هفته ی بسیج گرامی باد

بنام پروردگار عشق و شهادت سالروز تشکیل بسیج مستضعفین به فرمان بت شکن زمان، خمینی کبیر به تمام عاشقان شهادت و رهروان ولایت مبارک باد .

                                                     

 
هفته مقدّس بسیج را به عموم ملّت فهیم وغیور ایران اسلامی ومخصوصا"بر بسیجیان مخلص این لشگر پیدا وپنهان حضرت بقیه الله الاعظم (عج)وبه همه انسانهای آزاده که تفکّر بسیجی دارند با اجازه از حضرت ابا عبد الله الحسین (ع)تبریک عرض می نمایم .

بسیجی یعنی چه ؟

بسیج یعنی به صحنه آمدن و به میدان آمدن. چه میدانی؟ میدان چالش‌های حیاتی و اساسی. میدانها و چالشهای اساسی زندگی چیست؟ فقط آن وقتی است که به کشوری حمله شودومردم آن کشور به صحنه بیایند تا از مرزهای خودشان دفاع کنند؟ البته که نه؟ این فقط یکی از موارد به میدان آمدن است.

آن وقتی هم که هویت ملی و سیاسی یک ملت مورد مناقشه قرار میگیرد، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که به فرهنگ و اعتقادات و باورهای ریشه‌دار یک ملت اهانت می‌شود وآن را تحقیر می‌کنند، جای به میدان آمدن است. آن وقتی هم که نسل برگزیده یک ملت احساس می‌کنند از غافله‌ی دانش عقب مانده‌اند و باید علاجی بکنند، جای به میدان آمدن است.آن وقتی‌هم که احساس بشود پایه‌های یک زندگی مطلوب وعادلانه در کشور احتیاج به تلاش دارد تا ترمیم و یا استوار شود، جای به‌میدان آمدن است. آن وقتی هم‌که جبهه‌های فکری‌و فرهنگی دنیا برای تسخیر ملتها با ابزارهای فوق مدرن می‌آیند تا ملتی را از سابقه و فرهنگ و ریشه‌ی خود جدا کنندوبه راحتی آن را زیر دامن خودشان بگیرند، جای به میدان آمدن است. همه‌ی اینها انسانهایی را می‌طلبد که نیاز را احساس کنند... تجدد و نوگرایی حقیقی و باز کردن میدانهای تازه‌ی زندگی، مطلوب اسلام است. اصلا اسلام این را از انسان خواسته است .
این‌به برکت تامل، تعمق، کاردرست، کارفکری، تلاش عملی، مجاهدت، استقبال از کار و از خطر در همه‌ی میدانها و همت‌ها را بلند کردن به دست می‌آید.
این کارها مربوط به کیست؟ مربوط به بسیج است. اگر بسیج را درست معنا کنیم ، همین است. بسیج همچنین یعنی انسان باهمتی که غیرت دینی و دانایی فکری و نیازشناسی و ابتکار و جوشش ذهنی و خلاقیت دارد و وارد میدان می‌شود.

فرازهایی از بیانات گوهر بار رهبر فرزانه انقلاب اسلامی حضرت امام خامنه ای:

((بسیجی یعنی امام علی (ع)که تمام وجودش وقف اسلام بود .))

بسیج متن ملت است.

بسیج الگوی ملتهای دیگر است.

عرصه حضور بسیج، نیاز و مصالح کشور است.

بسیجیان با ارزش ترین افراد جامعه هستند.

بسیجی نجات بخش است.

 بسیج یعنی :

احساس آمیخته‌ی با عقلانیت؛

حرکت و عمل آمیخته‌ی با مبنای فکری؛

عمل‌گرایی همراه با آرمان‌گرایی؛

دیدن افق‌های دور دست؛

این‌ها مجموعه‌ای است که ذهنیت و هویت بسیج را تشکیل می‌دهد

روحیه‌ی بسیجی یک روحیه‌ای است که اگر در هر نقطه‌ای و در هر قشری به ‌وجود بیاید، در آن‌جا فعالیت، نشاط، حرکت و حیات را مضاعف و چند برابر می‌کند؛ این معنای بسیج است.

بسیج، یعنی حضور بهترین و با نشاط‌ترین و با ایمان‌ترین نیروهای عظیم ملت در میدان‌هایی که برای منافع ملی و برای اهداف بالا، کشورشان به آن‌ها نیاز دارد. همیشه بهترین، خالص‌ترین، شرافت‌مندترین و پرافتخارترین انسان‌ها، این خصوصیات را دارند .

بسیج در یک کشور، معنایش آن زمره‌ای است که حاضراند این پرچم افتخار را بر دوش بکشند و برایش سرمایه‌گذاری کنند که آسان هم نیست.

بسیج یعنی به صحنه آمدن و به میدان آمدن ، میدان چالش‌های حیاتی و اساسی

بسيجيك فرهنگ است؛ بسيج، يك ذهنيت برجسته و والا در جامعه‌ى ماست.

بسيج يعنى به صحنه آمدن و به ميدان آمدن.

بسيجىِ امام بزرگوار ما بود؛ كه همه از بسيجىِ امام بزرگوار فراگرفتند.

حركت بسيجى، سرنوشت ايران را، بلكه سرنوشت فراتر از ايران را تغيير داد.

تناسبي هست ميان هويت وحقيقت بسيج با هويت محرم وعاشورا

 بسيج، جمع فداكارى از مردمند، براى مردم؛ تشكيل يك مجموعه‌اى در حركت عظيم يك ملت مجاهد.

بسیج، كلیدی طلایی و هدیه خداوند به ملت ایران است

بسیج، پدیده بی نظیری است كه در یك معنا، قبل از پیروزی انقلاب، در حضور ایثارگرانه مردم و "حركت عظیم، انقلابی و بسیجی ملت" متجلی شد و نهضت اسلامی را به پیروزی رساند.

بسیج یعنی "ایمان و عمل بر اساس تكلیف"

بسیج یعنی  پا به ركاب بودن

حضور در بسیج افتخار است

بسیج: حركتی برآمده از روح و حقیقت مكتب عاشورا

بسیج مجموعه حزب الله واقعی

بسيج افتخار دارد كه پيرو مكتب عاشورايي است

ـ انكار بسيج, انكار بزرگترين ضرورت و مصلحت براي كشور است.

ـ اگر بسيج در دوران پس از جنگ نبود و اگر امروز هم نباشد, كميت اين انقلاب و اين نظام واهمة حركتهاي سازندة اين كشور لنگ است.

ـ انكار بسيج و بي‌احترامي به آن يا نابخردانه است يا خائنانه است.

ـ تا وقتي كه اين كشور و اين ملت به امنيت احتياج دارد, به نيروهاي بسيج, به انگيزة بسيح به سازماندهي بسيجي و به عشق و ايمان بسيجي احتياج است.

ـ فرزندان بسيحي‌ام با حضور خود در هر صحنه‌اي كه لازم است دشمنان زبون را مرعوب و منكوب سازند.

ـ بسيج, يعني نيروي كارآمد كشور براي همة ميدانها

ـ همه جا چيزي شبيه بسيج هست, تنها به اين درخشندگي, به اين فراگيري, به اين زيبايي, به اين فداكاري, من در جايي سراغ ندارم.

ـ اين فداكاري را من در جايي سراغ ندارم.

ـ نيروي عظيم بسيج مردمي است, اين بسيج در همة قشرها هست.

ـ بسيج, اختصاص به يك منطقة جغرافيايي ويك منطقة انساني و طبقاتي و قشري ندارد, همه جا هست.

ـ ايمان عاشقانه, ايمان عميق, ايمان توأم با عواطف كه از خصوصيات ملت ايران است باعث درخشان شدن بسيج شد.

ـ دانشجوي بسيجي دشمن كمين گرفته را ازياد نمي‌بردو غافلانه خودو دانشگاه وكشورش را به دست تطاول دشمن نمي‌سپرد.

ـ بسياري از پيشرفتهاي كشور مرهون تفكر بسيجي است.

ـ هريك از آحاد قشرهاي مختلف جامعه كه داراي روحية حساس مسئوليت و ايمان باشد, بسيجي است.

ـ بسياري از پيشرفتها و موفقيتهاي نظام اسلامي در عرصه‌هاي مختلف مرهون تفكر و ميل بسيجي است.

ـ بسيجي يعني علي كه تمام وجودش وقف اسلام بود.

 بنيانگذار جمهوری اسلامی ايران حضرت امام خمينی (ره):

ــ بسيج شجرة طيبّه و درخت تناور و پرثمري است كه شكوفه‌هاي آن بوي بهار وصل و طراوات تعيين و حديث عشق مي‌دهد.

ـ اگر بر كشوري نواي دلنشين تفكر بسيجي طنين انداز شد چشم طمع دشمنان و جهانخواران از آن دور خواهد گرديد.

ـ بار ديگر تأكيد مي‌كنم كه غفلت از ايجاد ارتش بيست ميليوني سقوط در دام دو ابرقدرت جهاني را به دنبال خواهد داشت.

ـ مليت كه در خط اسلام ناب محمدي(ص) و مخالف با استكبار و پول‌پرستي و تحجرگرايي و مقدس‌نمايي است بايد همة افرادش بسيجي باشند.

ـ در اين دنيا افتخارم اين است كه خود بسيجيم.

ـ بسيج لشگر مخلص خداست كه دفتر تشكل آن را همة مجاهدان از اولين تا آخرين امضاء نموده‌اند.

ـ بسيج مدرسة عشق و مكتب شاهدان و شهيدان گمنامي است كه پيروانش بر گلدسته‌هاي رفيع آن اذان شهادت و رشادت سرداده‌اند.

ـ من همواره به خلوص و صفاي بسيجيان غبطه مي‌خورم و از خدا مي‌خواهم تا با بسيجيانم محشور گرداند.

ـ تشكيل بسيج در نظام جمهوري اسلامي ايران يقيناً از بركات و الطاف جلية خداوند تعالي بود كه بر ملت عزيز و انقلاب اسلامي ايران ارزاني شد .

 

نتانیاهو از فرانسه خواست از موضعش کوتاه نیاید

صحبت آمریکا از ادامه تحریم ها در اوج مذاکرات!/ کارتون: محمد کارگر

شکسته ترینیم !!

این عکس ها را با کمی تامل ببینید!!

اگــر ........

اگر گناه وزن داشت؛

هیچ کس را توانِ آن نبود که قدمی بردارد،

خیلی ها از کوله بار سنگین خویش ناله میکردند،

و ما شاید؛ کمر شکسته ترین بودیم.......

آدم ها  برای هم سنگ تمام می گذارند !!!

این عکس ها را با کمی تامل ببینید!!

آدم ها برای هم سنگ تمام می گذارند.

اما نه وقتی که در میانشان هستی، نه...

آنجا که در میان خاک خوابیدی؛

"سنگ تمام" را می گذارند و می روند ...!

ماهواره سَمّی مُهلِک برای موجودیت خانواده ها

امروز راديو، تلويزيون، ماهواره و اينترنت صاحب اختيار خانه و خانواده شده اند كه به جاي سرپرست خانوار و اعضاي خانواده تصميم مي گيرند و براي چگونه زيستن برنامه ريزي مي كنند و رقيبي براي كاركرد تربيتي خانواده محسوب مي شوند. ماهواره همواره يكي از مخرب ترين و اثر گذارترين ابزارهاي مدرن دشمن براي گسترش سلطه فرهنگي خود بر مسلمانان بوده و در حقيقت منشاءبسياري از بي بندو باري ها وانحرافات جنسي، بدحجابي ها، مزاحمت ها و لجام گسيختگي هاي اجتماعي است.

آسيب شناسي ماهواره

كاهش تاثير پذيري اطفال از والدين:
در شرايطي كه فرزندان با هدايت والدين بايد الگوي مناسب براي خود برگزينند و مسير زندگي خويش را انتخاب كنند با ورود به اين دهكده جهاني، به دنيايي بي انتها متصل شده و با آن خو مي گيرند و طبق راه و رسم آن رشد نموده و بلوغ جسمي و روحي پيدا مي كنند. اين هشدارهاي جدي براي خانواده ها محسوب مي شود كه بايد در صدد رفع اين مشكل بر آيند، زيرا ممكن است صدمات جبران ناپذيري را سبب شده و ديگر توان كنترل فرزندان خود را از دست بدهند. ماهواره به عنوان رقيبي براي والدين محسوب شده و فرزندان را از بسترهاي تربيتي والدين جدا ساخته و موجب خنثي شدن تلاش هاي منطقي والدين مي گردد.

ترويج خشونت

در برنامه هاي توليد شده و هدفمند عموما صحنه هاي خشن بدون رعايت شئونات اخلاقي و سن مخاطبان به وفور نمايش داده مي شود مسلما چنين صحنه هايي در ضمير ناخودآگاه مخاطبان تاثير گذاشته و فرد را آماده بروز خشونت در مواردي مشابه مي سازد.

بحران هويت

ماهواره مرزها را از بين برده و دهكده جهاني به وجود مي آورد و هويت غربي را به مخاطبان خود هديه كرده و آنها را از اصل و هويت خود به دور مي سازد و از طريق تاثير گذاري بر ذهنيتها، ارزشها، سلايق، گرايشها و فرهنگ باعث ايجاد تقابل ميان ارزشهاي سنتي و مدرن شده كه پيامد آن رسوخ انواع هويتها در بين افراد و مواجه شدن با انواع بي شماري از الگوهاي هويت يابي است كه باعث به چالش كشيده شدن هويت افراد و بحران هويت در مخاطبان مي گردد.

گسترش بد حجابي

حضور افراد خانواده در مقابل صحنه هاي نا مناسب ماهواره به مرور اخلاقيات را كم رنگتر نموده تا جايي كه بي حجابي و بد حجابي در نزد افراد عادي و مقبول گرديده و با گذشت زمان در سطح اقوام و محله و ... پذيرفته و عاديت مي يابد و نهايتا تعصبات خانواده روي محرم و نامحرمي به صورت ضد ارزش در آمده و كاملا جاي ارزشها و ضد ارزشها جابجا مي گردد.

