یک حقیقت : خوبی ماندنی است فراموش نکنیم !!!

مردم اغلب بی انصاف و خود محورند ولی آنان را ببخش.

اگر مهربان باشی تو را به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ولی مهربان باش.

اگر موفق باشی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت ولی موفق باش.

اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند ولی شریف و درستکار باش.

آنچه در طول سالیان بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند ولی سازنده باش.

اگر به شادمانی و آرامش برسی حسادت می کنند ولی شادمان باش.

نیکی های درونت را فراموش می کنند ولی نیکوکار باش.

بهترینهای خود را به دنیا ببخش حتی اگر هیچگاه کافی نباشد.

و در نهایت می بینی هر آنچه که هست همواره میان تو و خداوند است نه میان تو و  

مردم...

خوب بودن را فراموش نکنید دوستانم...

هوشیار باشیم ...

[تصویر: axeshohada.gif]

جانبازان قطع نخاعی کوه های مقاومت و ایثار

فيلم كوتاه:


نگاه ها همه بر روي پرده سينما بود، فيلم شروع شد، دقيقه اول


فیلم، دوربین فقط سقف یک اتاق را نمایش میداد،

دو دقیقه بعد همچنان سقف 
 

اتاق، دقیقه سوم، دقیقه چهارم، دقیقه پنجم، هشت  

دقیقه اول فیلم فقط سقف اتاق!
 

 


صداي همه درآمد، اغلب حاضران، سينما را ترك كردند،ناگهان دوربين پايين آمد و یک  

نفر را که روی تخت خوابیده بود نشان داد و این 
 

جمله را زیرنویس کرد:


این تنها هشت دقيقه از زندگي اين جانباز قطع نخاعي بود و شما طاقت نداشتيد ....

دخترم .....

ربنــــــــــا ......

تصویر قرآنی / ربنا اغفر لنا ذنوبنا

5 ندایی که هر روز قبر انسان صاحب خود را مخاطب قرار می دهد

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

پیامبر اکرم«صلّی الله‌ علیه و ‌آله و سلّم» در روایت تکان دهنده‌ای می فرمایند:

«القبر ینادی بخمس كلمات: أنا بیت الوحدة؛ فاحملوا إلی أنیسا، و أنا بیت الحیات؛ فاحملوا إلی تریاقا، و أنا بیت الظلم، فاحملوا إلی سراجا، و أنا بیت التراب فاحملوا إلی فراشا، و أنا بیت الفقر فاحملوا إلی كنزا»

قبر هر انسان، هر روز چندین مرتبه او را صدا میزند و گوش شنوا می خواهد که آن را بشنود و چشم بینا و بصیر میخواهد که حقیقت آن را ببیند. قبر انسان ۵ چیز را ندا داده و  میگوید: ۱- ای صاحب من، من خانه‌ ی تنهایی هستم پس انیس و مونسی برایم بفرستید - ۲- من خانه ی مار و عقرب ها هستم پپس برای خود تریاق و پادزهری فرستید -۳- من خانه ای تاریک هستم، برای من چراغی بفرستید- ۴- ای صاحب ! من خانه‌ای هستم بی تجمل و بی فرش، پس برای من فرشی بفرست- ۵- من خانه ی فقر و نداری هستم پس به  سوی من گنج  و اندوخته ای پیش فرستید .

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

سه گروه از زنان كه فشار قبر ندارند...

 

 

پيامبر گرامي اسلام صلي الله و عليه و آله در سخناني سه دسته از زنان را از فشار قبر استثنا كرده و فرمودند: سه گروه از زنان عذاب قبر ندارند و در قيامت هم با حضرت فاطمه سلام الله عليها محشور مي شوند: 1-زني كه با فقر و تنگدستي شوهر خود بسازد 2-زني كه با بد اخلاقي شوهر، صبر و بردباري خود را از دست ندهد. 3-زني كه مهريه خود را به شوهر ببخشد

         

 

عوامل فشار و عذاب قبر و راه نجات از آن

یکی از امور قطعی در دین اسلام این است که انسان هنگام مرگ و پس از مرگ، در عالم قبر، به انحاء مختلف عذاب می‌‌شود. تا حدی که در برخی روایات آمده است که یکی از عذابهای قبر، «فشار قبر» است، که انسان چنان تحت فشار قرار می‌‌گیرد که شیری را که از مادر در نوزادی خورده است، از نوک انگشتانش بیرون می‌‌زند. و واقعا وقتی انسان به این امور فکر می‌‌کند، وحشت وجود انسان را فرا می‌‌گیرد. و چقدر نیکوست که این وحشت، در رفتار و گفتار انسان اثر داشته باشد.

