه ها را در عطر شکوفه های عشق بپیچید. هلهله کنید

و پای بکوبید که اینک،یازدهمین فصل کتاب شیعه، با دست های سبز

مردی از تبار ملکوت، ورق می خورد.

ولادت امام حسن عسکری(ع) بر همگان مبارک باد

السلام ای پور زیبای علی

السلام ای حجت ربّ جلی

السلام ای گوهر اهل ولا

السلام ای پادشاهِ سامرا

به مناسبت نگارش یکهزارمین پست وبلاگ

بعضی اعداد و ارقام در دین مبین اسلام از قداست و ارزش و منزلتی ویژه برخوردار است و بنا بر این اندیشمندان و صاحب نظران علوم اسلامی به این اعداد توجه ای ویژه مبذول داشته و دیگران را نیز به توجه و تدبر و رعایت ویژگی ها و استفاده از منافع آن توصیه نموده اند .

فی المثل عدد ۴۰ که بسیاری از امور از جمله پختگی انسان و رسیدن به بلوغ شخصیتی انسان را در ۴۰ سالگی می دانند و معروف است که بیشتر پیامبران عظام ( علی نبینا و اله و علیه الصلاه و السلام ) در ۴۰ سالگی مبعوث شده و به پیامبری برگزیده شده اند و یا در مورد داستان حضرت موسی که قرآن می فرماید " وَوَاعَدْنَا مُوسَىٰ ثَلَاثِينَ لَيْلَةً وَأَتْمَمْنَاهَا بِعَشْرٍ فَتَمَّ مِيقَاتُ رَبِّهِ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ۚ وَقَالَ مُوسَىٰ لِأَخِيهِ هَارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَأَصْلِحْ وَلَا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ"(سوره ی اعراف ایه ی ۱۴۲)و همچنین " وَإِذْ وَاعَدْنَا مُوسَىٰ أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِن بَعْدِهِ وَأَنتُمْ ظَالِمُونَ " (سوره ی بقره ایه ی ۵۱)که یعنی با موسی کلیم الله قرار ملاقات برای چهل شب در یک جا و در جایی دیگر می فرماید: قرار برای سی شب گذاشتیم و سپس با ده شب دیگر آن را تکمیل کردیم "که در نتیجه ی آن وعده ی موسی و خداوند در ۴۰ شب صورت گرفت یا در جایی دیگر در قران آمده است "قَالَ فَإِنَّهَا مُحَرَّمَةٌ عَلَيْهِمْ ۛ أَرْبَعِينَ سَنَةً ۛ يَتِيهُونَ فِي الْأَرْضِ ۚ فَلَا تَأْسَ عَلَى الْقَوْمِ الْفَاسِقِينَ" (مائده ایه ی ۲۶) یعنی آن زمین تا ۴۰ سال بر آن ها حرام می باشد و.....یا در جایی دیگر می فرماید " حَتَّىٰ إِذَا بَلَغَ أَشُدَّهُ وَبَلَغَ أَرْبَعِينَ سَنَةً قَالَ رَبِّ أَوْزِعْنِي أَنْ أَشْكُرَ نِعْمَتَكَ( احقاف آیه ی ۱۵) " تا انگاه که به سن رشد کامل برسد و چهل ساله شود می گوید پروردگارا بر دلم بیانداز که نعمتت را شکرگزار باشم " و لفظ اربعین و اربعون در احادیث و موضوعات و ادعیه ی مختلف مورد تاکید قرار گرفته که مثلا باید ذکری خاص را ۴۰ بار تکرار کرد و یا در نماز نافله ی  شب برای ۴۰ مومن باید دعا کرد و هر گاه ۴۰ مومن شهادت بر محسن و نیکوکاری متوفی دهند خداوند متعال در خصوص ایشان حکم بر مومن و بهشتی بودن می دهد و ......

از جمله اعداد مقدس دیگر می توان به عدد ۷ اشاره نمود که از سوره ی مبارکه حمد که ۷ ایه داشته و دو بار بر پیامبر اکرم نازل شده و لذا به آن "سبع المثانی " می  گویند و تا مواضع سجده که ۷ نقطه بر روی زمین قرار می گیرد ( ۱-یشانی۲- کف دست راست ۳- کف دست چپ ۴- زانوی راست ۵- زانوی چپ ۶- نوک انگشتان پای راست ۷- نوک انگشتان پای چپ ) درهای ۷ گانه ی بهشت - ۷ طبقه ی اسمان ( سبع سماوات ) ۷ روز ( مرحله ی ) افرینش انسان توسط خداوند ( انا خلقنا السموات و الارض فی ستة ایام ) و موارد دیگری که در این مقال و مجال نمی گنجد و به همین مختصر بسنده می کنیم .

از دیگر اعداد مقدسی که نشانه ی برکت و اکمال و کمال است عدد هزار است که علاوه بر بیانگر کثرت بودن در ایات و روایات و احادیث معصومین ( علیهم السلام ) به نوعی نشانه ی پختگی و رسیدن آن موضوع به درجه ای از کمال می باشد ، با نگاهی گذرا بر منابع موجود می بینیم که عدد ۱۰۰۰ یا همان ( الف) به کرات مورد استفاده قرار گرفته و گرچه بسیاری از دانشمندان و کارشناسان اعتقاد به نماد کثرت بودن عدد ( الف) دارند و آن را مترادف ( کثیرا - کثیرة) استعمال می نمایند ،لیکن بنده شخصا نظرم این است که در ذات عدد هزار ( الف ) به جز مفهوم کثرت خاصیت های دیگری مشتمل بر برکت و قداست و شخصیتی ویژه نهفته می باشد .

