صفات متقین " پارسایان " در خطبه ی "همام " نهج البلاغه

خطبه ی ۱۹۳ نهج البلاغه ی مولای متقیان حضرت امیر مومنان علی (علیه السلام ) معروف به خطبه ی هَمام یا همان خطبه ی متقین ( پارسایان و تقوا پیشگان ) خطبه ای است سراسر درس و الهام برای وصول و حصول به حیات معنوی و اتصاف به صفاتپرهیزگاران که سعادت دنیوی و اخروی انسان را تامین می کند ،
صفات متقین و ویزگی ای پرهیزگاران در این خطبه ی شریف و بسیار شیوای امیر مومنان در پاسخ به سئوال یکی از یاران با وفایش به نام "همام " که از امیر المومنین علی (ع ) پرسید : متقین چه کسانی هستند و چه صفاتی دارند ؟ بیان گردیده و ان چنان این صفات به تصویر کشیده شده و توسط امیر کلام علی (ع) تشریح گردید که همام نتوانست تاب و تحمل بیاورد و قالب تن شکست و روحش به پرواز در آمد و جان به جان آفرین تسلیم نمود .
در زیر صفات متقین را با اقتباس از خطبه ی ۱۹۳ نهج البلاغه خطبه ی همام ( متقین و پارسایان) به صورت دسته بندی شده تنظیم نموده ام که تقدیم خوانندگان عزیز می کنم و امیدوارم مورد پسند و عمل قرار گیرد زیرا سعادت دنیوی و اخروی همه ی ما در گرو عمل به رهنمودهای ائمه ی اطهار و معصومین " علیهم السلام " است .

اوصاف اجتماعی پرهیزگاران :

۱-نیک‌گفتاری

۲-میانه‌روی

۳-فروتنی

۴-چشم‌پوشی از محرّمات

۵-گوش‌دادن به علم سودمند

۶-حریص در طلب دانش

۷-شکیبایی در سختی

۸-بخشیدن کسی که بدو ستم کرده

۹-دوری از سخن زشت

۱۰-تباه نکردن آنچه بدانها سپرده اند

۱۱-فروبردن خشم

۱۲-در امان بودن مردم از بدی آنها

۱۳-امیدواری به آنها در کارهای نیک

اوصاف فردی پرهیزگاران :

۱-بدگمانی به خویشتن

۲-ترس از ستوده شدن توسط دیگران

۳-ایمان با یقین

۴-بردباری

۵-امید به امور اخروی و ناخواهانی دنیا

اوصاف پرهیزگاران در ارتباط با خداوند متعال :
 
۱-نمازهای شبانه با تلاوت قرآن

۲-دواجویی در قرآن

۳-اثرگذاری آیات قرآن بر جان آنها

۴-خشوع در عبادت

۵-یاد خدا و سپاس از او در طول شبانه روز

اولین قربانی آتش خشم کیست ؟؟

در پی استقبال بی‌نظیر از کتاب مستطاب «مفاتیح الحیات» نوشته ی عالم بزرگوار حضرت آیت الله عبدالله  جوادی آملی (جفظه الله تعالی ) برآن شدیم تا ضمن معرفی این اثر ارزشمند ، درسی از مطالب آن را پیشکش خوانندگان عزیز و گرامی کنیم.

 مولای متقیان حضرت علي (ع) فرمود: غضب آتشي است مشتعل و زبانه کشنده، کسي که خشم خود را فرو نشاند (خشم خود را نگه دارد)، آن آتش مشتعل را خاموش کرده است و آن کس که غضب را به حال خودش آزاد گذارد، (خشم خود را نگه ندارد) خود اولين کسي است که در شعله هاي آن خواهد سوخت
الحديث جلد ۱صفحه
۱
                         

پنج سخنی که هر روز قبر با انسان می گوید:

قَالَ النَّبی(ص): «القَبرُ یُنادی بِخَمس کَلمات: أنَا بَیتُ الوَحدةِ؛ فَاحمِلوا إلیّ أنیساً، وَ أنا بَیتُ الحَیّات؛ فَاحمِلوا إلیّ تَریاقاً، و أنا بَیتُ الظُلَم فَاحمِلوا إلیّ سِراجاً، و أنا بَیتُ التُّراب فَاحمِلوا إلیّ فِراشاً، و أنا بَیتُ الفَقر فَاحمِلوا إلیّ کَنزاً»[٢]؛

پیامبر اسلام(ص) فرمود: قبر همیشه پنج ندا دارد:

١-    من خانه تنهاییم، انیس و رفیقی با خود بیاورید.

٢-    من خانه مار و حیواناتم، پادزهری با خود بیاورید.

٣-    من منزلى تاریکم، چراغى برای خود تهیه کنید.

۴-    من خانه‏ى خاکیم، فرشى همراه آورید.

۵-    و من سراى فقرم، گنجى برای خود تهیه کنید

میلاد پیامبر اکرم(ص)  و امام صادق (ع)مبارک باد

میلاد با سعادت و سراسر نور و سُرور دو نور از چهارده نور مقدس آسمان عصمت و طهارت؛

 

پیامبر خدا؛ خاتم انبیاء، بهانه خلقت، حضرت محمد مصطفی(ص)

 

و ششمین شمس کهکشان امامت و ولایت؛حضرت امام جعفرصادق(ع)

 

 

 بر حضرت ولیّ‌عصر(عج) و شما دوستان عزیز تبریک و تهنیت‌ باد.

 

امشب که صفابا دل‌وجان همراه است

هنـگام طـلوع آفـتـاب و مـاه اسـت

هـم جـشن ولادت امـام صـادق(ع)

هـم عـید محمدبن عبدالله(ص) است

سه چیزی که مومن به آن نیاز دارد (در سخن امام جواد "ع")

 

قَالَ أَبُوجَعْفَرٍ(ع): «الْمُؤْمِنُ یَحْتَاجُ إِلَى تَوْفِیقٍ مِنَ اللَّهِ وَ وَاعِظٍ مِنْ نَفْسِهِ وَ قَبُولٍ مِمَّنْ یَنْصَحُه‏»[٣]؛

امام جواد(ع) فرمود: مؤمن به سه چیز نیازمند است:

١-    توفیق از جانب خداوند متعال،

٢-    پند و اندرزگویى به خویشتن،

٣-   پذیرش اندرز از کسى است که او را پند می‌دهد

 

تاثير شخصيت حضرت رسول بر ادبيات فارسي

 
تاثیر ويژه و شگرف پیامبر اسلام ( ص) بر ادبیات فارسی:
در تاریخ صدر اسلام آمده است که کعب بن زهیر، شاعر معروف جاهلی در هنگام اسلام آوردن، قصیده زیبایی درستایش وجود مبارک حضرت رسول(ص) سرود و ایشان ضمن تحسین وی، عبای مبارک خود را برای تشویق به دوش او انداختند.

تاثیر عمیقی که ظهور اسلام و وجود مبارک رسول اعظم بر ادبیات فارسی گذارد، به راستی غیر قابل انکار است. این مقاله در پی آن است تا نگاهی اجمالی به این تاثیر شگرف داشته باشد.

ادبیات در اسلام :

در طول تاریخ اسلام، فصاحت و بلاغت و توجه به جنبه های ادبی، جلوه ای خاص داشته است و بلا استثنا همه ی سخنوران، شاعران و نویسندگان که اثر جاودانه ای خلق کرده اند، رعایت اصول ادبی را سرلوحه کار خود قرار داده اند.

حتی متن قرآن کریم نیز از لحاظ ادبی یک معجزه به شمار می رود و قوت و غنای آن در زیبایی و رسایی، هر انسانی را که تا حدی با هنرهای ادبی سر و کار داشته باشد به وجد می آورد. البته کمال قرآن تنها به زیبایی صورت و ظاهر کلام نیست، که سخن، سخن خداوند است و خداوند عین زیبایی، بلکه در معنا نیز چنان عمیق و جان نشین است که هرگز مانندی در ادبیات عرب نداشته و ندارد. موجب افتخار مسلمانان است که معجزة ختم نبوت، کتابی است در غایتِ زیبایی در ادبیات و هنر و در بیان محتوایی جان نشین. چنین است که نام و سیرة پیامبر (ص)، چون معجزة بی‌مانند و بدون تحریفش،‌ تا ابد بر دل و جان جهانیان نشسته است.

در سخن رسول اکرم (ص) و دیگر پیشوایان و ائمه هدی نیز هیچ گونه ضعف و سستی در ساختار ادبی و یا در فصاحت و بلاغت مشاهده نمی شود. ایشان نیک می‌دانستند که در ارشاد و هدایت مردم، باید اصل جاذبه را در نظر گرفت. از این روست که حتی به راویان سخن خود نیز تاکید می کردند که کلامشان را درست و فصیح نقل کنند. امام صادق (ع) می فرمایندسخن ما را به صورت درست نقل کنید، واژه های آن را صحیح تلفظ کنید و بر طبق دستور زبان، زیرا ما خود فصیحیم و درست سخن می گوییم

شخص پیامبر اعظم (ص) ، با این که خود شاعر نبودند، اما شعر و شاعران و ادیبان را دوست می داشتند. در حدیثی معتبر از ایشان نقل است که« الشعراء امراء الکلام»؛ یعنی شاعران، امیران و پادشاهان سخنند. و در حدیثی دیگر فرموده اند:« خدا را در زیر آسمان گنجهایی است که زبان شاعران کلیدهای آن گنجهایند».

چنان که مولانا جلال الدین رومی می گوید:

هم امارت هم زبان دارم کلید گنج عرش

وین دو دعوی را دلیل است از حدیث مصطفی (ص)

در تاریخ صدر اسلام نیز آمده است که کعب بن زهیر، شاعر معروف جاهلی در هنگام اسلام آوردن، قصیده زیبایی درستایش وجود مبارک حضرت رسول (ص) سرود و ایشان ضمن تحسین وی عبای مبارک خود را برای تشویق به دوش او انداختند و این قصیده به اعتبار این هدیه، قصیده بُردیه (بُرد به معنی عبا) نامیده شد.

تاثیر ادبیات در جاودانگی روح دین :

به واقع نیز لفظ زیبا، عنصر نفوذ و بقاست و معنا بدون لفظ مناسب هرگز نمی تواند رسالت انتقال پیام را به درستی به انجام،یا بهتر بگوییم، سرانجام، برساند. زیباپسندی، ودیعه‌ای از جانب خداوند است که در ضمیر انسان نهاده شده است. از این رو، بنابر فطرت، هر انسانی اگر سخنی زیبا بشنود یا بخواند، در او تاثیر عمیقی خواهد داشت.از سده های اول پس از هجرت تا کنون، آثاری ماندگار و نامیرا شده اند که غنای ادبی بیشتری نسبت به دیگر متون دینی و مذهبی داشته اند. توجه به زیبایی کلام و فن سخن گفتن و نوشتن به شیوه‌ای جذاب، در عصر حاضر نیز کاربرد خود را از دست نداده است.

در میان متفکران و روشنگران امروز هم گونه های مختلف ادبی جایگاه خود را دارند و تاثیرشان را با وجود گسترش تمام رسانه‌ها (همچون رادیو، تلویزیون، سینما و اینترنت) حفظ کرده اند. زیرا پایه و اساس این رسانه ها نیز ادبیات است و نیاز به فصاحت و بلاغت همیشه و در همه جا احساس می شود. اگر بپذیریم که به گفته مارشال مک لوهان، « رسانه همان پیام است»، ارزش رعایت اصول و فنون ادبی توسط گوینده یا نویسنده در ادبیات یک رسانه، بیشتر و بهتر آشکار می گردد.

اکثر متفکران عصر حاضر، اهمیت ادبیات را دریافته اند، به نحوی که به گفتة استاد محمد رضا حکیمی: «یک عرضة‌ ادبی استادانه، صورت یک مکتب فلسفی یافته است و بسیار تاثیر نموده و طرفدار پیدا کرده است... متفکران و داعیه داران این قرن نیز از اهمیت ادبیات و کیفیت سخن و بهره برداری از آن غفلت نکرده اند. پیروان مکاتب جدید، همواره کوشیده اند تا افکار خویش را از طریق خلق آثار ادبی (شعر، داستان و نمایشنامه و...) نشر دهند. علت عمده نفوذ این مکاتب ، ادبیات آن مکاتب است، نه ابتکار، اصالت یا عمق تفکر آنها.»

تحمیدیه و ستایش در ادبیات فارسی :

از زمان عرضه دین اسلام به ایران و ایرانیان، آنها که خود طبعی لطیف و شاعرانه داشتند، با وارد ساختن علقه ها و مراتب ستایش و احترام خود نسبت به رسول اکرم (ص) و دیگر امامان معصوم، غنای ادبی خود را بیشتر کرده، گونه ای ادبی به نام ادبیات مذهبی بنیان نهادند که بعدها شاکله اصلی ادبیات فارسی شد. در این میان حمد و سپاس آفریدگار در آغاز کلام و نوشته ی همه بزرگان، به تأسی از آغاز قرآن، که حمد و ستایش خداوند در سورة فاتحه الکتاب آمده است، جایگاهی ویژه یافت.

تحمیدیه در لغت به معنی مبالغه کردن در حمد و نیک ستودن و پی در پی ستایش کردن است و در اصطلاح علوم ادبی به معنی بسیار حمد گفتن برای خدا و ذکر نام و ادای احترام نسبت به پیامبر اسلام و بزرگان دین، در صدر خطبه ها و دیباچه‌ها ی کتاب‌هااست.

تحمیدیه ها در زبان فارسی هم منثورند و هم منظوم. در میان آنها البته سخن عارفان رنگ و بوی دیگری داشته، نشان از شور و عشق نسبت به رسول رحمتی که سرور کائنات است و کاملترین انسان‌هاست، دارد. ستایش پیامبر در ادب فارسی، تاثیر اخلاقی و تربیتی عمیقی بر مخاطب داشته و دارد، چرا که در آن ها ذکر فضایل اخلاقی، آداب و سنن، فداکاری ها و مجاهدتها و محبت ایشان به امت خود آمده است.

ستایش پیامبر در شاهکارهای ادبیات فارسی :

اکثر قریب به اتفاق شعرا و نویسندگان فارسی زبان در نعت رسول اکرم (ص) و ستایش ایشان سخن گفته و مطلب نوشته اند. اوج توصیف ها و مدایح نبوی، درآثار منظوم و منثور قرن پنجم و ششم هجری قمری به چشم می خورد.

در شعر، شاعرانی چون جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی، سنایی غزنوی و خاقانی شروانی، و در نثر، قابوسنامه عنصر المعالی کیکاووس،کیمیای سعادت غزالی و ترجمه کلیله و دمنه ابوالمعالی نصرالله منشی از نمونه های با ارزش این دو قرن هستند.

در این اشعار و نوشته ها، ستایش رسول منحصر به ظاهر ایشان نیست، بلکه زندگی فردی و اجتماعی، محبوبیت او در درگاه پروردگار عالم و نظرگاه عالمیان، رفتار و کردار و منش مهرورزانه ایشان نیز مورد تاکید و اشاره قرار گرفته است.ادبا نیز به تبعیت از قرآن کریم که می فرماید:« ما تو را نفرستادیم مگر به عنوان کسی که برای تمام جهانیان مظهر مهر و رافت باشی»، مهربانی ایشان را در آثار خود بیش از سایر صفات جلوه گر ساخته اند.

تأثیر فرهنگ اخلاقی و تربیتی رسول الله (ص) بر ادبیات فارسی :

گذشته از ستایش پیامبر، روش ها و توصیه های اخلاقی و تربیتی ایشان نیز سرلوحه محتوایی آثار ادبی فارسی زبانا ن قرار گرفته است. به نحوی که حتی در امثال و حکم منظوم و منثور فراوانی هم جلوه یافته است، اندکی مطالعه در این زمینه به واقع این امر را می نمایاند. ذکردو نمونه در این جا خالی از لطف نیست:

رسول خدا (ص):

دروغ باعث روسیاهی و رسوایی می شود.

............................................................

هر آن کس که باشد دروغ آزمای

نکوهیده باشد به نزد خدای

کند روی، هردم دروغش سیاه

سوی قعر دوزخ نمایدش راه

رخ مرد را تیره دارد دروغ

فردوسي

.............................................

به صدق کوش که خورشید زاید از نفست

که از دروغ سیه روی گشت صبح نخست

حافظ

...........................................

رسول خدا (ص):

بلا و گرفتاری آدمی از زبان است

...................................

مرد خاموش در امان خداست

آدمی از زبان خود به بلاست

بلای آدمی باشد زبانش

که در وی بسته شد سود و زیانش

در فتنه بستن، دهان بستن است.

ناصرخسرو

.......................................

سخن بلاست و خاموشی طلاست.

سعدی

........................................

زبان بسیار سر بر باد داده است.

وحشی بافقی

........................................

بسا سر کز زبان زیر زمین رفت.

نظامی

.........................................

 

بس سر که بریده زبان است

با یک نقطه، زبان زیان است

ایرج میرزا

..........................................

تا بماند سر، زبان در بسته به.

خاقانی

..........................................

فتنه ها در عالم از تیغ زبان پیدا شود.

حافظ

..........................................................................................................

نخستین سیره رسول الله (ص) به زبان فارسی

در قرن هفتم نیز گذشته از اشعار و متون منثور شاعرانی چون عطار نیشابوری، سعدی، مولوی و نظامی گنجوی، سیره رسول خدا برای نخستین بار از سیره عربی ابن‌هشام به فارسی ترجمه شد. مترجم این سیره که آن را به تقلید از ابن هشام، سیرت رسول الله نامید، به احتمال قریب به یقین، یکی از بزرگان فارس، به نام رفیع الدین اسحاق بن محمد همدانی است.

در این سیره فارسی سی باب وجود دارد که هر باب در مورد یکی از عناوین مربوط به پیامبر است. به طور مثال، باب اول از نسب پیغمبر از حضرت اسماعیل تا عبدالله و نقل وقایع پیش از تولد حضرت گفته است و باب سی ام، دربارة وفات پیامبر وپاره‌ای حوادث پس از آن است.