تهاجم فرهنگي

ماهواره ابزاري است در دست دشمن به منظور جهت دهي افكار و عقايد و بنيانهاي فكري افراد به خصوص جوانان، دشمنان با نمايش برنامه هاي هدفمند جوانان كشور را كه سرمايه اصلي و آينده ساز كشور هستند هدف قرار داده است خدشه در فرهنگ و ارزشها از پيامدهاي همه گير و عمومي برنامه هاي ماهواره هاست كه دشمن آن را در سرلوحه برنامه هاي شوم خود قرار داده است.

فروپاشي خانواده

سست شدن و فروپاشي بنيان خانواده و تاثير منفي بر روابط بين افراد، اختلافات خانوادگي و شكستن حريم خانواده و از بين بردن قبح خط قرمزها و ترويج بي بندوباري در روابط خانوادگي ( زن و شوهر و فرزندان ) و.... جزء اصل كار و از علل وجودي اين سيستم جهاني محسوب مي گردد.

در اين خصوص موارد بيشماري را مي توان نام برد كه هر كدام به نوعي مخرب فرهنگ، خانواده، دين، مليت، هويت و ..... يك ملت و كشور مي باشد همچون:

انعكاس پيامدهاي ضد اخلاقي و رواج فرهنگ غربي

ترويج بي تفاوتي به حريم خانواده

مخدوش نمودن فرهنگ ايثار و مفاومت
زمينه سازي جهت دخالت سياسي
هويت زدايي از مفهوم خانواده به منزله كوچكترين واحد اجتماعي مستقل و موثر
 ترويج خانواده هاي لجام گسيخته در مقابل ساختار سنتي خانواده
پي ريزي و ايجاد آمادگي ذهني تفكر شيطان پرستي در مخاطبان و ...
دشمنان همواره بر تغيير اصول و عقايد ملت ها از راههاي مختلفي واردشده اند و اينك از راه جنگ نرم كه ماهواره يكي از ابزارهاي مهم اين جنگ مي باشد سعي دارد با رسوخ در ذهن و قلب مردم  روح آنها را به دنبال خود بكشاند و با ارزشها و تفكرات و شيوه هاي خود همراه و همگون ساخته و بر آنها استيلاي فرهنگي يابد كه جا دارد نسبت به آن هوشيارانه عمل نموده و مواردي را مد نظر قرار داده و جزء اصول فكري خود و خانواده قرار دهيم.
 
( راه های مقابله با این پدیده ی شوم و خطرناک ):

- تقويت باورهاي ديني و اعتقادي

- تثبيت ارزشهاي ملي و اسلامي در خانواده

- تقويت فرهنگ اصيل ايراني

- ارتقاء سطح آگاهي و آموزش مهارتهاي زندگي

- هدفمند نمودن اوقات فراغت فرزندان

- پيروي از الگوي رفتاري صحيح در خانواده

- احترام به قوانين و هنجارهاي جامعه                     

 

 

راز " بوی سیب " حرم امام حسین (ع)

معروف است کسانی که صبح زود به زیازت حرم حضرت ابا عبدالله الحسین (ع) مشرف شوند بوی سیب بشتی را استشمام می کنند ، این سخن ریشه ی حدیثی دارد که در زیر به بیان اصل جریان به استناد منابع روایی می پردازم و امیدوارم مورد اقبال و توجه تان قرار گیرد .

  Benefits of Green Apples

 

"بوی سیب و حرم حبیب و حسین غریب و کرب و بلا ". این نوحه مشهور و محبوب را در سالهای اخیر بارها شنیده ایم. اما بوی سیب چه ارتباطی با حرم امام حسین(ع) دارد؟ آیا درست است که می گویند از قتلگاه و ضریح مطهر امام حسین(ع) می شود عطر سیب استشمام کرد؟

نگاهی به منابع روایی و کتابهای معتبر شیعی، راز بوی سیب را این طور می گشاید:

در کتاب شریف «بحارالانوار» جلد ۴۳ ، صفحه ۲۸۹ ماجرای عطر سیب به نقل از «حسن بصری» و «ام سلمه» این طور آمده است :«حسنین وارد شدند بر رسول خدا، و جبرئیل در نزد آن حضرت بود. پس ایشان در اطراف او گردیدند، به گمان این که دحیه‏ی کلبی است. جبرئیل، دست خود را حرکت داد، مانند کسی که از کسی چیزی بگیرد. پس سیبی و بهی و اناری آورد و به ایشان داد. روی ایشان از خوشحالی برافروخت و دویدند به نزد جد خود. حضرت از ایشان گرفت و بویید و فرمود: بروید نزد پدر و مادر خود. پس رفتند و هیچ یک از آن نخوردند تا این که پیغمبر به نزد ایشان رفت و همه با هم خوردند، و هر چند از آن می‏خوردند، به حال خود عود می‏نمود (بازمی‏گشت) و به همین حالت بود، تا زمانی که حضرت فاطمه علیهاالسلام وفات نمود. حسین علیه‏السلام فرمود: که انار، مفقود شد، و چون امیرالمؤمنین علیه‏السلام شهید گشت، بِه، مفقود شد، و سیب به حال خود بود، تا وقتی که آب را به روی ما بستند. پس چون تشنگی بر ما غالب می‏شد، آن را بو می‏کردم، اندکی تشنگی من ساکن می‏شد. عاقبت، چون تشنگی من به نهایت رسید، دندان بر آن فشردم و یقین به هلاک نمودم. حضرت سجاد علیه‏السلام می‏فرماید که این سخن را از پدر بزرگوارم شنیدم یک ساعت قبل از شهادتش، و چون شهید گردید، بوی سیب از محل شهادتش استشمام می‏شد، ولی خودش را نیافتند، و این رایحه، در آن محل باقی است، و هر کس از زواربخواهد استشمام رایحه‏ی آن را نماید، در وقت سحر، به زیارت رود که اگر از مخلصین باشد، آن را استشمام خواهد نمود .

مراسم معارفه ی اقای" مهندس حیدری تفرشی" شهردار مامونیه برگزار شد

مراسم معارفه ی شهردار جدید مامونیه راس ساعت ۱۴ امروز چهارشنبه ۲۹  آبان ۹۲ با حضور میهمانان در محل سالن اجتماعات شورای اسلامی شهر مامونیه برگزار شد و طی آن رسما آقای مهندس علی رضا حیدری تفرشی به عنوان شهردار مامونیه منصوب و معرفی گردید .

این مراسم با تلاوت ایاتی چند از کلام الله مجید توسط قاری قرآن اقای محمد رضا صفری آغاز گردید و سپس اقای سعادتی نائب رئیس شورای شهر مامونیه به عنوان مجری برنامه در جایگاه قرار گرفتند و ریز برنامه ها را به اطلاع مدعوین و حاضرین در مراسم رساندند .

در ادامه اقای کریم اخوان رئیس شورای شهر مامونیه به حاضرین خیر مقدم عرض نموده و گزارشی کوتاه از نحوه ی انتخاب شهردار مامونیه تقدیم نمودند ، وی اعلام کردند که با ۴۵۰ نفر ساعت کار و مشورت و رایزنی از میان ۳۲ گزینه ی حائزین شرایط شهرداری مامونیه در نهایت شورای اسلامی با انتخاب اقای مهندس حیدری موافقت نمودند ، ایشان خواستار تعامل همه ی ادارات و مسئولان شهرستان برای پیش برد اهداف شورای شهر در راستای خدمت به مردم بزرگوار شهر و توسعه و عمران و ابادانی شهر شدند .

در ادامه برنامه امام جمعه ی محترم شهر مامونیه حضرت حجت الاسلام علم الهدی در سخنانی با استناد به نامه ی حضرت علی (ع) به مالک اشتر فرماندار مصر در خصوص برخی ویژگی های مسئولان و الزاماتی همانند مراقبت از بیت المال و پرهیز از تجمل گرایی و اسراف و همچنین مدارا با مردم و نگاه ملاطفت امیز با مراجعین و تکریم ارباب رجوع سخنانی ابراد داشته و توصیه هایی ارائه نمودند، وی برنامه ها و اقدامات را در  ۳ بخش ضروریات و رفاهیات و تشریفات تقسیم بندی نمودند و خواستار اولویت بندی برنامه ها و توجه به ضروریات و احتراز از پرداختن به امور تشریفاتی و تزئینی قبل از برطرف شدن مشکلات مرتبط با ضروریات شدند ، امام جمعه مامونیه ابراز داشتند مسئول شدن تبریک لازم ندارد و در واقع مسول یعنی شخص مورد بازخواست زیرا باید مدام خود  و مجموعه ی خود را مورد محاسبه و مراقبت قرار دهند که امری مشکل است .

در ادامه اقای مهندس فاطمی معاون فرماندار نیز سخنانی در خصوص ایجاد درامد و نحوه ی برنامه ریزی برای بهبود شرایط ساخت و ساز و توجه به موازین قانونی در ساخت و سازهای شهری و اینده نگری برای پیشگیری از مشکلاتی که در اینده ممکن است به وجو د اید از جمله بحث حذف پارکینگ و ... ایراد نمودند ، وی شهرداری را به استفاده از مصالح و اجرای مطلوب پروژه ها  و رعایت استانداردهای لازم توصیه نمودند و در خصوص پوشش برخی بوستان های شهر تذکراتی ارائه کردند.

در ادامه ی مراسم اقای حیدری تفرشی سخنانی را بیان داشتند ، وی از حسن ظن شورای اسلامی شهر مامونیه بخاطر انتخاب ایشان سپاسگزاری نموده و ضمن تاکید بر سخنان امام جمعه ی محترم مامونیه به امانت داری - برنامه محوری - اخلاق مداری به عنوان رویکرد خود در شهرداری مامونیه اشاره نمودند ، اقای مهندس حیدری تفرشی تاکید نمودند درِ شهرداری بروی همه ی کارشناسان و فرهیختگان و شهروندان باز است و آمادگی داریم از هر نوع پیشنهاد و رهنمودی برای پیشبرد اهداف و ارتقای کمی و کیفی خدمت به مردم استفاده کنیم ، وی ضمن تجلیل از زحمات و خدمات انجام شده ابراز امیدواری کردند با همکاری عوامل شهرداری و شهروندان بیش از پیش در توسعه و ابادانی شهر توفیق یابند.

اقای مهندس حیدری تفرشی شهردار مامونیه بر یک پارچگی شهر تاکید نموده و اعلام داشتند علی رغم برخی انتقادات که در بعضی رسانه ها و وبلاگ ها در خصوص نوع خدمت رسانی به محله های ۵ گانه ی شهر منعکس می شود باید به مامونیه به عنوان یک شهر منسجم و یک پارچه توجه شود و هر کس از این شهر خارج می شود وقتی می پرسند اهل کجایی پاسخ می دهد شهر مامونیه پس نباید بحث محله ها وجود داشته باشد .

در خاتمه ی جلسه حکم شهرداری اقای مهندس علی رضا حیدری تفرشی توسط اقای علی سعادتی خوانده شد که به استناد تبصره ۳ بند ۱ ماده ی ۷۱ قانون تشکیلات و انتخابات و وظایف شوراهای کشور و بر اساس معرفی شورای اسلامی شهر مامونیه و تائید استاندار محترم مرکزی صادر و امضاء شده بود را توسط امام جمعه ی محترم و معاون محنرم فرماندار شهرستان و جناب سرهنگ کاظمی فرماندهی انتظامی شهرستان و اقای اخوان رئیس شورای شهر مامونیه و سرکار خانم شماری رئیس دفتر نماینده ی مردم زرندیه و ساوه در محلس شورای اسلامی و حاج محمد روزبهی به نمایندگی از خانواده های محترم شهدا  و ... که در جایگاه حضور داشتند به ایشان تقدیم داشتند و از زحمات آقای شایسته در طول مدت سرپرستی شهرداری و از زحمات اقای مهندس عبادی شهردار سابق با لوح تقدیر تجلیل شد .

گفتنی است اقای مهندس عبادی شهردار سابق در جلسه ی تودیع و معارفه ی شهردار جدید حضور نداشتند .

سالن شورای اسلامی با ظرفیت تقریبی ۱۰۰ نفر برخی مسئولین محلی از جمله رئیس اداره ارشاد (آقاي جوانمرد)- آموزش و پرورش (آقاي بخشعلي قشقايي )-بنیاد شهید و امور ایثارگران (آقاي ميرگلو بيات )خانه ی صنعت و معدن (آقاي حميد رضا ياوري )ناحیه ی مقاومت سپاه (آقاي حسيني ) -مجتمع آموزش عالي غير انتفاعي (دكتر شكيب )- داشنگاه آزاد مامونيه (آقاي وفايي )برخی فعالان اجتماعی( حاج حسين تمجيدي - اقاي نفيسي- اقاي غلام رضا كمالي - اقاي داود متدين) معتمدین محلی (حاج ابراهيم مطيع- حاج مهدي عبدالعظيمي -حاج اسد مظفري )- برخی عوامل شهرداری(مهندس وفا - اقاي كاووسي- اقاي تقديري - اقاي روزبهي - اقاي نعمت پرتو) اعضاي فعلي شوراي شهر (اقاي اطهاري - اقاي شارق- اقاي خلج معصومي) - و تنی چند از اعضای سابق و اسبق شورای شهر از جمله اقای سید علی کشفی " عضو دوره ی اول و دوم " حاج علی رضا تقدیری " عضو دوره ی اول و دوم " رحیم نیکنام " عضو و رئیس دوره های دوم  و سوم " برخی از خانواده های معظم شهدا ( شهيد صلاح  - شهيد محمديان -شهيد روزبهي )جانبازان (حاج ابراهيم رياض الحسيني ) - برخی ارباب رسانه و جراید (اقاي جاپلقي از صدا و سيما ) (اقاي بهرام همايون ) (اقاي نيكوكار) (اقاي اماني ) (اقاي حميد راسخ فيلم بردار مراسم ) و ....را در خود جای داده بود

در حین برنامه از مدعوین پذیرایی شد و جلسه ی تودیع و معارفه که عملا فقط به مراسم معارفه مبدل شد در ساعت ۱۶:۳۰ خاتمه یافت .

اینجانب رحیم نیکنام به عنوان احدی از شهروندان و نماینده مردم برای مدت حدود ۱۱ سال در شورای اسلامی شهر مامونیه ضمن تبریک به اقای مهندس حیدری و شهروندان مامونیه و اعضای شورای اسلامی شهر بخاطر توفیق در انتخاب و معرفی شهردار مورد نظرشان برای اقای مهندس حیدری در ایفای ماموریت و مسئولیت شان توفیق و موفقیت و برای شهر عزیز مامونیه روزهای خوب و با نشاط همراه با ترقی و تعالی و توسعه و پیشرفت آرزو می کنم .