به عنوان مثال سوره ی مبارکه قدر آیه ی ۳ می فرماید که : " لیلة القدر خیر من الف شهر " " شب قدر از ۱۰۰۰ شب بهتر است " و یا در ایه ۹ سوره ی انفال می فرماید " إِذْ تَسْتَغِيثُونَ رَبَّكُمْ فَاسْتَجَابَ لَكُمْ أَنِّي مُمِدُّكُم بِأَلْفٍ مِّنَ الْمَلَائِكَةِ مُرْدِفِينَ " " من شما را با هزار ملائکه که ردیف و در یک صف هستند یاری می کنم "  یا سوره ی توبه ایه ی ۵ که می فرماید" يُدَبِّرُ الْأَمْرَ مِنَ السَّمَاءِ إِلَى الْأَرْضِ ثُمَّ يَعْرُجُ إِلَيْهِ فِي يَوْمٍ كَانَ مِقْدَارُهُ أَلْفَ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ "روزی که مقدار آن ۱۰۰۰ سال است به سوی خدا باز می گردید " و یا در سوره حج ایه ی "وَيَسْتَعْجِلُونَكَ بِالْعَذَابِ وَلَن يُخْلِفَ اللَّـهُ وَعْدَهُ ۚ وَإِنَّ يَوْمًا عِندَ رَبِّكَ كَأَلْفِ سَنَةٍ مِّمَّا تَعُدُّونَ"و از تو با شتاب تقاضاى عذاب مى‏كنند با آنكه هرگز خدا وعده‏اش را خلاف نمى كند و در حقيقت‏يك روز [از قيامت] نزد پروردگارت مانند هزار سال است از آنچه مى‏شمريد" و یا در سوره ی انفال ایه ی ۶۵ می فرماید "يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ ۚ إِن يَكُن مِّنكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ ۚ وَإِن يَكُن مِّنكُم مِّائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفًا مِّنَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَّا يَفْقَهُونَ" اى پيامبر مؤمنان را به جهاد برانگيز اگر از [ميان] شما بيست تن شكيبا باشند بر دويست تن چيره مى‏شوند و اگر از شما يكصد تن باشند بر هزار تن از كافران پيروز مى‏گردند چرا كه آنان قومى‏اند كه نمى‏فهمند " و در جای دیگر می فرماید " اكنون خدا بر شما تخفيف داده و معلوم داشت كه در شما ضعفى هست پس اگر از [ميان] شما يكصد تن شكيبا باشند بر دويست تن پيروز گردند و اگر از شما هزار تن باشند به توفيق الهى بر دو هزار تن غلبه كنند و خدا با شكيبايان است" و در سوره ی بقره ایه ی ۹۶  می فرماید "وَلَتَجِدَنَّهُمْ أَحْرَصَ النَّاسِ عَلَىٰ حَيَاةٍ وَمِنَ الَّذِينَ أَشْرَكُوا ۚ يَوَدُّ أَحَدُهُمْ لَوْ يُعَمَّرُ أَلْفَ سَنَةٍ وَمَا هُوَ بِمُزَحْزِحِهِ مِنَ الْعَذَابِ أَن يُعَمَّرَ ۗ وَاللَّـهُ بَصِيرٌ بِمَا يَعْمَلُونَ "و آنان را مسلما آزمندترين مردم به زندگى و [حتى حريص‏تر] از كسانى كه شرك مى‏ورزند خواهى يافت هر يك از ايشان آرزو دارد كه كاش هزار سال عمر كند با آنكه اگر چنين عمرى هم به او داده شود وى را از عذاب دور نتواند داشت و خدا بر آنچه مى‏كنند بيناست "

یا در برخی روایات و حکمت هایی که بیان گردیده از لفظ هزار " أَلْف " استفاده شده است به عنوان مثال " الدرس جرف و التکرار أَلْف " " درس یک بار و تکرار هزار بار " را می توان بر شمرد .

یا در شعری گفته شده که

" هزار نکته باریک تر ز مو اینجاست / نه هر که سر بتراشد قلنندری داند "

یا در خصوص ارزش صدقه و انفاق گفته اند :

"درمی صدقه از کف درویش /از هزار توانگر آمد بیش "

همه ی موارد فوق نمایانگر و ثابت کننده ی یک موضوع است و آن اینکه عدد هزار که ترجمه و برگردان آن در زبان تازی "أَلْف " می باشد ،علاوه بر دلالت بر کثرت از برکت و قداست ذاتی و ماهوی برخوردار است ، فلذا دانشمندان از این عدد و خواص آن تا حد امکان بهره مند شده و در صدد ترویج و اشاعه ی استفاده از برکات آن بوده اند .

وبلاگ

پست حاضر که تقدیم حضور شما عزیزان می شود یکهزارمین پست و نکته و مطلبی است که با بضاعت اندک این حقیر در وبلاگ فقیرانه اما با صفای مان تقدیم شما عزیزان می شود ،این حقیر در پی تاسیس وبلاگ حاضر در تاریخ اول آذر ۱۳۸۹ شروع به نگارش و انعکاس اخبار و اطلاعات و مشکلات محدوده ی شهرستان زرندیه و شهر مامونیه و همینطور گزارش و انعکاس پیشرفت ها و فعالیت های عمرانی و امور اجتماعی و نیز شناسایی و مطرح کردن نواقص و کاستی های مربوطه با انگیزه ی اصلاح نمودم و سعی کردم با نوشته های خود در ارتقای سطح آگاهی و توسعه و تعالی زادبوم عزیزمان نقشی گوچک و در حد توان و استعداد خود را عهده دار باشم و بر مصداق " ران ملخی تحفه ی موری " و "برگ سبزی تحفه ی درویش " در این روند از هیچ کوشش و اهتمام و مساعی فروگزار نبوده و نیستم و هر چند می دانم در حد طبع بلند و مشکل پسند مخاطبان فرزانه و فرهیخته توفیق نداشته ام اما چه کنم که بضاعت حقیر بیش از این نبوده و هر چه داشته ام را در طبق اخلاص نهاده  تقدیم نموده و عذر تقصیر دارم ، علی ایحال به همین اندک اکتفا نموده ام زیرا که " لا یکلف الله نفسا الا وسعها "

یاداور می شوم پیش از این وبلاگ حقیر وبلاگی با عنوان " سراج منیر" داشتم که از تاریخ ۱۵ ابان ۱۳۸۴ در زمینه ی علوم و معارف قرانی فعالیت نموده و مطلب می نگاشتم که از تاریخ اول آذر ۱۳۸۹ وبلاگ رحیم نیکنام را راه اندازی نموده و در کنار وبلاگ قبلی اداره می نمایم و سپس وقتی با استقبال روزافزون همشهریان از وبلاگ مواجه شدم با تبدیل وبلاگ به سایت با پسوند " آی آر " سعی نمودم تا شکل مطلوبی از سایت و وبلاگ را در اختیار همه ی علاقمندان و مخاطبان عزیزم قرار دهم .