پیامبر رحمت در شعر و نثر معاصر

پس از قرن هفتم که دوره فترت زبان و ادبیات فارسی شروع شد، به ناگاه در قرن یازدهم و با به قدرت رسیدن صفویه که دوباره عارفان بزرگ شیعی مجالی برای ظهور و بروز یافتند، کتاب های متعددی در باب زندگی و سیره پیامبر اکرم نگارش یافت. زیرا فضا برای بروز تعلقات مذهبی مردم آماده و فراهم شد و این امر تاثیری مستقیم بر ادبیات آن دوره گذاشت. در نثر به مرور کسانی چون شیخ عباس قمی، نویسنده کتاب با ارزش منتهی الآمال، به نگارش سیره حضرت رسول و پیشوایان معصوم همت گماشتند و آثار متعددی در این بابنگاشته شد.

در شعر فارسی زبانان غیر ایرانی هم طبع خود را در این زمینه آزمودند که از آن میان می توان به علاقه اقبال لاهوری اشاره کرد که در قرن 13 و 14 می زیست و آثارش تاثیری شگرف بر ملت خود و ملل فارسی زبان نهاد. همچنین می توان از شاعران یکی دو سده ی اخیر نام برد که در وصف پیامبر اکرم آثار در خور اعتنا و زیبایی ارائه کرده اند.

کسانی چون عمان سامانی، ادیب الممالک فراهانی، نعمت آزرم خراسانی و از متأخرین، امیری فیروزکوهی و مهرداد اوستا.البته نام‌های ذکر شده تنها شامل بخش اندکی از نویسندگان و شاعران ادب پارسی است. اکثر ایشان حداقل یک شعر زیبا یا مقاله و مطلبی در خور حضرتش سروده و نوشته اند که مجالی برای نام بردن از تمامی آنها نیست.

ضرورت توجه به پیامبر اعظم (ص) در آثار شاعران و نویسندگان جوان معاصر

متاسفانه در ادبیات متعهد معاصر، و به ویژه سروده ها و نوشته های جوانان، چنان که باید و شاید، اثری در خور حضرت رسول (ص) خلق نشده است.گرچه عمده آثار مذهبی جوانان در دهه‌های اخیر میزان علاقه‌مندی آنان را به اهل بیت عصمت و طهارت نشان می‌دهد و این امر مهم اصالتا مطلوب است، اما از آنجا که اهل بیت (ع) هیچ گاه از پیامبر جدا نبوده‌اند، غفلت از رسول رحمت آثار و تبعاتی در پی دارد که این غفلت بزرگ بعد از اهانت های مکرر غرب در دهه اخیر، با دست یازیدن به قالبهای ادبی مانند سیاهنامه سلمان رشدی و روزنامه های دانمارکی و حتی سرایت این توهین به قالبهای هنری مانند کاریکاتور بیشتر رخ نمود.

البته به واسطه جنبش دفاعی و عاطفی جوانان پس از این حوادث ناگوار و درک موقعیت جدید، و همچنین تدبیر تحسین برانگیز مقام معظم رهبری در نامگذاری سال جاری به نام سال پیامبر اعظم (ص)، امید است این غفلت، با خلق آثار ادبی درخور (و نه سست و ضعیف و احساسی) جبران شود.

نمونه هایی از نظم و نثر گذشته و معاصر در ستایش رسول اکرم (ص)

و آخر ایشان در نبوت و اول در مرتبت آسمان حق و آفتاب صدق، سید المرسلین و امام المتقین و خاتم النبیین... برای عز نبوت و خاتمت رسالت برگزید و به معجزات ظاهر و دلایل واضح مخصوص گردانید... درود و سلام و تحیات و صلوات ایزدی بر ذات معظم و روح مقدس مصطفی و اهل بیت و اصحاب و اتباع و یاران و اشیاع او باد، درودی که امداد آن بر امتداد روزگار متصل باشد و نسیم آن گرد از کلبه عطا برآرد.« ان الله و ملائکته یصلّون علی النبی یا ایها الذین آمنوا صلّوا علیه و سلّموا تسلیما

دیباچه کلیله و دمنه، ترجمه ابوالمعالی نصر الله منشی

.....................................................................................................

«... پس چون از روی خرد بنگری، بر مردمان واجب است که حق راهنمای خویش را بشناسند و سپاسگزار روزی دهنده خویش باشند و مقام فرشتگان را بشناسند و همه پیامبران را راستگو بدانند، از آدم تا پیامبر ما (ص)، و در دین فرمانبردار باشند و ... .»

قابوسنامه، باب اول در آفرینش و ستایش پیامبر (ص)، عنصر المعالی کیکاووس

.........................................................................................................

ای نام تو دستگیر آدم

وی خلق تو پایمرد عالم

فراش درت کلیم عمران

چاووش رهت مسیح مریم

از نام محمدیت میمی

حلقه شده این بلند طارم

در خدمتت انبیا مشرف

وز حرمتت آدمی مکرم

کونین نواله ای ز جودت

افلاک طفیلی وجودت

ازترکیب بند جمال الدین عبد الرزاق اصفهانی

..................................................................................

تخته اول که الف نقش بست

بر در مجبوبه احمد نشست

کُنتُ نَبیاً چو علم پیش برد

ختم نبوت به محمد سپرد

مه که نگین دان زبرجد شده است

خاتم او مهر محمد شده است

امی گویا به زبان فصیح

از الف آدم و میم مسیح

همچو الف راست به مهر و وفا

اول و آخر شده بر انبیا

از مخزن الاسرار نظامی گنجوی

.............................................................................

فخر دو جهان خواجه فرخ رخ اسعد

مولای زمان مهتر صاحبدل امجد

آن سید مسعود و خداوند مؤید

پیغمبر محمود ابوالقاسم احمد

وصفش نتوان گفت به هفتاد مجلد

این بس که خدا گوید: « ما کان محمد»

بر منزلت و قدرش یزدان کند اقرار

از مسمط ادیب الممالک فراهانی

.............................................................................

ای سنایی گر همی جویی ز لطف حق سنا

عقل را قربان کن اندر بارگاه مصطفی

سنایی غزنوی

.................................................................................

ماه فروماند از جمال محمد

سرو نباشد به اعتدال محمد

قدر فلک را کمال و منزلتی نیست

در نظر قدر باکمال محمد

وعده دیدار هرکسی به قیامت

لیله اسرا شب وصال محمد

آدم و نوح و خلیل و عیسی و موسی

آمده مجموع در ظلال محمد

سعدی اگر عاشقی کنی و جوانی

عشق محمد بس است و آل محمد (ص)

بوستان سعدی

....................................................................................

گفت پیغمبر عداوت از خرد

بهتر از مهری که از جاهل رسد

«عجلّوا الطاعات قبل الفوت» گفت

مصطفی چون درّ معنی می بسفت

پس تو را هر لحظه مرگ و رجعتی است

مصطفی فرمود: دنیا ساعتی است...

مثنوی معنوی مولانا

...................................................................................................

باور کنیم ملک خدا را که سرمد است

باور کنیم سکه به نام محمد (ص) است

راوی! بخوان به خواندن احمد در اعتلا

بر بام آسمان، شب معنی شب حرا

شب ها شبند و قدر، شب عاشقانه هاست

عالم فسانه، عشق، فسانه ی فسانه هاست

علی معلم دامغانی

..........................................................................

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

میلاد سراسر نور سرور حضرت محمد (ص) بر جهانیان مبارک باد

 

سبد گل زیبا 

ولادت با سعادت اشرف مخلوقات عالم، خاتم الانبیاء، رسول خدا؛

حضرت محمد بن عبدالله(صلی الله علیه و آله و سلّم)

و نیز ولادت با سعادت ششمین امام معصوم، رئیس مذهب جعفری؛

حضرت امام جعفر صادق(علیه السّلام)

بر امام زمان(علیه السّلام) و تمام شیعیان و پیروان ایشان تبریک و تهنیت باد.


 

 

شش سفارش مهم رسول خدا(ص) به حضرت علی(ع)

حضرت امیر(علیه السلام) مى‌‌فرماید: مردى نزد رسول خدا (صلی الله علیه و آله و سلم) آمد و گفت: یا رسول الله مرا به عملى راهنمایى کنید، به عملى که به سبب آن:

1- خدا مرا دوست بدارد.

2- مردم مرا دوست بدارند.

3- دارائیم فراوان شود.

4- بدنم سالم بماند.

5- عمرم طولانى شود.

6- خدا مرا با تو محشور کند.

رسول خدا (ص) فرمودند: این ۶حاجت، ۶ خصلت مى‌‌خواهد:

1- اگر مى‌‌خواهى خدا تو را دوست بدارد از او بترس و از گناه پرهیز کن.

۲- اگر مى‌‌خواهى مردم تو را دوست دارند به آنها خوبى و نیکى کن و به آنچه در دست آنهاست طمع نکن و چشم نینداز.

۳- اگر مى‌‌خواهى دارائیت فراوان شود وجوهات شرعی اموالت را بپرداز و مالت را پاک کن.

۴- اگر مى‌‌خواهى بدنت سالم بماند فراوان صدقه بده.

۵- و اگر مى‌‌خواهى عمرت طولانى شود صله رحم کن(دید و بازدید خویشان).

۶- و اگر مى‌‌خواهى خدا تو را با من محشور کند سجده را براى خدا طولانى کن.

(منبع: بحار الأنوار ۸۲: ۱۶۴

 

                         گل,عکس گل,دانلود عکس گل های زیبا,گلهای زیبا,عکس های زیبا از گل,گل های قشنگ,گل لاله,لاله,رز,گل رز,عکس گل رز,دسته گل,دسته گل های جالب,ایده های جالب برای دسته گل,گل عروسی , عکس های با کیفیت از گل های زیبا , گل های رنگارنگ 

صدای بال و پر جبرئیل می آید

شب است و ماه به آغوش ایل می آید

لب کویر پس از این ترک نخواهد خورد

که ساقی از طرف سلسبیل می آید

لباس خاطره را از حریر عشق بدوز

حلیمه !! نزد تو فردی اصیل می آید

نگاه آمنه از این به بعد می خندد

عترت آمد از آیینه ام
کیست در غار حرای سینه ام
رگ رگم پیغام احمد می دهد
سینه ام بوی محمد می دهد
میلاد پیامبر اکرم و امام صادق (ع) تهنیت باد

صادق که اساس دین ازاو شد معمور
بودند ملایک پی امرش مامور
میلاد ششمین اختر تابناک آسمان ولایت و نبی اکرم نور هدایت مبارک باد

تقدیر و تبریک

بدینوسیله از زحمات و حضور  همه ی عزیزانی که در جلسه ی انجمن وبلاک نویسان شهرستان زرندیه درمورخه ۹۲/۱۰/۲۶ روز پنج شنبه در اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان زرندیه و با هدف ایجاد همدلی بیشتر در بین وبلاک نویسان شهرستان و برگزاری انتخابات مربوطه  زحماتی را متقبل شدند تقدیر و تشکر می نماییم و امیدواریم این وفاق و همدلی که یقینا با زحمات پیشکسوتانِ این امر،  برای پرورشِ نیروهای جوان شکل گرفت ،تا نسل به نسل این فرهنگِ گرانمایه که حاصلِ میراث پیوند تمدن اسلامی با فرهنگ غنیِ ایرانی است پایا و ماندگار باشد.

در این مقال عرایضی خدمت همه ی اعضاء محترم انجمن که در عرصه ی مجازی زحمات و وقت زیادی را صرف می نمایند ، معروض میدارد که ((انتخابات هیئت مدیره انجمن )) اولین گام برای پیشبردِ اهدافِ انجمن است و  نظارت و راهنمایی و ارشاد و همکاری وانتقاد و پیشنهادات سازنده در محیطی صمیمی، نقش بسیار مهمی در بالا بردن جایگاه انجمن در سطح استان و کشور را خواهد داشت که انتظار می رود در آینده شاهد گسترده شدن این روابط و شکل گیری انسجام بیشتر اعضاء محترم باشیم.

اما در خصوص انتخاب شوندگان بعرض میرسانیم کسانی که انتخاب شده اند ،نماینده ی همه ی اعضاء انجمن هستند چه آنهایی که در جلسه حضور داشته و  یا نداشته اند و یا حتی کسانی که در آینده به یاری دوستان خود در عرصه ی مجازی خواهند پیوست .دفاع از حقوق همه ی این عزیزان و رعایت عدالت و انصاف بدون توجه به وضعیت جغرافیایی و ... و تلاش مضاعف در جهت نایل شدن به اهداف انجمن و حفظ وحدت و یکپارچگی در امور با استفاده از تجارب پیش کسوتان و توانمندی و نیروی جوانان و تا حد امکان سعی در لحاظ نمودنِ نظراتِ همه ی عزیزان و با پافشاری بر حفظ و رعایتِ ارزشها در تصمیم گیری ها و ارتباطِ مستمر و سازنده با مسئولین محترم با رعایتِ ایفای نقشِ نمایندگی از مهمترین مسائلی است که بایستی سر لوحه ی  برنامه ها قرار گیرد .

در پایان از جناب آقای جوانمرد  ریاست محترم اداه فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان  زرندیه و همکار محترم ایشان جناب آقای مظفری تقدیر و تشکر می نماییم.

اسامی منتخبین هیات مدیره انجمن وبلاگ نویسان شهرستان به شرح زیر می باشد :

ناصر صلاح – عبد المجید نجارلو- سید رضا کشفی – بهرام همایون – رحیم نیکنام – جواد مولایی – حامد اسدشیر. که ۵ تن نخستین، اعضای اصلی و ۲ تن آخر اعضای علی البدل هیأت مدیره ی انجمن هستند .

و اضافه می شود که بازرسان هیات مدیره نیز به شرح زیر انتخاب گردیدند :

آقایان کریم صلاح و محمد ساعدی به عنوان بازرسان اصلی و آقای میثم راسخ،در سمت بازرس علی البدل

                                      با تشکر - منتخبین هیات مدیره و بازرسان انجمن 

                                                  وبلاگ نویسان شهرستان زرندیه

آقا معلم مريواني در درس انسانيت نمره ٢٠ گرفت ،

  سرویس شهرستانها: معلم مریوانی با هدف همدردی با «نیما» دانش‌آموز بیمار خود، موهای سرش را تراشید تا دیگر هم نیما احساس تنهایی نکند و هم درس انسانیت داده باشد. محمد علی محمدیان معلم پایه دوم دبستان «شیخ شلتوت» شهر مریوان که باید در درس انساندوستی به او نمره ۲۰ داد، برای همدردی با دانش‌آموز سرطانی خود که به علت عوارض ناشی از مصرف دارو و شیمی درمانی دچار ریزش موی سر شده است، موهای سرش را تراشید. این معلم دلسوز با بیان این که جز دادن روحیه به این...
در توصیف معلمان و شغل معلمی به جملات زیبایی بر می خوریم که از جمله می توان به سخنان شهید رجایی  شاره کنیم که :  " معلمی شغل نیست ، عشق است ، هنر است ......"
یا در فرازی امام خمینی (ره) فرمودند : "معلمی شغل انبیاء است " " کار معلم هدایت جامعه به سوی الله است "
 به واقع معلمین همچون " شمع های فروزانی" هستند که خود می سوزند و به اطراف خود و به انسان ها و محیط و جامعه نور و روشنی می بخشند و معلمین " پیامبران روشنی و آگاهی " هستند .
و افتخاری بزرگ تر از این برای معلمین نمی توان برشمرد که معلمان اسوه های ایثار و گذشت و فداکاری هستند که همه ی جوانی و نیرو و توان و استعداد خود را مصروف رشد و تربیت و تعالی شاگردان خود میکنند ، شاگردانی که حتی در بسیاری مواقع نام معلم خود را هم به یاد نداشته و فراموش می کنند .
معلم کسی است که با شاگردانش زندگی می کند با خنده ی او " می خندد " با گریه اش " می گرید" با بیماری اش " بیمار می شود " سرفه می کند " و " با غصه های شاگردانش " غصه دار می شود و غم می خورد" و ....
حادثه زیر نمونه ای از عشق و ایثار و فداکاری یک معلم در غرب کشورمان است که به واقع تصویری کامل از عشق و مهر و محبت و ایثار و فداکاری را به نمایش گذاشته است که از شما دعوت می کنم ماجرا را در زیر بخوانید :
معلم مریوانی با هدف همدردی با «نیما» دانش‌آموز بیمار خود، موهای سرش را تراشید تا دیگر هم نیما احساس تنهایی نکند و هم درس انسانیت داده باشد.

محمد علی محمدیان معلم پایه دوم دبستان «شیخ شلتوت» شهر مریوان که باید در درس انساندوستی به او نمره ۲۰ داد، برای همدردی با دانش‌آموز سرطانی خود که به علت عوارض ناشی از مصرف دارو و شیمی درمانی دچار ریزش موی سر شده است، 
موهای سرش را تراشید.
این معلم دلسوز با بیان این که جز دادن روحیه به این دانش‌آموز و ابراز همدردی با وی هیچ هدفی نداشته است، افزود: خوشحالم از این که با این حرکت هرچند کوچک توانسته‌ام روحیه این دانش‌آموز را تقویت کرده و وی را وادار به فعالیت بیشتر آموزشی و پرورشی کنم.
این حرکت زیبا و قابل تقدیر معلم مریوانی با واکنش‌هایی در صفحات مجازی و شبکه‌های اجتماعی مواجه شد و مسئولان آموزش و پرورش مریوان از این معلم ارزشمند با اهدای لوح تقدیر، قدردانی کردند.

بنده ی حقیر هم عرض می کنم :

همکار عزیزم دم شما گرم ، زنده باشی که با این حرکت زیبای خودت امید به زندگی را در فرزند نور چشم مان تقویت کردی ، به احترامت تمام قد می ایستم و همراه با همه ی کسانی که برای انسانیت ارزش قائلند به احترام نام و حضورت "بر پا "می گویم و تمنا می کنم همه به احترامت برخیزند و تواضع و احترام نمایند

                                             " به احترام انسانیت بر پا ..."