 

 

سؤالی که ممکن است برای برخی پیش آید این است که:

اولا: اسباب و عوامل «عذاب قبر و فشار قبر» چیست؟

ثانیا: راه نجات از «عذاب قبر و فشار قبر» چیست؟

در ادامه مطلب به برخی از این امور پرداخته شده است.

 

برای پاسخ به این مطلب، قبل از بحث و در آغاز لازم است به دو نکته توجه شود:

نکته اول:

مقصود از فشار قبر این نیست که در قبور خاکى محسوس - که جزئى از عالم ماده است - فشارى بر بدن مادى انسان ها وارد مى‏‌شود. بلکه مقصود از قبر در بسیارى از روایات عالم برزخ است.

مقصود از«فشار» عذاب خاصى است که انسان در آن عالم متناسب با کنش‏هاى خود مى‏‌‌بیند.

فشار و عذاب قبر، جسمانى و روحانى است، ولى جسم و بدن برزخى، عذاب و فشار مى‏‌‌بیند، نه بدن مادی؛ زیرا روح انسان در عالم برزخ، با بدن برزخى(که متناسب با آن عالم است) و قالب مثالى، همراه است.

نکته دوم:

عذاب قبر(عالم برزخ) براى برخى از مومنان که مبتلا به برخی گناهان شده‌‌‌‌‌اند، نعمت است؛ زیرا در عالم برزخ، متناسب با کمیت و کیفیت گناه در عذابند. هر گاه از آن گناه پاک شدند، در عالم قیامت با پاکی وارد بهشت می‌‌‌‌گردند.

آن گونه که از برخی احادیث استفاده می‌‌‌شود، فشار قبر برای برخی کیفر اعمال محسوب می‌‌‌شود. برای برخی‌، ملایم‌تر و به منزله کفاره گناهان و جبران کوتاهی‌‌‌ها است‌.

امام صادق(ع) از پیامبرخدا(ص) نقل فرمود‌: فشار قبر برای مؤمن‌، کفاره نعمت‌‌‌هایی است که ضایع کرده است‌.

برای درک بهتر و داشتن تصویری روشن‌تر از کارهایی که باعث «آرامش در قبر» می‌‌‌شود، باید مسئله را از دو نگاه نگریست:

یک: کارهایی که باعث فشار قبر می‌گردد کدام است، تا انسان از آنها دوری کند.

دوم: عواملی که باعث کاهش عذاب قبر یا مانع آن می‌شود، بلکه سبب آرامش و «رَوْح و ریحان» می‌گردد، چیست، تا انسان موانع آرامش را برطرف و موجبات آن را فراهم سازد و بدین وسیله بتواند، به هدفش برسد.

 

 

عوامل عذاب قبر

 - برخی کارها که مانع آرامش و موجب عذاب قبر و فشار در شب اوّل می‌گردد، عبارتند از:

1ـ سبک شمردن نماز.

2ـ یاری نکردن ضعیف

3ـ سخن‌چینی و ایجاد اختلاف بین دو نفر.

4ـ دوری نکردن از نجاست و ترشحات بول مثل کسانی که ایستاده بول می‌کنند و یا روی زمین سفت بول می‌کنند و از ترشحات آن دوری نمی‌کنند.

5ـ مردی که جدا از همسرش می‌خوابد و به خواسته‌های طبیعی او پاسخ مثبت نمی‌دهد

6ـ بداخلاقی با همسر

7ـ تباه کردن نعمت‌ها(نعمت سلامتی، جوانی، مالی و ...).