 رجاء واثق دارم با عنایت به اینکه عمده ی مباحث و پست هایی که در وبلاگ حقیر درج گردیده به نوعی دربردارنده و مشتمل بر مسائل دینی و اخلاقی است که در ترویج احکام و معارف نورانی دین مبین اسلام و شریعت حقه ی شیعه و گسترش اخلاق اسلامی و سجایای اخلاقی و انسانی تلاش می کند و  مستظهر به آیات کلام الله مجید و متبرک به کلام نورانی معصومین و ائمه ی اطهار (علیهم الاف التحیه و الثناء) و مزین به بیانات و نظرات ارزشمند دانشمندان اسلامی و ایرانی و  معطر به سخنان دوستان فاضل و فرهیخته و پیشنهادات و فرمایشات دوستان ارزنده ی زرندی تبار است، توانسته باشم ذره ای از دریای معارف غنی اسلامی و قطره ای از اقیانوس ادب و معرفت را در وبلاگ خود منعکس نموده باشم و توفیق یافته باشم به اندازه ی وسعم و نه درخور لیاقت و شایستگی عزیزان اثرگزار بوده و در خدمت به شهر و دیار و همشهریان فاضل و گرامی ام گام برداشته باشم .

عاجزانه از درگاه خالق بی بدیل هستی استعانت جسته و از عموم عزیزانی که به این بنده ی کمترین لطف و عنایت داشته و دارند تمنا می کنم این حقیر را در هر چه بهتر شدن مکتوبات و مطالب مندرج همچون گذشته یاری فرموده و با ارشاد و رهنمودهای ارزشمند خود حقیر را در ادامه ی راه از نعمت همفکری و معاضدت خود منتفع فرمایید ، ارزوی سلامتی و توفیق و بهروزی برای همه ی مخاطبان گرامی به عنوان سرمایه های گرانسنگ معنوی وبلاگ خود دارم و از خداوند متعال استدعای موفقیت و کامیابی برای شان دارم - مستدعی و ملتمس دعای خیر عزیزان در خدمتگزاری به خوبان و گرامیان همشهری هستم / ارادتمند همه ی شهروندان عزیز زرندی تبار در اقصی نقاط گیتی :

رحیم نیکنام به تاریخ ۱۶ بهمن ۱۳۹۲ هجری شمسی و  مطابق با پنجم ربیع الثانی سنه ی ۱۴۳۵هجری قمری  و پنجم فوریه ی ۲۰۱۴ میلادی - شهرستان زرندیه - شهر مامونیه -  آدرس وبلاگ ها   

                                  http://rahim-niknam.blogfa.com

http://rahim-niknam.ir  

http://serajemonir.blogfa.com 

فرست یا تهدید ؟؟!! قوت یا ضعف ؟؟!!

کودکی ۱۰ ساله که دست چپش در یک حادثه رانندگی از بازو قطع شده بود برای تعلیم فنون رزمی جودو به یک استاد سپرده شد. پدر کودک اصرار داشت استاد از فرزندش یک قهرمان بسازد و کودک نیز به این امر علاقمند بود. استاد پذیرفت و به پدر کودک قول داد که یکسال بعد می تواند فرزندش را در مقام قهرمانی کل باشگاه ها ببیند. در طول ۶ ماه استاد  فقط روی بدن سازی کودک کار کرد و حتی  یک فن جودو هم به او تعلیم نداد. بعد از ۶ ماه خبر رسید که یک ماه دیگر مسابقات محلی در شهر برگزار می شود. استاد به کودک ده ساله فقط یک فن آموزش داد و تا زمان برگزاری مسابقه فقط روی همان تک فن کار کرد. سرانجام مسابقات انجام شد و کودک توانست در میان اعجاب همگان با آن یک فن، همه حریفان را شکست دهد! سه ماه بعد، کودک توانست در مسابقات بین باشگاهی نیز با استفاده از همان تک فن برنده شود و سال بعد نیز در مسابقات کشوری، آن کودک یک دست موفق شد تمام حریفان را زمین بزند و به عنوان قهرمان کشوری انتخاب گردد. وقتی مسابقات به پایان رسید ، در راه بازگشت به منزل، کودک از استاد راز پیروزی اش را پرسید . استاد گفت: ” دلیل پیروزی تو این بود که اولا به همان یک فن به خوبی مسلط بودی ، ثانیا تنها امیدت همان یک فن بود و ثالثا اینکه راه شناخته شده مقابله با این فن ، گرفتن دست چپ حریف بود، که تو چنین دستی نداشتی! یادبگیر که در زندگی از نقاط ضعف خود به عنوان نقطه قوت خودت استفاده کنی. راز موفقیت در زندگی، داشتن امکانات نیست، بلکه در چگونگی استفاده از امکانات موجود است.

خیلی از مواقع ما قادر نیستیم از فرصت به درستی استفاده کنیم و آن وقت است که "فرصت" برای ما به یک "تهدید" تبدیل می شود .