میخ و دیوار ... (( داستان کوتاه ))

آیا تا کنون حفره‌ای دردناک در دل دوستان خود ایجاد کرده‌اید؟!!!

آیا وقت آن نرسیده است که در صدد تعمیر این حفره‌ها بر‌آییم؟

امیدوارم داستانی که در ادامه می‌آید؛ تلنگری بر قلب لطیف همه ی ما باشد .

یکی بود یکی نبود، یک بچه ی کوچک بداخلاقی بود. پدرش به او یک کیسه پر از میخ و یک چکش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی، یک میخ به دیوار روبرو بکوب.

روز اول پسرک مجبور شد 37 میخ به دیوار روبرو بکوبد. در روزها و هفته های بعد که پسرک توانست خلق و خوی خود را کنترل کند و کمتر عصبانی شود، تعداد میخهایی که به دیوار کوفته بود رفته رفته کمتر شد.

 پسرک متوجه شد اینکه عصبانی شدن خودش را کنترل کند آسانتر از آنست که میخها را به دیوار سخت بکوبد.

بالأخره به این ترتیب روزی رسید که پسرک دیگر عادت عصبانی شدن را ترک کرده بود و موضوع را به پدرش یادآوری کرد.

پدر به او پیشنهاد کرد که حالا به ازای هر روزی که عصبانی نشود، یکی از میخهایی را که در طول مدت گذشته به دیوار کوبیده بوده است را از دیوار بیرون بکشد.

روزها گذشت تا بالأخره یک روز پسر جوان به پدرش رو کرد و گفت همه ی میخها را از دیوار درآورده است.

 پدر، دست پسرش را گرفت و به طرف دیواری که میخها بر روی آن کوبیده شده و سپس درآورده بود، برد.

 پدر رو به پسر کرد و گفت: «دستت درد نکند، کار خوبی انجام دادی، ولی به سوراخهایی که در دیوار به وجود آورده‌ای نگاه کن!! این دیوار دیگر هیچوقت دیوار قبلی نخواهد بود.

 پسرم وقتی تو در حال عصبانیت چیزی را می‌گوئی مانند میخی است که بر دیوار دل طرف مقابل می‌کوبی. تو می‌توانی چاقوئی را به شخصی بزنی و آن را درآوری، مهم نیست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهی گفت معذرت می‌خواهم که آن کار را کرده‌ام، زخم چاقو کماکان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند».

یک زخم شفاهی به همان بدی یک زخم فیزیکی است.  «دوستان»؛ واقعاً جواهرات کمیابی هستند، آنها می‌توانند تو را بخندانند و تو را تشویق به دستیابی به موفقیت نمایند. آنها گوش جان به تو می‌سپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها همیشه مایل هستند قلبشان را به روی ما بگشایند.

از دوستانتان به خاطر حفره‌هایی که در دیوار دلشان ایجاد کرده‌اید عذرخواهی کنید .

بازهم نکته ای از عجایب و زیبایی های ریاضی در مورد عدد 9

در خصوص عدد ۹ یکی دو تا نکته ی زیبا قبلا برای شما خوانندگان عزیز درج نمودیم اینک در نظر داریم به عملیات ضرب اعداد در عدد ۹ که بسیار جالب و زیبا و رازالود است بپردازیم :

اگر ۱۲۳۴۵۶۷۹ را در ۹ ضرب کنیم نتیجه ی آن می شود ۱۱۱۱۱۱۱۱۱ ( ۹ تا ۱ )

اگر ۱۲۳۴۵۶۷۹ را در ۱۸ ( دو برابر ۹ ) ضرب کنیم می شود ۲۲۲۲۲۲۲۲۲ ( ۹ تا ۲ )

اگر ۱۲۳۴۵۶۷۹ را در ۲۷  (سه برابر ۹)ضرب کنیم می شود ۳۳۳۳۳۳۳۳۳( ۹ تا ۳  )

اگر ۱۲۳۴۵۶۷۹ را در ۳۶ ( چهاربرابر ۹ ) ضرب کنیم می شود ۴۴۴۴۴۴۴۴۴ ( ۹ تا ۴)

اگر ۱۲۳۴۵۶۷۹ را در ۴۵( پنج برابر ۹ ) ضرب کنیم می شود ۵۵۵۵۵۵۵۵۵ ( ۹ تا ۵)

اگر ۱۲۳۴۵۶۷۹ را در ۵۴( شش برابر ۹ ) ضرب کنیم می شود ۶۶۶۶۶۶۶۶۶( ۹ تا ۶)

اگر ۱۲۳۴۵۶۷۹ را در ۶۳( هفت برابر ۹ ) ضرب کنیم می شود ۷۷۷۷۷۷۷۷۷( ۹ تا ۷)

اگر ۱۲۳۴۵۶۷۹ را در ۷۲( هشت برابر ۹ ) ضرب کنیم می شود ۸۸۸۸۸۸۸۸۸ ( ۹ تا ۸)

اگر ۱۲۳۴۵۶۷۹ را در ۸۱ ( نه برابر ۹ ) ضرب کنیم می شود ۹۹۹۹۹۹۹۹۹( ۹ تا ۹)

اگر در ضرایب عدد ۹ نگاهی بیندازیم می بینیم که حاصل جمع دو قسمت آن عدد هم (۹ ) می شود مثل (18) (27) (36) (45)(54) (63)(72)(81) که جمع دو قسمت (1+8) مساوی با 9 می شود و همینطور است (2+7) و (3+6) و ...که همگی مساوی با 9 می شود و .. لذا این هم نکته ای جالب است که در حاشیه ی موضوع اصلی قابل توجه است ، یک بار دیگر به ضرب عدد ۱۲۳۴۵۶۷۹ در ۹ و ضرایب آن دقت کنید و در صورت امکان این روند را ادامه دهید تا به نتایج جالب و زیبایی دست یابید . 

12345679   * 9 = 111111111
12345679 * 18 = 222222222
12345679 * 27 = 333333333
12345679 * 36 = 444444444
12345679 * 45 = 555555555
12345679 * 54 = 666666666
12345679 * 63 = 777777777

12345679 * 72 = 888888888

12345679 * 81 = 999999999

موفق و بهروز باشید                                                     

چگونه کیسه ابگرم ( آتروات ) برای کمک های اولیه بسازیم ؟؟

 

 

حقیر نگارنده ی مقاله که سال ها در زمینه ی کمک های اولیه فعالیت کرده و مربی کمک های اولیه و فوریت های پزشکی هستم و با عنایت به اینکه کمک های اولیه قبل از رسیدن پزشک و یا رساندن مصدوم ،مجروح و یا بیمار به پزشک و یا مرکز درمانی و با استفاده از کمترین امکانات برای کسب بیشترین و بهترین نتیجه و توسط شخص غیر پزشک انجام می گیرد و همین کمک های اولیه چه بسا باعث کاهش درد و صدمه و جراحت و بیماری شود، در نظر دارم به برخی نکات مفید در خصوص کمک های اولیه اشاره نموده و توضیح مختصری بدهم:

یکی از وسایلی که در جعبه ی کمک های اولیه قرار می گیرد و بسیار مفید است کیسه ی آب گرم ( آتروپات ) است ، علی الاصول در مواقعی که عضوی از بدن دچار حادثه شده و دچار صدمه ای از قبیل شکستگی - در رفتگی - ضرب دیدگی -گزیدگی و سرمازدگی و  ... شود که با دردهای شدید و آزار دهنده ای همراه است ، از وسیله ای به نام کیسه ی آب گرم (آتروپات) استفاده می شود که در واقع گرمایی که در ناحیه ی اسیب دیده و به صورت موضعی بر عضو وارد می کند باعث تسکین و ارامش در آن عضو شده و  برای شخص مصدوم می تواند تا رسیدن پزشک و یا رساندن شخص به مرکز درمانی و پزشک به عنوان یک مسکن و آرام بخش بسیار مفید و با ارزش باشد،

کیسه آبگرم Fashy 6425

کیسه های آب گرم ( آتروپات ) در داروخانه ها برای خرید موجود است اما می توان به صورت ابتکاری نیز کیسه ی آبگرم مورد نظر را ساخته و مورد استفاده قرار داد که طرز ساختش را در زیر به اختصار برای تان بیان می نمایم  :

حدود ۱۰۰ ( یکصد ) گرم جوش شیرین را با مقداری سرکه مخلوط کنید تا استات سدیم بدست آید ۲ تا ۳ میلی لیتر (سی سی )  آب به آن بیفزایید و آن را حرارت دهید تا به صورت کاملا اشباع شده در آید،  سپس آن مایع غلیظ اشباع شده متشکل از جوش شیرین و سرکه و آب و حرارت ( استات سدیم غلیظ)  را سرد کرده و در کیسه ای بریزید ، اکنون مواد موجود در کیسه که یک ماده ی تقریبا ژلاتینی شکل است کیسه ی آب گرم ( آتروپات ) را بوجود آورده است که با فشردن آن ، کیسه گرم خواهد شد، شما می توانید آن را به جای آب گرم در محل های مختلف بدن قرار دهید و از آن لذت ببرید .

سعی کنید مقادیری که در بالا برای تان گفتم را با دقت و نسبت مشخص شده مخلوط نموده و مراحل کار را دنبال کنید تا کیسه ی ابگرم ( آتروپات ) خوبی داشته باشیم .

سعی کنید کیسه ای که استفاده می کنیم از جنس محکم و عایق باشد تا در اثر لمس و فشار پاره نشود و در ضمن مواد از آن به بیرون نشت نکند و به بیرون نریزد .

امیدوارم هیچگاه به کیسه ی آبگرم نیاز پیدا نکنید .

تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد      وجود نازکت آزرده از گزند مباد

معلمان هم دارای" سوگند نامه ی شغلی" می شوند.

80977515-5387864

پس از انجام سوگند توسط پزشکان در هنگام شروع به کار مقدس طبابت و اجرای مراسم "سوگند نامه ی بقراط " که از قدیم الایام مرسوم یوده و روی آن مانورهای زیادی انجام می گیرد که هر گاه می خواهند وانمود کنند که پزشکان تعهد اسلامی - انسانی - شغلی به جان و سلامتی بیماران خود دارند ار این سوگند یاد می کنند و می گویند " اقای دکتر قسم خورده است " ، حالا نوبت به معلمین رسیده که " سوگند نامه ی معلمی " انجام دهند و " مراسم قسم را در آغاز به کار شریف و مقدس معلمی  اجرا نمایند ".

اقای مهدی نوید ادهم دبیرکل شورای عالی آموزش و پرورش کشور ضمن بیان این خبر اعلام کرد : از این به بعد کلیه ی فارغ التحصیلان مراکز تربیت معلم - دانشگاه فرهنگیان - دانشگاه شهید رجایی - و تمامی معلمین جدید الورود به شغل و حرفه ی مقدس معلمی و دستگاه آموزش و پرورش در یک مراسم رسمی نسبت به ادای سوگند معلمی و امضای سوگندنامه اقدام خواهند کرد.

وی گفت : این طرح که موسوم به " سوگند نامه ی معلمی " است در جلسه ی شورایعالی آموزش و پرورش مطرح و کلیات آن تصویب شده و جزئیات و نحوه برگزاری و اجرای آن به جلسه ی اتی شورای مذکور موکول گردیده است.

وی اعلام داشتند این طرح پس از تکمیل و تصویب جزئیات و امضا توسط ریاست محترم جمهور وجاهت قانونی یافته و قابلیت اجرا پیدا خواهد کرد ، 

وی افزودند پس از امضای ریاست محترم جمهور این طرح لازم الاجرا و انجام آن الزامی خواهد بود .

سوگند نامه خواندن

پس از پزشکان که " سوگند پزشکی " را در هیاهوی مسائل شغلی و اقتصادی علی رغم امضا کردن و اجرای مراسم ویژه به بوته ی فراموشی سپرده اند و پدیده ی نازیبای گرفتن پول زیر میزی و کم فروشی و بی تعهدی و تا نگرش ابزاری به بیمار برای نیل به ثروت و تقویت بنیه ی مالی را مرتکب می شوند ، حالا نوبت معلمین گرامی است که قسم و سوگندنامه ای را اجرا کنند تا ضمانتی باشد بر امتناع از تمرکز و اهمیت و اصالت دادن به کلاس های جبرانی و تقویتی و خصوصی و  در عوض مصروف نمودن تمام توان و نیروی ایشان برای تغذیه ی مناسب درسی و اقناع علمی و تحصیلی دانش اموزان در کلاس درس و در ساعات مصوب به نحوی که دانش آموز احساس کند نیازی به هزینه کردن مبلغ زیادی برای جبران عقب افتادگی درسی و در نهایت برای فرار و گریز از افت درسی و معضل عدم کسب نمره ی قبولی ندارد و همان حضور معلم در ساعات مقرر قانونی برای رفع نیازهای علمی فراگیران کفایت می کند و ضرورتی به رفتن و استفاده از کلاس های رنگارنگ با نرخ بالا و ارقام نجومی نمی باشد .

اقای نوید باید بداند راه حل مشکل کم کاری و عدم تعهد معلمین و بی علاقگی و بی انگیزگی در ارائه ی روشهای نوین تدریس و در نهایت کم لطفی و بی توجهی به دانش آموزان توسط معلمان و عدم توفیق علمی دانش آموزان "اجرای مراسم سوگند نامه" نیست بلکه بهبود وضع معیشت معلمین و توجه به کرامت انسانی و رفع مشکلات زندگی کادر آموزشی و براورده کردن نیازها و احتیاحات مادی و معنوی قشر شزیف معلم و ارتقای جایگاه اجتماعی معلمان با  رسیدگی واقعی به وضعیت حقوق و مزایا و اقتصاد معلمان و از طرفی چنانچه رهبر معظم انقلاب فرمودند توجه به  وجدان کاری و احیای این ویژگی بسیار ارزشمند در میان فرهنگیان است که می تواند در این مسیر راهگشا و اثرگذار باشد ،

باور کنید اگر مشکلات معلمین به صورت زیر بنایی و اساسی حل نشود قسم نامه و امثال این کارها با هر ضمانت اجرایی هیچ اثری نخواهد گذاشت مگر اینکه فقط  برای خالی نبودن عریضه بخواهیم بگوییم شورایعالی آموزش  و پرورش هم کاری کرده و تدبیری انجام داده که در این صورت " کلمه ی قسم نامه " کلمه ای دهان پر کن " و قلمبه است و برای پز دادن و قمپز درکردن الکی  دوستان و همکاران شورای مذکور بدک نیست .   

درخواست هوشمندانه ی خدمتکار پیامبر اکرم (ص)

شهادت پیامبر + شهادت امام حسن + شهادت امام رضا

السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا رَسُولَ اللهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا نَبِیَّ اللهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَمِینَ

 اللهِ،السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا حَبِیبَ اللهِ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا صَفْوَةَ اللهِ، السَّلَامُ عَلَیْک

 یَا خِیَرَةَ اللهِ،السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا أَحْمَدُ، السَّلَامُ عَلَیْکَ یَا مُحَمَّدُ، السَّلَامُ عَلَیْکَ

 یَا أَبَا الْقَاسِمِ(ص).

شخصی به نام ربیعة بن کعب چندین سال خدمت پیامبر را درک کرده بود. ربیعة بن کعب توفیق هفت سال نوکری در خانه پیامبر را داشت. خدمت گذاری می‌‌کرد.

بعد از هفت سال یک بار پیامبر(ص) به ربیعه فرمودند: که می‌‌خواهم پاسخ محبت هایت را بدهم یک چیز از من بخواه.

 گفت: آقا صبر کن من فکر کنم فردا بگویم.

فردا محضر پیامبر(ص) آمد. حضرت فرمود: چه می‌‌خواهی؟ وعده کردم باید وفا کنم.

عرض کرد دیشب نشستم فکر کردم دیدم اگر مال دنیا و ریاست بخواهم تمام می‌‌شود، عمر طولانی و اولاد زیاد بخواهم بالاخره می‌‌میرند. ربیعه خیلی آدم زرنگی بود، به پیامبر عرض کرد من نشستم فکر کردم هرچه بخواهم از بین رفتنی است یا رسول الله حاجت من این است که در بهشت با شما محشور شوم. در دنیا و آخرت با شما باشم.

پیامبر خدا(ص) فرمودند: به تو قول دادم وفا می‌‌کنم اما «تو هم با طول دادن سجده‌‌ات من را کمک کن.»

(منبع: دعوات راوندی: ۳۹ )

                      

معرفی خانواده ی وبلاگی " شهرستان زرندیه و شهر مامونیه "

وبلاگ نویسی

سال ۱۳۷۹ که برای تنها پسرم جشن تولد گرفته بودیم با توجه به شاختی که از وضع علمی دنیا و اهمیت تبادل علم و اگاهی در عصر ارتباطات شنیده بودم و مدام به گوشم می خورد که  " هر کس در این زمان کامپیوتر بلد نباشد و با رایانه بیگانه باشد بی سواد محسوب می شود " تصمیم گرفتم که سیستم رایانه ای به عنوان هدیه ی تولد برای یاسر ( پسرم ) تهیه کنم و در همان مراسم جشن تولد یک چک به مبلغ ۴۵۰۰۰۰ تومان را داخل پاکت گذاشته و گفتم موقع بازکزدن کادوها همان موقع که می خوانند و کف می زنند "باز شود دیده شود ،بلکه پسندیده شود " پاکت را باز کنند و بگویند این کادوی بابای یاسر برای تولد ایشان است ، و همینطور هم شد که یک برگه ی کاغذی با مهر و امضا دادند دست بچه و گفتند : بیا این هم کامپیوتر ، برو باهاش بازی کن تا برات بخرند و تحویلت بدهند .