تجلیل از "خادمین کتاب" شهرستان زرندیه در هفته ی کتاب و کتابخوانی

                    

 

به مناسبت هفته کتاب و کتابخوانی راس ساعت 9 صبح روز سه شنبه 28 ابان ماه در محل سالن جلسات فرمانداری شهرستان زرندیه جلسه ای با حضور اعضای انجمن کتابخانه های شهرستان زرندیه - اقای دکتر هدایتی فرماندار شهرستان -اقای جوانمرد رئیس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان زرندیه -اقای یزدان دوست رئیس اداره ی تبلیغات اسلامی شهرستان زرندیه -خانم طباطبایی رئیس امور کتابخانه های شهرستان زرندیه - خانم حسینی رئیس کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان زاویه - خانم لعل رئیس کمیته ی بانوان شهرستان زرندیه- اقای صفری نماینده ناحیه ی سپاه شهرستان -اقای تقدیری نماینده شهرداری مامونیه- اقای پور رحیمی نماینده آموزش و پرورش- خانم جعفرنژاد از فرمانداری شهرستان - و روحانیون معظم حجج اسلام حاج اقا اکبری و حاج اقا گل محمدی -اقای مرزوقی عضوسابق دوره های دوم و سوم شورای شهر مامونیه - و بنده ی نگارنده رحیم نیکنام رئیس سابق دوره های دوم و سوم شورای شهر مامونیه برای گرامی داشت این هفته و هنچنین تجلیل و تقدیر از فعالان عرصه ی کتابخوانی و" خادمین کتاب "تشکیل شد .

در ایتدای جلسه پس از قرائت ایاتی از قرآن مجید اقای دکتر هدایتی ضمن خیر مقدم و گرامیداشت یاد شهدای کربلا و تقدیر از حاضرین در جلسه اعلام دستور جلسه نمودند و سخنانی را بیان کردند .

فرماندار زرندیه در این جلسه با بیان این که توجه به فرهنگ کتاب و کتابخوانی گامی برای رسیدن به یک توسعه پایدار است، گفت: کتاب در رشد و تعالی فرهنگ جوامع بشری بسیار مؤثر بوده است و ارتقای فرهنگ بشر در جامعه بستگی به آن دارد.

دکترعلی رضا هدایتی وجود فضای مناسب در افزایش سرانه مطالعه را مهم دانست و افزود: کتابخانه ها به عنوان یک مرجع فرهنگی شناخته می شوند بنابراین باید با تجهیز آنها به امکانات به روز و مدرن، زمینه مناسب را برای ایجاد علاقه به مطالعه در افراد جامعه ایجاد کنند.

سپس خانم طباطبایی به بیان گزارشی از عملکرد کتابخانه های شهرستان پرداختند و در خصوص راه اندازی کتابخانه ی زاویه به عنوان یکی از مطالبات شهروندان که در وبسایت رحیم نیکنام به طور مشروح ذکر گردیده ومورد پیگیری قرار گرفته بود پیشنهاداتی عملی مطرح نمودند که با اقبال حاضرین مواجه و مقرر شد در اسرع وقت این مهم ساماندهی شده و مشکل مرتفع گردد، مضافا این که در رابطه با وضعیت کتابخانه ی خشکرود بحث و تبادل نظر صورت گرفت ، همچنین خانم طباطبایی بر تسلیم نیم درصد عوارض شهرداری ها به صورت ماهیانه و به موقع به کتابخانه ها تاکید نمود و از همکاری شهرداری های شهرستان با امور کتابخانه ها تشکر و قدر دانی نمودند .

در ادامه هر یک از حاضرین در رابطه با گسترش کتابخوانی و ارتقای کمی و کیفی فعالیت کتابخانه های شهرستان و راه های جذب کمک های خیرین به کتابخانه ها و اشاعه ی فرهنگ اهدای کتاب به کتابخانه ها برای استفاده ی عموم مورد بررسی و تبادل نظر قرار گرفت ونظراتی کاربردی و ارزشمند و راهگشا مطرح گردید که مورد استقبال مسئولان مربوطه قرار گرفت .

در ادامه ی جلسه مسئولان حاضر در انجمن کتابخانه های عمومی شهرستان به عنوان یک اقدام نمادین  در اهدای کتاب تعداد400 جلد کتاب به کتابخانه عمومی امیرالمومنین(ع) شهر مامونیه اهدا کردند. 

در ادامه از دو نفر از فعالین عرصه ی کتاب و کتابخوانی که بنا به اذعان فرماندار شهرستان ایشان هم در زمینه ی کتاب خوانی و مطالعه و تحقیق و تالیف و هم در زمینه ی حمایت از کتابخانه شهر مامونیه و شیوع و گشترش امر مقدس کتابخوانی در سطح شهرستان مساعی خود را مصروف نموده و اقدامات موثری را معمول داشته اند " اقای صفت الله مرزوقی و رحیم نیکنام " بنده ی حقیر نگارنده " با اهدای لوح تقدیر تجلیل شد و از زحمات ایشان تشکر و قدردانی به عمل آمد .

"در متن لوح تقدیر تقدیمی اینگونه آمده است "                         

             تاریخ :  1392/8/28                                       شماره : 61

 به نام خداوند لوح و قلم

لوح سپاس

جناب اقای رحیم نیکنام

سلام علیکم ؛ فضل و معرفت انسان از میزان گرایش و عشق او به فعالیت در عرصه ی کتاب و کتابخوانی قابل سنجش است . و این محک، عیار گوهر وجودی آدمیان می باشد.

نظر به مساعی و جدیت جنابعالی در پیشبرد اهداف و برنامه های کتاب و کتابخوانی که بی تردید در ارتقاء کمی و کیفی شاخص های این حوزه نقشی بی بدیل داشته است ، بدینوسیله از اهتمام و تلاش های شما در این عرصه تقدیر و تشکر نموده ، توفیقات روزافزون تان در مسیر خدمت به میهن اسلامی از درگاه خداوند سبحان مسئلت می گردد .


علی رضا هدایتی

فرماندار و رئیس کتابخانه های شهرستان زرندیه

عروسی در روز عاشورای حسینی نشانه ی عمیق کینه ی وهابیون به امام حسین(ع)

کباب خوردن مفتی وهابی

 عروسی در روز عاشورا نشانه ی عمق کینه ی وهابیون به امام حسین (ع)
عمر بن عبدالعزیز آل شیخ، فرزند مفتی اعظم عربستان، جشن ازدواج خود را در روز عاشورای حسینی برگزار کرد. بسیاری از مفتی های وهابی در این مراسم حضور یافتند.

در شرایطی که مفتی های وهابی، در توجیه شراب خواری دولتمردان سعودی و بوسیدن دست و گونه زنان غربی در ملاقات های رسمی و غیر رسمی، رعایت اصول معاشرت و احترام گذاشتن به فرهنگ و عقاید غربی ها را بهانه می کنند، مفتی اعظم عربستان در سالروز شهادت سیدالشهدا (ع) و سوگواری شیعیان در عزای فرزند پیامبر (ص) برای پسرش جشن سالگرد ازدواج گرفت و همکیشانش را به جشن و پایکوبی فراخواند.

 

عمر، پسر کوچک این شیخ عاشورای سال پیش ازدواج کرد و امسال هم جشن سالگرد گرفت. این مراسم در باشگاه سفارتخانه های ریاض برگزار شد.

مراسم عروسی پسر مفتی اعظم عربستان در روز عاشورا

* عبد العزیز بن عبد الله بن محمد بن عبد اللطیف آل الشیخ، از نوادگان عبدالوهاب، موسس فرقه وهابیت است و از سوی شاه عربستان به مقام مفتی عام و اعظم وهابیون عربستان سعودی و رئیس هیات کبار علما ی عربستان منصوب شده است.

او سردسته صادرکنندگان فتواهای عجیب و مشکوک مفتی های وهابی است و ممانعت از هر نوع حرکت و تفکر مضر برای رژیم صهیونیستی، ویژگی اساسی تمام فتواهای او است.

عبد العزیز بن عبد الله، نه تنها قیام امام حسین (علیه السلام) علیه یزید را حرام می داند، بلکه برپایی تظاهرات و یا انتقاد از حاکمان فعلی سعود را نیز حرام و بدعت در دین دانسته است.
او پس از احساس خطر از بیداری جوانان عربستانی، فتوا داد که تظاهرات در زمان پیامبر وجود نداشته و بدعت است. اگر هم سیاستمداران، فاسد باشند، این خداست که حق دارد از آنها بازخواست کند و اگر صلاح بداند حکومت را از آنها می گیرد.

این شیخ سال پیش فتوا داد که همه کلیساهای عربستان باید ویران شوند و امسال نیز، دستور داد تمام مجسمه ها و تزئینات میادین شهرها نابود شوند.

او کمک به حزب الله لبنان و دعا برای آنان را حرام می داند، اما دشنام و ناسزا به دولت سوریه را واجب کرده است.
برخی فتواهای دیگر عبد العزیز بن عبد الله بن محمد:
* جشن ملی عربستان حلال، جشن و تبریک میلاد پیامبر حرام.
* راهپیمایی برای دفاع از پیامبر صلی الله علیه و آله در زمان توهین نشریات و شخصیت های غربی به پیامبر، حرام!
* شعار علیه آمریکا حرام، حمله به شیعیان واجب.
* راهپیمایی برای حمایت از مردم غزه و فلسطین حرام.
* فروش لباس زیر زنانه توسط زنان حرام.
* سجده فوتبالیستها بعد از گل زدن مکروه.

* وی در مصاحبه با روزنامه سعودی المدینه گفت: جشن گرفتن برای میلاد پیامبر بدعتی بی اساس است.
من هیچ سابقه ای درباره جشن گرفتن برای تولد در سنت رسول خدا ، شیوه خلفای راشدین و ائمه هدایت نمی شناسم و برهمین اساس جشن میلاد پیامبر حرام است.

* او همچنین در برنامه زنده ای که از ماهواره المجد عربستان پخش شده در پاسخ سوالی در رابطه با یزید و قیام امام حسین علیه السلام این چنین پاسخ داده است:
«زمان پرداختن به این امور گذشته و سپری شده است . آنها گروهى بودند که درگذشتند، هر کار نیک و بدی کردند براى خود کردند و شما هم هر چه کردید براى خود خواهید کرد و مسئول کار آنها نخواهید بود.
بیعت یزید بن معاویه، بیعتی شرعی است که در زمان پدرش معاویه از مردم گرفته شد و مردم هم بیعت کرده و به این بیعت گردن نهادند. امّا هنگامی‌ که معاویه از دنیا رفت حسن و حسین بن علی (علیهماالسلام) و ابن زبیر از بیعت با او خودداری کردند و به خطا رفتند!
چون بیعت با یزید بیعتی شرعی بود و این بیعت در زمان زندگی پدرش معاویه و در مقابل چشم مردم گرفته شده بود. ولی خداوند در آنچه مقدر می فرماید حکیم و علیم است، آن امت‌ها هم بنا به تقدیر خداوند در گذشتند و از دنیا رفتند.

شما را به خدا قسم! من دوست ندارم این مطالب را از من نقل کنید. این‌ها مسائلی است که گذشته است. تاریخ هم در باره این مطالب به شکل‌های مختلف حکایت نموده است. ولی به هر شکل این‌ قضایا گذشته و تمام شده ... یزید و حسین (علیه السلام) بیش از هزار و اندی سال است که از دنیا رفته‌اند ...

ولی به عقیده من بیعت یزید بن معاویه بیعتی شرعی بوده! و حسین (علیه السلام) را نصیحت کرد‌ند که از مدینه به طرف عراق نرود، او را نصیحت کردند که بیعت کند ولی او نپذیرفت. ابن عباس و ابن عمر و فرزدق و بسیاری از صحابه او را از رفتن به عراق بر حذر داشته و به او گقتند که: رفتن به عراق به مصلحت او نیست. ولی حسین (علیه السلام) این نصیحت‌ها را نپذیرفت... و خدا هم هر ‌آن‌چه مقدر فرموده بود انجام شدو...

ولی با این وجود ما برای حسین (علیه السلام) از خداوند درخواست رضایت کرده و برای او عفو و بخشش را خواستاریم. و مقدرات الهی حکمت‌هایی دارد که ما از آن آگاه نیستیم ...

حسین (علیه السلام) هر اشتباهی کرده برای خود کرده...!!!
عقیده اهل سنت و جماعت این است که واجب است تا به فرامین کسی که مورد بیعت قرار گرفته و مردم حول محور او جمع شده‌اند گوش فرا داده شده و از او پیروی شود. 

قیام و سرکشی علیه او نیز حرام است و از همین‌رو خروج و قیام حسین (علیه السلام) علیه یزید حرام بود.

پس از خشم مسلمانان جهان از انتشار فیلم موهن به ساحت پیامبر اسلام (ص)، این مفتی وهابی تصریح کرد: انتشار فیلم توهین آمیز علیه پیامبر اسلام (ص) به ایشان و دین اسلام ضرری نمی رساند. تنها کسانی که در تظاهرات مسلمانان در برخی کشورهای اسلامی متضرر شدند، سفارتخانه های آمریکا و برخی هم پیمانان آن بوده اند.

 

داستانک زیبا " مرد زاهد و روزیِ خداوند "

روزی روزگاری، عابد خداپرستی بود که در عبادتکده ای در دل کوه راز و نیاز خدا میکرد، آنقدر مقام و منزلتش پیش خدا زیاد شده بود که خدا هر شب به فرشتگانش امر میکرد تا از طعام بهشتی، برای او ببرند و او را بدینگونه سیر نمایند...

بعد از ۷۰ سال عبادت ، روزی خدا به فرشتگانش گفت: امشب برای او طعام نبرید، بگذارید امتحانش کنیم آن شب عابد هر چه منتظر غذا شد، خبری نشد، تا جایی که گرسنگی بر او غالب شد. طاقتش تمام شد و از کوه پایین آمد و به خانه بت پرستی که در دامنه کوه منزل داشت رفت و از او طلب نان کرد، بت پرست ۳ قرص نان به او داد و او بسمت عبادتگاه خود حرکت کرد.