افراد عاقل و عاقبت اندیشی که همیشه با دور اندیشی و نکته سنجی به هر پدیده ای به صورت علمی و به دور از احساس و انفعال نگاه می کنند به عکس گروه فوق از تهدیدها به عنوان یک فرصت استفاده کرده و با بکارگرفتن عقل و تدبیر بیش ترین استفاده را از آن تهدید و موضوع ناخوشایند و حوادث غیر مترقبه کرده و نتیجه ای گوارا و خوشایند از آن کسب می نمایند ، کلید مسئله چیزی نیست جز یک قابلیت و توانمندی به نام " مدیریت بحران " امری که در کشور ما اسمش فراوان  بر زبان خرد و کلان و بالاخص در میان مدیران و برنامه ریزان جاری می شود و برایش تشکیلات و دفتر و دستک عریض و طویلی به نام" ستاد مدیریت بحران " و "ستاد حوادث غیر مترقبه "ایجاد می نمایند اما در عمل هیچ برایند و حاصلی که بتوان لمس نمود و آن را به وضوح نشان داد حاصل نمی شود.

به عنوان مثال طی چند روز گذشته بارش برف به عنوان نعمت الهی که باعث برطرف شدن مشکل کم ابی و خشک سالی و پیامدهای ناگوار دیگر می شود به عنوان یک فرصت بیشتر نقاط کشورمان را سفید پوش نموده و در بدو امر موجی از شادی و سرور را به خصوص در بین کشاورزان و مردم زحمتکش مناطقی که اقتصاد وابسته به کشاورزی و محصولات آن و آب و ابادانی دارند ایجاد کرد اما به مرور وقتی سرعت و شدت بارش برف کمی بیشتر شد همین فرصت به تهدید تبدیل شد و باعث فرو ریختن سقف منازل و افت فشارگاز و سردی منازل و محیط کار و در ادامه مشکل فقدان نان و آب شرب و قطعی برق و قطعی ارتباط و بسته شدن راه های روستایی و قطع خطوط تلفن ارام آرام باعث ایجاد بحرانی بزرگ که زندگی مردم را تهدید می کند به وجود آمد و سوء استفاده ی فروشندگان اب و مواد غذایی و نبود منابع جایگزین انرژی و غیره رفته رفته همان فرصت را به بحرانی بزرگ تبدیل نموده است و اینجاست که " مدیریت بحران " باید نقش خود را به خوبی ایفا می نمود ، لیکن متاسفانه " ستاد مدیریت بحران از ایفای نقش لازم عاجز بوده و در نتیجه اجبارا از نیروهای مسلح تا (ان جی او ) سازمان های مردم نهاد پا به صحنه نهاده تا بتوانند بحران را مدیریت کنند اما عوامل متعددی از قبیل فقدان زیر ساخت های لازم - عدم آموزش عمومی برای مواجهه با شرایط ویژه - وجود دستگاه های متعدد با شرح وظایف مشابه - موازی کاری ادارات - نبود مدیریت واحد برای هدایت فعالیت ها - فقدان ساز و کار مناسب ارزشیابی و همچنین سنجش میزان توفیق نیروهای امدادگر و .... باعث شده تا توفیق مطلوبی در مهار و مدیریت بحران مزبور کسب نشود .

علیهذا به نظر می رسد با توجه به داستان فوق و با واقع بینی در خصوص مدیریت بحران و اتخاذ سازو کار مناسب و همینطور انجام عملیات آزمایشی و آموزشی به صورت مانور امادگی مناسب برای مواجهه با شرایط ویژه را کسب نموده تا در مواقع ضرورت و به هنگام عملیات با مشکل و سردرگمی مواجه نگردند و با تبدیل تهدید به فرصت ضمن محافظت از جان و مال و هستی مردم از فرصت بوجود آمده حداکثر بهره برداری مثبت و مفید را نموده و در جهت ابادانی و توسعه و تعالی و بهبود کمی و کیفی معیشت مردم و کشور عزیزمان استفاده نمایند .

یادمان باشد تنها هنگامی مدیریت بحران موفق بوده که تلفات در کمترین اندازه و منافع در بیشترین حد کسب شود و همه چیز در عمل مشخص و معلوم شود .

معروف است سمیناری در خصوص وضعیت نان تشکیل شد و وقتی مسئول مربوطه خواست از سمینار ارزیابی به عمل اورد دستور داد تا نان سنگکی برایش ببرند وقتی با تعجب مسئولان زیر دست مواجه شد که نان سنگک را برای چه می خواهید ؟ایشان گفتند : اگر سمینار موفق بوده باشد می شود نتیجه ی آن را در نحوه ی پخت و تحویل نان سنگک دید و فقط زمانی که کیفیت این نان در عمل بهتر شده باشد نشانه ای از توفیق سمینار مربوطه می باشد .

توجه توجه  : فردا چهارشنبه کلیه ی مدارس شهرستان زرندیه تعطیل است .

مدارس نوبت صبح بویراحمد و دنا 17دی 92 تعطیل استمدارس نوبت صبح بویراحمد و دنا 17دی 92 تعطیل استfori مدارس نوبت صبح بویراحمد و دنا 17دی 92 تعطیل استمدارس نوبت صبح بویراحمد و دنا 17دی 92 تعطیل است

به  علت برودت هوا و شرایط نا مساعد جوی و همچنین اُفت فشارِ گاز کلیه ی مدارس استان مرکزی در همه ی مقاطع اعم از ابتدایی و متوسطه فردا  روز چهارشنبه شانزدهم بهمن سال ۹۲ ( ۱۶/۱۱/۹۲) در نوبت صبح و عصر تعطیل می باشد .
بر اساس همین خبر به نقل از اقای بخشعلی قشقایی مدیر آموزش و پرورش شهرستان زرندیه کلیه ی مدارس شهرستان زرندیه (بخش های مرکزی و خرقان ) در تمامی مقاطع اعم از ابتدایی و متوسطه ( دوره ی اول و دوره ی دوم متوسطه ) فردا روز چهارشنبه مورخه ۱۶ بهمن ۹۲ تعطیل می باشد و حضور دانش آموزان و معلمان و کادر مدارس در روز فوق الزامی نمی باشد .