چند روز به همین منوال گذشت ، جلز و ولز بچه را یک جوری تحمل می کردیم اما گیر سه پیچ مامانش که دائم غر می زد : بچه نا امید می شه و پس چرا نمی ری بخری ؟و اگر می خواستی نخری پس چرا قول دادی ؟ روزگارمان را سیاه کرده بود و در اخر هم پرچم سفید را بالا برده و تسلیم  شدیم و قرار شد در اسرع وقت به تهران برویم و رایانه ای بخریم و بیاوریم .

صبح روز چهارشنبه با ماشین آژانس اقای شارق راه افتادیم به طرف تهران و رفتیم به پاساژ رضا که مرکز خرید و فروش و خدمات کامپیوتر بود و بعد از سرکشی به یکی دو مغازه بالاخره وارد یک مغازه که صاحبش به نظر آدم معقولی می رسید شدیم و گفتیم: اقا یک عددکامپیوتر به ما بدید!

صاحب مغازه نگاه عاقل اندر سفیهی به ما انداخت و همان اول فهمید که ما دهاتی هستیم و در مورد کامپیوتر هرّ را از برّ نمی دانیم ، و بعدش پرسید که : اقا مشخصات و قطعاتی را در نظر دارید ؟

ما که انگار عقرب گزیده باشدمان مِنُّ و مِنّی کردیم و گفتیم : حقیقتش اقا ما زیاد سر در نمی اوریم و با صلاحدید خودتان یک کامپیوتر خوب به ما بدهید ! بنده ی خدا صاحب مغازه هم نامردی نکرد و یک سیستم برای ما جمع کرد که هاردش ۲۰ گیگ بود و سی دی رام و فلاپی درایو و مادر بوردِ "آن بورد" رویش بسته شد و با یک مانیتور سامسونگ معمولی و اسپیکر و چند تا سی دی که من هیچ سر در نمی آوردم و فقط روی این سی دی ها عکس کرات اسمانی دیده می شد که حدس می زدم فیلمی در مورد کهکشان و ستارگان باشد !! و شاید هم این فیلم جنگ ستارگان که آن موقع ها خیلی به گوش می خورد ،باشد !! دادند دست ما و ما عین بچه ی قنداق شده بغلش کرده و گذاشتیم توی ماشین و آوردیم خانه !!

حالا اینکه چه جوری سیم و بند و بساط این دستگاه معصوم را وصل کردیم واقعا دیدن داشت که بگذریم و با هر مشقتی بود دستگاه را روشن کردیم و نوشته هایی روی صفحه بالا آمد و بعدش یک صفحه که رویش تصویر کامپیوتر و سطل زباله آمد که ان موقع نمی دانستم به این تصویرک ها " ایکُن " می گویند ، بعدش هم حس کنجکاوی من گل کرد که بفهمم توی سی دی که عکس کرات اسمان بود چه فیلمی هست و آن موقع نمی دانستم که این سی دی " درایور مادر بورد " ه !! و چند روزی سر همین چیزا ور می رفتم تا بالاخره یواش یواش یادگرفتم توی منوها برم و بعضی چیزها مثل دیدن فیلم را یاد گرفتم که حسابی پیش خودم کیف می کردم و فکر می کردم " شق القمر " کرده ام ، و تا یکی را می دیدم الکی می نشستم پشت کامپیوتر و ژست می گرفتم و کلی کلاس می گذاشتم که دیدنی بود ....

من که کامپیوتر خریدم ، فکر میکردم یک جورایی خاص شده ایم و پسرم با کامپیوتر بزرگ میشه و خیلی روش اثر می گذاره و واقعیت هم بود و چیزی نگدشت که یاسر از من جلو زد و هر چی من بلد نبودم را از ایشان سئوال می کردم و توی یک سال یاسر خیلی پیشرفت کرد به نحوی که مجبور شدیم سیستم را ارتقاء بدهیم و البته که من مظلوم و بیچاره باید کلی پول صرف و هزینه می کردم که کردم و راضی هم هستم چون سیستم هم بهتر و هم سریع تر و هم جالب تر شده بود ،

یواش یواش اینترنت که به میدان آمد و ما هم کنجکاوی شدیم تا ببینیم این اینترنت دیگه چیه ؟ که آدم این طرف دنیا می نشینه و می تونه با یک نفرتوی اون طرف دنیا حرف بزنه و عکسشو ببینه ( با یا هو مسنجر چت کنه) که می رفتیم و یک کارت ۲ ساعته اینترنت می خریدیم و اینقدر یوزر و پسورد را می زدیم تا کل ۲ ساعت با کانکت و دیسکانکت های متعدد به علت دایل آپ تموم می شد و باور کنید که از ۲ ساعت کارت به قدر ۱۰ دقیقه هم خیر نمی دیدیم .

خدا را شکر حالا اینتر نت پر سرعت و کامپیوترهای خوب و سیستم بالا و گرافیک های عالی و هاردهای ۱ ترابایتی و سی پی یو های قوی و ... که توی هر خانه ای پیدا می شه که همون حرف " هر کی کامپیوتر بلد نباشه بی سواده " برامون تداعی می شه و با چشم خودمون می تونیم ببینیم که بچه های ۸- ۹ ساله به قدر اون موقع ما که ۳۰ سالمون هم بیشتر بود کار بلدند و حتی وبلاگ و سایت و فیس بوک هم بلدند .

شاید باور نکنید در همین شهر خودمان ( مامونیه ) خانواده ی بسیار عزیز و محترمی وجود دارد که همه ی اعضایش با کامیوتر و ابنترنت سر و کار دارند و مصداقی برای دهکده ی جهانی ارتباطات محسوب می شوند و باور کنید که توی منزل ایشان باید برای استفاده از اینترنت و سیستم کامپیوتر نوبت قبلی گرفت زیرا همه ی اعضای خانواده وبلاگ نویسی می کنند و رقابتی جالب و زیبا و سازنده در بین اعضای خانواده وجود دارد و همین رقابت باعث پیشرفت و ترقی اعضای خانواده شده و چون از طفولیت همه ی فرزندان در کنار والدین خود استفاده از اینترنت را یاد گرفته اند از تربیت خوب و صحیحی  بهره مند بوده و اینده ی روشن و روزهای خوبی را برای این خانواده می شود پیش بینی نمود .

خانواده ی وبلاگی مامونیه که تعدادشان ۵ نفر است متشکل از مادر و پدر و ۳ خواهر است که مادر ایشان خانم اعظم اهلی دانش آموخته ی رشته ی علوم تربیتی و مشاور دبیرستان های شهرستان زرندیه بوده و مدیر وبلاگ " یاد داشت های اهلی " می باشد ، پدر زحمتکش و البته روشنفکر خانواده آقای بابک ثابتان " اقا بابک باطری ساز " مدیر وبلاگ " خدمات برق اتومبیل بابک " دختر خانم ایشان " زهرا ثابتان " ۱۱ساله و همچنین دختر دیگر خانواده " زهره ثابتان " ۱۰ ساله و بالاخره خواهر کوچک تر " مرضیه ثابتان " ۶ ساله که هر کدام از اعضا به طور مستقل وبلاگ نویسی می کنند و البته با دیگر اعضای خانواده مشورت و همفکری می کنند و همین ارتباط و اتصال ایشان با وبلاگ و وبلاگ نویسی در روند کار و فعالیت و تحصیل ایشان نقشی موثر و ارزنده را ایفا نموده و در موفقیت های کسب شده توسط هر یک از ایشان تاثیری به سزا داشته است .

بی شک این خانواده را باید خانواده ی نمونه ی اینترنتی و مصداقی برای " خانواده ی وبلاگی شهرستان زرندیه و شهر مامونیه " خواند و به عنوان الگو و اسوه ای برای سایر خانواده ها معرفی نمود و تحقیقا اگر خانواده های عزیز شهرمان با الگو قرار دادن این خانواده ی موفق و فرهنگی به حوزه ی تبادل اطلاعات و فن اوری اطلاعات و اینترنت وارد شوند ضمن بهره مندی و انتفاع از اینترنت و فن آوری نوین ارتباطات ، از تربیت سالم و کامل فرزندان نور چشم و عزیزشان در کانون پر مهر خانواده و مهر فروزان محبت مادری و درایت و غیرت و همت پدری می توانند اطمینان حاصل نموده و بدون ذره ای نگرانی و تشویش از بد آموزی و تاثیرات منفی محیطی در رسیدن فرزندان به رشد و بالندگی از هر نوع اسیب و خطری در امان باشند و  از مواهب و منافع اینترنت استفاده نموده و در این مسیر همواره مطمئن بوده و احساس آرامش و امنیت نمایند و خود و فرزندان عزیز را از لطمات و گزندها و نقاط ضعف و مخرب احتمالی اینترنت و فضای مجازی محافظت نموده و مصون نگهدارند .

آدرس وبلاگ های این خانواده ی گرامی به شرح زیر است :

http://babaksabetan.blogfa.com  بابک ثابتان - خدمات برق اتومبیل

http://www.azamahli.blogfa.com  اعظم اهلی - یادداشت های اهلی
http://zahrasabetan.blogfa.com   زهرا ثابتان - ۱۱ ساله - مطالب جالب
http://zohrehsabetan.blogfa.com  زهره ثابتان- ۱۰ساله-یادداشتهای مورد علاقه   

 http://marziiehsabetan.blogfa.com مرضیه ثابتان- ۶ساله -همه چی از همه جا

این حقیر ضمن تبریک به این خانواده ی وبلاگی " خانواده ی ثابتان و اهلی " برای این عزیزان وبلاگ نویس موفقیت روز افزون و تعالی و ترقی و سلامتی و بهروزی ارزو می نمایم و یقیین دارم روزی همین فرزندان خردسال و نونهال به موفقیت های چشمگیری نائل خواهند آمد و باعث درخشش نام خود و شهرستان و شهر عزیزمان بر بالاترین قله های افتخار خواهند گردید که باعث فخر و مباهات همشهریان عزیز و گرامی خواهد شد ( ان شاء الله )

اَمان از دوستان مرده پرستِ زنده آزار .....

برگزاری مجلس ترحیم همسر حجت السلام جمشیدی در تهران

داشتم به دفترچه یادداشت هایم نگاه می کردم که دو سه بیت شعر زیر را دیدم و همین انگیزه ی نوشتن سطور زیر شد که فکر می کنم موضوعی مهم و حیاتی است که کمتر به ان پرداخته شده است .

تا که بودیم نبودیم کسی / کشت مت را غم بی نفسی

تا که مردیم همه یار شدند / تا که حفتیم همه بیدار شدند

قدر آئینه بدانید چو هست / نه در آن وقت که افتاد و شکست

حقیقتا با دیدن شعر بالا به فکر فرو رفتم که چه می شود ما انسان ها که تا زنده ایم و تا عزیزان و دوستان مان زنده هستند سالی را دوازده ماه نه حالی از همدیگر می پرسیم و نه از وضع و احوال همدیگر خبری داریم و نمی دانیم که واقعا ایا شب با شکم گرسنه سر بر زمین می گذارند یا سیر ؟! ولی همین قدر که طرف جان به جان افرین تسلیم می کند از چنان اجر و قرب و احترامی برخوردار می شود که برایش مقامات و کرامات قائل می شویم و با هزار جور ادا و اطوار ختم و مجلس ترحیم می گیریم و خواب نما شدن و توی خواب فلان خاله خان باجی و فلان فامیل آمدنش هم که امری عادی است!! و جالب این است که اموری را به وی نسبت می دهند که بیچاره شخص متوفی روحش هم از ان بی خبر است و اگر زنده بود اولین نفری بود که با گوینده ی آن حرف برخورد می کرد!!.

بگذریم این که مشکلی فراگیر و زرند شمول و بلکه جهانشمول است و کاریش نمی شود کرد و باید ساخت و سوخت !!،

خیلی سال پیش که کودکی خردسال بودم و دهه ی ۵۰ که مرحوم پدر بزرگم از دنیا رفته بود یاد دارم در مجلس ختم ایشان کلی میوه را با سینی و بشقاب و چاقو و همینطور سیگارهایی که همراه با جا سیگاری برای مسجد فرستادند و از قضا خود من کمک کردم و وسایل مربوطه را با خود به مسجد بردم و در مسیر مسجد با خودم فکر می کردم که چه خبره که سیگار و جا سیگاری و میوه و .... باید ببریم و مگر عروسی بابابزرگه که این کارها را می کنند ؟!!.

خداوند آقای ابطحی ( حضرت ایة الله سید محمد ابطحی کاشانی) که آن موقع عالم مسجد پایین ( مسجد جامع) بود را حفظ کند که بالاخره در مسجد یک میثاقی را بستند و قسم نامه ای درست کردند و این رسم میوه و جا سیگاری و سیگار را از ختم ها انداختند و کلی مردم دعاگوی این بزرگوار بوده و هستند، اما با کمال تاسف اخیرا رفته رفته آن رسم های قدیمی مثل میوه و شیرینی دادن در ختم ها و ... دارند زنده می شوند، ضمن اینکه تکنولوژی هم مشکلاتی را اضافه کرده که می توان از نوشتن و چاپ و نصب بنرهای تسلیت و سرسلامتی و آوردن تاج گل های چند صد هزار تومانی برای اموات و ...یاد کرد که هم کلی خرج و مخارج بیهوده و بلا اثر و هم تکلف و اجبارهای بیهوده که روی مسئله ی چشم و هم چشمی کل دیوارهای منزل متوفی و حتی محله را از پلاکارد و بنر پر می کنند که گاهی دیوار کم می آید که عذابی دردناک برای نویسندگان و هم باعث درد سر و مشکل برای صاحبان عزا می شود و واقعا باید پرسید این کار کجایش احترام به اموات و خانواده ی معزا حساب می شود ؟؟

اما بالاخره اصل خبر را بگویم : هفته ی گذشته والده ی اخوان تقدیری ، منظورم حاجیه خانم اطهاری مادر حاج علی رضا تقدیری به رحمت خدا رفته و دارفانی را وداع گفتند که فقدان این مادر تاسف بار و غم انگیز بود اما در حینِ این ارتحال ،اتفاقی افتاد که بسیار مبارک و خوشایند بود و هست ، اری در روز درگذشت این مادر، آقای حاج علی رضا تقدیری فرزند ارشد این بانو و ریش سفید اهل بیت و خاندان تقدیری ،از همه ی فامیل و دوستان و اشنایان خواهش کردند که هیچکس بنر و اطلاعیه ی تسلیت نیاورد و نصب نکند و اگر هم بیاورند خانواده ی معزا ان را نصب نخواهند کرد و پیشاپیش عذرخواهی کردند ، طبعا پیشنهاد ایشان را همه قبول و عمل کردند و با خشنودی و رضایت عمومی و استقبال عمومی همراه شد ، حتی افراد زیادی به خود حقیر برخورد کرده و از این کار ابراز رضایت کرده و کلی برای اقای تقدیری دعا و برای مرحوم والده شان طلب مغفرت کردند و انصافا کار بسیار ارزنده و خوبی بود که جای تشکر و قدردانی دارد و امیدوارم پاداش آن را خداوند به ایشان و مادر بزرگوارشان بدهد .

حقیقتا که اگر پول همین بنرهایی که روی دیوار می ماند و می پوسد و یا بعد از کنده شدن به کنجی پرتاب می شود که جز تولید زباله هیچ سود و فایده ای ندارد در مسیر درستی هزینه شود بهتر نیست ؟؟ باور کنیم که با همین هزینه و پول بنرها می شود کلی از مشکلات شهر و شهروندان و محرومان را حل کرد و همینطور است رسم و رسومات غلط دیگر که بجز ایجاد مشقت و سختی به هیچ دردی نمی خورد !! باید کلاه مان را قاضی کنیم و ضمن احترام به این حرکت سازنده  و تشکر از اقای تقدیری از واعظین و نویسندگان و خطیبان مان بخواهیم در حذف و ورانداختن رسم شام و ناهار و ساختن قبرهای پرتجمل و انداختن سنگ های گرانقیمت و آوردن تاج گل های گران بها و تجملی و استفاده از تشریفات به نوعی که آدم فکر می کند در مراسم عروسی شرکت کرده و نه ترحیم  ... نقش خود را ایفا نموده و پیش قدم شده و با روشنگری باعث تغییر فرهنگ غلط  و احیاء و ترویج فرهنگ اسلامی و اشاعه ی ارزش ها و هنجارهای دینی و بومی  به عنوان صدقه ی جاریه و حرکتی انقلابی و ماندگار شویم ، اگر چه همه می دانیم رها شدن از موضوعات و رفتارهای غلط و آمیخته با خرافات بسیار مشکل بوده و نیاز به تلاش و مجاهدت داشته و تاوان و خسارت هایی را به همراه دارد که باید با تحمل و صبر و مجاهدت بر آن ها فائث آمد.

با همین اجمال در زیر قطعه شعری هم در باب مردن و گرفتاری های بعد از را می نویسم تا ببینید عزای مرگ عزیزان سنگین تر و دردآور تر است یا مصیبت تهیه ی مقدمات و موخرات برگزاری مراسم و جفت و جور کردن وسائل و امکانات و ..... ؟؟ 

فقط توانستم اسم شعر را بگذارم " من به اندازه یِ یک مجلس ختم دوستانی دارم ...." که تقدیم شما می کنم و امیدوارم مورد پسندتان واقع شود .