سگ نگهبان خانه بت پرست به دنبال او راه افتاد، جلوی راه او را گرفت...

مرد عابد یک قرص نان را جلوی او انداخت تا برگردد و بگذارد او براهش ادامه دهد، سگ نان را خورد و دوباره راه او را گرفت، مرد قرص دوم نان را نیز جلوی او انداخت و خواست برود اما سگ دست بردار نبود و نمی گذاشت مرد به راهش ادامه دهد.

مرد عابد با عصبانیت قرص سوم را نیز جلوی او انداخت و گفت : ای حیوان تو چه بی حیایی! صاحبت قرص نانی به من داد اما تو نگذاشتی آنرا ببرم؟

سگ به سخن آمد و گفت: من بی حیا نیستم، من سالهای سال سگ در خانه مردی هستم، شبهابی که به من غذا داد پیشش ماندم ، شبهایی هم که غذا نداد باز هم پیشش ماندم، شبهایی که مرا از خانه اش راند، پشت در خانه اش تا صبح نشستم...

تو بی حیایی، تو که عمری خدایت هر شب غذای شبت را برایت فرستاد و هر چه خواستی عطایت کرد، یک شب که غذایی نرسید، فراموشش کردی و از او بریدی و برای رفع گرسنگی ات به در خانه یک بت پرست آمدی و طلب نان کردی...مرد با شنیدن این سخنان منقلب شد و به عبادتگاه خویش بازگشت و توبه کرد...

یاد کتاب های فارسی کلاس اول قدیم و داستان های آن به خیر !!

0396 عکس هایی از کتاب اول دبستان ۷۰ سال پیش

 

0299 عکس هایی از کتاب اول دبستان ۷۰ سال پیش
گاو ما ما مي كرد...
گوسفند بع بع مي كرد...
و همه با هم فرياد مي زدند حسنك كجايي...

شب شده بود اما حسنك به خانه نيامده بودحسنك مدت هاي زيادي است كه به خانه نمي آيد.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جين و تي شرت هاي تنگ به تن مي كند.او هر روز صبح به جاي غذا دادن به حيوانات جلوي آينه به موهاي خود ژل مي زند.
موهاي حسنك ديگر مثل پشم گوسفند نيست چون او به موهاي خود گلت مي زند.
ديروز كه حسنك با كبري چت مي كرد .كبري گفت تصميم بزرگي گرفته است.كبري تصميم داشت حسنك را رها كند و ديگر با او چت نكند چون او با پتروس چت مي كرد.پتروس هميشه پاي كامپيوترش نشسته بود و چت مي كرد.پتروس ديد كه سد سوراخ شده اما انگشت او درد مي كرد چون زياد چت كرده بود.او نمي دانست كه سد تا چند لحظه ي ديگر مي شكند.پتروس در حال چت كردن غرق شد.
براي مراسم دفن او كبري تصميم گرفت با قطار به آن سرزمين برود اما كوه روي ريل ريزش كرده بود .ريزعلي ديد كه كوه ريزش كرده اما حوصله نداشت .ريزعلي سردش بود و دلش نمي خواست لباسش را در آورد .ريزعلي چراغ قوه داشت اما حوصله درد سر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد كرد و منفجر شد .كبري و مسافران قطار مردند.
اما ريزعلي بدون توجه به خانه رفت.خانه مثل هميشه سوت و كور بود .الان چند سالي است كه كوكب خانم همسر ريزعلي مهمان ناخوانده ندارد او حتي مهمان خوانده هم ندارد.او حوصله ي مهمان ندارد.او پول ندارد تا شكم مهمان ها را سير كند.
او در خانه تخم مرغ و پنير دارد اما گوشت ندارد
او كلاس بالايي دارد او فاميل هاي پولدار دارد.
او آخرين بار كه گوشت قرمز خريد چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت .اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنياي ما خيلي چوپان دروغگو دارد به همين دليل است كه ديكر در كتاب هاي دبستان آن داستان هاي قشنگ وجود ندارد......................

نمک مفید است یا مضر ؟؟

نمک

 

نمک مانند آب یک رکن از ۳ رکن اصلی تشیکل دهندة کرة زمین، جسم انسان و شیر مادر است.

امروزه دو نوع نمک در دسترس مردم است:

۱-نمک موجود در بازار (کلرور سدیم)،

۲- نمکی که از گذشتة دور «نمک طعام» خوانده شده و در فرهنگ ایرانی و اسلامی ما جایگاه ویژه‌ای داشته است.

از نمک در طول تاریخ همواره به نیکی یاد شده است و اگر امروزه بحث‌های ضدّ و نقیضی که در مورد نمک گفته می‌شود مرتبط به نوع اوّل، نمک موجود در بازار است.

براساس یک پروژة تحقیقاتی که بر روی برخی نمک‌ها در «دانشگاه تهران» انجام گرفته است، چنین نتیجه‌گیری می‌شود که براساس انجام یک سری تغییرات در ماهیّت نمک، تأثیرات مثبت نمک به علّت دستکاری کاملاً منفی گشته و زیان‌آور می‌شود. برای مثال همان‌گونه که می‌دانیم نمک در طول تاریخ، عامل اُفت فشار بوده است، امّا امروزه بعد از اینکه نمک به نام تصفیه، داخل کارخانه نمک می‌شود، فشار خون را بالا می‌برد که علّت اصلی آن، خارج کردن برخی عناصر بسیار مهم و کلیدی در نمک است. وجود منیزیم (mg)، کلسیم (Ca) و پتاسیم (k) به اندازة کافی در غذای مصرفی، عامل کاهش خون به مقدار ۶/۴ میلی‌متر جیوه در افراد فشار خونی و مقدار ۵/۲ میلی‌متر جیوه در انسان‌های عادّی است و مهم‌تـرین این عناصر منیزیم (mg) است که مقدار آن در غذای مصرفی روزانه به حدّی کم است که قابل ذکر نیست، امّا در نمک طعام به وفور یافت می‌شود.

رسول خدا(ص) فرمودند: «مَثَل من به اصحابم مانند مَثَل نمک به غذاست. همان طوری که امّت من» جز به واسطة من اصلاح نمی‌شوند غذا نیز بدون نمک اصلاح نمی‌پذیرد.

از دیدگاه رسول خدا(ص) نمک، اصلاح کنندة غذاست و اگر در غذا ریخته نشود، آن غذا صالح نشده و فاسد است. حضرت در حدیث دیگری می‌فرمایند:

«هرکس قبل و بعد از هرچیز نمک بخورد خداوند سیصد و سی نوع بلا را که کمترینش جذام است از او برمی‌دارد.»

طبیعت نمک گرم و خشک است  و عدم مصرف آن سردی و تری را به بدن و خصوصاً مغز حاکم می‌کند و به دنبال آن علاوه بر بسیاری از بیماری‌های جسمی که به دلیل سردی و تری به بدن غلبه می‌کند بیماری‌های روانی مثل افسردگی و بی‌انگیزگی را بر فرد مسلّط می‌کند. طبق آمار در جوامعی که مصرف نمک در آنها خیلی کم است مثل «ژاپن»، به رغم برخورداری از سطح رفاهی مناسب آمار خودکشی بالاست.

نام واقعی حضرت رقیه "س" دختر امام حسین (ع) چیست؟؟

آیا این نام حضرت (رقیه) درست و صحیح است؟
اصل وجود دختری چهار ساله برای امام حسین علیه السلام در منابع شیعی آمده است در کتاب کامل بهائی نوشته علاء الدین طبری (قرن ششم هجری) قصه دختری چهار ساله که در ماجرای اسارت در خرابه شام در کنار سر بریده پدر به شهادت رسیده، آمده است
اما در مورد نام او، آیا رقیه بوده یا فاطمه صغری و... اختلاف است.
دو خطاب از امام حسین علیه السلام در کربلا در مصادر شیعی آمده است که یکی از دختران حرم خود را با نام رقیه صدا زده است.

۱)- "یا اختاه یا ام کلثوم، و انتِ یا زینب و انتِ یا رقیه و انتِ یا فاطمه و انتِ یا رُباب، ....

۲)- "ثم نادی: یا ام کلثوم و یا سکینه و یا رقیه و یا عاتکه و یا زینب یا اهل بیتی علیکن منی السلام "
اکثر محدثان دو دختر به نامهای سکینه و فاطمه برای امام حسین (ع) ذکر کرده‌اند اما علامه ابن شهر آشوب و محمد بن جریر طبری، سه دختر به نامهای سکینه فاطمه و زینب (ع) را برای آن حضرت برشمرده‌اند.
در میان محدثان قدیم تنها علی بن عیسی اربلی ـ صاحب کتاب کشف الغمه (که این کتاب را در سال۶۸۷ ه ق تألیف کرده است) به نقل از کمال الدین گفته است که امام حسین (ع) شش پسر و چهار دختر داشت ولی او نیز هنگام شمارش دخترها، سه نفر به نامهای زینب سکینه و فاطمه را نام می‌برد و از چهارمی ذکری به میان نمی‌آورد.
احتمال دارد که چهارمین دختر همین رقیه (ع) بوده است.
علامه حائری در کتاب معالی السبطین می‌نویسد: بعضی مانند محمد بن طلحه شافعی و دیگران از علمای اهل تسنن و شیعه می‌نویسند "امام حسین (ع) دارای ده فرزند، شش پسر، و چهار دختر بوده است.
سپس می‌نویسد: دختران او عبارتند از: سکینه، فاطمه صغری، فاطمه کبری و رقیه علیهن السلام.
آنگاه در ادامه می‌افزاید: رقیه پنج سال یا هفت سال داشت و در شام وفات کرد. مادرش "شاه زنان" دختر یزدجرد بود.
باید دانست که گاهی بعضی از دختران دو نام داشتند مثلاً طبق قرائتی به احتمال قوی همین حضرت رقیه (س) را فاطمه صغری می‌خواندند و شاید همین موضوع باعث غفلت از نام اصلی او شده است.
بهرحال از لحاظ تحقیقی هیچ استبعادی وجود ندارد که نام این دختر امام حسین (ع) رقیه باشد.
نظر دو تن از مراجع تقليد در خصوص دختر سه ساله امام حسين‌(ع)  
پنجم صفر سالروز شهادت ريحانه  امام حسين(ع) حضرت رقيه‌(س) است که سندي بر مظلوميت خاندان پيامبر‌(ص) مي‌باشد، عده‌اي از ارادتمندان به ساحت قدسي اهل بيت‌(ع) در پاسخ به شبهه‌اي که در برخي محافل مطرح شده نظر دو تن از مراجع عظام تقليد شيعه در اين خصوص را با طرح ۴ سؤال جويا شده‌اند.
۱-صحت وجود دختري با مشخصاتي که ارباب مقاتل در مورد کيفيت شهادت آن بزرگوار نقل کرده‌اند (درخرابه شام) چيست؟
۲-صحت انتساب چنين دختري به امام حسين‌(ع) چگونه مي‌باشد؟
۳-صحت انتساب حرم موجود در نزديک دمشق به دختري به نام حضرت رقيه‌(س) چگونه است؟
۴-با توجه به موارد گفته شده و پاسخ‌هاي حضرت عالي انجام نذر و اداي آن داراي چه حکمي است؟
متن کامل نظرات اين دو مرجع تقليد تقديم مي‌گردد:
پاسخ آيت‌الله‌العظمي مکارم شيرازي
بسمه‌تعالي
شکي نيست که دختر کوچکي از امام حسين‌(ع) در شام از دنيا رفت و در آنجا دفن شد و حرم فعلي منسوب به همان دختر است، اما اين که نام آن دختر رقيه بوده يا نام ديگري داشته در بين دانشمندان اسلامي اختلاف نظر وجود دارد هر چند معروف اين است که نامش رقيه است.

هميشه موفق باشيد.
پاسخ آيت‌الله‌العظمي نوري همداني
بسمه‌تعالي
در کتاب‌هايي چون کامل بهائي و نفس‌المهموم و کتاب‌هاي معتبر ديگر دختر خردسالي که برخي نام او را رقيه ناميده‌اند و در شام به شهادت مي‌رسد، براي امام حسين‌(ع) ذکر کرده‌اند و اگر کسي براي آن حضرت نذر کند، بايد آن را ادا نمايد و مضجع موجود در دمشق متعلق به آن حضرت (س)  است.

تملق و چاپلوسی به خاطر حفظ مقام " حکایت شاه عباسی"

http://www.8pic.ir/images/cuarwkembfq1z8xhjath.jpg

نقل است شاه عباس صفوي، رجال كشور را به ضيافت شاهانه ميهمان كرد و به خدمتكاران دستور داد تا در سر قليان ها بجاي تنباكو، از سرگين اسب استفاده كنند. ميهمان ها مشغول كشيدن قليان شدند و دود و بوي پهنِ اسب، فضا را پر كرد اما رجال از بيم ناراحتي‌ شاه پشت سر هم بر ني قليان پُك عميق زده و با احساس رضايت دودش را هوا مي دادند! گويي در عمرشان، تنباكويي به آن خوبي‌ نكشيده اند!

شاه رو به آنها كرده و گفت: «سرقليان ها با بهترين تنباكو پر شده اند. آن را حاكم همدان برايمان فرستاده است.»

همه از تنباكو و عطر آن تعريف كرده و گفتند: «براستي تنباكويي بهتر از اين نمي‌توان يافت.»

شاه به رئيس نگهبانان دربار، كه پك هاي بسيار عميقي به قليان مي زد، گفت: « تنباكويش چطور است؟»

رئيس نگهبانان گفت: «به سر اعليحضرت قسم، پنجاه سال است كه قليان مي كشم، اما تنباكويي به اين عطر و مزه نديده ام

شاه با تحقير به آنها نگاهي‌ كرد و گفت: «مرده شوي تان ببرد كه بخاطر حفظ پست و مقام، حاضريد بجاي تنباكو، پِهِن اسب بكشيد و بَه‌‌‌ بَه‌‌‌‌‌‌ و چَه چَه كنيد.»

چادرت را به کمر بسته ای تا کمر غفافت خم نشود !!

چقدرخوب! حالا که آب گرم نداری ظرفهایت رابشوئی ،غصه ندارد ! دستکش

که داری عزیزم!!!!! همین دستکش های زیبای پلاستیکی!!!..

خوب است که پاهایت یخ نمیکند!!نه!!آخرچکمه هایت پاهایت را گرم نگه میدارد!!!