8ـ یک سوم عذاب قبر به خاطر غیبت است

9- دروغ گویی

10- غیبت کردن از مؤمنان

11- غفلت از ذکر و یاد خدا:

یکی از مصادیق«مَعِیشَةً ضَنْکاً» در آیه «وَ مَنْ أَعْرَضَ عَنْ ذِکْرِی فَإِنَّ لَهُ مَعِیشَةً ضَنْکاً» «عذاب قبر» است. بنابراین هر کسی از یاد و ذکر خدا دور شود، خداوند او را به عذاب قبر گرفتار می‌‌سازد.

عالم قبر ( برزخ ) 

 

راه‌‌های نجات از عذاب قبر

  برخی از کارها که باعث آرامش در قبر و شب اوّل می‌شود، عبارتند از:

1ـ شهادت در راه خدا.

2ـ استواری و استقامت در خط امامت و ولایت، که باعث می‌شود فرد اگر چه در بستر خویش بخوابد، شهید شمرده شود. در عالم برزخ به آرامش و رفاه و سعادت نایل گردد

3ـ امر به معروف و نهی از منکر و هدایت نمودن افراد.

حضرت علی(ع) می‌فرماید: «مَنْ قَوَّى مِسْکِیناً فِی دِینِهِ ضَعِیفاً فِی مَعْرِفَتِهِ عَلَى نَاصِبٍ مُخَالِفٍ فَأَفْحَمَهُ ... یَتَحَوَّلُ عَلَیْهِ قَبْرُهُ أَنْزَهَ رِیَاضِ الْجَنَّة» هر کسی افراد مستضعف فکری را تقویت نماید، و او را در برابر مخالفان راه ما اهل بیت(ع) با سلاح استدلال و بیان و منطق مجهز کند، در برزخ مورد لطف ویژه خداوند قرار می‌گیرد. آن لطف، تلقین معارف بر حق است و خداوند قبر او را یکی از باغهای بهشتی قرار می‌‌دهد».

4ـ إتمام رکوع و سجود:

حضرت امام باقر(ع) فرمود: «هر که نمازش را با حضور قلب بخواند، رکوع(و سجودش) را درست انجام بدهد، عجله نکند، خداوند وحشت قبر را از او بردارد».

5ـ محبّت پیامبر(ص) و اهل بیت:

پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«علاقه و محبت من و اهل بیتم در هفت جای حساس و خطرناک، آرامش‌بخش و نجات دهنده است، از جمله موقع مرگ، نیز آن هنگام که ملک الموت جهت قبض روح حاضر می‌شود، دیگر در قبر، هنگامی که نکیر و منکر جهت بازجویی و سوال حاضر می‌گردند».

6ـ صلوات بر محمد و آل محمد

7ـ زیارت امام حسین(ع)؛

یکی از پاداش‌‌هایی که خداوند به زائر قبر امام حسین(ع) می‌‌دهد، آن است که از عذاب و فشار قبر او را نجات می‌دهد

8ـ نماز شب:

پیامبر(ص) فرمود: «صلاةُ اللَّیلِ، سِراجٌ لِصَاحِبِها فِى القبر»

نماز شب، چراغى براى صاحبش در قبر است.

وقتى که جناب ابوذر غفارى(ره) به مکه معظمه مشرف گردیده بود، نزد کعبه ایستاد، و گفت:

أیها الناس! من خیرخواه شما و مهربان بر شما هستم، به سوى من بیایید. مردم اطراف او جمع شدند، فرمود:

اى مردم! هر گاه یکى از شما خواست به سفرى برود، زاد و توشه‌اى براى خود بر مى‌دارد -به آن اندازه که در سفر نیاز دارد- و چاره‌‌اى از آن ندارد، پس هرگاه چنین است، سفر آخرت سزاوارتر است به زاد و توشه راه.

در این هنگام مردى برخاست و گفت: پس ما را راهنمایى کن اى ابوذر!

فرمود:...«صلّ رَکعَتَین فى سَوادِ اللَّیلِ لِوَحشةِ القُبُور» در تاریکى شب، دو رکعت نماز بخوان، برای(رهایی از) وحشت قبر.

9ـ إحیای شب قدر و شب زنده‌داری آن و مشغول شدن به نماز، استغفار و تلاوت قرآن.

10ـ خواندن تلقین برای میت.