در حاشیه ی نامگزاری معابر و اماکن و محله های شهر ..

خبرگزاری فارس: 80 درصد معابر شهري شادگان نامگذاري شده است

چند روزی است بنری در ورودی محله ی زمین شهری مامونیه نصب شده است که در خصوص برگزاری یادواره ی شهدای گرانقدر محله ی زمین شهری اطلاع رسانی نموده و خبر از مداحی آقای حاج مرتضی طاهری مداح و ذاکر مشهور کشوری و برنامه های فرهنگی و مذهبی در حاشیه ی یادواره ی شهدای گرانمایه داده شده است که در همین حد به فال نیک گرفته و از اجرای این برنامه و برنامه های مشابه استقبال می کنم .

اما امری که باعث شد یادداشت حاضر را بنویسم مشاهده نوشته های بنر مذکور با امضاء و زیر نویس و همینطور آدرس " شهرک فاطمیه " بود .

برادران و خواهران مجری برنامه ی یادواره مطمئنا نیتی مقدس و خیر داشته و خیرخواهی و نیک اندیشی نگارندگان این اطلاعیه برای حقیر مسلم است زیرا اجرای اینگونه برنامه ها علاوه بر صرف هزینه و وقت و حوصله و انرژی نیاز به ایثار و از خودگذشتگی بسیار زیادی دارد و با مسئولیت سنگینی همراه است که هر کسی به راحتی آن را بر عهده نمی گیرد و بار آن را به دوش نمی کشد و همینقدر که ایشان این مسئولیت را پذیرفته اند نشان از همت والا و روحیه ی بسیجی و ایثار و فداکاری و دلسوزی ایشان دارد .

ساکنان " محله ی فاطمیه " " زمین شهری سابق " را عمدتا مهاجرین و کارمندان و نیروهای ارزشی تشکیل می دهند و این محله از قدیم الایام و بدو تاسیس به نام محله ی " زمین شهری " و " محدوده ی کانون " و اسامی مشابه شناخته شده بوده و نامگذاری آن به " محله ی فاطمیه " به تناسب همجواری این محله با مسجدحضرت فاطمه زهرا (س) امری مبارک و بسیار پسندیده و مطلوب است .

 اما امری که اینجانب و بسیاری از اهالی را به واکنش واداشته است نامگذاری این محله به نام " شهرک فاطمیه " و استفاده از واژه ی " شهرک " است که امری غیر اصولی و غیر منطقی است و موضوعی غیر متداول و حتی غیر قانونی نیز می باشد ، ممکن است شما بفرمایید این امر یعنی نامیدن یک محله ی از شهر به نام " شهرک " مسبوق به سابقه است و قبلا نیز "محله ی آسیابک " با نصب یک تابلوی کوچک به نام " شهرک اسیابک " موسوم گردیده و تابلو مربوطه نیز در ابتدا و انتهای آسیابک " روبروی مغازه های مرحوم حاج علی احمد احمدیان " و " روبروی پمپ بنزین اسیابک" موجود است !! و همچنین سئوال کنید که اشکال و ایراد کار در کجاست ؟

باید به عرض برسانیم چنانچه پیش از این در مقاله ای در همین وبلاگ نوشتیم اگر تاریخچه ی شهر مامونیه را بررسی بفرمایید پی خواهید برد که در سال ۱۳۴۳ با عنایت به حد نصاب جمعیتی برای شهر شدن ۵ روستای مامونیه - امیرآباد- زرندکهنه- اسیابک- خورشید اباد را مجتمع نموده و  شهرداری به آن تخصیص دادند و ساختمان اداری شهرداری حوزه ی شهری مامونیه را در محدوده ی مرکزی این ۵ روستا جای داده و نام شهرداری حوزه ی شهری مامونیه را بر آن نهادند که بعدها برای سهولت و سرعت و اختصار نام "شهرداری حوزه ی شهری مامونیه " را به " شهرداری مامونیه " تبدیل نموده و "حوزه ی شهری مامونیه" را به نام " شهر مامونیه " را نامیده و خواندند و از همان موقع "شهر مامونیه" و "شهرداری مامونیه" در وزارت کشور و استانداری مرکزی و  مراجع قانونی رسمیت یافته و شناخته شد .

چنانچه قبلا توضیح دادیم در تمام کتب و دستور العمل های وزارت کشور و وزارت مسکن و شهرسازی "شهر "و "شهرک " از تعریف متمایز و جداگانه ی مشخصی برخوردار بوده و هر کدام دارای تشکیلات و سازمان مختص به خود بوده و به هیچ عنوان استفاده از لفظ " شهر " برای " شهرک" و بالعکس استفاده از اصطلاح " شهرک " برای " شهر " امری معقول و منطقی و قانونی به حساب نیامده و نباید بر اساس سلیقه  و دلخواه افراد این الفاظ گزینش و استعمال گردد .

چنانچه در قانون مقرر گردیده "شهر " از چند " مرکز جمعیتی " از قبیل " روستا " و یا " محله " تشکیل شده و شخصی به نام "شهردار" توسط شوزای اسلامی شهر و با تایید استاندار در راس اداره ای به نام "شهرداری " امور عمرانی و ساخت و ساز و اصلاح معابر و هدایت آب های سطحی و تجمیع زباله و رفت و روب و نظافت شهر و مبلمان شهری و احداث و تجهیز باغ های عمومی موسوم به بوستان و پارک ووضع قوانین مربوط به نحوه ی ساخت و ساز اماکن را مدیریت می نماید ، در حالی که "شهرک " با کاربری خاص مثل صنعتی و یا اداری و یا .... در نقطه ای خاص متمرکز شده و در آن اداره ای به نام " دفتر محلی " یا " دفتر خدمات محلی " ایجاد می گردد که در راس این " دفتر محلی " شخصی به نام " مدیر دفتر محلی " که برای اختصار و متمایز شدن " مدیر شهرک " نامیده می شود امور مربوط به ساماندهی به خدمات در شهرک را از قبیل " نظافت " و " نگهداری" و " مدیریت محلی " انجام می دهد که می توانیم  به عنوان نمونه "شهرک صنعتی مامونیه " و " دفتر شهرک " و " مهندس خیری " را برای مورد فوق مثال بزنیم .

