از خاطرات یک مرده شور " نتیجه ی خواندن زیارت عاشورا "

یک بار پیرمردی را آوردند که اصلا به مُرده شبیه نبود چهره ی روشن و بسیار تمیز و معطری داشت وقتی پتو را کنار زدم بوی گلاب می داد آنقدر تمیز و معطر بود که من از مسئول غسالخانه تقاضا کردم خودم شخصاً این پیرمرد را بشورم و غسل بدهم همه غسل دهندگان بوی گلاب را موقع شستشو و وقتی که آب روی تن این پیرمرد می ریختم حس می کردند ، وقتی که کار غسل و کفن تمام شد بی اختیار در نماز و تشییع این پیرمرد شرکت کردم بیرون برای تشییع و خاکسپاری اش صحرای محشری به پا بود از بین ناله های فرزندانش شنیدم که گویا این پیرمرد هر روزش را با قرائت زیارت عاشورا شروع می کرد از بستگانش دقیق تر پرسیدم گویی این پیرمرد به این موضوع شهره بود آدمی که هر روزش با زیارت عاشورا شروع می شد.
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۲ آبان ۱۳۹۲ ساعت 15:57 توسط رحیم نیکنام
|
خدمت رسانی صادقانه با امانتداری - دفاع از حقوق مردم-هدف مقدسی که در طول بیش از 10 سال نمایندگی مردم در شورای اسلامی شهر دنبال کرده ام و لحظه ای به منافع شخصی خود نیاندیشیده و منافع مردم و رضای خداوند را بر هر چیزی ارجح دانسته ام - همواره در راه رشد و توسعه و آبادانی شهر کوشیده ام و در مسیر اصلاح و مبارزه با رانت خواری و فساد اداری تلاش کرده ومیکنم و در این راه مقدس هرگز خسته نشده و سازش نخواهم کرد - خداوند را شاهد بر اعمال خود می دانم و با پیروی از منویات رهبر معظم انقلاب و رهنمودهای دلسوزان در به خدمت نظام مقدس و مردم و پاسداری از خون پاک شهدا و حقوق مردم شریف لحظه ای خمودی و کسالت و خیانت را روا نمی دارم - تا زنده ام زرمنده ام --همواره چراغ راهم می باشد.