همین چکمه های پلاستیکی!!!..

راستی گونه هایت گل انداخته اند!!چه رژگونه زیبائی!!موهایت هم

که آخرین مدل موست!!چقدرزیبا!!:به کسی نگو که گونه هایت از

سرما گل انداخته نازنینم!

جملات زیبا گیله مرد

عزیزم !!چه نگاه معصومانه ای !غصه که نمیخوری ؟نه!

سنی نداری ولی چادرت را به کمربسته ای تا کمرعفافت خم نشود!

چقدربیداری تو عزیز!..

زود باش ظرفهایت را بشوی!باید بروی،دستهای نازنینت را بنازم کدبانوی خانه!!..

تو به اینها نگاه نکن!

فرق اینها با توچیست!میدانی!!...

www.Iranfars.ir - مدل چکمه 2011

 اینها کوچکند هرچند بزرگ زاده اند!! وتو بزرگی! بزرگ ...

خدا دوستت دارد، باورکن ...تو به اینها نگاه نکن!.....

تاثیر رضایت و دعای خیر پدر "راز موفقیت آیت الله العظمی مرعشی نحفی "

آیت الله مرعشی نجفی، احترام خاصی برای والدین خود قائل بودند. خود ایشان در این باره می‌فرمودند: «وقتی مادرم مرا می‌فرستاد تا پدرم را برای خوردن غذا صدا کنم، بعضی وقت‌ها می‌دیدم پدر به خاطر خستگی در حال مطالعه خوابش برده است. دلم نمی‌آمد ایشان را بیدار کنم. همان‌طور که پایش دراز بود، صورت خودم را به کف پای پدرم می‌مالیدم تا ایشان بیدار شود. در این حال که بیدار می‌شد، برایم دعا می‌کرد و عاقبت‌بخیری می‌خواست. من خیلی از توفیقاتم را از دعای پدر و مادر دارم.»

حکم شهردار زاویه قطعی شد

به نقل از وبلاگ اقاي وحيد شعبانلو با تائيد و امضاي حکم شهرداری آقاي مهندس رضا مصباحي رئيس قبلي سازمان عمران شهرداري ساوه نامبرده رسما شهردار زاويه شد . اقاي شعبانلو گزارش داد كه نامبرده باكسب ٥ راي اعضاي شوراي اسلامي شهر زاويه به عنوان شهردار زاويه انتخاب و معرفي شده بود كه با تائيد و امضاي حكم توسط استاندار محترم مركزي نامبرده رسما فعاليت و خدمات خود را در شهر زاويه آغاز خواهد نمود ، براي نامبرده موفقيت و بهروزي مسئلت مي نماييم و به شهروندان و شوراي اسلامي زاويه به خاطر اين حسن انتخاب تبريك و تهنيت عرض مي نمايم و براي شهر عزيز زاويه آباداني و توسعه و تعالي آرزو مي كنم .

با عنايت به اينكه شهردار منتخب شوراي اسلامي شهر مامونيه نيز به زودي كار خود را شروع خواهد كرد نكاتي را جهت استحضار اعضاي محترم شوراي اسلامي شهر بيان مي نمايم :

 همانطور كه در وبلاگ و نامه ي اقاي چراغي مدير عامل جامعه ي دانش آموختگان زرند مركزي و احدي از شهروندان محترم خطاب به شورايييون محترم به حق و كاملا منطقي انتقاد صورت گرفته است و چنانچه در مصاحبه ها "صرف نظر از اختلاف روايت ٢٨ نفر يا ٣٢ نفر و يا ٤٠٠ نفر ساعت بررسي يا ٤٥٠ نفر ساعت بررسي كه در جاي خود قابل تامل است ، آيا واقعا كساني از اين تعداد ٢٨ يا ٣٢ نفر گزينه هاي شهردار شدن بومي و از اين شهر بوده اند؟!  و در صورت مثبت بودن پاسخ اين افراد چه كساني بوده اند كه در كسب امتيازات به گرد اقاي حيدري تفرشي نرسيده اند؟ و نتوانسته اند نظر اعضاي محترم شورا را جلب نمايند؟! و مگر اين مشخصات و خصوصيات چه بوده است كه در يك شهر ٢٥٠٠٠ نفر جمعيتي هيچكس قادر به كسب نمره ي قبولي نشده است ؟! و اگر تمام يا تعدادي از اين گزينه ها از شهرهاي ديگر بوده اند چطور فقط اقاي حيدري تفرشي توفيق انتخاب نصيب شان شده است ؟! و آيا واقعا شهرستان زرنديه و شهر مامونيه قحط الرجال  بوده است ؟! و آيا اين نوع بيان نمودن مسئله به نحوي اهانت به جوانان خوب و متعهد و در عين حال متخصص و كار آزموده بومي و زرندي و مامونيه اي و محله هاي ( زرندكهنه - امير آباد - آسيابك- مامونيه - خورشيد آباد ) نمي باشد ؟!

در همينجا ضروري مي بينم در خصوص پروسه ي خيانت آميز حذف نام "مامونيه " و رسميت بخشيدن به نام "زرنديه " كه اين روزها تشديد هم شده است اشاره اي نمايم و از اعضاي محترم شوراي شهر مامونيه و رياست ارجمند آن خواستار پيگيري موضوع شوم ، شاهد بر اين مدعا اينكه در طول دهه ي اول محرم و ايام سوگواري امام حسين (ع) گزارش هاي صدا و سيماي مركز استان (شبكه آفتاب ) كه شهرهاي زاويه و پرندك را به خوبي پوشش داده و گزارشات مامونيه را با عنوان "زرنديه " منعكس مي نمود كه بر اعضاي شوراي اسلامي شهر كه مسئول اصلي نامگذاري اماكن و معابر و ميادين شهري بوده و در شوراي نامگزاري شهرستان نيز صاحب راي  و نظر مي باشد است كه در قبال اين نوع حذف هويت و گسست و شكاف در بين تاريخ و پيشينه و فرهنگ و اداب شهر و شهروندان اصلي ترين مشخصه ي شهر را كه نام ان باشد موضع گيري نمايند و مراتب ناخشنودي مردم و شهروندان را به عنوان صاحبان شهر و ولي نعمتان اصلي به گوش مراجع ذيصلاح برسانند ، و واقعا اجازه نداده  و ميدان را براي اعمال برخي سلايق شخصي و گروهي برخي كه نام مامونيه براي شان يا خاطرات خوبي را تداعي نمي كند و يا به نوعي مغبوض و مغضوب ايشان است را خالي و باز نگزارند تا  هويت شهروندان و آرميدگان در خاك پاك اين ديار سرفراز  مخدوش و به فراموشي سپرده نگردد .

نكته ديگري كه بايد به عرض برسانم اينكه حوزه ي شهري مامونيه كه در سال هاي ١٣٤٦ و ١٣٤٧ از چند منطقه ي روستايي كه با هم مجتمع گشته و به شهر تبديل شد داراي ٥ محله ي " امير آباد - آسيابك- زرندكهنه -مامونيه - خورشيد آباد " است كه شهرداري "مامونيه " متعلق به اين ٥ محله است و هر يك از نقاط جمعيتي ٥گانه يك محله با نام و مشخصات خود "امير اباد- آسيابك- زرندكهنه - مامونيه - خورشيد آباد " شناخته مي شوند و هر گونه نامگزاري و اطلاق نامي براي محله هاي فوق خارج از عرف و قانون مي باشد بنا براين نامگزاري و نصب تابلو شهرك براي هر يك از محله هاي ٥ گانه فوق امري ناصواب و غير اصولي مي باشد ، زيرا در قانون و تعاريف رسمي "شهرك " مختصات و ويژگي هاي خاص خود را دارد و حتي " شهرك " محدوده اي مخصوص است كه داراي "دفتر خدمات محلي " است و داراي "شهرداري "نيست و لذا ناميدن محله هاي شهري به نام شهرك به نوعي تنزل دادن آن محل از محله اي شهري به "شهرك " مي باشد ، مضافا اينكه اگر ساير محله ها هم بخواهند چنين نامگذاري و تابلوهايي را به خود اختصاص دهند به عاقبت و فرجام كار بايد به دقت انديشيد ، عليهذا از برادران شوراي شهر تقاضا دارم به دور از احساسات و تعصبات به عواقب و نتايج اين اقدام توجه فرموده و تجديد نظر لازم را معمول دارند 

در خاتمه اشعار مي دارم با توجه به اينكه دانستن حق مردم است و وفق  قانون كليه ي جلسات و تصيم گيري هاي شوراي اسلامي شهرها علني بوده و علي الاصول مردم به عنوان محرم و صاحبان اصلي شهر بايد در جريان كليه ي امور جاري قرار گيرند ، پيشنهاد مي كنم اعضاي محترم شوراي  اسلامي شهر مامونيه گزارش مبسوطي از نحوه انتخاب شهردار و ريز مذاكرات و مصوبات شورا جهت اگاهي و رفع ابهامات و ايراداتي كه در فضاي شهر در خصوص نحوه ي معرفي و حمايت هاي طيفي خاص از ايشان و ارتباطات و اتصالات و منتسب بودن وي به برخي محترمين به نحو مقتضي منتشر نمايند كه مورد رضاي خداوند و خشنودي شهروندان ارجمند خواهد بود " اِنْ شاءَ اللّهُ تَعالَي " 

توضیح المسائل از نوع وهابی و سلفی

برادران و خواهران عزیز در اینجا قسمتی از فتاوای برخی از علمــای فرقـه ضــاله وهــابیت را تقدیم شما عزیزان می کنیم وقضــاوت درباره آن را به شما عزیزان می سپــاریم ، حد اقلش این است که موجب انبساط خاطر و نشستن لبخند بر لبان شما عزیزان می شود .

  javanenghelabi-heder - vahhabeyat

مفتی وهــابی : روشن کردن کولر توسط زن وقتی که شوهرش درخانه نیست ،حرام است!!

هیئـت دائمی افتــاء عربستـان سعــودی : پوشیدن شلــوار برای زنـان جایز نیســت ، حتى اگــر در مقابل زنان یا شوهــرخود باشد!!!!

خانم «القبیـسی»: خوابیدن زن در کنار دیوار بدلیــل مذکر بــودن آن حــرام است!!!

اداره کل اوقــاف و امور اسـلامی کشـور امارات : خواب قیلــوله حــرام است.!!!

شیخ “محمد العریفی” : حضور هر دختری با پدرش در یک مکان خلــوت حـــرام است.!!!

مفتی وهــابی :خوردن سمبــوسه حرام است.!!!

امام جماعت مسجد “الفتــح” : بوسیدن همسر وضــو را باطل میکنــد!!!

شیخ صــالح الفــوزان : همکاران بی‏ نماز خود را بکشیــد.

شیخ محمــد الــزغبی : خوردن گوشت جن و شیطان حلال است!!!

مفتی وهــابی : هر کسی روی لباسش آرم باشگاه های بارسلونا و رئال مادرید باشد ، نمــازش بــاطل است.!!!

خـالد بن علی المشیقــح مفتی وهــابی : خوردن کفتارحلال وجایزاست.؟!!!!!

شیخ خــالد بن علی المشیقــح : نمازخواندن در مسجد النبی حرام است!

عبدالکـریم الخضــیر عضـو هیئت علمــای عربستـان سعــودی : دیدن مردان در شبکـــه های دینی بر زنان  حرام است!!!

شیخ عبد الرحمن بن ناصـر البراک مفتـی سرشنــاس وهابیـت : خدا را می توانیــد در خواب ببینید!!!

شیخ «جاسم السعیدی» مفتی سرشنــاس وهابـیون بحرین : اگر هدف بر طرف کــردن کمبــود بودجه و ناتوانی اقتصادی بحرین باشد، فروش مشروبات الکلی و تجارت جنسی به اندازه مورد نیاز، البته با اجازه ولی أمــر،جــایز است.!!!؟

الازهر: بازدید از فیــس بوک حــرام است!!!

دکتر سعد الخثلان استــاد فقــه و نائب رئیس الجمعــیة الفقهــیة در عربستان : برداشتن ابرو حرام است.!!

شیخ عبدالعـــزیز بن فوزان الفوزان : اربعین و فاتحه، بدعت است!

مفتی مصـــری : حرام است حاجی بعد از برگشتن از حج اضافه وزن پیدا کند!!!

شیخ «عبدالمحســن العبــیکان : آتش‏نشانان روزه کله ‏گنجشــکی بگیـــرند!!

شیــخ عبدالمحـسن عبیــکان از مفـتیان وهـــابی : هنگام قطع برق روزه نگیرید!

شیخ عبدالمحـسن عبیــکان : هرکس از آنفلوانزای خــوکی بمیرد شهیـــد است!!!

شیخ عـبدالعزیز آل شیــخ مفتی کشـور عربستــان سعــودی : مرگ به سبب طاعون ، شهادت است!!!

رییس سابق کمیـته فتــوای الازهــر : همسـایه میتـــواند زن وشوهر همسایه را طلاق دهـــد! 

احمد عبدالــرحیم سـایح : زنان میتوانند چندین همسر داشته باشند!

کتب حدیثى و فقـهى اهـــل سنّت : داشتن ۹ همسر جایز است!!!

احمد بن حنبـــل : قامت خدا ۶۰ ذراع است.!!!!

شیخ عبدالعــزیز آل شیخ : کارکــردن زنان در فروشگاه هــای لباسهــای مخصـوص زنــان (لباس زیــر) ممنوع است!!!

شیخ احــمد ابویوســف : هرکس براثر ایدز بمیرد شهید است!

مفتی وهــابی : میکی ماوس” مرتد و ریختن خون آن حلال است!!

شیخ “عبدالمحـسن عبیکــان” : دیدن چهره‌ نامــزد ازطریق اینـــترنت حرام است!

روحانی سرشناس عربستانی ” شیــخ محمــد موناجید” ، ضمن اعلام انزجار از موش‌ها به ویژه شخصیت‌های کارتونی “میکی ماوس” و “جری” خواستار کشته شدن تمام موش‌ها شد!!!

امام اعظــم ابو حنیــفه می فرمایند : سجده بر  ادرار جایز است!!!

الربیـعی مفتی وهــابی : زیارت فراعنه باعــث تقویت ایمــان می شود!!

ابن تیمیــه : خلوت زنان با میمون حرام است!!!