به هر حال استفاده از لفظ " شهرک " به جای " محله " امری ناصواب و ناشی از سوء تفاهم و سوء برداشت در خصوص اسم " شهرک " که آن را مترادف با " شهرکوچک " و "کاف انتهای شهرک " را به عنوان " کاف تصغیر " تلقی نموده اند می باشد و ابدا چنین نیست بلکه " شهرک" عبارت از منطقه و محدوده ای با ویژگی های خاص خود و این اصطلاح یک اصطلاح کاملا قانونی و شناخته شده در عرف اداری و قوانین و تعاریف تخصصی رایج در وزارت کشور و وزارت مسکن و شهرسازی است .

اگر بپذیریم که محله هایی که به اشتباه " شهرک " نامیده شده و تابلو نیز برای آن ها نصب شده " زیر مجموعه ای و محله های شهری نبوده و بلکه خودشان " شهرک مستقل" و دارای هویت و شخصیت مستقل هستند ضرورتا از نظر قانون ، شهرداری حق ارائه ی خدمات در انجا و همینطور هزینه کرد مالی و انجام پروژه ی عمرانی را ندارد و الزاما باید فعالیت های مرتبط با شهر و شهرسازی و عمران و ابادانی در آن ها توسط دفتر محلی و دفتر خدمات محلی انجام شود در حالی که اصلا چنین "دفتر محلی و  دفتر خدمات محلی" در این مکان ها موجود نیست و قاعدتا نباید هم موجود باشد زیرا این اماکن صرفا " محله هایی " هستند که شهر را تشکیل می دهند .

نکته دیگر اینکه درست است که شهر مامونیه در آغاز از ترکیب ۵ نقطه ی جمعیتی و روستا ( خود مامونیه نیز یکی از آن ۵ مرکز جمعیتی و روستاها محسوب می شود ) تشکیل یافته لیکن گسترش شهر و بوجود آمدن محله های جدید همزمان با توسعه ی شهر اجتناب ناپذیر بوده و امروزه شهر مامونیه از محله های زیادی همانند محله ی زمین شهری - محله ی حدیق- محله ی ۲۵ متری پارک- محله ی همدانی ها - محله امیراباد- محله ی اسیابک- محله ی مامونبه- محله ی خورشید اباد- محله زرند کهنه و محله ی چهل دستگاه و ... متشکل است و اگر قرار شود هر محله برای خود نام شهرک را برگزیند علاوه بر تاثیر منفی بر واگرایی شهر و بروز مشکلات دیگر به نوعی انسجام و تمامیت شهر را اسیب رسانده و تهدید می نماید و ضمنا یک تحریف تاریخی صورت می گیرد و موضوعی که حدود ۳۰ سال است مصوب شده و استقرار یافته را مورد تعرض و تحربف قرار می گیرد .

علیهذا از فرمانداری محترم شهرستان زرندیه و شهرداری محترم مامونیه و همینطور از شورای اسلامی شهر مامونیه میخواهیم با حساسیت نسبت به ایجاد هر گونه تغییر و تحریف در نام شهر و  محله های آن برخورد نموده و با رهنمودهای به موقع و گوشزد نمودن قانون ضمن شفاف سازی و روشن نمودن حقیقت از بروز و تکرار موارد مذکور ممانعت نموده و اصلاحات لازم را در موارد لزوم اعمال فرمایند .

اضافه می کنم حسب بند۲۴ماده ۷۱ قانون وظایف و اختیارات و انتخابان شورای اسلامی شهر تعیین اسامی معابر- محله ها - شوارع - میادین- اماکن از اختیارات شورای اسلامی شهر بوده که باید آن را انتخاب و طی پیشنهادی به فرمانداری محترم شهرستان اعلام نماید و انگاه شورای عالی نامگزاری که مستقر در فرمانداری شهرستان است و متشکل از فرماندار و معاونین و امام جمعه ی محترم  و رئیس بنیاد شهید و رئیس اداره ی ارشاد و فرمانده سپاه شهرستان و شهردار و رئیس شورای شهر و روسای دانشگاه های شهرستان و معتمدین منتخب فرماندار است در بررسی همه جانبه اسامی پیشنهادی را مورد تصویب نهایی قرار می دهند و جهت اجرا به شهرداری مربوطه ارجاع می دهند .

یاد اور می شود شورای عالی نامگزاری شهرستان صلاحیت لازم برای نامگزاری و همینطور تجدیدنظر و کسر و اضافات نام معابر - میادین و اماکن و محله های شهر را دارد و  در مورد موضوع مورد بحث ما به هیچ وجه تسمیه ی محله های اسیابک و محله ی زمین شهری " فاطمیه" به عنوان " شهرک " جزء مصوبات شورای اسلامی شهر و همچنین تائیدیه نهایی این شورای عالی نامگزاری شهرستان نبوده و پس از تهیه ی نقشه ی جامع شهر در اسفند ماه سال ۹۱ تمام اماکن شهر مامونیه برابر بند ۲۴ ماده ی ۷۱ قانون تشکیلات وظایف و انتخابات شورای اسلامی شهر مورد نامگزاری قرار گرفت و اسامی پیشنهادی در شورای عالی نامگزاری شهرستان با حضور اعضای شورا بازنگری و به دقت بررسی و تصویب شد و برای نصب تابلو سایر اقدامات تحویل شهرداری مامونیه قرار گرفت که رحیم نیکنام به عنوان رئیس شورای اسلامی شهر  در هر دو شورا اعم از شورای شهر و هیات بدوی نامگزاری و هم در شورای عالی نامگزاری حضور فعال داشته و ابدا برای هیچ نقطه ای از شهر و محله های آن نام "شهرک "پیشنهاد نگردیده و تصویبی هم صورت نگرفت زیرا اساسا نامگزاری "شهرک" برای "شهر" کاری عبث و نقض غرض و مغایر با ضوابط و قوانین مصرحه می باشد ، بنا براین حتی در آخرین بازنگری نیز نام "شهرک" برای مناطق مذکور برگزیده نشد فلذا این نامگزاری از وجاهت برخوردار نیست و غیر قانونی و بر اساس سلیقه ی برخی شهروندان صورت گرفته و از ناحیه ی شهرداری این امر انجام نشده است .