11ـ خواندن برخی دعاها، ذکرها و سوره‌‌ها از جمله خواندن «سوره تکاثر» موقع خوابیدن و خواندن «سوره نساء» در هر جمعه و تلاوت سوره «ن والقلم» در نمازهای واجب و مستحب و خواندن «سوره ملک».

12ـ پیامبر اکرم(ص) فرمود:

«سه گروه از زنان هستند که عذاب قبر ندارند و در قیامت با حضرت فاطمه زهرا(سلام الله علیها) محشور می‌شوند:

* زنی که با همسرش سازگاری داشته باشد، با فقر و تنگدستی او بسازد.

* زنی که با بداخلاقی شوهرش بسازد، صبر و بردباری از دست ندهد.

(البته این حرف به معنی جواز بداخلاقی مردان نیست،‌ زیرا برای مردی که با همسرش بداخلاقی کند، چنان کیفر و عذاب قبرش شدید و جدّی است که حتی اگر موقعیت فردی چون «سعد معاذ»(از اصحاب پیامبر) را داشته باشد که هزاران فرشته در تشییع جنازه او شرکت کردند و پیامبر(ص) تابوت او را بر دوش خود می‌گذارد و در کفن و دفن و خواندن نماز میت و تلقین او حضور می‌یابد، باز عذاب قبرش برداشته نمی‌شود).

* زنی که در مهریه سختگیر نباشد. با بخشیدن(تمام یا بخشی) مهریه‌اش، باری از دوش همسر خود بردارد

13ـ چهار بار به حج رفتن؛

امام صادق(ع) می‌‌فرماید: «کسی که چهار حج به جا آورد، هیچ گاه او را فشار قبر نمی‌‌گیرد»

14ـ مرگ در اوقات واماکن خاص؛

امام صادق(ع) فرمود: «کسی که بین زوال شمس روز پنج شنبه تا ظهر روز جمعه بمیرد، خداوند او را از فشار قبر محافظت می‌‌کند».

حضرت فرمود: کسی که در روز جمعه بمیرد، خدا رهایی از فشار قبر برای او مقرر می‌‌کند

15- قرائت «سوره نساء» در روزهای جمعه:

امام علی(ع) فرمود: کسی که در هر جمعه سوره نساء را بخواند، از فشار قبر در امان خواهد بود.

16- قرائت سوره «نون والقلم»:

امام صادق(ع) می‌‌فرماید: کسی که سوره «نون والقلم» را در نماز واجب یا مستحب بخواند، خدا او را برای همیشه از فقر در امان می‌‌دارد. هنگامی که بمیرد، او را در پناه خود از فشار قبر مصون می‌‌دارد.

17- قرائت سوره «یس»:

سوره یس خواندن نیز از عواملی است که ایمنی از فشار قبر می‌‌آورد.

18-خواندن سوره «تکاثر» موقع خواب:

رسول خدا(ص) فرمود: هرکس موقع خواب سوره تکاثر را بخواند، از فشار قبر نگهداشته می‌‌شود. خداوند او را از شر نکیر و منکر کفایت می‌‌کند.

19 خواندن سوره «توحید»:

رسول خدا(ص) فرمودند: خواندن سوره توحید برای بیمار، در مرضی که به مرگ منتهی می‌‌شود، باعث رهایی از فشار قبر می‌‌گردد.

هم چنین: هرکس بعد از سلام هر نماز؛ «قل هو الله احد» را بخواند، در قبرش عذاب نمی‌‌شود و از فشار قبر در امان است.

20- مداومت بر خواندن سوره «زخرف»:

امام باقر(ع) فرمود: کسی که مداومت بر خواندن سوره زخرف کند، خداوند از حیوانات و حشرات زمین در امانش نگه می‌‌دارد و از فشار قبر ایمن می‌‌کند.

21 - خواندن سوره «احزاب»

22- خواندن «سوره ملک»:

امام محمد باقر(ع): خواندن سوره «تبارک الذی بیده الملک» از رسیدن عذاب قبر ممانعت می‌‌کند.

23- خواندن آیة الکرسی(به ویژه بعد از سلام هر نماز واجب). 