چه رفیقان عزیزی که بدین راه دراز
بر شکوه سفر آخرتم، افزودند
اشک در چشم، کبابی خوردند
قبل نوشیدن چای،
همه از خوبی من می گفتند
ذکر اوصاف مرا،
که خودم هیچ نمی دانستم
نگران بودم من،
که برادر به غذا میل نداشت
دست بر سینه دم در اِستاد ( ایستاد) و غذا هیچ نخورد،
راستی هم که برادر خوب است،
گر چه دیر است، ولی فهمیدم
که عزیز است برادر، اگر از دست رود،
و سفرباید کرد،
تا بدانی که تو را می خواهند...
دست تان درد نکند،
ختم خوبی که به جا آوردید ..
اجرتان پیش خدا .
عکسِ اعلامیه هم عالی بود،
کجیِ رُوبان هم،
ایده ی نابی بود ..
متنِ خوبی که حکایت می کرد
که منِ خوبِ عزیز....
ناگهانی رفتم،
و چه ناکام و نجیب
دعوت از اهلِ دلان،
که بیایند بدان مجلسِ سوگ..
روح من شاد کنند و تسلیِ دلِ اهلِ حرم.
ذکرِ چند نام در آن برگه ی پر سوز و گداز،
که بدانند همه،
ما چه فامیل عظیمی داریم....
رخصتی داد حبیب،
که بیایم آنجا،
آمدم مجلسِ ترحیمِ خودم،
همه را میدیدم...
همه ی آنهایی،
که در ایامِ حیات،
نمی دیدمشان.......
همه ی آنهایی که نمی دانستم،
عشقِ من در دلشان ناپیداست.
واعظ از من می گفت،
حس کمیابی بود..
از نجابت هایم،
و از (وَز) همه خوبی هام....
و به خانم ها گفت:
اندکی آهسته ،
تا که مجلس بشود، سنگین تر
سینه اش صاف نمود...
و به آواز بخواند :
  "مرغ
باغ ملکوتم نی ام از عالم خاک ، چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم"
راستی این همه اقوام و رفیق....
من خَجِل از همه شان..
من که یک عمر گمان میکردم تنهایم و نمی دانستم..
من به اندازه یِ یک
مجلس ختم،
دوستانی دارم!!

دعا و ذکرهای آرامش دهنده

 برای مشاهده اندازه واقعی صلوات کلیک کنید

شنیده ایم و خوانده ایم که "اَلا بِذِکْرِ الله تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ "  و ترجمه ی منظوم آن را که " دل ارام گیرد به یاد خدا " ، و با یک بررسی اجمالی می توان به دعا و اهمیت آن در میان مردم رسید که از دیر باز در جستجوی یک مرکز و کانون قدرت و یک منبع قدرتمند ماورائی بوده اند تا در مشکلات و گرفتاری ها به آن نیروی عظیم پناه برند و از آن ذاتِ لا یزال و بی نیاز استعانت جویند ،

البته گاهی انسان ها در تشخیص مصداق آن منبع قدرت اشتباه کرده و به بیراهه نیز رفته و به ضلالت و گمراهی افتاده اند که می توان به پدیده ی " رَمّالی "  و " جادوگری " و " دعا نویسی " اشاره کرد ، اما اصل اتصال به خداوند و دعا که به عنوان " مغزِ عبادت " برشمرده و در روایات معصومین (ع) نیز تصریح شده " اَلُّدعا مُخُّ الْعِبادةِ " را هیچکس نمی تواند منکر شود و دعا به معنی " ذکر " و " التجاء " و "استمداد " و " به یاری خواندن خداوند " امری مقبول و بلکه بسیار مستحب و پسندیده مورد سفارش قرار گرفته تا جایی که در قران کریم بالصِّراحه آمده است " اُدْعُونِی اَسْتَجِبْ لَکُمْ " " مرا به یاری بخوانید تا شما را استجابت کنم و پذیرا باشم " .

در خصوص دعا و ذکر که انواعی دارد و به ذکر معنوی و باطنی که بالاترین حد دعا و باور داشتن ذات اقدس اله بر تمام شئون زندگی و مقدرات انسان حضور دارد و ذکر و دعای لفظی و بیانی که بر زبان جاری می سازیم تقسیم می شود ، می توان به تفصیل سخن گفت لیکن به همین اجمال بسنده می کنیم که حتی ذکر لفظی و بیانی و گفتاری و نوشتاری نیز جایگاه و خاصیت خود را دارد و ذی قیمت و ارزشمند است .

در زیر تعدادی از دعاهایی که در روایات برای رفع بلایا و مشکلات و یا برای گشایش و فرج در امور سفارش شده ومجرب است و آثار و برکات آن نیز به وضوح دیده و ثابت شده است را درج می کنیم ، باشد تا با این دعاها و از طرفی استفاده از دعا و ذکر معنوی و حضوری به آن چه از خداوند می طلبیم نائل شویم و حوائج مان روا و نیازهای مان برطرف گردد ( ان شاء الله )

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

         ﺫﮐﺮﻫﺎﯼ ﺁﺭﺍﻣﺶ ﺩﻫﻨﺪﻩ:
- ﺑﺮﺍﯼ رهایی از ﻫﺮ ﺗﺮﺱ: ﻻ ﺍِﻟﻪَ ﺍِﻻ ﺍﻟﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ شکر ﻫﺮ ﻧﻌﻤﺖ: ﺍﻟﺤَﻤْﺪُﻟِﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ سپاسگزاری ﻫﺮ ﺁﺳﺎﯾﺶ: ﺷُﮑﺮاً ﻟِﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ نجات از ﻫﺮ ﺳﺨﺘﯽ ﻭ ﺩﺷﻮﺍﺭﯼ: ﺣَﺴْﺒِﯽَ ﺍﻟﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ طلب بخشش از ﻫﺮ ﮔﻨﺎﻫﯽ: ﺍَﺳﺘَﻐْﻔِﺮُﺍﻟله
- ﺑﺮﺍﯼ رهیدن از ﻫﺮ ﻏﻢ ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻫﯽ: ﻣﺎﺷﺎءَ ﺍﻟﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ امان از ﻫﺮ ﺩﺷﻤﻨﯽ: ﺍِﻋْﺘَﺼَﻤْﺖُ ﺑﺎﻟﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ اعجاب از ﻫﺮ ﭼﯿﺰ ﺷﮕﻔﺖ ﺁﻭﺭﯼ: ﺳُﺒﺤﺎﻥَ ﺍﻟﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ آرامش از ﻫﺮ ﻣﺼﯿﺒﺘﯽ:ﺍﻧﺎﻟﻠﻪ ﻭ ﺍﻧﺎ ﺍﻟﯿﻪ ﺭﺍﺟﻌﻮﻥ
- ﺑﺮﺍﯼ قوی بودن در برابر ﻫﺮ ﻗﻀﺎ ﻭ ﻗﺪﺭﯼ: ﺗَﻮﮐﻠﺖُ ﻋَﻠﯽ ﺍﻟﻠﻪ
- ﺑﺮﺍﯼ به خدا پناه بردن درﻫﺮ ﻃﺎﻋﺖ ﻭ ﮔﻨﺎﻫﯽ: ﻻ ﺣﻮﻝَ ﻭ ﻻ ﻗﻮّةَ ﺍِﻻ ﺑﺎللهِ الْعَلیِ الْعَظیم
تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

نهم ربیع الاول آغاز ولایت و زعامت حضرت مهدی (عح)مبارک باد

نهم ربیع الاول
سالروز آغاز ولایت و امامت و زعامت

آخرین سحاب رحمت و یگانه ذریه ذخیره دودمان آل طاها،
حضرت مهـدی مـوعـود (عج)

بر منتظران و چشم انتظــاران ظهــور تبریک و تهنیت باد.

 

همه هست آرزویم که ببینم از تـو رویی
 
            چه زیان ترا که من هم برسم به آرزویی
 
به کسی جمال خـود را ننموده ای و بینم
 
            همه جا به هر زبانی بود از تو گفتگویی
 
 

دلـم از پونه ها سیــر است آقــا

         هـوای شهـر دلگیـــر اسـت آقــا

کسی فانوس گل ها را شکسته

         نمی آیـی مگر ؟ دیـر اسـت آقـا

یک نکته ی زیبا " سیاه چاله " در مورد عدد 9

اقای حاج ابراهیم نیک بخش که خودمان می دانیم چقدر به ما لطف دارند و در ضمن عاشق و شیدای ریاضی هستند و با وجود اینکه چند سالی است بازنشسته شده هنوز دست از کار تدریس بر نداشته و مستمرا با ریاضیات ارتباط داشته و وبلاگی هم در این حصوص اداره می کند و انصافا مطالب قشنگ و زیبایی را در آن درج می کنند ، که جای قدرشناسی و تحسین دارد که این حقیر دست مریزاد گفته و برای شان موفقیت بیشتر و سلامتی و شادکامی آرزو می کنم .

چندی قبل یکی دو نکته ی زیبا از عجایب و زیبایی های ریاضی و بخصوص در رابطه با شگفتی های عدد ۹ در ریاضی نگاشته و تقدیم مخاطبان و حضرت ایشان نمودیم که مورد استقبال قرار گرفت و البته ایشان در وبلاگ شان نیز مطلب را درج نمودند و بعدها متوجه شدیم که به اینگونه ظرایف و نکته ها در زبان ریاضی " سیاه چاله " می گویند .

البته ما که کامل نفهمیدیم چرا به این گونه نکته ها " سیاه چاله " گفته می شود ؟ البته حدس هایی زدیم از جمله اینکه شاید نامیدن اینگونه مسائل به نام " سیاه چاله " وجه شباهت این نکته ها با " سیاه چاله ها" که از مرگ ستارگان ایجاد می شود و چگالی بسیار بالایی دارد که حتی نور نیز در آن جذب شده و گیر می افتد و هرگز انعکاس و بازگشت نور صورت نمی گیرد بنا بر این تصویر و ماهیت سیاه چاله قابل مشاهده و شناسایی نیست ، این نکته ها نیز همانند سیاه چاله به نحوی است که هر قدر دنبال علتش بگردیم تصویر و تصور درستی نمی توانیم به دست آوریم و در ضمن همانند جاذبه ی سیاه چاله ( چگالی بالا ) این نکته ها نیز جذابیت فوق العاده ای دارند که هر کس در آن بیافتد دیگر نمی تواند از آن ها رهایی یابد و دست از آن بردارد ،  درست مثل " سیاه چاله " و ...

بگذریم ، در هر حال قصد دارم بخاطر اقای نیک بخش و زحمت امروز که خبر " مصاحبه ی سایت پلارک با این حقیر و همینطور انتخاب بنده به عنوان یکی از وبلاگ نویسان برتر کشوری را پوشش دادند تصمیم گرفتم یک " نکته ی زیبا و ظریف " سیاه چاله " البته با چند سبد گل و شکوفه به عنوان تقدیر و تشکر تقدیم شان نمایم و امیدوارم خوششان بیاید و امیدوارم مورد پسند خوانندگان عزیز هم واقع گردد .( بدون هر گونه توضیحی عملیات روی عدد ۹ را می نویسم و ببینید چقدر حیرت اور و جالب است و لدت ببرید )

۱x ۹+ ۲= ۱۱
۱۲x ۹+ ۳= ۱۱۱
۱۲۳x ۹+ ۴= ۱۱۱۱
۱۲۳۴x ۹+ ۵ = ۱۱۱۱۱
۱۲۳۴۵x ۹+ ۶= ۱۱۱۱۱۱
۱۲۳۴۵۶x ۹+ ۷= ۱۱۱۱۱۱۱
۱۲۳۴۵۶۷x ۹+ ۸ = ۱۱۱۱۱۱۱۱
۱۲۳۴۵۶۷۸x ۹+ ۹= ۱۱۱۱۱۱۱۱۱
۱۲۳۴۵۶۷۸۹x ۹+۱۰=
۱۱۱۱۱۱۱۱۱۱

۹x ۹+ ۷= ۸۸
۹۸x ۹+ ۶= ۸۸۸
۹۸۷x ۹+ ۵= ۸۸۸۸
۹۸۷۶x ۹+ ۴= ۸۸۸۸۸
۹۸۷۶۵x ۹+ ۳= ۸۸۸۸۸۸
۹۸۷۶۵۴x ۹+ ۲= ۸۸۸۸۸۸۸
۹۸۷۶۵۴۳x ۹+ ۱= ۸۸۸۸۸۸۸۸
۹۸۷۶۵۴۳۲x ۹+ ۰=
۸۸۸۸۸۸۸۸۸

شاید جناب آقای نیک بخش بتوانند علت این مسئله را بیان کنند ، من رابطه را یادگرفتم و عملیات را می توانم انجام دهم اما کیفیت و چگونگی را نه ، در هر حال به نظر شما جالب نبود ؟؟!!

مصاحبه سامانه ی پلارک و سایت "حرف تو " با رحیم نیکنام وبلاگ نویس برتر استان مرکزی

سایت " حرف تو " سامانه ی " جایی برای نخبگان وبلاگ نویسی استان مرکزی " با اینجانب " رحیم نیکنام " نگارنده ی وبلاگ " http://rahim-niknam.blogfa.com/ و همچنین وب سایت http://rahim-niknam.ir/index.php/fa/  که رتبه ی چهارم وبلاگ نویسی استان مرکزی را با ۲۵۲۰ امتیاز کسب و دارا می باشم و در ضمن در ماه آذر به عنوان وبلاگ برتر برگزیده شده بود ، مصاحبه ای را انجام داده است که لینک مربوطه را در اینجا بخوانید - در این مصاحبه موضوعات فرهنگی و اجتماعی و همچنین مسائل مربوط به فضای مجازی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته و این حقیر نگارنده ( رحیم نیکنام ) به تفصیل پاسخ گفته ام که سامانه ی پلارک و سایت " حرف تو " ان را منتشر و در تیتر اول سایت مزبور درج نموده است .

یاد آور می شوم در وب سایت "نخبگان وبلاگ نویسان کشور " به ترتیب با ۱- رحیم نیکنام از استان مرکزی ۲- سعید ابراهیمی از استان اصفهان ۳- منصوره وطنی از استان قم ۴- محمد امین حیدری از استان بوشهر ۵- مصطفی روزبه بخشایش از استان اذربایجان شرقی ۶- حسین عزتی از استان گیلان مصاحبه شده و متن مصاحبه ی اینجانب رحیم نیکنام از استان مرکزی در تیتر و پست اول وب سایت "حرف تو" با ادرس http://harfeto.ir/ به طور مشروح درج و منتشر شده است

متن مصاحبه و پرسش و پاسخ در زیر عینا از سایت " حرف تو " با ادرس http://polarak.ir/url.php?url=http://harfeto.ir/?q=node/20540&title=مصاحبه با وبلاگ نويس برتر استان مركزي  را درج و تقدیم مخاطبان و همشهریان عزیز می نمایم :

سلام دوستان عزیز  پلارك حلقه  وبلاگ نویسان استان مركزي در فضای مجازی سطح کشور در نظر دارد هر ماه وبلاگ نویسی را به عنوان وبلاگ نویس برتر استان انتخاب کرده و با ایشان مصاحبه دوستانه ای ترتیب دهد تا از افکار و نظراتشان در زمینه مسائل مختلف  بهرمند شویم؛ که به دلیل مطالب تولیدی و بازخورد مثبت وبلاگ "رحیم نیکنام - خدمتگزار مردم" در ماه آذر ، خبرنگار ما به سراغ مدیریت این وبلاگ رفت.

 

براي آغاز صحبت، لطفا در ابتدا خويش را معرفی کرده سپس بفرمایید در چه مقطع سني هستيد و در چه مقطعی تحصیل می کنید؟

با سلام و ادب و ارادت اینجانب رحیم نیکنام متولد سال 1347 و بازنشسته ی آموزش و پرورش شهرستان زرندیه هستم - دبیر درس ادبیات عرب و معارف اسلامی بوده و دارای مدرک لیسانس رشته ی الهیات با رتبه ی دوم می باشم .28 سال تدریس و 11 سال عضویت در شورای اسلامی شهر و ریاست دو دوره ی شورای شهر را در کارنامه ی فعالیت های اجتماعی خود دارم

 

مطالبتان را در جای دیگر مانند نشریه هم منتشر می کنید؟

به فراخور موقعیت و مناسبت برخی مقالات و نوشته هایم در نشریات محلی به چاپ رسیده و انتشار می یابد .

 

چطور با وبلاگ نویسی آشنا شده اید؟

چون فضای مجازی را بسیار با برکت و مناسب برای فعالیت های فرهنگی و اجتماعی دیدم ازابان سال 1384با تاسیس وبلاگ سراج المنیر و سپس وبلاگ و سایت رحیم نیکنام با ادرس های www.serajemonir.blogfa.comو www.rahim-niknam.blogfa.comو www.rahim-niknam.irدر عرصه ی مجازی حضور و فعالیت داشته و دارم .

 

ازفضای اجتماعی وسیاسی شهرتون بگید؟

 فضای شهر مامونیه بسیار مناسب بوده و مردم از نظر سیاسی و اجتماعی با توسعه ای مطلوب مواجه هستند - به عنوان نمونه تا کنون تعداد بیش از 200 وبلاگ در شهر شناسایی شده که فعالیت می کند و البته سایت های پر شماری هم هستند که بخاطر نوع فعالیت اقتصادی شان چون تعلق به شرکت های صنعتی و بنگاه های اقتصادی دارند در این حلقه به حساب شان نیاورده ایم .مشارکت مردم در عرصه های سیاسی و اجتماعی از جمله انتخابات و ... بسیار چشمگیر و قابل توجه می باشد

روزانه چقدربرای وبلاگ وقت میگذارید؟

برای هر 3 وبلاگم حد اقل 4 ساعت و البته در اکثر مواقع بیش از این و حدود 6 ساعت زمان اختصاص می دهم و چون بازنشسته هستم و وقتم موسع است مشکلی ندارم و به راحتی برایم میسر است .

 

اوقات فراغت خود را چگونه می گذرانید و چه کتابی مطالعه می کنید؟

 بیشتر به مطالعه و وبگردی و نگاشتن مقاله و شعر و طنز و .. کتب ادبی و علمی و مثالات اجتماعی و سیاسی را ترجیح می دهم - در خصوص امور اجتماعی نیز فعالانه حضور دارم و چون در شهر شاخصم در اکثر مناسبت و برنامه ها دعوت می شوم و حضور دارم در سایر اوقات فراغت مسافرت- دیدن فیلم-و ... را دوست دارم

 

وظیفه ی ما در قبال شهدا چیست و چگونه این وظیفه را انجام بدهیم؟

شناخت آرمان ها و اهداف بلند و نورانی ایشان و ادامه دادن راه سبز و نورانی و گلگون ایشان در حفظ ارزش ها و اطاعت از منویات رهبری معظم انقلاب اسلامی و دفاع از حریم کشور و ملت بزرگ ایران و عمل به فرایض و احکام نورانی اسلام و توجه ویژه به امر به معروف و نهی از منکر به عنوان یک ضرورت دینی و اجتماعی و....