فلذا انتظار می رود همه اعم از مسئولان و شهروندان و ساکنین محله های مختلف شهر با محوریت قانون و عقل و پذیرفتن قواعد مرسوم از اینگونه اقدامات که هیچ فایده ای جز ایجاد شکاف در بین شهروندان و مناطق شهری و واگرایی و بد بینی ندارد ، احتراز نموده و با نصب العین قرار دادن قانون و مقررات ، محیط و محملی آرام و با نشاط برای سکونت و رشد و تکامل و توسعه و تعالی مامونیه شهر عزیزمان فراهم آورند .

پنج گروهی که شیطان در آن ها نفوذ نمی کند

پنج گروه که شیطان در آنها نفوذ نمی‌کند

عَن أَبِی عَبْدِاللهِ(ع): «قَالَ إِبْلِیسُ خَمْسَةُ أَشْیَاءَ لَیْسَ لِی فِیهِنَّ حِیلَةٌ وَ سَائِرُ النَّاسِ فِی قَبْضَتِی مَنِ اعْتَصَمَ بِاللهِ عَنْ نِیَّةٍ صَادِقَةٍ وَ اتَّکَلَ عَلَیْهِ فِی جَمِیعِ أُمُورِهِ وَ مَنْ کَثُرَ تَسْبِیحُهُ فِی لَیْلِهِ وَ نَهَارِهِ وَ مَنْ رَضِیَ لِأَخِیهِ الْمُؤْمِنِ بِمَا یَرْضَاهُ لِنَفْسِهِ وَ مَنْ لَمْ یَجْزَعْ عَلَى الْمُصِیبَةِ حِینَ تُصِیبُهُ وَ مَنْ رَضِیَ بِمَا قَسَمَ اللهُ لَهُ وَ لَمْ یَهْتَمَّ لِرِزْقِهِ»

امام صادق(ع) فرمود: شیطان می‌‌گوید نسبت به پنج نفر هیچ راه نفوذی ندارم ولى دیگران در چنگ من هستند:

کسى که با صدق نیت به خدا پناه ببرد و در همه کارهایش به خدا توکل کند،

و کسى که در شبانه روز به صورت فراوان تسبیح خدا را بگوید،

و کسى که براى برادر مؤمنش آنچه را بپسندد که براى خود مى‏‌‌پسندد،

و کسى که هنگام مصیبت بى ‏تابى نکند،

و کسى که خشنود باشد به آنچه خداوند براى او قسمت فرموده و دیگر غم روزى خویش نخورد.

 

تجلیل از استاد شهرام ناظری هنرمند نیکوکار و خَیِّـر  

تندیس مهر حقوق بشر به پاس یاری رسانی و همنوایی با کودکان شین آبادی که ذر سانحه ی آتش سوزی دچار سوختگی شدید شده و آسیب کلی دیده بودند  و همچنین یاری رسانی به کودکان جذامی مهاباد به استاد شهرام ناظری ˈشوالیه آواز ایرانˈ اهدا شد.
استاد شهرام ناظری هنرمند کرمانشاهی تبار ایرانی با صدای دلنشین خود آوازهایی به یاد ماندنی برای تامین هزینه ی درمان بیماران صعب العلاج اجرا نموده و تمامی عوائد برنامه ی اجرا شده را به امور خیریه تخصیص داد بودند .
استاد شهرام ناظری با نغمه های داودی خود و با اجرای آوازهای " اتش در نیستان " و " کیش مهر " و ...در یاد و خاطره ی مردم ایران جاودانه شد ، از استاد شهرام ناظری آثار متعدد و زیبا و بی بدیلی بر حای مانده که دارای ارزش های انکار ناپذیر فراوان فنی و هنری و زیباشناسانه است .
آحاد ملت بزرگ ایران همواره قدردان هنرمندان و اساتیدی است که علاوه بر داشتن مهارت و قابلیت های فنی و تکنیکی دارای سجایای اخلاقی و فضائلی از قبیل مردم داری - احسان و نیکوکاری - انفاق و دستگیری از ضعیفان و مستمندان و افتادگی و تواضع و وقار می باشند .

حکایت زندگی ما ...... !!!

pictures-Funny-radsms-25.jpg 

مشکل اینجاست،
همیشه آدم های تنوع طلب
دست می گذارند رو آدمهای وفادار !

ای کاش انسانها همانقدر که از ارتفاع میترسیدند ,
کمی هم از پستی
هراس داشتند…!!

اشیاء برای استفاده شدن و انسانها برای دوست داشتن می باشند
ولی افسوس امروزه از انسانها استفاده می شود و اشیاء دوست داشته می شوند !

10 مهارت زندگی

ﻧﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﺑﻮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ، ﻧﻪ ﻋﺎﺷﻖ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ
ﻓﻘﻂ ﺷﻠﻮﻏﺶ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ
ﮔﻨﺠﺸﮏ ﻫﺎﯾﯽ
ﮐﻪ ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺷﺎﺧﻪ ﺑﻪ ﺁﻥ ﺷﺎﺧﻪ ﭘﺮﯾﺪﻥ
ﻋﺎﺩﺗﺸﺎﻥ ﺍﺳﺖ . . .