24- پیامبر اکرم(ص) در وصیتش به امیرالمؤمنین(ع) فرمود:

هر صبح و شب «دعای یستشیر» بخوان. به امامان بعد از خودت نیز سفارش کن که این دعا را بخوانند. آنگاه برای خواندن این دعا آثار و ثواب های زیادی بیان فرمودند، یکی از آثار آن؛ در امان ماندن از عذاب و فشار و تاریکی قبر است.

25- خواندن چهار رکعت نماز:

هرکس در روز جمعه بین طلوع آفتاب تا ظهر، چهار رکعت نماز بخواند، در هر رکعت بعد از حمد؛ سوره تبارک(ملک) و سوره حم سجده را بخواند، خداوند از فشار قبر نگهش می‌‌دارد.

26-  دو رکعت نماز در شب جمعه:

امام محمد باقر(ع): هر کس شب جمعه دو رکعت نماز، در هر رکعت بعد از حمد، پانزده مرتبه سوره زلزال را بخواند، خداوند او را از هول و هراس قیامت و عذاب قبر حفظ می‌‌کند.

27- نمازهایی در ماه رجب:

پیامبر اکرم(ص): هر کس در شب اول ماه رجب بعد از نماز مغرب، بیست رکعت نماز بخواند(ده نماز دو رکعتی) در هر رکعتی یک حمد و یک مرتبه سوره توحید بخواند، خداوند جان و مال او و خانواده اش را حفظ می‌‌کند و او را از عذاب قبر نجات می‌‌دهد.

خواندن سی رکعت نماز در شب نیمه رجب(پانزده نماز دو رکعتی)، در هر رکعت حمد یک مرتبه و توحید یازده مرتبه، خداوند ثواب هفتاد شهید را به او می‌‌دهد. او را از عذاب قبر و آتش جهنم حفظ می‌‌کند.

28- روزه در ماه رجب:

پیامبر(ص): پاداش روزه ماه رجب، امان یافتن از عذاب قبر است.

29- در روایت آمده است که هر کسی در شب بیست و چهارم ماه شعبان دو رکعت نماز بخواند، در هر رکعتی هر یک از سوره های حمد و نصر و فتح را ده مرتبه بخواند، خداوند او را از آتش جهنم و عذاب قبر نجات دهد.

30- نماز روز چهارشنبه:

هر کسی روز چهارشنبه دوازده رکعت نماز بخواند(شش نماز دو رکعتی)، در هر رکعتی یک مرتبه حمد و هر یک از توحید و ناس و فلق را سه مرتبه بخواند، از عذاب و فشار قبر رهایی می‌‌یابد.

31- دو رکعت نماز در شب جمعه: از رسول خدا(ص) روایت شده که هر کس در شب جمعه دو رکعت نماز بخواند، در هر رکعت بعد از حمد، پنجاه مرتبه سوره توحید بخواند، بعد از سلام، صلوات بفرستد، خداوند او را از عذاب قبر نجات دهد.

32- شرکت در نماز جماعت

33- همیشه با وضو بودن

34- در حدیث آمده است، هنگامی که مرده را دفن کردند و مردم پراکنده شدند، اگر خویشان و نزدیکان او بمانند و دو رکعت نماز به طریق زیر بخوانند، خداوند عذاب قبر را از او بر می‌‌دارد:

در رکعت اول هر یک از سوره‌‌های فلق و ناس را یک مرتبه، در رکعت دوم هر یک از حمد و توحید و قدر را یک مرتبه بخوانند، سپس در سجده بگویند:

«سُبْحَانَ مَنْ تَعَزَّزَ بِالْقُدْرَة وَ قَهَرَ عِبَادَهُ بِالْمَوْت‏»؛(پاک و منزّه است خداوندى که به قدرت خویش، عزیز و سربلند، و با مرگ بر بندگانش سلطه دارد.)