عـالم نامــدار وهابـیت الــوادعی : نگاه کردن به تلویزیون حرام است.!!

محمدبن صالح العثـیمین عــالم معاصـر وهابــیون : هر کس بگوید خدا در همه جا هست ، کافر است!!

شیــخ وهابی ابن عثــیمین : هرکس خداراجسم بداند ،اشکالی ندارد.!!!

ابن تیمیه می گــوید : من می توانم مرده زنده کنم و کور را هم بینـــا کنم!!!

صـالح ابن فوزانمـفتی وهــابی : خدا دست دارد!!!

بن باز مفتی وهــابی : ملائکه مذکر هستند!!!؟

آلبانی، پیشــوای حدیــث وهابیت : انگشتر ودستبند طلا برای زنان حـــرام است!!!

شیخ «علی الحــکمی» : ورزش های رزمی حرام است !

عیسی بن صالح مفتی سرشـناس سعــودی : جایز است افرادی که از ناتوانی جنسی رنج می برند، فیلم های غیراخلاقی مشاهده کنند، به شرط اینکه بازیگران آن مسلمان باشند!!!!!!!
شیـخ ابن جبــرین : مشاهده ی مسابقه ی فوتبال برای زنان حرام است!! چون بازیکنان مرد هستند واین کار فتنه انگیز است ،چون ممکن است عورت بازیکنان مشخص باشد !!!

البــانی : شیر خوردن مرد بالغ از زن باعث محرم شدن آنهامیشود!!

کعب الاحبــار : کشتی بر کف دست خدا حرکت میکند !!

عبد الله بن احمــد بن حنــبل : ( اول) طلوع خدا بر عرش سنگینی میکند و..!!
أحمد الحجی الکـــردی : زعفران جزو مواد مخدر است !! حرام میباشد.

مفتی وهــابی : هر کسی که گل بزند و سپس بدود تا بقیه او را دنبال کنند و بغل نمایند، (همانطور که در آمریکا و فرانسه بازیکنان انجام می دهند) باید به صــورتش تف انداخت وتنبیه کرد!!! زیرا ورزش بدنی شما چه ارتباطی به شادی و بغــل کردن و بوسیدن دارد!

شیخ وهــابی : پوشیدن کمربند ایمنی حرام است!  زیرا مانع قضا و قدر می شود!!

شیخ وهــابی : شستن گوشت قبل از پختن بدعت است!!

ابن تیمــیه : شستن گوشت بدعت است ، چنانکه اصحاب پیامبر رضوان الله علیهم در عهد پیامبر(ص) گوشت رابدون شستن می پختند و می خوردند!!

شیخ “سعیــدی” مفتی وهــابیت بحرین : دست دادن و روبوسی با زنان نامحــرم برای نخست وزیر حلال است . چون او ولی امر است!!

 

جملات و سخنان اندیشمندان بزرگ جهان در باره ی کتاب

فرا رسیدن روز ۲۴ آبان روز کتب و کتابخوانی را به عموم دست اندرکاران کتابت و مروجان اندیشه و رسولان علم و آگاهی تمامی نویسندگان و مولفین و محققین و ناشران و زحمت کشان فعال در کتابخانه های عمومی کشور و کتابخوان ها و دوست داران این گوهر ارزشمند تبریک و تهنیت عرض می کنم و در ذیل سخنانی ار بزرگان و اندیشمندان در خصوص ارزش و اهمیت و جایگاه کتاب را برای استفاده ی عزیزان مخاطب عینا درج مینمایم و امیدوارم این سخنان باعث روشن شدن ارزش بیش تر کتاب و گسترش بیشتر کتابخوانی در جامعه ی اسلامی شود :

 استاد محیط طباطبایى:

به نظر من، کتاب بیش از درس و معلم به انسان مى آموزد. من نُه دَهُمِ معلوماتِ خود را از کتاب آموخته ام و یک دَهُم را از معلم و درس.

اینشتین:

افکار و اندیشه هاى انسان به گونه اى است که ممکن است فقط خواندن یک کتاب پایه اندیشه ها و افکار انسان را بر مبناى جدید یا در مسیر خاصى قرار دهد و چه بسا ممکن است کتابى مسیر سرنوشت میلیون ها انسان را در راهِ مخصوصى بیندازد.

مُنْتِسکیو:

من هیچ غمى نداشتم که خواندن یک صفحه کتاب از بین نبرده باشد. کتاب، عمرِ دوباره است. در دنیا لذتى که با لذت مطالعه برابرى کند، نیست.

توماس کارلایل:

دانشگاه واقعى، جایى است که مجموعه اى از کتاب در آن جمع آورى شده باشد.

موریس مِتِرلینگ:

آدم تنها در بهشت هم باشد، به او خوش نمى گذرد، ولى کسى که به کتاب یا تحقیق علاقه مند است، هنگامى که به مطالعه یا تفکر مشغول است، جهنم، به تنهایى براى او بهترینِ بهشت هاست.

آبراهام لینکلن:

بدون حکومت، مى شود زندگى کرد، ولى بدون کتاب و مطبوعات نمى شود.

وُلتر:

برگ هاى کتاب به منزله یِ بال هایى هستند که روحِ ما را به عالمِ نور و روشنایى پرواز مى دهند.

ویکتور هوگو:

خوشبخت، کسى است که به یکى از این دو چیز دست رسى دارد، یا کتاب هاى خوب یا دوستانى که اهل کتاب باشند.

جُرج جُرداق مسیحی لبنانی :

200 بار نهج البلاغه را مطالعه کردم تا بتوانم درباره شخصیت امام على علیه السلام بنویسم. اعراب آن روز، قدر على بن ابى طالب علیه السلام را نشناختند و او را درک نکردند. على بن ابى طالب علیه السلام متعلق به قرن بیستم است.

ابن ابى الحَدید مُعتزلی :

در عرض پنجاه سال عمر، هزار بار خطبه هَمّام را خوانده ام و هر بار اثرِ خاص بر من نهاده است. نمى دانم این اثر از شدتِ علاقه اى است که به گوینده آن دارم یا در تأثیرِ سخن است که بر من مى نهد.

سهراب سپهرى:

کتابِ آسمانىِ ما (قرآن)، گذشته از جنبه اُلُوهیت و تقدیس، از باارزش ترین شاهکارهاىِ ادبى جهان است.

سقراط فیلسوف :

جامعه وقتى فرزانگى و سعادت مى یابد که مطالعه، کارِ روزانه اش باشد.

ابولفضل بیهقى صاحب تاریخ بیهقی :

بهترینِ سخن گویان و یاران، کتاب است و آن گاه که دوستان تنهایت نهند، مى توانى به آن سرگرم شوى. اگر او را هم رازِ خویش قرار دهى، سرِّ تو را فاش نمى کند و با کتاب است که مى توان به دانش و نیکى ها دست یافت.

استادمحمدتقى شریعتى مفسر قرآن :

من ده ساعت مطالعه مى کنم تا یک سخنرانى کنم و بعضى یک ساعت مطالعه مى کنند و ده مجلس حرف مى زنند.

مُنْتِسکیو:

کتاب را زیاد مطالعه کنید تا بفهمید که هیچ نمى دانید.

عماد کاتب خطاط و نگارنده :

تا به حال ندیدم کسى امروز کتابى بنویسد، مگر اینکه فردا مى گوید: اى کاش این عبارت را تغییر مى دادم که اگر چنین مى نوشتم، بهتر بود و اى کاش این جملات را اضافه مى کردم که اگر چنین مى شد، نیکوتر بود و اى کاش این قسمت مقدّم بود که اگر چنین بود، جالب تر بود و این شگفت انگیز و مایه عبرت است و این خود، دلیل بر جهل و نادانى بشر است.

به بهانه ی روز کتاب و کتابخوانی "علل عدم رواج کتابخوانی "

امروز جمعه ۲۴ آبان روز کتاب و کتابخوانی نام نهاده شده است ، به همین مناسبت ضمن تبریک و تهنیت این روز به عموم اهالی کتاب و کتابخوانی در نظر دارم در زیر به طور اختصار به برخی عوامل و علل بی توجهی مردم از کتاب به عنوان " یار مهربان" و عدم گرایش و گسترش و رواج کتاب و کتابخوانی به عنوان مهم ترین رسانه و ابزار علم و آگاهی اشاره نموده و موضوع را مورد واکاوی و بررسی کارشناسانه قرار دهم :

کتاب را حافظه بشریت خوانده اند. مجموعه دانش و معارف تاریخ مدّون چند هزار ساله را در کتاب مى توان یافت. هیچ کدام از وسایل ارتباطى، ژرفاى لازم را در اندیشه و تفکر و حوزه قدرت خلاقیت انسان آن گونه که خواندن و نوشتن پدید مى آورد، ایجاد نمى کند. از این رو ترویج کتاب و کتاب خوانى، وظیفه و رسالت اصلى دست اندرکاران فرهنگ و دانش جامعه ما مى باشد.

در شرایطى که روابط پیچیده اجتماعى و مشکلات روزمرّه، توان مطالعه را حتى براى علاقه مندان به کتاب کاهش داده است، و وجود رسانه هاى سمعى و بصرى خودى و غیرخودى، به دلیل سهولت برقرارى ارتباط، اوقات فراغت آنان را پر مى کند و به موازات آن، مشکل گرانى کاغذ و وسایل چاپ، مشکلات و نیازهاى مالى دست اندرکاران به ویژه نویسندگان، مترجمان و مؤلفان را تأمین نمى کند، نمى توان براى گسترش عناوین و افزایش تیراژها و کشاندن انسان ها به دنیاى کتاب، به شعار و موعظه بسنده کرد.

آثار هلاکت بار و چندجانبه رسانه هاى ماهواره اى و ابعاد مرموز آن، به اندازه کافى، روشن و چشم گیر است. اثرات سوء تلویزیون و تماشاى آن، حتى در بزرگسالان، و نیز دگرگونى هایى که تماشاى این جعبه جادو در کاهش قواى فکر جوانان و حتى خردسالان قبل از دوران دبستان برجاى مى گذارد، جاى تردید، باقى نمى گذارد که رهبران جامعه باید همه توان و امکانات موجود خود را بسیج کنند و یک جریان و نهضت عمومى کتاب خوانى را تدارک ببینند.

به نظر نگارنده، این مسأله آن اندازه از اهمیت برخوردار است که حتى باید با اختصاص درآمد حاصله از فروش یک روز نفت در سال براى تهیه وسایل لازم چاپ و نشر، مقدمات توزیع ارزان و حتى در پاره اى از سطوح رایگان کتاب را تدارک دید. پرداختن سوبسید براى کتاب، بدون تردید، از تهیه پنیر و روغن ارزان کم اهمیت تر نیست.

اگر به ضرورت گسترش نشر کتاب و فراگیر شدن کتاب خوانى براى حفظ فرهنگ انسانى و تقویت قدرت دفاعى انسان در برابر یورش پیام آوران ویرانگر، اعتقاد داریم، باید از همه راه هاى ارشادى و تشویقى، بهره جوییم، و حتى با برگزارى مسابقه هاى منطقه اى و سراسرى، شوق و ذوق را در افراد جامعه، به ویژه جوانان برانگیزیم.

عنایت ابا عبدالله الحسین (ع) به امیر کبیر :

آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم...

آیت الله اراکی فرمود:شبی خواب امیرکبیر را دیدم، جایگاهی متفاوت و رفیع داشت.
پرسیدم چون شهیدی و مظلوم کشته شدی این مرتبت نصیبت گردید؟
با لبخند گفت:خیر
سؤال کردم چون چندین فرقه ضاله را نابود کردی؟
گفت:نه
با تعجب پرسیدم
پس راز این مقام چیست؟


جواب داد:هدیه مولایم حسین است!
گفتم چطور؟
با اشک گفت: آنگاه که رگ دو دستم را در حمام فین کاشان زدند؛ چون خون از بدنم میرفت تشنگی بر من غلبه کرد سر چرخاندم تا بگویم قدری آبم دهید؛ ناگهان به خود گفتم میرزا تقی خان! ۲ تا رگ بریدند این همه تشنگی! پس چه کشید پسر فاطمه؟ او که از سر تا به پایش زخم شمشیر و نیزه و تیر بود!
از عطش حسین حیا کردم ، لب به آب خواستن باز نکردم و اشک در دیدگانم جمع شد .

آن لحظه که صورتم بر خاک گذاشتند امام حسین آمد و گفت :
به یاد تشنگی ما ادب کردی و اشک ریختی؛ آب ننوشیدی این هدیه ما در برزخ، باشد تا در قیامت جبران کنیم.

                                     
برگرفته از کتاب کرامات امام حسین(ع)

 

عصر عاشورا " بدون شرح "

از خاطرات یک مرده شور " نتیجه ی خواندن زیارت عاشورا "

 

 یک بار پیرمردی را آوردند که اصلا به مُرده شبیه نبود چهره ی روشن و بسیار تمیز و معطری داشت وقتی پتو را کنار زدم بوی گلاب می داد آنقدر تمیز و معطر بود که من از مسئول غسالخانه تقاضا کردم خودم شخصاً این پیرمرد را بشورم و غسل بدهم همه غسل دهندگان بوی گلاب را موقع شستشو و وقتی که آب روی تن این پیرمرد می ریختم حس می کردند ، وقتی که کار غسل و کفن تمام شد بی اختیار در نماز و تشییع این پیرمرد شرکت کردم بیرون برای تشییع و خاکسپاری اش صحرای محشری به پا بود از بین ناله های فرزندانش شنیدم که گویا این پیرمرد هر روزش را با قرائت زیارت عاشورا شروع می کرد از بستگانش دقیق تر پرسیدم گویی این پیرمرد به این موضوع شهره بود آدمی که هر روزش با زیارت عاشورا شروع می شد.

هر زمان عاشورا و هر مکان کربلاست !!

عاشورا هر روز در کربلای دل مان اتفاق می افتد.

 مراقب باشیم "حسین" دل مان به دست "یزید" نفس اماره، تشنه لـــب شهید نشود!

نرخ روز سکه

   "هیچگاه"   

به خاطر "هیچکس"و "هیچ چیز "

دست از "ارزشهایت" نکش...

 چون ... زمانی که آن فرد یا آن چیز از تو دست بکشد،

  تو می مانی و یک .... "منِ" بی ارزش ...! 

