وبلاگ نویسی

سال ۱۳۷۹ که برای تنها پسرم جشن تولد گرفته بودیم با توجه به شاختی که از وضع علمی دنیا و اهمیت تبادل علم و اگاهی در عصر ارتباطات شنیده بودم و مدام به گوشم می خورد که  " هر کس در این زمان کامپیوتر بلد نباشد و با رایانه بیگانه باشد بی سواد محسوب می شود " تصمیم گرفتم که سیستم رایانه ای به عنوان هدیه ی تولد برای یاسر ( پسرم ) تهیه کنم و در همان مراسم جشن تولد یک چک به مبلغ ۴۵۰۰۰۰ تومان را داخل پاکت گذاشته و گفتم موقع بازکزدن کادوها همان موقع که می خوانند و کف می زنند "باز شود دیده شود ،بلکه پسندیده شود " پاکت را باز کنند و بگویند این کادوی بابای یاسر برای تولد ایشان است ، و همینطور هم شد که یک برگه ی کاغذی با مهر و امضا دادند دست بچه و گفتند : بیا این هم کامپیوتر ، برو باهاش بازی کن تا برات بخرند و تحویلت بدهند .

چند روز به همین منوال گذشت ، جلز و ولز بچه را یک جوری تحمل می کردیم اما گیر سه پیچ مامانش که دائم غر می زد : بچه نا امید می شه و پس چرا نمی ری بخری ؟و اگر می خواستی نخری پس چرا قول دادی ؟ روزگارمان را سیاه کرده بود و در اخر هم پرچم سفید را بالا برده و تسلیم  شدیم و قرار شد در اسرع وقت به تهران برویم و رایانه ای بخریم و بیاوریم .

صبح روز چهارشنبه با ماشین آژانس اقای شارق راه افتادیم به طرف تهران و رفتیم به پاساژ رضا که مرکز خرید و فروش و خدمات کامپیوتر بود و بعد از سرکشی به یکی دو مغازه بالاخره وارد یک مغازه که صاحبش به نظر آدم معقولی می رسید شدیم و گفتیم: اقا یک عددکامپیوتر به ما بدید!

صاحب مغازه نگاه عاقل اندر سفیهی به ما انداخت و همان اول فهمید که ما دهاتی هستیم و در مورد کامپیوتر هرّ را از برّ نمی دانیم ، و بعدش پرسید که : اقا مشخصات و قطعاتی را در نظر دارید ؟

ما که انگار عقرب گزیده باشدمان مِنُّ و مِنّی کردیم و گفتیم : حقیقتش اقا ما زیاد سر در نمی اوریم و با صلاحدید خودتان یک کامپیوتر خوب به ما بدهید ! بنده ی خدا صاحب مغازه هم نامردی نکرد و یک سیستم برای ما جمع کرد که هاردش ۲۰ گیگ بود و سی دی رام و فلاپی درایو و مادر بوردِ "آن بورد" رویش بسته شد و با یک مانیتور سامسونگ معمولی و اسپیکر و چند تا سی دی که من هیچ سر در نمی آوردم و فقط روی این سی دی ها عکس کرات اسمانی دیده می شد که حدس می زدم فیلمی در مورد کهکشان و ستارگان باشد !! و شاید هم این فیلم جنگ ستارگان که آن موقع ها خیلی به گوش می خورد ،باشد !! دادند دست ما و ما عین بچه ی قنداق شده بغلش کرده و گذاشتیم توی ماشین و آوردیم خانه !!

حالا اینکه چه جوری سیم و بند و بساط این دستگاه معصوم را وصل کردیم واقعا دیدن داشت که بگذریم و با هر مشقتی بود دستگاه را روشن کردیم و نوشته هایی روی صفحه بالا آمد و بعدش یک صفحه که رویش تصویر کامپیوتر و سطل زباله آمد که ان موقع نمی دانستم به این تصویرک ها " ایکُن " می گویند ، بعدش هم حس کنجکاوی من گل کرد که بفهمم توی سی دی که عکس کرات اسمان بود چه فیلمی هست و آن موقع نمی دانستم که این سی دی " درایور مادر بورد " ه !! و چند روزی سر همین چیزا ور می رفتم تا بالاخره یواش یواش یادگرفتم توی منوها برم و بعضی چیزها مثل دیدن فیلم را یاد گرفتم که حسابی پیش خودم کیف می کردم و فکر می کردم " شق القمر " کرده ام ، و تا یکی را می دیدم الکی می نشستم پشت کامپیوتر و ژست می گرفتم و کلی کلاس می گذاشتم که دیدنی بود ....

من که کامپیوتر خریدم ، فکر میکردم یک جورایی خاص شده ایم و پسرم با کامپیوتر بزرگ میشه و خیلی روش اثر می گذاره و واقعیت هم بود و چیزی نگدشت که یاسر از من جلو زد و هر چی من بلد نبودم را از ایشان سئوال می کردم و توی یک سال یاسر خیلی پیشرفت کرد به نحوی که مجبور شدیم سیستم را ارتقاء بدهیم و البته که من مظلوم و بیچاره باید کلی پول صرف و هزینه می کردم که کردم و راضی هم هستم چون سیستم هم بهتر و هم سریع تر و هم جالب تر شده بود ،

یواش یواش اینترنت که به میدان آمد و ما هم کنجکاوی شدیم تا ببینیم این اینترنت دیگه چیه ؟ که آدم این طرف دنیا می نشینه و می تونه با یک نفرتوی اون طرف دنیا حرف بزنه و عکسشو ببینه ( با یا هو مسنجر چت کنه) که می رفتیم و یک کارت ۲ ساعته اینترنت می خریدیم و اینقدر یوزر و پسورد را می زدیم تا کل ۲ ساعت با کانکت و دیسکانکت های متعدد به علت دایل آپ تموم می شد و باور کنید که از ۲ ساعت کارت به قدر ۱۰ دقیقه هم خیر نمی دیدیم .