بعد از سلام نماز هم بگویند: «اللّهُمَّ اغْفِر لِلْمُؤْمِنِینَ وَ الْمُؤْمِنَاتِ وَ الْمُسْلِمِینَ وَ الْمُسْلِمَاتِ حَیِّهِمْ وَ مَیِّتِهِم‏»، سپس بگویند که ثواب این دو رکعت نماز را به متوفی هدیه کردیم

35- از امیرالمؤمنین(ع) روایت شده که یکی از خواص تربت سیدالشهدا(علیه السلام)(خواندن نماز بر آن و همراه گذاشتن با میّت در قبر) در امان بودن از عذاب قبر است

36- محبت اهل البیت(علیهم السلام):

پیامبر خدا(ص) فرمود: مَنْ أَرَادَ أَنْ یَنْجُوَ مِنْ عَذَابِ الْقَبْرِ فَلْیُحِبَّ أَهْلَ بَیْتِی؛ هر کسی که می‌‌خواهد از عذاب قبر نجات پیدا کند، پس اهل بیت مرا دوست داشته باشد.

37-صدقه دادن:

پیامبر(ص)فرمود: صدقه، آفات دنیا و فشار قبر و عذاب روز قیامت را دفع می‌‌کند

38- اقامه نماز:

کسی که در دنیا پایبند به نماز است و به آن اهمیت می‌‌دهد، فشار قبر از او بر داشته می‌‌شود. پیامبر(ص): «الصَّلاةُ شَفِیعٌ بَیْنَهُ وَ بَیْنَ مَلَکِ الْمَوْتِ وَ أُنْسٌ فِی قَبْرِهِ وَ فِرَاشٌ تَحْتَ جَنْبِهِ وَ جَوَابٌ لِمُنْکَرٍ وَ نَکِیرٍ»؛

نماز؛ شفیع نمازگزار نزد ملک الموت، همراه در قبر، بسترى نیکو در قبر، و پاسخ به سؤال نکیر و منکر مى‌باشد.

39- پایبندی به نماز اول وقت:

پیامبر(ص): «مَا مِنْ عَبْدٍ اهْتَمَّ بِمَوَاقِیتِ الصَّلَاةِ وَ مَوَاضِعِ الشَّمْسِ إِلَّا ضَمِنْتُ لَهُ الرَّوْحَ عِنْدَ الْمَوْتِ وَ انْقِطَاعَ الْهُمُومِ وَ الْأَحْزَانِ وَ النَّجَاةَ مِنَ النَّار»؛

هر بنده‌اى به نماز اول وقت اهتمام کند، راحتى و آسایش در موقع مرگ و از بین رفتن ناراحتی‌‌ها و غمها و رهایى از آتش را برایش ضمانت مى‌نمایم.

40- گذاشتن دو چوب تر زیر بغل میت هنگام دفن، و آب ریختن روی قبر:

از امام صادق(ع) پرسیدند علت این دو چوب تر همراه میت چیست؟ «فَقَالَ: إِنَّهُ یَتَجَافَى عَنْهُ الْعَذَابُ مَا دَامَتْ رَطْبَةً»؛

فرمود: تا وقتی این چوبها تر باشد، میت از عذاب در امان است.(و چه بسا پس از مدتی مورد رحمت خدا قرار گیرد).

امام صادق(ع): «فِی رَشِّ الْمَاءِ عَلَى الْقَبْرِ، قَالَ: «یَتَجَافى‏ عَنْهُ الْعَذَابُ مَا دَامَ النَّدى‏ فِی التُّرَابِ»

امام صادق(ع) در مورد پاشیدن آب روی قبر میت فرمود: مادامی که این خاک تر باشد، میت از عذاب در امان است.

این برخی از عواملی بود که می‌‌تواند در برداشتن یا تخفیف عذاب قبر مؤثر باشد.

البته در جستجو میان روایات و کلمات اهلبیت(ع)، ممکن است موارد دیگری برای رهایی از این عذاب هولناک در منزل جدید، پیدا کرد.

عاجزانه از ایزد منّان مسألت داریم؛ به حق اهلبیت پیامبر(ص)؛

تمام شیعیان امیرالمؤمنین(ع) را از رنج و عذاب، هنگام مرگ و شب اول قبر و قیامت نجات دهد.