از فرود در کربلا تا عروج در ملکوت ((روز شمار وقایع کربلا ))

       روز شمار وقایعی که در سرزمین کربلا رخ داد :     

روزدوم :

1 . امام حسین علیه‏السلام در روز پنجشنبه دوم محرم الحرام سال 61   هجری به كربلا وارد شد.1 عالم بزرگوار "سید بن طاووس" نقل كرده است كه: امام علیه‏السلام چون به كربلا رسید، پرسید: نام این سرزمین چیست؟ همینكه نام كربلا را شنید فرمود: این مكان جای فرود آمدن ما و محل ریختن خون ما و جایگاه قبور ماست. این خبر را جدم رسول خدا صلی ‏الله ‏علیه ‏و ‏آله به من داده است.
2. در این روز "حر بن یزید ریاحی" ضمن نامه‏ای "عبیداللّه‏ بن زیاد" را از ورود امام علیه‏السلام به كربلا آگاه نمود.
3. در این روز امام علیه‏السلام به اهل كوفه نامه‏ای نوشت و گروهی از بزرگان كوفه ـ كه مورد اعتماد حضرت بودند ـ را از حضور خود در كربلا آگاه كرد. حضرت نامه را به "قیس بن مسهّر" دادند تا عازم كوفه شود.

4- اما ستمگران پلید این سفیر جوانمرد امام علیه‏السلام را دستگیر كرده و به شهادت رساندند. زمانی كه خبر شهادت قیس به امام علیه‏السلام رسید، حضرت گریست و اشك بر گونه مباركش جاری شد و فرمود:
"اللّهُمَّ اجْعَلْ لَنا وَلِشِیعَتِنا عِنْدكَ مَنْزِلاً كَریما واجْمَعْ بَینَنا وَبَینَهُمْ فِی مُسْتَقَرٍّ مِنْ رَحْمَتِكَ، اِنَّكَ عَلی كُلِّ شَیي‏ءٍ قَدیرٌ؛
خداوندا! برای ما و شیعیان ما در نزد خود قرارگاهِ والایی قرار ده و ما را با آنان در جایگاهی از رحمت خود جمع كن، كه تو بر انجام هر كاری توانایی."5

روز سوم :
1. "عمر بن سعد" یك روز پس از ورود امام علیه‏السلام به سرزمین كربلا یعنی روز سوّم محرم با چهار هزار سپاهی از اهل كوفه وارد كربلا شد.
2. امام حسین علیه‏السلام قسمتی از زمین كربلا كه قبر مطهرش در آن واقع مي‏شد را از اهالی نینوا و غاضریه به شصت هزار درهم خریداری كرد و با آنها شرط كرد كه مردم را برای زیارت راهنمایی نموده و زوّار او را تا سه روز میهمان كنند.
3. در این روز "عمر بن سعد" مردی بنام "كثیر بن عبداللّه‏" ـ كه مرد گستاخی بود ـ را نزد امام علیه‏السلام فرستاد تا پیغام او را به حضرت برساند. كثیر بن عبداللّه‏ به عمر بن سعد گفت: اگر بخواهید در همین ملاقات حسین را به قتل برسانم؛ ولی عمر نپذیرفت و گفت: فعلاً چنین قصدی نداریم.
هنگامی كه وی نزدیك خیام رسید، "ابو ثمامه صیداوی" (همان مردی كه ظهر عاشورا نماز را به یاد آورد و حضرت او را دعا كرد) نزد امام حسین علیه‏السلام بود. همین‏كه او را دید رو به امام عرض كرد: این شخص كه مي‏آید، بدترین مردم روی زمین است. پس سراسیمه جلو آمد و گفت: شمشیرت را بگذار و نزد امام حسین علیه‏السلام برو. گفت: هرگز چنین نمي‏كنم.
ابوثمامه گفت: پس دست من روی شمشیرت باشد تا پیامت را ابلاغ كنی. گفت: هرگز! ابوثمامه گفت: پیغامت را به من بسپار تا برای امام ببرم، تو مرد زشت‏كاری هستی و من نمي‏گذارم بر امام وارد شوی. او قبول نكرد، برگشت و ماجرا را برای ابن سعد بازگو كرد. سرانجام عمر بن سعد با فرستادن پیكی دیگر از امام پرسید: برای چه به اینجا آمده‏ای؟ حضرت در جواب فرمود:
"مردم كوفه مرا دعوت كرده‏اند و پیمان بسته‏اند، بسوی كوفه مي‏روم و اگر خوش ندارید بازمي‏گردم... ."

روز چهارم :
در روز چهارم محرم، عبیداللّه‏ بن زیاد مردم كوفه را در مسجد جمع كرد و سخنرانی نمود و ضمن آن مردم را برای شركت در جنگ با امام حسین علیه‏السلام تشویق و ترغیب نمود.
به دنبال آن 13 هزار نفر در قالب 4 گروه كه عبارت بودند از:
1. شمر بن ذی الجوشن با چهار هزار نفر؛
2. یزید بن ركاب كلبی با دو هزار نفر؛
3. حصین بن نمیر با چهار هزار نفر؛
4. مضایر بن رهینه مازنی با سه هزار نفر؛
به سپاه عمر بن سعد پیوستند.بهم پیوستن نیروهای فوق از این روز تا روز عاشورا بوده است.

روز پنجم :
1. در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد، شخصی بنام "شبث بن ربعی"را به همراه یك هزار نفر به طرف كربلا گسیل داد.
2. عبیداللّه‏ بن زیاد در این روز دستور داد تا شخصی بنام "زجر بن قیس" بر سر راه كربلا بایستد و هر كسی را كه قصد یاری امام حسین علیه‏السلام داشته و بخواهد به سپاه امام علیه‏السلام ملحق شود، به قتل برساند. همراهان این مرد 500 نفر بودند.
3. در این روز با توجه به تمام محدودیتهایی كه برای نپیوستن كسی به سپاه امام حسین علیه‏السلام صورت گرفت، مردی به نام "عامر بن ابی سلامه" خود را به امام علیه‏السلام رساند و سرانجام در كربلا در روز عاشورا به شهادت رسید.

روز ششم :
1. در این روز عبیداللّه‏ بن زیاد نامه‏ای برای عمر بن سعد فرستاد كه: من از نظر نیروی نظامی اعم از سواره و پیاده تو را تجهیز كرده‏ام. توجه داشته باش كه هر روز و هر شب گزارش كار تو را برای من مي‏فرستند.
2. در این روز "حبیب بن مظاهر اسدی" به امام حسین علیه‏السلام عرض كرد: یابن رسول اللّه‏! در این نزدیكی طائفه‏ای از بنی اسد سكونت دارند كه اگر اجازه دهی من به نزد آنها بروم و آنها را به سوی شما دعوت نمایم.
امام علیه‏السلام اجازه دادند و حبیب بن مظاهر شبانگاه بیرون آمد و نزد آنها رفت و به آنان گفت: بهترین ارمغان را برایتان آورده‏ام، شما را به یاری پسر رسول خدا دعوت مي‏كنم، او یارانی دارد كه هر یك از آنها بهتر از هزار مرد جنگی است و هرگز او را تنها نخواهند گذاشت و به دشمن تسلیم نخواهند نمود. عمر بن سعد او را با لشكری انبوه محاصره كرده است، چون شما قوم و عشیره ی من هستید، شما را به این راه خیر دعوت مي‏نمایم... .
در این هنگام مردی از بني‏اسد كه او را "عبداللّه‏ بن بشیر" مي‏نامیدند برخاست و گفت: من اولین كسی هستم كه این دعوت را اجابت مي‏كنم و سپس رجزی حماسی خواند:
قَدْ عَلِمَ الْقَومُ اِذ تَواكلوُا وَاَحْجَمَ الْفُرْسانُ تَثاقَلُوا
اَنِّی شجاعٌ بَطَلٌ مُقاتِلٌ كَاَنَّنِی لَیثُ عَرِینٍ باسِلٌ
"حقیقتا این گروه آگاهند ـ در هنگامی كه آماده پیكار شوند و هنگامی كه سواران از سنگینی و شدت امر بهراسند، ـ كه من [رزمنده‏ای] شجاع، دلاور و جنگاورم، گویا همانند شیر بیشه‏ام."
سپس مردان قبیله كه تعدادشان به 90 نفر مي‏رسید برخاستند و برای یاری امام حسین علیه‏السلام حركت كردند. در این میان مردی مخفیانه عمر بن سعد را آگاه كرد و او مردی بنام "ازْرَق" را با 400 سوار به سویشان فرستاد. آنان در میان راه با یكدیگر درگیر شدند، در حالی كه فاصله چندانی با امام حسین علیه‏السلام نداشتند. هنگامی كه یاران بني‏اسد دانستند تاب مقاومت ندارند، در تاریكی شب پراكنده شدند و به قبیله خود بازگشتند و شبانه از محل خود كوچ كردند كه مبادا عمر بن سعد بر آنان بتازد.
حبیب بن مظاهر به خدمت امام علیه‏السلام آمد و جریان را بازگو كرد. امام علیه‏السلام فرمودند: "لاحَوْلَ وَلا قُوَّةَ اِلاّ بِاللّه‏ِ"

روز هفتم :
1. در روز هفتم محرم عبید اللّه‏ بن زیاد ضمن نامه‏ای به عمر بن سعد از وی خواست تا با سپاهیان خود بین امام حسین و یاران، و آب فرات فاصله ایجاد كرده و اجازه نوشیدن آب به آنها ندهد.
عمر بن سعد نیز بدون فاصله "عمرو بن حجاج" را با 500 سوار در كنار شریعه فرات مستقر كرد و مانع دسترسی امام حسین علیه‏السلام و یارانش به آب شدند.
2. در این روز مردی به نام "عبداللّه‏ بن حصین ازدی" ـ كه از قبیله "بجیله" بود ـ فریاد برآورد: ای حسین! این آب را دیگر بسان رنگ آسمانی نخواهی دید! به خدا سوگند كه قطره‏ای از آن را نخواهی آشامید، تا از عطش جان دهی!
امام علیه‏السلام فرمودند: خدایا! او را از تشنگی بكش و هرگز او را مشمول رحمت خود قرار نده.
حمید بن مسلم مي‏گوید: به خدا سوگند كه پس از این گفتگو به دیدار او رفتم در حالی كه بیمار بود، قسم به آن خدایی كه جز او پروردگاری نیست، دیدم كه عبداللّه‏ بن حصین آنقدر آب مي‏آشامید تا شكمش بالا مي‏آمد و آن را بالا مي‏آورد و باز فریاد مي‏زد: العطش! باز آب مي‏خورد، ولی سیراب نمي‏شد. چنین بود تا به هلاكت رسید.

روز هشتم :
1. "خوارزمی" در مقتل الحسین و "خیابانی" در وقایع الایام نوشته‏اند كه در روز هشتم محرم امام حسین علیه‏السلام و اصحابش از تشنگی سخت آزرده خاطر شده بودند؛ بنابراین امام علیه‏السلام كلنگی برداشت و در پشت خیمه‏ها به فاصله نوزده گام به طرف قبله، زمین را كَند، آبی گوارا بیرون آمد و همه نوشیدند و مشكها را پر كردند، سپس آن آب ناپدید شد و دیگر نشانی از آن دیده نشد. هنگامی كه خبر این ماجرا به عبیداللّه‏ بن زیاد رسید، پیكی نزد عمر بن سعد فرستاد كه: به من خبر رسیده است كه حسین چاه مي‏كَند و آب بدست مي‏آورد. به محض اینكه این نامه به تو رسید، بیش از پیش مراقبت كن كه دست آنها به آب نرسد و كار را بر حسین علیه‏السلام و یارانش سخت بگیر. عمر بن سعد دستور وی را عمل نمود.
2. در این روز "یزید بن حصین همدانی" از امام علیه‏السلام اجازه گرفت تا با عمر بن سعد گفتگو كند. حضرت اجازه داد و او بدون آنكه سلام كند بر عمر بن سعد وارد شد؛ عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی! چه چیز تو را از سلام كردن به من بازداشته است؟ مگر من مسلمان نیستم؟ گفت: اگر تو خود را مسلمان مي‏پنداری پس چرا بر عترت پیامبر شوریده و تصمیم به كشتن آنها گرفته‏ای و آب فرات را كه حتی حیوانات این وادی از آن مي‏نوشند از آنان مضایقه مي‏كنی؟
عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی! من مي‏دانم كه آزار دادن به این خاندان حرام است، من در لحظات حسّاسی قرار گرفته‏ام و نمي‏دانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم، حكومتی كه در اشتیاقش مي‏سوزم؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، در حالی كه مي‏دانم كیفر این كار، آتش است؟ ای مرد همدانی! حكومت ری به منزله نور چشمان من است و من در خود نمي‏بینم كه بتوانم از آن گذشت كنم.
یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام علیه‏السلام رساند و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند.
3. امام علیه‏السلام مردی از یاران خود بنام "عمرو بن قرظة" را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند.
شب هنگام امام حسین علیه‏السلام با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند. امام حسین علیه‏السلام به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود "عباس" و فرزندش "علي‏اكبر" را نزد خود نگاه داشت. عمر بن سعد نیز فرزندش "حفص" و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص كرد.
در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام علیه‏السلام كه فرمود: آیا مي‏خواهی با من مقاتله كنی؟ عذری آورد. یك بار گفت: مي‏ترسم خانه‏ام را خراب كنند! امام علیه‏السلام فرمود: من خانه‏ات را مي‏سازم. ابن سعد گفت: مي‏ترسم اموال و املاكم را بگیرند! فرمود: من بهتر از آن را به تو خواهم داد، از اموالی كه در حجاز دارم. عمر بن سعد گفت: من در كوفه بر جان افراد خانواده‏ام از خشم ابن زیاد بیمناكم و مي‏ترسم آنها را از دم شمشیر بگذراند.
حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نمي‏گردد، از جای برخاست در حالی كه مي‏فرمود: تو را چه مي‏شود؟ خداوند جانت را در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد. به خدا سوگند! من مي‏دانم كه از گندم عراق نخواهی خورد!
ابن سعد با تمسخر گفت: جو ما را بس است.
4. پس از این ماجرا، عمر بن سعد نامه‏ای به عبیداللّه‏ نوشت و ضمن آن پیشنهاد كرد كه حسین علیه‏السلام را رها كنند؛ چرا كه خودش گفته است كه یا به حجاز برمي‏گردم یا به مملكت دیگری مي‏روم. عبیداللّه‏ در حضور یاران خود نامه ابن سعد را خواند، "شمر بن ذی الجوشن" سخت برآشفت و نگذاشت عبیداللّه‏ با پیشنهاد عمر بن سعد موافقت كند.