 

دغدغه جوانان امروز به نظر شما چیست و چه توصیه ای به کسانی که می خواهند در عرصه سایبری وارد شوند دارید؟

اشتغال - مسکن- ازدواج مقوله هایی است که جوانان به شدت درگیر آن خواهند بود - توصیه بنده محافظت از چشم و فکر و مداومت بر ذکر " الهی لا تکلنی الی نفسی طرفه عین ابدا " " خدایا من را لحظه ای به خودم واگذار نکن " و تعیین محدوده برای خود در فعالیت در حوزه ی سایبری که مبادا به وسوسه ی شیطانی گرفتار و دین و ایمان خود را به مسلخ برده و از دست بدهیم .

 

چه کسی را به عنوان الگوی خود در زندگی انتخاب کرده اید؟

رسول گرامی اسلام (ص) و ائمه ی اطهار ( علیهم السلام )بر مبنای ایه ی شریفه ی " و لکم فی رسول الله اسوه حسنه " که نماد انسان کامل و اسوه و الگوی انسانیت می باشند را به عنوان الگو و اسوه ی خود می دانم اما اینکه تا چه حد بتوانم به آن ذوات مقدس تشبه یابم توکلم بر خداست که رجاء واثق دارم با همانند سازی و تاسی بر ایشان پای در جای پای ان بزرگواران بگذارم- ان شاء الله تعالی "

 

مسأله کمرنگ شدن حجاب و عفاف مهمترین بحث فرهنگی جامعه ماست، چرا برخی دختران و پسران جوان به سمت بی حجابی و بی عفتی و رفتارهای خلاف شؤون اسلامی می روند؟

 تاثیر رسانه های مهاجم غربی - وجود ماهواره ها و الگو دهی و الگو پذیری نامناسب از آن ها - یورش و شبیخون فرهنگی و توطئه ی دشمن - کم کاری نهادهای فرهنگی خودی و ضعف در ارائه ی الگوهای ممناسب برای جوانان در خصوص عفاف و حجاب - عدم توجه به فریضه ی امر به معروف و نهی از منکر درجامعه که با بدحجابی و بی عفتی برخورد لازم صورت نمی گیرد- بالا رفتن سن ازدواج و سخت گیری های ازدواج که در نهایت قشر جوان از مسیر و منبت غیر مقدس و حرام به اطفای شهوات و نفسانیات اقدام می نماید و............

 

حرف شما با مسئولین در این امر چیست؟

مسئولین عزیز اینده ی کشور وجوانان در گرو حرکات و رفتارهای امروز ماست - مراقب باشیم فرزندان مان به سیاه چاله های بی حجابی و بی عفتی گرفتار نشوند که رهایی از ان بسی دشوار است - مسئولین عزیز تمام همت و غیرت خود را برای ازدواج اسان - اشتغال و رفع مشکل مسکن که زیر ساخت خانواده و در نهایت مهار زدن بر شهوت و بی عفتی جامعه است به کار گیرید " کاری کنید که بماند و نه کاری کنید که بمانید "!!

 

چگونه می توان در این راه یار گیری و جذب مخاطب داشت؟

استفاده از رسانه های تصویری - رسانه های دیجیتالی و وبلاگ و وب سایت ها - تاسیس انجمن های گفتگو- تشکیل ngoهای فعال - نوشتن و انتشار محصولات فرهنگی ارزان و فاخر - تشویق کسانی که در این زمینه فعالیت و خدمتی می کنند - اشتی با جوانان و تعامل و ارتباط با ایشان در چهارچوب اخلاق و شرع و تغذیه ی روحی و روانی و پرهیز از تند روی - به کار بستن جذب حداکثری و دفع حد اقلی و .....

 

بهترین وبلاگی که تا به حال دیدید، کدام بوده و چه ویژگی هایی داشته است؟

 سایت ها و وبلاگ های خوب زیاد دیده ام ( الراسخون- تبیان- شهید آوینی و ..... ) مفید و ارزنده بودند و ..ملایمت در گفتار- تنوع- محوریت عقل و علم - مستند و مستدل بودن مطالب مندبجه - شناخت خوب وب سایت ها از مخاطب و نوشتن با توجه به اقتضای حال مخاطب .

حتماً اتفاق افتاده که با خوانندگان وبلاگتون برخورد داشته باشید، آنها بیشتر چه سؤالاتی از شما می پرسند و نظرشان در مورد وبلاگ چیست؟

 بسیار اتفاق افتاده و می افتد - معمولا ستایش و تعریف می کنند - از زمانی که صرف می کنم می پرسند و به شدت به این حقیر بذل لطف و عنایت می نمایند .

 

مطالب وبلاگ را چطور فراهم می آورید؟

بسیاری از سوژه ها تولید خودم است - در برخی موارد با مطالعه ی سوژه ای بازنویسی کرده و با قلم خودم مطلب را درج می کنم - خداوند متعال در همه حال یار و یاورم بوده و مددکار این حقیر است . "هذا من فضل ربی " " همه ی این ها از فضل و بخشش پرورگارم می باشد "

این انگیزه و علاقه را از کجا آوردید؟

لطف خداوند- روحیه ی معلمی - سال ها ارتباط با نسل جوان - فرزندان خودم که نیازشان را می شناسم و در رفع آن مصمم هستم - حضورحدود 11 ساله ام در شورا و علاقه ی وافرم به خدمتگزاری در هر جایی که بتوانم

چه توصیه ای به وبلاگ نویسان بخصوص همشهری ها و هم استانی های خود دارید؟

ارزش وقت و انرزی و امکانات خود و مخاطبان را بدانند و با سوژه و موضوعات کم ارزش و پیش پا افتاره بیهوده باعث هدر رفتن این امکانات نشوند - خداوند را بر اعمال خود شاهد و ناظر بدانند- به مخاطبان احترام بگذارند- از ادبیات فاخر استفاده نمایند- سعی کنند از کپی - پیست کمتر استفاده کنند و از نگارش خود استفاده کنند زیرا با ننوشتن و عدم تمرین در نگارش دچار ضعف و مشکل خواهیم شد- از این همه امکانات درست استفاده کنیم - گذشت زمان و از بین رفتن فرصت را مد نظر داشته باشید " الفرصه تمر مر السحاب "

فضای مجازی شهر و استان را چطور می بینید و ارزیابی شما چیست؟

 بسیار خوب است اما جای بهتر شدن دارد و به نظرم با تاسیس این سامانه ی مبارک و خجسته ( پلارک - حرف تو - و .. ) بحمد الله وضعیت روز به روز بهتر نیز می شود - با تشریک مساعی و بذل عنایت همه ی دوستان شاهد رشد و شکوفایی بیشتر فضای مجازی استان عزیزمان خواهیم بود ( ان شاء الله)

مسؤولین چقدر پاسخگوی مسائل و معضلات بیان شده در این وبلاگ بوده اند؟

تا جایی که از ایشان چیزی مورد سئوال و درخواست قرار گرفته و بنده اطلاع دارم وضعیت مناسب و مطلوب است - روابط مسئولین با شخص بنده فوق العاده خوب و صمیمی و سازنده است که همینجا تقدیر و تشکر می نمایم .

آیا مطالب شما در سایت های دیگر هم بازنشر می شود؟

 در اکثر وبلاگ ها و وب سایت های شهرستان بازنشر می شود و در سایت ها و وبلاگ های سایر شهرستان ها هم موارد زیادی را تا کنون شاهد بوده ام که بازنشر گردیده است - در هر صورت بستگی به کیفیت مطلب و نگاشته دارد که در صورت مناسب بودن چه با ذکر منبع و چه بدون ذکر منیع توسط بسیاری استفاده می شود و بنده هم اشکالی نمی گیرم زیرا هدفم گسترش و اموزش نکته ای درست است حال با نام خودم و یا غیر نام خودم برایم اهمیت ندارد و بیشتر رسالت مطلبو نگاشته و هدف آن برایم مهم است .

آیا به سوژه های پیشنهادی خوانندگان هم توجه نشان می دهید؟ و آیا در این زمینه، مورد قابل ذکری هم داشتید؟

 در صورتیکه سوژه ای به بنده پیشنهاد شود روی آن تمرکز و اندیشه می کنم و در صورت مصلحت از آن استفاده می کنم و در هر صورت نگارش و ویرایش نهایی توسط خودم صورت می گیرد .

با توجه به معضلات فرهنگی جامعه، تربیت بچه ها باید چطور باشد تا در آینده دچارآسیب های اجتماعی نشوند؟

اگر تربیت دینی و اسلامی صورت گیرد خیال خانواده ها و مراجع و متولیان آموزش و پرورش اسوده خواهد بود - و دچار اسیب و لطمات مادی و معنوی نخواهند گردید - الگوی اموزش کشور باید الگوی تربیت قرانی و دینی باشد.

به نظر شما دلیل عشق و ارادت وصف ناشدنی مردم به آقا امام حسین علیه السلام در چه عاملی نهفته است؟ و شما چه خاطراتی از این عشق الهی دارید؟

 فنای فی الله و ایثار و اعطای همه چیز اقا برای خداوند است و اخلاص برای خداوند - العزه للله جمیعا - ..... سیجعلُ لَهُ الرحمنُ وُدّا - که وقتی کسی خود را برای خداوند داد خداوند مهر و محبت ایشان را در قلب مردم قرار خواهد داد و از عزت خداوند به ایشان نیز داده خواهد شد-

و ضمانت پیامبر"ص" که فرمود : ان للحسین حراره فی القلوب لن تبرد ابدا ( برای حسین (ع) حرارتی در دل هاست که هرگز به سردی نخواهد گرایید .

از کودکی که پدرم دستم را می گرفت و با خود به مسجد و هیات می برد عشق امام حسین (ع) را درگوش جانم زمزمه می کرد و یادم نمی رود مرحوم پدرم هر وقت اسم امام حسین "ع" را به زبان می اورد بغضی گلویش را فشار می داد و اشک از گوشه ی چشمانش جاری می شد و این در حالی بود که جز این مواقع من هرگز بغض و اشک پدرم را ندیده بودم و نمی دیدم .روزهای تاسوعا و عاشورا از صبح تا شب عزاداری می کردیم و انگار کسی گرسنه و تشنه نمی شد و یادمان می رفت که کجاییم و چه وضعی داریم و حتی وضع ظاهری و موی و لباس هم یادمان می رفت و فراموش می کردیم خانه ای هم برای زندگی داریم و فقط حسین و عشق حسین بود که در وجودمان موج می زد .

کدام یک از مطالب خود را به خوانندگان پیشنهاد می کنید؟

 احادیث و توضیح و تحلیل های آن ها را - مقالات و خاطرات خود نوشته ام را .

آیا در شبکه های اجتماعی هم فعالیت دارید و فضای آنجا چگونه است؟

متاسفانه با فیس بوک و توییتر اشنایی ندارم اما قرار است یاد بگیرم به نظرم اگر درست استفاده شود می تواند مفید باشد - اگر شرایطش برایم جور شود فکر می کنم بتوانم در انجا تاثیر مثبت بگذارم .

اگر با یک جوان امروزی بحث کنید که فرهنگ جامعه را چه چیزی تعیین می کند، چطور او را توجیه می کنید؟

 با مهربانی و ملاطفت از اصول طلایی مشاوره استفاده می کنم یعنی اول ارتباط برقرار می کنم - دوم شناخت مشکل و درک مطلب و مشکل ایشان که با حوصله به مطالباتش گوش می دهم - سوم صحبت کردن با صبوری و مستند و مستدل و البته همراهی کردن در مسیر بحث ایشان با وی - چهارم لیدینگ و ارشاد و راهنمایی که در مسیر حرکت به سمت و سوی هدف درست و صحیحی که تشخیص می دهم ایشان را هم رهنمون می شوم -

مشکل امروز جوانان عدم یافتن ارتباط بین مسائل مادی و دنیوی با معنویات و مبدا و معاد است که در صورتی که بتوان غبار غفلت را از فطرت پاک و سفید ایشان کنار زد تا بتواند حقیقت را زلال و شفاف ببیند انگاه وی می تواند مسیر درست را یافته و پیروی کند ( ان شاء الله تعالی)

از آقاي رحیم نیکنام  بابت وقت گذاشتید و تحمل کردید تشکر می کنم .

 

شش نشانه ی انسان جاهل در کلام امیر مومنان علی ( ع)

          تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

عَن أَمِیرُالْمُؤْمِنِینَ(ع): الجَاهِلُ یُعرَفُ بِسِتِّ خِصَالٍ: الغَضَبُ مِن غَیرِ شَی‏ءٍ وَ الکَلامُ فِی غَیرِ نَفعٍ وَ العَطِیَّةُ فِی غَیرِ مَوضِعِهَا وَ ألّا یَعرِفَ صَدَیقَهُ مِن عَدُوِّه وَ إفشَاءُ السِّرِّ وَ الثِّقَةُ بِکُلِّ أحَدٍ .  

امیرالمؤمنین(ع) فرمود: شش چیز نشانه جاهل و نادان است:

۱-خشم و غضب بی دلیل

۲-حرف زدن بدون فایده

۳-هدیه بی جا

۴-تشخیص ندادن دوست از دشمن

۵-فاش کردن اسرار

۶-اعتماد کردن به هر شخصی

          تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشیدن آب رحیل و آخرین وضوی امام حسن عسکری (ع)

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

نوشیدن آب رحیل و آخرین وضو

مرحوم شیخ طوسى و برخى دیگر از بزرگان، به نقل از قول اسماعیل بن علىّ -معروف به ابوسهل نوبختى- بعد از بیان تاریخ میلاد حضرت مهدى موعود(صلوات الله علیه) و اشاره به نام مبارک و نیز اسم مادر آن حضرت، حکایت کنند:

در آن روزهائى که امام حسن عسکرى(ع) در بستر بیمارى قرار گرفته بود - که در همان مریضى هم به شهادت نائل آمد - به ملاقات و دیدار حضرت رفتم.

پس از آن که لحظه‌‌اى در کنار بستر آن امام مظلوم با حالت غم و اندوه نشستم و به جمال مبارک حضرتش مى‌‌نگریستم.

ناگاه دیدم حضرت، خادم خود را (که به نام عقید معروف و نیز سیاه چهره بود) صدا کرد و به او فرمود: اى عقید! مقدارى آب -به همراه داروى مصطکى- بجوشان و بگذار سرد شود.

همین که آب، جوشانیده و سرد شد، ظرف آب را خدمت امام حسن عسکرى(ع) آورد تا بیاشامد.

موقعى که حضرت ظرف آب را با دست هاى مبارک خود گرفت، لرزه و رعشه بر دست هاى حضرت عارض شد، به طورى که ظرف آب بر دندان هاى حضرت مى‌‌خورد و نمى‌‌توانست بیاشامد.

آب را روى زمین نهاد و به خادم خویش فرمود: اى عقید! داخل آن اتاق برو، آن جا کودکى خردسالى را مى‌‌بینى که در حال سجده و عبادت مى‌‌باشد، بگو نزد من بیاید.

خادمِ حضرت گفت: چون داخل اتاقى که امام(ع) اشاره نمود، رفتم کودکى را در حال سجده مشاهده کردم که انگشت سبّابه خود را به سوى آسمان بلند نموده است، بر او سلام کردم، پس نماز و سجده خود را خلاصه و کوتاه نمود.

پس به محضر ایشان عرض کردم: مولایم فرمود نزد ایشان برویم، در همین لحظه، صقیل مادر آن فرزند عزیز آمد و دست کودک را گرفت و پیش پدرش ‍ برد.

ابوسهل نوبختى گوید: هنگامى که کودک -که بسیار زیبا و همچون ماه نورانى بود- نزد پدر آمد، سلام کرد و همین که چشم پدر به فرزند خود افتاد، گریست و به او فرمود: اى پسرم! تو سیّد و بزرگ خانواده ما هستى، من به سوى پروردگار خود رحلت مى‌‌نمایم، مقدارى از آن آب مصطکى را با دست خود بر دهانم بگذار.

چون مقدارى از آن آب مصطکى را تناول نمود، فرمود: مرا کمک کنید تا نماز به جا آورم، پس آن کودک حوله اى را که در کنار پدر بود، روى دامان امام(ع) انداخت و سپس پدرش را وضوء داد.

و چون حضرت ابومحمّد، امام عسکرى(ع) نماز را با آن حال مریضى انجام داد، خطاب به فرزند خویش نمود و فرمود:

اى فرزندم ! تو را بشارت باد، که تو صاحب الزّمان و مهدى این امّت هستى، تو حجّت و خلیفه خدا بر روى زمین مى‌‌باشى، تو وصىّ من و نیز خاتم ائمّه و اهل بیت عصمت و طهارت خواهى بود.

و جدّت، پیغمبر خدا(صلى الله علیه و آله) تو را همنام خود معرّفى نموده است.

راوى در پایان سخن افزود: در همین لحظات حضرت امام حسن عسکرى(ع) به وسیله آن سمّ و زهرى که توسّط معتصم به او خورانیده شده بود رحلت نمود و به شهادت رسید.

(منبع: کتاب الغیبة شیخ طوسى: ص ۲۷۱)

      تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

شهادت حضرت امام حسن عسکری (ع) تسلیت باد .