چرا حضرت علی(ع) نام فرزندش را « عثمان » نهاد؟

آیا نامگذاری " عثمان - ابوبکر - عمر - یزید و ...... توسط امامان ) علیهم السلام ( نشانه حب و احترام ایشان با این افراد بوده است ؟

چرا حضرت علی (ع) نام فرزند خود را عثمان نهاده بودند ؟

آیا با شنیدن نام "عثمان " نام " عثمان بن عفان " خلیفه ی سوم تداعی می شود یا منظور از " عثمان " شخص دیگری بوده است ؟

"عثمان بن مظعون " که بود و چه شخصیتی داشته است ؟  

یکی از شبهه‌هایی که وهابیون و گردانندگان تلویزیون های فارسی زبان وابسته به تفکرات وهابی و اهل تسنن تند رو به شیعه وارد می‌کنند و به نوعی می‌خواهند شیعه را زیر سوال ببرند، اینست که چرا حضرت علی(علیه السلام)، نام فرزند خود را همنام خلیفه سوّم؛ «عثمان» نهاده است؟!و چرا وعاظ و ذاکران امام حسین (ع) نامی از "عثمان" فرزند شهید امام علی (ع) در کربلا و برخی دیگر از شهدا که همنام با شخصیت های مورد نظر وهابیان است به میان نمی اورند ؟؟

برای پاسخ به این سؤال ذکر چند نکته ضروری می‌نماید تا به داستان اسامی فرزندان حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب(علیهماالسلام) با دیدی ساده‌لوحانه نگاه نکرد.

ذکر این مطلب لازم و از مسلّمات است که نامگذاری به تنهایی، دلیل بر حبّ و بغض نسبت به کسی نمی‌با‌شد. پس نمی‌توان بر روی نام‌گذاری‌ها به تنهایی قضاوت کرد. در اینجا ذکر چند مطلب لازم می‌نماید:

1-  برخی از اصحاب ائمه اطهار(علیهم السلام) همنام خلفای اهل تسنّن بوده‌اند. حتی برخی از آنها نام‌هایی همچون شمر، یزید و عمر داشته‌اند که این خود نشانگر اینست که استفاده از این اسامی در آن زمان، رواج داشته است.

2-ابن حجر عسقلانی در کتاب «الاصابة»، افراد بسیاری را نام می‌برد که اسمشان «عمر» بوده، آیا تمام این اسامی به دلیل محبت و علاقه خود به خلیفه دوم بوده است؟ در همان زمان کسانی بودند همنام خلفاء که سنشان هم از خلفای سه‌گانه بیشتر بوده است! آیا می‌توان ادعا کرد که اگر کسی همنام ایشان نبوده یعنی نسبت به آنها بغض و دشمنی داشته است؟!

3-در روایاتی که از حضرات معصومین(علیهم السلام) وارد شده، هیچ منعی از اینگونه نامگذاری دیده نشده، با اینکه از نام‌هایی مثل «حرب» و «ضرار» نهی فرموده‌اند.

4-یکی از یاران و اصحاب امام سجاد(علیه السلام)، «یزید بن حاتم» بوده و یا «یزید الصائغ» از اصحاب امام باقر(علیه السلام) بوده و همچنین فردی به نام «شمر بن یزید»، از اصحاب امام صادق(علیه السلام) بوده‌اند. آیا می‌توان دلیل آورد که از محبت «شمر» و «یزید»، این نام‌ها انتخاب شده است؟

5-شیخ مفید در ارشاد قائل است که یکی از فرزندان امام حسن مجتبی(علیه السلام) «عَمرو» نام داشت؛ آیا می‌توان گفت که حضرت به دلیل علاقه به «عمرو بن عبدود» این اسم را انتخاب کرده‌اند؟

6-در این که مسلمانان علاقه بسیاری به حضرت رسول اکرم(صلی الله علیه و آله) دارند شکی نیست. اما آیا همه مسلمانان نام «محمد» را برای فرزندان خود انتخاب می‌کنند؟ آیا می‌توان گفت که آنهایی که فرزندی به نام رسول خدا ندارند، به ایشان بی علاقه هستند؟

در این عصر هم دیده می‌شود نام‌هایی که با مسمی نیست. مگر نام صدام، ‌حسین نبود؟! آیا این اسم نشانگر محبت و علاقه به امام بوده و یا حسینی بودن او را می‌رساند؟!!! 

آنچه که ذکر شد دلیل بر این است که فقط با نامگذاری فرزندان به نام ائمه اطهار، محبت و دلگرمی به وجود نمی‌آید، بلکه اسباب محبت، فراتر از این مقوله‌هاست و یا بالعکس، اگر از نام ائمه هم استفاده نشود، نشانه بی علاقگی به اهل‌بیت (علیهم السلام) نیست.