روز نهم :
1. در روز نهم محرم (تاسوعای حسینی) شمر بن ذی الجوشن با نامه‏ای كه از عبیداللّه‏ داشت از "نُخیله" ـ كه لشكرگاه و پادگان كوفه بود ـ با شتاب بیرون آمد و پیش از ظهر روز پنجشنبه نهم محرم وارد كربلا شد و نامه عبیداللّه‏ را برای عمر بن سعد قرائت كرد.
ابن سعد به شمر گفت: وای بر تو! خدا خانه ات را خراب كند، چه پیام زشت و ننگینی برای من آورده‏ای. به خدا قسم! تو عبیداللّه‏ را از قبول آنچه من برای او نوشته بودم بازداشتی و كار را خراب كردی... .
2. شمر كه با قصد جنگ وارد كربلا شده بود، از عبیداللّه‏ بن زیاد امان نامه‏ای برای خواهرزادگان خود و از جمله حضرت عباس علیه‏السلام گرفته بود كه در این روز امان نامه را بر آن حضرت عرضه كرد و ایشان نپذیرفت.
شمر نزدیك خیام امام حسین علیه‏السلام آمد و عباس، عبداللّه‏، جعفر و عثمان (فرزندان امام علی علیه‏السلام كه مادرشان ام‏البنین علیها‏السلام بود) را طلبید. آنها بیرون آمدند، شمر گفت: از عبیداللّه‏ برایتان امان گرفته‏ام. آنها همگی گفتند: خدا تو را و امان تو را لعنت كند، ما امان داشته باشیم و پسر دختر پیامبر امان نداشته باشد؟!
3. در این روز اعلان جنگ شد كه حضرت عباس علیه‏السلام امام علیه‏السلام را باخبر كرد. امام حسین علیه‏السلام فرمود: ای عباس! جانم فدای تو باد، بر اسب خود سوار شو و از آنان بپرس كه چه قصدی دارند؟
حضرت عباس علیه‏السلام رفت و خبر آورد كه اینان مي‏گویند: یا حكم امیر را بپذیرید یا آماده جنگ شوید.
امام حسین علیه‏السلام به عباس فرمودند: اگر مي‏توانی آنها را متقاعد كن كه جنگ را تا فردا به تأخیر بیندازند و امشب را مهلت دهند تا ما با خدای خود راز و نیاز كنیم و به درگاهش نماز بگذاریم. خدای متعال مي‏داند كه من بخاطر او نماز و تلاوت قرآن را دوست دارم.
حضرت عباس علیه‏السلام نزد سپاهیان دشمن بازگشت و از آنان مهلت خواست. عمر بن سعد در موافقت با این درخواست تردید داشت، سرانجام از لشكریان خود پرسید كه چه باید كرد؟ "عمرو بن حجاج" گفت: سبحان اللّه‏! اگر اهل دیلم و كفار از تو چنین تقاضایی مي‏كردند سزاوار بود كه با آنها موافقت كنی.
عاقبت فرستاده عمر بن سعد نزد عباس علیه‏السلام آمد و گفت: ما به شما تا فردا مهلت مي‏دهیم، اگر تسلیم شدید شما را به عبیداللّه‏ مي‏سپاریم وگرنه دست از شما برنخواهیم داشت.

چهار حادثه مهم شب عاشورا :
1. در شب عاشورا به "محمد بن بشیر حضرمی" یكی از یاران امام حسین علیه‏السلام خبر دادند كه فرزندت در سرحدّ ری اسیر شده است. او در پاسخ گفت: ثواب این مصیبت او و خود را از خدای متعال آرزو مي‏كنم و دوست ندارم فرزندم اسیر باشد و من زنده بمانم. امام حسین علیه‏السلام چون سخن او را شنید فرمود: خدا تو را بیامرزد، من بیعت خود را از تو برداشتم، برو و در آزاد كردن فرزندت بكوش.
محمد بن بشیر گفت: در حالی كه زنده هستم، طعمه درندگان شوم اگر چنین كنم و از تو جدا شوم.
امام علیه‏السلام پنج جامه به او داد كه هزار دینار ارزش داشت و فرمود: پس این لباسها را به فرزندت كه همراه توست بسپار تا در آزادی برادرش مصرف كند.
2. امام حسین علیه‏السلام در سخنرانی شب عاشورا خبر از شهادت یاران خود داد و آنان را به پاداش الهی بشارت داد. در این مجلس "قاسم بن الحسن" به امام علیه‏السلام عرض كرد: آیا من نیز به شهادت خواهم رسید؟ امام با عطوفت و مهربانی فرمود: فرزندم! مرگ در نزد تو چگونه است؟ عرض كرد: ای عمو! مرگ در كام من از عسل شیرین‏تر است. امام علیه‏السلام فرمودند: آری تو نیز به شهادت خواهی رسید بعد از آنكه به رنج سختی مبتلا شوی، و همچنین پسرم عبداللّه‏ (كودك شیرخوار) به شهادت خواهد رسید.
قاسم گفت: مگر لشكر دشمن به خیمه‏ها هم حمله مي‏كنند؟ امام علیه‏السلام به ماجرای شهادت عبداللّه‏ اشاره نمودند كه قاسم بن الحسن تاب نیاورد و زارزار گریست و همه بانگ شیون و زاری سر دادند.
3. امام علیه‏السلام در شب عاشورا دستور دادند برای حفظ حرم و خیام، خندقی را پشت خیمه‏ها حفر كنند. حضرت دستور داد به محض حمله دشمن چوبها و خار و خاشاكی كه در خندق بود را آتش بزنند تا ارتباط دشمن از پشت سر قطع شود و این تدبیر امام علیه‏السلام بسیار سودمند بود.
4. مرحوم شیخ صدوق در كتاب ارزشمند "امالی" نوشته است: شب عاشورا حضرت علي‏اكبر علیه‏السلام و 30 نفر از اصحاب به دستور امام علیه‏السلام از شریعه فرات آب آوردند. امام علیه‏السلام به یاران خود فرمود: برخیزید، غسل كنید و وضو بگیرید كه این آخرین توشه شماست.

روز عاشورا :
و اینك میدانی دوباره، اینك 72 یار و هزاران دشمن كینه‏توزی كه رحم و مروّت را از ازل نیاموخته‏اند. اینك عاشورا كه هر چه از آن بگوییم كم گفته‏ایم، از برخوردهای جلاّدانه سپاه عمر بن سعد، یا عنایات و الطاف سیدالشهداء علیه‏السلام .
سردارانی، سپاه عظیمی را به سوی جهنم رهبری مي‏كردند و امام معصومی لشكر كم تعداد خود را به بهشت بشارت مي‏داد... و سرانجام شهادت، خون، نیزه، عطش و اطفال، تازیانه و سرهای بریده، آه از اسارت و شام، آه از خرابه و...

تا به قتلت عدو شتاب گرفت چرخ را سخت اضطراب گرفت
ریخت خون مقدّست به زمین آسمان زاشك آب گرفت
ابر خون ماه عارضت پوشاند همه گفتند آفتاب گرفت
ناله مصطفی به گوش رسید موج خون زچشم بوتراب گرفت
شد سیه رنگ آسمان از خشم كه زخونت زمین خضاب گرفت
آن تن پاره پاره را دربر گه سكینه گهی رباب گرفت
شست زینب زاشك جسمت را بلكه از چشم خود گلاب گرفت
بر تن پاره پاره داد سلام زآن بریده ‏گلو جواب گرفت
هردم از زخم بي‏حساب تَنَتْ خم شد و بوسه بي‏حساب گرفت.

فراخوان "سوگواره ي عكس آئين سوگواري عاشورايي شهرستان زرنديه "

           "اِنَّ الْحُسَيْنَ مِصْباحُ الْهُدي وَ سَفينَةُ النَّجاةِ "

اداره ي فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان زرنديه برگزار مي كند :

اولين سوگواره ي عكس با موضوع" آئين هاي سوگواري سيد و سالار شهيدان كربلا (ع)" در قالب تصاویر ثبت وضبط شده توسط گوشي هاي همراه با همت كانون بسيج هنرمندان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان زرنديه برگزار مي شود .

علاقمندان به شركت در مسابقه مي توانند  تصاوير ثبت شده با گوشي هاي همراه از آئين هاي سوگواري "تعزيه خواني - عزاداري حسيني- نماز و نيايش - حجاب و عفاف "را بر روي لوح فشرده ( CD ) ذخيره وبه دبيرخانه ي سوگواره واقع در اداره ي فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان زرنديه تحويل نمايند .

"شرايط شركت در مسابقه " : 

١- شركت براي عموم آزاد است .

٢- آثار بر روي لوح فشرده "CD" ذخيره و تحويل گردد.

۳-مهلت ارسال آثار مورخه ٥/ آذر/٩٢ مي باشد. .

۴- آثار ارسالي عودت داده نمي شود.

پس از بررسي و داوري  به ٣ اثر كه به عنوان آثار برتر برگزيده شوند  ضمن تقدير مبلغ ١/٠٠٠/٠٠٠ ريال به عنوان جايزه تقديم خواهد شد .

از عموم برادران و خواهران دعوت مي شود با شركت در سوگواره ي مذكور ضمن برخورداري از اجر معنوي حفظ شعائر اسلامي ، در ثبت و ضبط  آئين سوگواري شهرستان به عنوان اثري ارزشمند سهيم بوده و از جوايز مسابقه نيز بهره مند گردند .

  براي عموم خواهران و برادران توفيق و بهروزي مسئلت مي نماييم .

كانون بسيج هنرمندان اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان زرنديه 

بود روی نیزه سرگرم تماشا ، آفتــــاب

بود رویِ نیزه سرگرمِ تماشا آفتاب

گریه ها می کرد بر احوالِ صحرا آفتاب

بر زمین جایی برای نوراَفشانی نبود

رفت و روشن کرد شب های سَما را آفتاب

آسمان از ضربِ سیلی شد کبود و گریه کرد

دردها را کرد با نورش مداوا آفتاب

خونِ خود را بر دلِ شب زد ولی هرگز نکرد

با سیاهی های این دنیا مدارا آفتاب

در پیِ پاداش بودند آنقدر خفاش ها

بر سرش شد بین آنها جنگ و دعوا، آفتاب

جابجا میشد میان دست هایِ این و آن

عده ای کردند بازی ، وایِ من! ـ با آفتاب

کودکی با پایِ پر تاول به صحرا می دوید

تا که روی نیزه دیدش گفت: «بابا...آفتاب...»

گرچه بر روی زمین افتاد عمودِ خیمه ها

پرچمش تا روز محشر هست بالا آفتاب

کمی هم هوای خادمان شهرمان را داشته باشیم !!

برادرم ، خواهرم ، همشهری عزیزم :

تا حالا صحنه ی مشابه این تصویرا دیدی؟؟

تا حالا به این موضوع فکر کردی ؟

جشن میشه ضایغات را می ریزیم توی خیابون اونجا رو کثیف میکنیم!!
عزا میشه نذری می دیم خیابونا رو کثیف می کنیم!! 
جشن های نیمه شعبان که بماند...
مراسم عزاداری و جشن ...کدوم ثواب می بریم که وسیله می خریم اشغالا رو میریزیم توی خیابونا و داخل جدول ها  !!
اما تا حالا فکر کردین زحمتکشان شهرداری باید کلی برای جمع کردن همین زباله ها زحمت بکشند ؟؟

جدا تا به حال فکر کردین که این بندگان خدا چقدر کار سختی دارن ؟!

 که توی اب و هوای مختلف با اون وضع، کارهای ما رو تمیز میکنن ...

مگر نه اینه که جشن و عزاداری های ما نباید باعث آزار و اذیت سایرین بشه ؟!...

وصیت نامه ی امام حسین (ع) به برادرش محمد بن حنفیه ..

وصیت نامه امام حسین ( عَلَیْهِ السَّلامُ)

« بسم الله الرحمن الرحيم ...؛

اين وصيت حسين‌بي‌علي است به برادرش محمد حنفيه:

حسين گواهي مي‌دهد به توحيد و يگانگي خداوند و اين که براي خدا شريکي نيست و محمد (ص) بنده و فرستاده اوست و آئين حق ( اسلام ) را از سوي خدا ( براي جهانيان ) آورده است و شهادت مي‌دهد که بهشت و دوزخ حق است و روز جزا بدون شک به وقوع خواهد پيوست و خداوند همه انسان‌ها را در چنين روزي زنده خواهد نمود. »
امام (ع) در وصيت نامه‌اش پس از بيان عقيده خويش درباره توحيد و نبوت و معاد، هدف خود را از اين سفر اين چنين بيان نمود:
« من نه از روي خودخواهي و يا براي خوشگذراني و نه براي فساد و ستمگري از شهر خود بيرون آمدم؛ بلکه هدف من از اين سفر، امر به معروف و نهي از منکر و خواسته‌ام از اين حرکت، اصلاح مفاسد امت و احياي سنت و قانون جدّم، رسول خدا (ص) و راه و رسم پدرم، علي‌بن‌ابيطالب (ع) است. پس هر کس اين حقيقت را از من بپذيرد ( و از من پيروي کند ) راه خدا را پذيرفته است و هر کس رد کند ( و از من پيروي نکند ) من با صبر و استقامت ( راه خود را ) را در پيش خواهم گرفت تا خداوند در ميان من و بني‌اميه حکم کند که او بهترين حاکم است.
و برادر ! اين است وصيت من به تو و توفيق از طرف خداست. بر او توکل مي‌کنم و بازگشتم به سوي اوست. »

عشق شیرین تو آمیخته شد با شیرم !!

یکی از کودکان شرکت کننده در عزاداری های امام حسین (ع) در عالم کودکانه اش سعی می کند با بطری آب خود، شیرخواره امام حسین (ع) ، حضرت علی اصغر "علیه السلام" را سیراب کند. این تصویر که به تازگی در شبکه های  اجتماعی منتشر شده تا به حال میلیون ها بیننده داشته و اشک آنها را سرازیر ساخته است.