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا مَوْلاىَ یا اَبا مُحَمَّدٍ الْحَسَنَ بْنَ عَلِی الْهادِىَ الْمُهْتَدِىَ وَرَحْمَةُ اللهِ وَبَرَکاتُهُ

اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا وَلِىَّ اللهِ وَابْنَ اَوْلِیآئِهِ اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا حُجَّةَ اللهِ وَابْنَ حُجَجِهِ

شهادت امام حسن عسکری 

شهادت جانگداز و مظلومانه یازدهمین اختر تابناک آسمان امامت و ولایت؛

پدر بزرگوار حضرت حجت بن الحسن المهدی(ارواحنا فداه)؛

حضرت امام حسن عسکری(علیه السلام)

بر فرزند داغدارش، حضرت مهدی(ع) و پیروان آن حضرت تسلیت و تعزیت باد.

چرا خیابان ساحلی را 19 دی نام نهاده اند (( قیام مردم قم ))

سال ۱۳۶۵ که برای تحصیل در قم مقدسه حضور داشتیم درست بین خیابان باجک و خیابان خاکفرج خیابانی در کنار رودخانه واقع شده بود که معروف به حیابان ساحلی است  " مرکز تربیت معلم شهید مدنی قم که مرکز تحصیل ما بود و همینطور مرکز دخانیات و بیمارستان کامکار و زروخانه ی بزرگ قم و زندان ساحلی همه در این خیابان واقع شده بود اما تابلوهایی برای راهنمایی بر در و دیوار زده شده بود که رویش نوشته شده بود " خیابان ۱۹ دی " با دیدن این اسم و از طرفی شناختی که از خیابان داشتم و انچه مردم خیابان را به آن نام می خواندند حسابی تعجب می کردم و هاج و واج بودم که بالاخره این خیابان اسمش کدام است ؟؟ خیابان ساحلی یا خیابان ۱۹ دی ؟؟

خیابان ساحلی درست پشت خیابان باجک و در موازات خیابان باجک قرار داشت ، خیابان باجک یکی از خیابان های مهم و ارتباطی قم است اول باجک بازار قم بود و  در روبروی این خیابان و نبش خیابان استانه گاراژ زرند قرار داشت ، در جنوب و سمت قبله حرم و خیابان ۴ مردان در شمال و  پشت به قبله خیابان  باجک و بازار و در سمت آفتاب و مشزق که خیابان آذر و جمکران بود و همینطور در طرف افتاب غروب و مغرب راه آهن و زند اباد و خیابان امام و ۸ متری لوله قرار داشت ، بنا بر این خیابان باجک برای زرندی ها جایی شناخته شده بود .

اما نکته ی ابهام بنده که جوانی کم سن و سال و دقیقا ۱۸ ساله بودم ( بنده ی حقیر متولد اول فروردین ۱۳۴۷ هستم ) نام دوم این خیابان بود که با آنچه مردم می گفتند تفاوت داشت یعنی تابلو خیابان ۱۹ دی بود اما معروف به خیابان ساحلی بود و برای من سئوال بود که چرا خیابان ساحلی را به نام خیابان ۱۹ دی نام نهاده اند ؟؟

انوقت هنوز خیلی ها علت نامگزاری خیابان ساحلی را به ۱۹ دی نمی دانستند و اکثریت فقط فکر می کردند که هر اسمی که از زمان نظام ستم شاهی مانده است را باید عوض کرد و اسم ساحلی هم یک اسم قدیمی است و عوض کرده اند و به اسم ۱۹ دی نامگزاری کرده اند و احتمالا با ۲۶ دی که سالروز فرار شاه از ایران هست هم یک تناسبی دارد ؟؟

بعد من حسابی تحقیق کردم تا به جواب سئوالم برسم و وجه تسمیه ی ساحلی به ۱۹ دی را پیدا کنم و در نهایت هم اینگونه موضوع را کشف کردم که :

روز ۱۹ دی در تاریخ شهر و مردم قم روز بسیار مهمی است زیرا سالروز قیام مردم قم بر علیه رژیم ستمشاهی و روز نوزدهم دی ماه، یادآور حماسه بزرگ و با شکوهی است که برگ دیگری از کتاب زرین انقلاب اسلامی را رقم زد. ۱۹دی سالروز قیام خونین مردم قم است؛ همان روزی که در تاریکی استبداد و ستم روزنه ها را به سوی روشنایی گشود و روند انقلاب را به گونه ای شکل داد که طومار دو هزار و پانصد ساله نظام شاهنشاهی در مدت زمان کوتاهی در هم پیچیده شود و جریان آن به طور مبسوط چنین است :

رحلت اسرار آمیز و رمز آلود آيت الله مصطفي خميني فرزند امام (قدس سره) در آبان ۱۳۵۶ ،شتاب خاصي به حركت انقلاب اسلامي بخشيد كه مي توان موج برخاسته از آن را به عنوان آغاز قيام عمومي مردم دانست. مجالس يادبود متعددي در سرتاسر كشور برگزار و در پي هر يك از اين مجالس، تظاهرات گسترده اي عليه رژيم شاه به راه افتاد و بار ديگر امام (قدس سره) به عنوان رهبر حركت اسلامي در جامعه مطرح گرديد. از اين رو دستگاه حاكم و به ويژه شخص شاه بر آن شد تا با توهين به ساحت امام (قدس سره) چهره ي ايشان را در انظار عمومي مشوش سازد و با نوشتن مقاله اي با صراحت به آن بزرگوار توهين نمايد.
در اواسط دي ۱۳۵۶ كه پاكت ممهور به مهر دربار از دفتر هويدا وزير دربار شاه خارج مي شد، كسي از كارگزاران رژيم گمان نمي برد كه اين نامه مانند آتش به دامن رژيم شاه بيافتد. پيك دربار نامه را به داريوش همايون، وزير اطلاعات و جهانگردي داد و او نيز نامه را جهت انتشار به روزنامه اطلاعات داد. مسعودي صاحب امتياز روزنامه، پس از با خبر شدن از مفاد مقاله، آن را براي آينده روزنامه خطرناك يافت و نگران واكنش علما و روحانيون شد. اما در تماس هايي كه با وزير اطلاعات و جهانگردي و نخست وزير (آموزگار) گرفت، دريافت كه برخي از مفاد تند و تحريك آميز آن به خواست شاه در مقاله گنجانده شده است.
شاه دستور نگارش مقاله ی  «ايران و استعمار سرخ و سياه» را در حالي داده بود كه پيش از آن، مضامينش را در گفت و گو با خبرنگار يك مجله ي امريكايي بيان كرده بود. اما گزارشي از عراق در اين باره كه « آيت الله خميني در رساله عمليه ی خود سلطنت را غير شرعي اعلام كرده و اين نظر در چاپ جديدي از توضيح المسائل ايشان منتشر شده است.» خشم شاه را به آن حد برانگيخته كه دستور نگارش اين مقاله را داده است.
در اين مقاله – كه نويسنده ي آن «احمد رشيدي مطلق» ذكر شده بود – به طور صريح بي حجابي را فضيلت دانسته و حجاب، كهنه پرستي و ارتجاع سياه معرفي و به ساحت مرجع عالم تشيّع، امام خميني (قدس سره) اهانت كرده و قيام پانزده خرداد ۱۳۴۲ ،توطئه ی استعمار سرخ و سياه معرفي شده بود.
با پخش سراسري روزنامه اطلاعات و رسيدن آن به شهر قم، اولين واكنش ها آغاز شد. طلاب جوان، پس از خواندن مقاله، به خشم آمدند.
مدرسين حوزه ی علميه ي قم پس از اطلاع از محتواي مقاله، در بيت آيت الله حسين نوري گرد آمدند تا اقدامي هماهنگ عليه رژيم داشته باشند و پس از بررسي ابعاد گوناگون مسأله، تصميم گرفته شد كه هجدهم دي درس هاي حوزه تعطيل شود.
صبح هجدهم دي، طلاب با تشكيل اجتماعي بزرگي، تظاهرات و راهپيمايي خود را آرام به سوي منازل مراجع وقت آغاز كردند و با تجمع در مقابل منازل ايشان با دادن شعارهايي به حمايت از امام (قدس سره) پرداختند. نيروهاي امنيتي ابتدا با يورش به صف تظاهر كنندگان سعي در متفرق نمودن و ممانعت از راهپيمايي طلاب كردند. اما وقتي با مقاومت آن ها رو به رو شدند، اعلام كردند در صورتي كه راهپيمايان شعار ندهند و آرام حركت كنند، مي توانند به تظاهرات خود ادامه دهند. عده اي از طلاب در مقابل بيت مرحوم آيت الله العظمي گلپايگاني (قدس سره) تجمع كردند و معظم له طي سخناني فرمودند: « اين ها به آن آقا [امام خميني] توهين نكردند. اين ها به ما توهين كردند، براي اين كه اين ها با اين كارشان نشان دادند و خواستند بگويند كه آن آقا [امام خميني] با ما مخالف است و مفهوم حرفشان اين است كه ما با اين ها (رژيم شاه) موافقيم. اين كه ما با اين ها موافقيم، توهين به ماست. ما در گذشته با اين ها مخالف بوده ايم و در آينده نيز مخالف خواهيم بود.»

سپس راهپيمايان، در مقابل منزل مرحوم علاّمه طباطبايي (قدس سره) تجمع كردند. اما به علت كسالت علامه، آيت الله محمد يزدي، به نمايندگي از طرف ايشان راجع به شخصيت امام خميني (قدس سره) و مبارزات آن بزرگوار و محكوميت رژيم پهلوي در اهانت به امام (قدس سره) و روحانيت، سخناني ايراد كرد.
تظاهر كنندگان، آن گاه در مقابل منزل و مدرسه ي آيت الله مكارم شيرازي تجمع كردند و ايشان طي سخنان فرمودند: «مسأله، مسأله ي هتاكي نسبت به آيت الله العظمي آقاي خميني نيست، اين در واقع هتاكي به تمام مقدسات و به همه ي ماست ... طلاب نبايد از همديگر جدا شوند و بايد وحدت داشته باشند. اگر بناست زنده بمانيم، همه بايد زنده بمانيم و اگر بناست بميريم، همه بايد بميريم، جدايي بين ما نخواهد بود.»
بعد از آن طلاب به منزل آيت الله وحيد خراساني رفتند. ايشان در اجتماع طلاب و تظاهركنندگان، درباره مسأله ي آزادي زن و جايگاه آن در اجتماع از نظر اسلام سخنراني كردند.
بازاريان قم با مشاهده حركت حوزه ي علميه به حمايت از آن تصميم گرفتند كه مغازه هاي خود را روز نوزدهم دي باز نكنند.
روز نوزدهم دي، بازار تعطيل شد. سازمان اطلاعات و امنيت قم و شهرباني به كمك نيروهاي كمكي كه از تهران وارد شده بودند، در سطح شهر، به ويژه در حوالي مدارس علميه و مرقد حضرت معصومه عليها السلام متمركز شدند.
اقشار مختلف مردم و طلاب در مقابل مدرسه ي خان و ميدان آستانه تجمع كردند و باز راهپيمايي به سوي منازل بزرگان حوزه را آغاز نمودند. منزل اول، بيت آيت الله ميرزا هاشم آملي (قدس سره) بود. وقتي تظاهركنندگان به مقابل منزل ايشان رسيدند، آيت الله آملي طي سخناني به بيان عظمت و شخصيت فوق العاده امام (قدس سره) پرداخت و هيأت حاكمه و رژيم پهلوي را مورد نفرت روحانيت و ملت قلمداد كرد.
ساواك قم طي گزارشي چنين مي نويسد: « ساعت ۱۰:۳۰ صبح، بيش از ۵۰۰۰ نفر از طلبه هاي علوم ديني در مسجد اعظم اجتماع كردند و از آن جا به منزل چند تن از روحانيون رفتند و از آنان خواستند كه از [امام] خميني دفاع كنند.» نيروهاي رژيم با آرايش ضد شورش، ماشين هاي آبپاش و نفربرهاي نظامي در انتظار تجمع بعد از ظهر مردم قم بودند كه مردم قصد راهپيمايي به سوي خيابان بيگدلي و منزل آيت الله نوري را داشتند.
بعد از تجمع مردم، آيت الله نوري طي سخناني چنين گفت: « هركجا نهضت قابل توجهي به وجود آمده، روحانيت راستين اسلام در پيشاپيش آن در حركت بوده و رهبري نهضت به دست آنان هدايت مي شد، روحانيت در حركت جامعه نقش مؤثر و خلاّقي داشته است. مردم مسلمان، با روحانيتِ اصيل هستند. روحانيت اصيل با آيت الله العظمي آقاي خميني و در پشت سر ايشان است و مبارزه ي دستگاه طاغوتي با اسلام و رهبري آيت الله خميني به جايي نخواهد رسيد.»
پس از سخنان آيت الله نوري، انبوه جمعيت كه به ده هزار نفر مي رسيد، راهپيمايي را آغاز کردند ، و مي خواستند از طريق خيابان ساحلي به منازل آيات سلطاني طباطبايي و مشكيني بروند. اولين نشانه هاي درگيري به وسيله ي مأموران رژيم رخ داد. يكي از آن ها شيشه بانك صادرات را شكست و مأمور ديگري همان شيشه را با پاره آجر نشانه گرفت. همين بهانه كافي بود كه اسلحه ها به طرف مردم نشانه گيري شود. با دستور فرمانده نيروهاي امنيتي، تيراندازي شروع شد. با به زمين افتادن تعدادي از مردم، جمعيت در كوچه هاي اطراف پناه گرفتند. مردم با هر آنچه كه به دست مي آوردند، مقابل مأموران مسلح رژيم ايستادند. جنگ و گريز تا ساعاتي از شب ادامه يافت .
مجروحان به بيمارستان بزرگ شهر منتقل شدند و عده اي براي آگاهي از اوضاع مصدومين رو به روي بيمارستان اجتماع كردند. در اين روز دست كم شش نفر شهيد و ده ها تن زخمي شدند. مردم به خیابان‏های اطراف رفته، این شعار را سر می‏دادند «از جان خود گذشتیم، با خون خود نوشتیم، یا مرگ یا خمینی». این شعار زیبا در پایان آن روز غم‏انگیز، عشق بی کران مردم را به رهبر محبوب خویش نشان می‏داد.
بعد از اين حادثه، طلاب و علماي قم با انتشار اعلاميه اي ضمن محكوم كردن كشتار مردم بي دفاع، اين سؤال را مطرح كردند كه آيا فضاي باز سياسي به اين معناست كه اگر كساني به مطالب غير واقعي روزنامه اعتراض كنند، بايد با گلوله پاسخ بگيرند؟
رژيم، شب بيستم دي ماه شهر را مملو از نيروهاي امنيتي كرد و به نوعي در شهر حكومت نظامي اعمال كرد. 
رژيم پهلوي بعد از واقعه ي خونين ۱۹ دي، عده اي از كارمندان و اعضاي حزب رستاخيز را جمع آوري و با به راه انداختن تظاهراتي نمايشي سعي كرد، وانمود كند كه روشنفكران ايران، « شورش مرتجعين قم» را محكوم مي كنند.
تظاهر كنندگان، صبح روز ۲۳ دي ۱۳۵۶ ،سوار بر اتوبوس ها راهي قم شدند و طي يك راهپيمايي، به حمايت از شاه پرداخته و «جاويد شاه» گويان به سمت حرم حركت كردند.
عكس العمل ديگر رژيم، به منظور انحراف افكار عمومي از رهبري امام (قدس سره) اجازه دادن فعاليت به برخي از گروه هاي موافق سلطنت بود كه خواهان اصلاحات جزيي بودند.
 به هر تقدیر شمار مجروحان بسیار زیاد بود، اما تنها نام پنج شهید به ثبت رسیده است که سه تن از آنان طلبه، یک نفر جوان و دیگری نوجوانی سیزده ساله است

قیام ۱۹ دی قم، انقلاب اسلامی را وارد مرحله مهم و حساسی كرده بود. در اثر این قیام، زنجیره ای از حوادث و رویدادهای سرنوشت ساز و اثرگذار در سطح كشور پدید آمد؛ بطوریكه مبارزان و در رأس آنان امام (ره) بهتر و بیشتر از پیش از نتایج آن استفاده و روند پیچیده نهضت را به سمت پیروزی حتمی هدایت و رهبری كردند. اهمیت و جایگاه این قیام در این بود كه اولا حركت روبه پیش انقلاب را شتاب بخشید؛ ثانیاً خصلت اسلامی و مردمی نهضت امام خمینی را ثابت و عیان تر ساخت.
كشتار مردم قم در روز ۱۹ دی و سركوب شدید و خشن قیام عمومی در این شهر، باعث به اوج رسیدن اعتراضات و راهپیمایی ها در اغلب شهرهای ایران در روزهای بعد می شود. و از همین نقطه است كه رژیم مقتدر و باثبات پهلوی دچار بحران عمیق و انقلاب می شود..

یاد و خاطره ی شهیدان بزرگوار قیام خونین مردم قم در ۱۹  دی و یاد مردان انقلابی خیابان ۱۹ دی ( خیابان ساحلی ) و یاد ایامی که در این خیابان در مرکز تربیت معلم شهید مدنی قم به فراگیری معارف اسلامی و علم و دانش معلمی می پرداختیم را گرامی می دارم - یادش به خیر باد .

وقوع انفجار و معراج ملكوتي عوامل فيلم " معراجي ها "

                           صبح امروز جواد شریفی راد مدیر جلوه های بصری فیلم سینمایی «معراجی ها» درحالیکه گروه آخرین روزهای فیلمبرداری را پشت سر می گذاشت به دیار باقی شتافت.

با نهايت تاسف و تاثر با خبر شديم تعداد ٥ نفر از عوامل سازنده ي فيلم " معراجي ها " با كارگرداني " مسعود ده نمكي "كه در خصوص "دفاع مقدس " در حال فيلم برداري و توليد است با انفجار "خودروي " كه قسمتي از "جلوه هاي ويژه " اين فيلم بود به ملكوت  عروج و به ياران رزمنده و شهيدان جاويد الاثر خویش پيوستند .