قله ای که چند بار فتح شود ؛
بی شک روزی تفریحگاه عمومی میشود !
مواظب دلت باش !…

a04c0bf8ed4b91c3e02cd34630485b92-425

یادت باشه همیشه خودتو بنداز تا بگیرنت
اگه خودتو بگیری میندازنت !

مرد ترین آدمهایی که تو زندگیم دیدم
اونایی بودن که بعد اشتباهشون گفتند :معذرت میخوام . . .

آنهایی که در زندگیت نقشی داشته اند را دوست بدار
نه آنهایی که برایت نقش بازی کرده اند . . .
.
هیچکس نمیتواند یک شخص را تغییر دهد
اما یک شخص میتواند دلیلی برای تغییر یک فرد باشد

مردم می گویند، ” آدم های خوب را پیدا کنید و بدها را رها کنید.”
اما باید اینگونه باشد،
” خوبی را در آدم ها پیدا کنید و بدی آن ها را نادیده بگیرید. ”
هیچکس
کامل نیست

همیشه یادمون باشه که نگفته هارو میتونیم بگیم
اما گفته هارو نمیتونیم پس بگیریم

آدما دو جور زندگی میکنن :
یا غرورشونو زیر پاشون میذارن و با انسانها زندگی میکنن
یا انسانهارو زیر پاشون میذارن و با غرورشون زندگی میکنن

ایستادگی کن تا روشن بمانی ؛
شمع های افتاده خاموش می شوند(احمد شاملو)


سخت است حرفت را نفهمند و سخت تر این است که حرفت را اشتباهی بفهمند…
حالا می فهمم که خدا چه زجری میکشد !!
وقتی این همه آدم حرفش را که نفهمیده اند هیچ ، اشتباهی هم فهمیده اند (دکتر شریعتی)

کسانی هستند که از خودمان می رنجانیم
مثل ساعت هایی که صبح، دلسوزانه زنگ می زنند
و در میانِ خواب و بیداری، بر سرشان می کوبیم
بعد می فهمیم که خیلی دیر شده

گاهی وقت ها “سکوت” بهترین حرف
و “نبودن ” بهترین حضور است . . .

 

خـــــشـم ،بـــا دیــــوانــگی آغــــاز مـی شـود و بـــا پــــشـیمـانـی پـایـان مـی پــذیــرد . . .

عکس‌های قشنگ، دلیل بر زیبایی تو نیست
ساخت دست عکاس است
درونت را زیبا کن که مدیون هیچ عکاسی نباشی
“خسرو شکیبایی”

سه چیز را با احتیاط بردار : قدم ، قلم ، قسم !
سه چیز را پاک نگه دار : جسم ، لباس ،خیال !
از سه چیز کار بگیر : عقل ، همت ، صبر !
از سه چیز خود را دور نگهدار:  افسوس ، فریاد ، نفرین !
سه چیز را آلوده نکن : قلب ، زبان ، چشم !
اما سه چیز را هیچ گاه فراموش نکن : خدا ، مرگ و دوست …

حـــکایـت زنـــدگی مـا شـده مــثـل دکــمـه ی پـــیـراهـن
اولــی رو کـه اشــتـبـاه بـــسـتی ،
تــا آخـــرش اشـــتـبـاه مـــیـری !
بــــدبـخـتـی ایــنـه کـه ؛
زمــانی بـه اشـــتـبـاهـت پـــی می بـری کـه رســیـدی بـه آخــــرش . .

ec827c60978ae6021a57188fecf0df19-425

فردا سه شنبه کلیه ی مدارس شهرستان زرندیه تعطیل است

                  

 
 

به  علت برودت هوا و شرایط نا مساعد جوی و همچنین اُفت فشارِ گاز کلیه ی مدارس استان مرکزی در همه ی مقاطع اعم از ابتدایی و متوسطه فردا  روز سه شنبه پانزدهم بهمن سال ۹۲ ( ۱۵/۱۱/۹۲) در نوبت صبح و عصر تعطیل می باشد .

اقای بخشعلی قشقایی مدیر آموزش و پرورش شهرستان زرندیه با ارسال پیامکی اعلام کرد کلیه ی مدارس در تمامی مقاطع در شهرستان زرندیه فردا سه شنبه در سیفت های صبح و عصر تعطیل است و حضور دانش آموزان و معلمین و عوامل آموزشی و خدماتی در روز فوق در مدارس الزامی نمی باشد

همشهریان عزیز: با عنایت به برودت بیش از حد و غیر قابل تحمل بودن سرما و از طرفی افت فشار گاز و مصرف بیش از حد مردم از منابع انرژی و گاز به عنوان گرم کننده ی محیط زندگی و محل کار لازم است با رعایت اصول صرفه جویی و مصرف بهینه هر چه بیشتر مراعات حال سایر همشهریان و همنوعان خود را نموده و با مصرف بی رویه و هدر دادن گاز باعث محروم شدن گروهی از هموطنان عزیزمان از گاز و در نتیجه بروز مشکلات عدیده برای ایشان نشویم .

مردم و دستگاه های اجرایی درمصرف گاز صرفه جویی کنند

یادمان نرود پیامبر اکرم فرمود " انچه برخود می پسندیم بر دیگران نیز بپسندیم و آنچه برخود نمی پسندیم بر دیگران نیز نپسندیم " بنا بر این همانطور که نمی پسندیم در این سرمای کشنده و ازار دهنده و فقدان و نبود امکانات و منابع دیگرِ چایگزین برای گرم کردن فضای معیشت و زندگی مان با قطعی گاز و یا افت بیشتر فشار گاز مواجه گردیم پس ما هم با مدیریت مصرف از بوجود آمدن مشکل برای دیگر عزیزان پیشگیری کنیم ، ضمن اینکه سایرینی که ممکن است از نعمت گاز محروم شوند کسی جز برادران و خواهران و بستگان دور و نزدیک و دوستان و همنوعان خودمان نیستند .