خدا را شکر حالا اینتر نت پر سرعت و کامپیوترهای خوب و سیستم بالا و گرافیک های عالی و هاردهای ۱ ترابایتی و سی پی یو های قوی و ... که توی هر خانه ای پیدا می شه که همون حرف " هر کی کامپیوتر بلد نباشه بی سواده " برامون تداعی می شه و با چشم خودمون می تونیم ببینیم که بچه های ۸- ۹ ساله به قدر اون موقع ما که ۳۰ سالمون هم بیشتر بود کار بلدند و حتی وبلاگ و سایت و فیس بوک هم بلدند .

شاید باور نکنید در همین شهر خودمان ( مامونیه ) خانواده ی بسیار عزیز و محترمی وجود دارد که همه ی اعضایش با کامیوتر و ابنترنت سر و کار دارند و مصداقی برای دهکده ی جهانی ارتباطات محسوب می شوند و باور کنید که توی منزل ایشان باید برای استفاده از اینترنت و سیستم کامپیوتر نوبت قبلی گرفت زیرا همه ی اعضای خانواده وبلاگ نویسی می کنند و رقابتی جالب و زیبا و سازنده در بین اعضای خانواده وجود دارد و همین رقابت باعث پیشرفت و ترقی اعضای خانواده شده و چون از طفولیت همه ی فرزندان در کنار والدین خود استفاده از اینترنت را یاد گرفته اند از تربیت خوب و صحیحی  بهره مند بوده و اینده ی روشن و روزهای خوبی را برای این خانواده می شود پیش بینی نمود .

خانواده ی وبلاگی مامونیه که تعدادشان ۵ نفر است متشکل از مادر و پدر و ۳ خواهر است که مادر ایشان خانم اعظم اهلی دانش آموخته ی رشته ی علوم تربیتی و مشاور دبیرستان های شهرستان زرندیه بوده و مدیر وبلاگ " یاد داشت های اهلی " می باشد ، پدر زحمتکش و البته روشنفکر خانواده آقای بابک ثابتان " اقا بابک باطری ساز " مدیر وبلاگ " خدمات برق اتومبیل بابک " دختر خانم ایشان " زهرا ثابتان " ۱۱ساله و همچنین دختر دیگر خانواده " زهره ثابتان " ۱۰ ساله و بالاخره خواهر کوچک تر " مرضیه ثابتان " ۶ ساله که هر کدام از اعضا به طور مستقل وبلاگ نویسی می کنند و البته با دیگر اعضای خانواده مشورت و همفکری می کنند و همین ارتباط و اتصال ایشان با وبلاگ و وبلاگ نویسی در روند کار و فعالیت و تحصیل ایشان نقشی موثر و ارزنده را ایفا نموده و در موفقیت های کسب شده توسط هر یک از ایشان تاثیری به سزا داشته است .

بی شک این خانواده را باید خانواده ی نمونه ی اینترنتی و مصداقی برای " خانواده ی وبلاگی شهرستان زرندیه و شهر مامونیه " خواند و به عنوان الگو و اسوه ای برای سایر خانواده ها معرفی نمود و تحقیقا اگر خانواده های عزیز شهرمان با الگو قرار دادن این خانواده ی موفق و فرهنگی به حوزه ی تبادل اطلاعات و فن اوری اطلاعات و اینترنت وارد شوند ضمن بهره مندی و انتفاع از اینترنت و فن آوری نوین ارتباطات ، از تربیت سالم و کامل فرزندان نور چشم و عزیزشان در کانون پر مهر خانواده و مهر فروزان محبت مادری و درایت و غیرت و همت پدری می توانند اطمینان حاصل نموده و بدون ذره ای نگرانی و تشویش از بد آموزی و تاثیرات منفی محیطی در رسیدن فرزندان به رشد و بالندگی از هر نوع اسیب و خطری در امان باشند و  از مواهب و منافع اینترنت استفاده نموده و در این مسیر همواره مطمئن بوده و احساس آرامش و امنیت نمایند و خود و فرزندان عزیز را از لطمات و گزندها و نقاط ضعف و مخرب احتمالی اینترنت و فضای مجازی محافظت نموده و مصون نگهدارند .

آدرس وبلاگ های این خانواده ی گرامی به شرح زیر است :

http://babaksabetan.blogfa.com  بابک ثابتان - خدمات برق اتومبیل

http://www.azamahli.blogfa.com  اعظم اهلی - یادداشت های اهلی
http://zahrasabetan.blogfa.com   زهرا ثابتان - ۱۱ ساله - مطالب جالب
http://zohrehsabetan.blogfa.com  زهره ثابتان- ۱۰ساله-یادداشتهای مورد علاقه   

 http://marziiehsabetan.blogfa.com مرضیه ثابتان- ۶ساله -همه چی از همه جا

این حقیر ضمن تبریک به این خانواده ی وبلاگی " خانواده ی ثابتان و اهلی " برای این عزیزان وبلاگ نویس موفقیت روز افزون و تعالی و ترقی و سلامتی و بهروزی ارزو می نمایم و یقیین دارم روزی همین فرزندان خردسال و نونهال به موفقیت های چشمگیری نائل خواهند آمد و باعث درخشش نام خود و شهرستان و شهر عزیزمان بر بالاترین قله های افتخار خواهند گردید که باعث فخر و مباهات همشهریان عزیز و گرامی خواهد شد ( ان شاء الله )