در ميان اين ٥ شهيد و جان باخته ي اين حادثه ي دلخراش و غم انگيز چهره هاي مشهور و معروف "اقاي علی اکبر رنجبر " مدير "شهرك سينمايي دفاع مقدس " و جواد شریفی راد مدیر جلوه های بصری فیلم سینمایی «معراجی ها "ديده مي شوند كه ضايعه اي اسفناك و جبران ناپذير براي هنر سينماي كشور عزيزمان به حساب مي ايد .

سيد جواد هاشمي بازيگر معروف و متعهد و يك پاي بازيگري در فيلم هاي دفاع مقدس و شخصيت محبوبي كه توسط اقاي ده نمكي همواره در فيلم هاي دفاع مقدس از قبيل "اخراجي هاي ١و ٢ و...." مورد استفاده قرار گرفته با اعلام خبر كشته شدن ٥ نفر از عوامل صحنه و "جلوه هاي ويژه "كه در حال اماده سا ي خودروي براي انفجار و برداشت سكانس مربوطه بودند خبر داد ، وي همچنين از مجروح شدن ٣ تن ديگر از زحمتكشان صحنه و عوامل جلوه هاي ويژه خبر داد              

                   

اينجانب به نوبه ي خود اين "معراج خونين " و "مرگ شهادت گونه " را كه طي ان مدير متعهد و ايثارگر "شهرك سينمايي دفاع مقدس " "اقاي رنجبر " آقای شریفی راد "مدیر جلوه های بصری فیلم " معراجی ها "  و همكاران عزیزشان از ميان دوستان و همكاران "معراجي ها " به ميان دوستان و ياران شهيدشان رفته و به ملكوت اعلی پيوستند را به عموم مردم شهيدپرور و رهبر عزيز و تمامي اهالي هنر و سينماي كشور تسليت مي گويم و از خداوند بزرگ براي ان بزرگواران رحمت واسعه و براي خانواده هاي ايشان صبر و شكيبايي و براي دوستان و يارانشان اجر و صبر مسئلت مي نمايم .

يادشان گرامي و راهشان پر رهرو باد 

ضرورت حفظ اداب و نزاکت در مالکیت و حمل گوشیِ تلفن همراه

                 دانلود نرم افزار مسیریاب برای گوشی های نوکیا ورژن 3 و 5 - Ovi Maps

مجلس ترحیم است، صدای زنگ گوشی همراه صاحب عزا بلند می شود. مراسم عقد است عروس خانم رفته است گل بچیند که صدای گوشی همراهش بلند می شود، جناب جراح در حال بازکردن دل و روده ی مریض بیچاره است که صدای زنگ گوشی همراهش بلند می شود. کارشناس داوری در برنامه ی زنده ی تلویزیونی مشغول داوری است که صدای زنگ گوشی همراهش بلند می شود. هیچ جا، حتی هنگام دیدن یک فیلم گریه آور و تراژدی در داخل سینما یا پای تلویزیون، دیگر امنیت نداریم!

اگر چه در دین اسلام برای " مالکیت خصوصی " اعتبار و احترام ویژه ای قائل شده اند که هیچکس حق ندارد به حریم خصوصی دیگران تعرض نماید و حرزی را بشکند و مالکیت افراد را مخدوش سازد و داشتن و حمل و استفاده از تلفن همراه نیز  مشمول این مالکیت می شود و افراد در انتخاب و استفاده از آن آزاد و مختارند ،لیکن نظر به اینکه دین اسلام دینی است قانون مدار و ضابطه مند که برای هر کس و هر چیزی حقوقی را قائل و در قبال آن نیز وظایف و مسئولیت هایی را تعیین نموده است فلذا طبعا باید استفاده کنندگان از گوشی همراه مراعات اعصاب و ارامش و آسایش دیگران را بنمایند و باعث نشوند که دیگران با صداهای ناموزون و نابهنجار گوشی های همراه و ملودی های تند و مهیج و محرک که به شدت مخرب اعصاب هستند دچار ناراحتی و مشکلات عدیده ای گردند .

گاهی مشاهده می شود که در خلال جلسات اداری و رسمی از قبیل جلسات فرهنگی و اجتماعی و حتی جلسات رسمی و علنی شورای یک شهر ملودی و زنگ این گوشی ها به ناگاه وضع جلسه را متحول ساخته و همه ی نگاه های متعجب و البته پرسشگر را به سمت و سوی صدا معطوف می نماید ، هیچ عجیب نیست که آهنگ " بادابادا ، مبارک بادا " هم از گوشی همراه یکی از اعضا بلند شود. امّا متاسفانه آش آن قدر شور نشده است که قانونی در مورد استفاده از گوشی های همراه در مساجد ،موزه ها، سینما ها، و نگارخانه ها ، بیمارستان ها ، مراکز آموزشی و یا مراسم زنده وضع گردد.

به واقع هنوز این احساس به قانونگزار دست نداده و این ضرورت احساس نشده است که برای حمل گوشی های همراه و نحوه ی استفاده ی از آن و همچنین چزئیات استفاده از آهنگ ها و ملودی و الارم هایی که باعث مشوش شدن اذهان شنوندگانی که اختیار و اراده و  نقشی در انتخاب و کنترل نوع و شدت و ضعف آن موزیک را ندارند قانون و ضابطه و مقررات جامعی تدوین نمایند تا ضمن حراست و صیانت از مالکیت و اختیار انتفاع دارنده ی گوشیِ همراه از آسیب رساندن و اضرار مالکین به سایر شهروندان و همنوعان نیز جلوگیری نموده و ادب و نزاکت و ائین خاص و احترام آمیزی را برای این وسیله ی مفید ولی پر دردسر وضع نمایند .
با توصیفی که در بالا انجام دادیم خود شاهدید و تائید و تصدیق خواهید کرد که هرجا که می رویم، از خیابان گرفته تا فرودگاه، از آسانسور ها تا بانک ها، از اتاق های کنفرانس تا رستوران ها صدای گوش خراش و آزار دهنده ی انواع و اقسام ملودی های تکان دهنده و مشمئز کننده، سیم اعصاب تان را می کِشند و روی ریسمان تحمل تان راه می روند...

و واقعا قضاوت کنید : آیا با وصف فوق حفظ اداب و فرهنگ و نزاکت استفاده از وسائل ارتباط جمعی از قبیل گوشی تلفن همراه ( موبایل ) و تدوین و تنظیم مقررات و ضوابط مالکیت و حمل و استفاده ی از آن ها ضرورتی اجتناب ناپذیر نیست ؟؟!!

معرفی سامانه ی قانونی برای احقاق حقوق شهروندان محترم

 برخی دوستان گه گاه این پرسش را مطرح می کنند که شکایتهایی که از نهادهایی  دارند را باید به کدام مرجع قانونی ببرند؟ و متاسفانه هر کسی از فرد دیگری می پرسد به جای رسیدن به جواب، یاس و ناامیدی نصیبش می شود! زیرا در شهر كسي جوابگوي اشكال و ايرادات شما نيست !

 برای پایان دادن به این تصور غالب در این یادداشت میخواهم دو سازمان قضایی را در این زمینه به شما معرفی نمایم.

 ثبت شکایت در این سازمانها ساده است و پیچیدگی دادگاههای عمومی و انقلاب را ندارد.اگر قصد ندارید شکایت رسمی بکنید و صرفاً تخلفی را از نهادی دیده اید که خلاف قانون است می توانید به سایت سازمان بازرسی کل کشور مراجعه و در بخش شکایات به نشانیshekayat.bazresi.ir به سادگی هر چه تمامتر عمل غیرقانونی مربوطه را همراه با مستندات لازم شرح داده و مطمئن باشید که پیگیری می شود. این سازمان زیرمجموعه قوه قضائیه است و در تازه ترین موضع گیری که از این سازمان در رسانه ها شنیده ایم جلوی کاندید شدن هادی ساعی در انتخابات ریاست فدراسیون تکواندو را به دلیل عضویتش در شورای شهر تهران گرفت. ناگفته نماند که در کل کشور بسیاری از تخلفات از چشم این دیوان پنهان می ماند و بخش شکایات برای گزارش دهی مستقیم مردم به سازمان یادشده طراحی شده است.

برای مثال اگر حس می کنید که کمیسیون ماده صد شهرداری حق شما را ضایع کرده، یا جریمه ی اعمال شده با بندهای متدرج در ذیل ماده ی ۱۰۰ قانون منطبق نیست - یا در خصوص نحوه ی محاسبه و دریافت حق تفکیک موضوع تبصره ی ذیل ماده ی ۱۰۱ قانون شهرداری ها احساس می کنید قانون اعمال نشده و یا حقی از شما تضییع گردیده است اگر سندی مبنی بر اخذ بیش از حد نصاب و یا هر کار غیرقانونی دیگری توسط هر فرد حقیقی یا حقوقی اداری در کشور دارید و خلاصه به هر دستگاه اداری مملکت که حقتان را ضایع کرده است شکایت دارید وقتتان  را در راهروهاي  شلوغ دادگاههای عمومی سپري نکنید.

زیرا قوه قضائیه ی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران برای احقاق حقوق حقه ی مردم که ولی نعمتان واقعی کشور هستند ساز و کاری بسیار ارزشمند بدین صورت طراحی کرده است که قوه ی قضائیه در کشور عزیزمان دو بال دارد؛ یکی دیوان عالی کشور و یکی دیوان عدالت اداری. دادگاههای عمومی و انقلاب در حوزه اول فعالیت می کنند و دیوان عدالت اداری طبق قانون اساسی وظیفه دارد به شکایات مردم از دستگاههای اداری در اسرع وقت رسیدگی نماید. دبوان عدالت اداری در تهران مستقر است و برای اطلاعات بیشتر در مورد شیوه ارسال شکایت مطالعه لینک پرسشهای متداول از سایتش را توصیه می نمایم.

اعدامی عجیب با استفاده از آلت قتاله ای به نام " سگ"

 عکس سگ خیلی بزرگ و گربه های باحال

آدم بعضی خبرهايي را  می شنود كه مو بر تنش سیخ می شود! واقعاً اگر این بنده خدا کارل مارکس فيلسوف كمونيست ، ماركسيست زنده می بود و می دید که چه جنایاتی به اسم کمونیسم انجام می شود، آیا از هر فردی در این جهان کنونی لیبرال تر نمی شد؟!

يك روزنامه ي کمونیست چین، فاش کرده که "جنگ سونگ تائک" شوهر عمه ی مغضوب کیم جونگ اون رهبر کره شمالی و پنج دستیارش که به جرم خیانت به وطن به اعدام محکوم شده بودند، به قفسی که ١٢٠ "يكصد و بيست قلاده " سگ (که به مدت پنج روز گرسنه نگاه داشته شده بوده اند) انداخته شده و زنده زنده توسط سگها خورده شده اند. رهبر کره شمالی و برادرش نیز شاهد صحنه اعدام بوده اند.

هرچند نقد جدی بر نظرات كارل مارکس وجود دارد ولی آیا واقعاً اینها کمونیسم است؟ آیا افتادن کشوری به ورطه نابودی توسط پسر و پدر و پدربزرگی نامش کمونیسم است؟ اعدام وحشیانه توسط ١٢٠ قلاده سگ گرسنه مرام و مسلک کمونیسم است؟

اين عجيب ترين نوع اعدام است كه آلت قتاله ي آن "سگ" مي باشد و البته ١٢٠ قلاده سگ از نوع گرسنه و آن هم سگ ها مدت ٥ روز چنان گرسنه نگه داشته شوند كه در يك چشم به هم زدن از بيچاره ي نگون بخت اعدامی به جز استخوان باقي نگذارند ، حالا خودتان حسابش را بكنيد كه تماشاگران اين صحنه بايد چه دلي داشته باشند كه اين صخنه ي دلخراش را به نظاره بنشينند ؟؟

واقعيتش اين كه بنده ي حقير با خواندن و نوشتن و توضيح موضوع حالم بد شده چه برسد به كسي كه اين صحنه را ببيند ؟ جدا كسي نيست بپرسد حالا مي خواهيد فاميلتان را اعدام كنيد خوب اعدام كنيد ديگه اين نوعش و این شکلی، چرا ؟؟؟!! و بازهم بايد پرسيد ديده بان حقوق بشر در كدام جهنم به سر مي برده است كه اين نوع رعايت نشدن حقوق بشر را نديده است و در عوض با توجه به اينكه در كشور كره از گوشت سگ ها تغذيه مي شود همين مسئولان حقوق بشر از روند خورده شدن سگ ها به وسيله ي انسان ها ابراز نگراني كرده و صداي شان گوش فلك را كر مي كرد ، بايد بگوييم شايد در قوانين و مسلك كمونيستي اقاي كارل ماركس سگ ها از حقوق بيشتري از انسان ها برخوردارند و به اعتقاد بنده نام حقوق بشر را در اينگونه موارد به جاي human right ( حقوق بشر ) بايد نوشت dogs right ( حقوق سگی). 

جلسه ی انجمن وبلاگ نویسان شهرستان زرندیه در تاریخ 25 دی 92

به نقل ار وبلاگ و وب سایت رسمی اداره ی فرهنگ و ارشاد اسلامی شهرستان زرندیه جلسه ی مجمع عمومی انجمن وبلاگ نویسان شهرستان زرندیه به دلیل تداخل برنامه به تغویق  افتاده و در مورخه ی ۲۶/۱۰/۹۲ برگزار خواهد گردید - متن اطلاعیه ی مربوطه عینا در زیر درج می گردد .

                                  نقل از وبلاگ سیمرغ زرندیه http://ahmad-javanmard.blogfa.com/

اطلاعیه

بدینوسیله ضمن پوزش به اطلاع میرساند به دلیل تداخل برنامه ای؛ زمان برگزاری مجمع عمومی انجمن وبلاگ نویسان شهرستان از تاریخ 1392/10/19 به ساعت 15روز پنج شنبه مورخ1392/10/26 موکول میگردد.

اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان زرندیه از تمامی فعالان در این عرصه جهت حضور در جلسه مذکور و شرکت در انتخابات هیات مدیره ی انجمن دعوت بعمل می آورد.

               

        روابط عمومی اداره فرهنگ وارشاد اسلامی شهرستان زرندیه

 

 

حلول ماه ربیع الاول و اعمال ویژه ی این ماه مبارگ

 

ربیع الاولماه محرم و صفر را پشت سر گذاشتیم با اندوه و اشک و ناله ،اشک ریختیم و دل تازه کردیم و با یاد عظمت آقا ابا عبدالله الحسین(ع) بزرگ شدیم، از خزان عفلت به برکت اشک های محرم و صفر به بهار رسیدیم و اکنون وقت آن است که در این بهار به یمن رویش مجددمان سجده شکر به جای آوریم و این بهار را قدر بدانیم و بندگی کنیم.

ماه "ربیع الاول" همانگونه كه از اسم آن پیداست بهار ماه ها مى باشد؛ به جهت اینكه آثار رحمت خداوند در آن هویداست . در این ماه ذخایر بركات خداوند و نورهاى زیباى او بر زمین فرود آمده است . زیرا میلاد رسول خدا (صلى الله علیه و آله و سلم ) در این ماه است و مى توان ادعا كرد از اول آفرینش ‍ زمین رحمتى مانند آن را به خود ندیده است .

ماه ربیع الاول آمیخته با خاطره ی غم انگیزی چون شهادت امام حسن عسکری(ع) و مطابق روایت معروف، ماه میلاد مبارک پیامبر گرامی اسلام(ص) و حضرت صادق(ع)، هجرت پیامبر اکرم(ص) از مکه به مدینه، آغاز امامت پربرکت حضرت بقیة الله(عج) و ماه شادی بزرگ شیعیان و ماه شادی دل حضرت زهرا سلام الله علیها ، ماه رخداد واقعه عظیم «لیلة المبیت» است و در مجموع از ماه‌های بسیار پربرکت و پرخاطره‌ای است که سزاوار است، همه علاقه‌مندان مکتب اهل بیت(ع) آن را ارج نهند و گرامی بدارند اول ربیع الاول، ماه نو می رسد،لباس نو بپوشید.

اعمال روز اول ماه‏

۱- روزه گرفتن به شکرانه ی سلامتی پیامبر اعظم و امیرمؤمنان از گزند کفار و مشرکان در اول ربیع‏الاول.
۲- خواندن زیارت پیامبر (ص) و علی (ع) در این روز.
۳- غسل کردن و پوشیدن لباس نو 
اعمال روز هشتم ماه‏
۱- در این روز خواندن زیارت امام حسن عسگری (ع) و امام زمان (ع) مستحب است.
اعمال روز نهم ماه‏
این روز، روز عید و جشن و شادی بزرگ برای مؤمنان به مناسبت به امامت و خلافت رسیدن صاحب الزمان علیه السلام و روز شادی دل حضرت زهرا سلام الله علیها ااست. لذا اعمال زیر در این روز پسندیده است.
۱- اطعام به دوستان و ایجاد فرح و شادی در بین آنان.
۲- پوشیدن لباس نو.
۳- شکر و عبادت خداوند متعال.
۴- گشاده دستی و فراوانی برای خانواده.
اعمال روز دوازدهم ماه‏
اعمال مستحب در این روز به شکرانه ی انقراض دولت اموی دو مورد است:
۱- روزه گرفتن.
۲- دو رکعت نماز مستحبی که در رکعت اول بعد از حمد، سه بار سوره کافرون و در رکعت دوم بعد از حمد سه بار سوره توحید خوانده می‏شود. 
اعمال روز هفدهم ماه‏
اعمال مستحبی در میلاد رسول خدا(ص) و امام صادق (ع) چنین است:
۱- غسل کردن.
۲- زیارت پیامبر و امیرمؤمنان از دور یا نزدیک‏
۳- روزه‏ داری. طبق روایت، روزه ‏داری در این روز برابر با روزه ی یک سال است.
۴- دو رکعت نماز هنگام بالا آمدن آفتاب.
در هر رکعت پس از حمد، ده بار سوره ی قدر و ده بار سوره ی توحید خوانده شود.
۵- گرامی داشتن مسلمانان و صدقه دادن.
۶- جشن و شادی کردن.
۷- به مشاهد شریفه رفتن.