7-نامگذاری در هر اجتماعی، بسته به فرهنگ و سنت آن است. عرب‏ها برای خود یک سری نام‏های متداول داشته‏اند که بعضاً «عَلَم» بوده و معنای خاصی نداشته و بعضی از آنها معنا داشته، مانند معاویه و حارث که مربوط به فرهنگ آن زمان جامعه بوده است، که از جمله: ابوبکر، عثمان، عمر، معاویه، عمر، یزید و ... می‏باشد. این اسامی در فرهنگ زمان امامان پیشین، مطلوب و مرسوم بوده و امروز هم در بسیاری از کشورها و مناطق عرب‌نشین، این اسامی مورد پسند مردم است و مردم فرزندانشان را بدینگونه نامگذاری می‏کنند.

8-بعد از حادثه کربلا و ستم‏های‏ بنی‌امیه، فاصله فرهنگی بین شیعه و دیگران روز به روز بیشتر گردید و رفته رفته در فرهنگ شیعه یکسری اسامی رواج یافت و یکسری نامها از رونق افتاد. شیعیان در قرن‌های بعد کوشیدند با نامگذاری فرزندان خویش به نام‏های پیامبر و اهل بیت و صحابه با وفایشان، به نوعی در پی زنده کردن ارزش‏ها برآیند.

این فرهنگ برگرفته از رهنمودهای امامان‏(علیهم السلام) می‏باشد. برعکس آنانی که چهره‏های بارز دشمنی با پیامبر(صلی الله علیه و آله) و اهل بیت مکرمشان بودند، همانند ابوسفیان، معاویه، یزید، نام‏هایشان در نامگذاری‏های شیعیان از رونق افتاد و کم‌کم متروک شد. این سخن مربوط به قرن‏های بعدی است.

بنابراین نامگذاری‏ها برگرفته از فرهنگ اجتماعی است و در زمان امامان به خصوص در زمان امام علی(علیه السلام) نامگذاری به آن اسامی مذموم و متروک نبود.

و امّا چرا حضرت علی(علیه‌السلام) نام فرزند خود را عثمان نهاد؟

حال بررسی می‌کنیم که چرا حضرت علی(علیه‌السلام) نام فرزند خود را «عثمان» نهاد.

روایتی در کتب تاریخی ذکر شده که حضرت امیرمومنان علی(علیه‌السلام) دوستی داشتند، به نام «عثمان بن مظعون»(و این غیر از عثمان بن عفّان است که غاصب خلافت حضرت علی بود)؛ که او به عبادت کردن، معروف بود. امام آنقدر وی را دوست می‌داشتند که فرزندی از فرزندانشان را به نام او، نامگذاری فرمودند. خود ایشان فرمود: «إنّما سمَّیتُه عثمان، بعثمان بن مظعون أخی»؛‌ نام فرزندم را به نام برادرم عثمان بن مظعون، «عثمان» نهادم.

حضرت علی(علیه‌السلام) در کتاب شریف نهج‌البلاغه، عثمان بن مظعون را بسیار ستوده است. ایشان در مدح او فرموده است: «کان لی فیما مضی أخ فی الله، تعظمه فی عینی صغر الدّنیا فی عینه...»؛

«در زمان‌ گذشته‌ یک‌ برادر الهی‌ داشتم‌ که‌ مقام‌ و منزلت‌ او در چشم‌ من‌ بسیار بزرگ‌ و عظیم‌ می‌نمود، به‌ علت‌ آن که‌ دنیا در چشم‌ او بسیار پست‌ و حقیر بود. و او از تسلط‌ نفس‌ اماره‌ و شهوت‌ شکم‌ بیرون‌ بود؛ چیزی‌ را که‌ نمی‌یافت‌ اشتها نمی‌کرد، و چون‌ چیزی‌ را می‌یافت‌، آن‌ را بسیار به کار نمی‌بست‌. و بیشتر اوقات‌، در سکوت بود‌؛ و اگر احیاناً سخنی‌ می‌گفت‌، چنان‌ سخنش‌ مغزدار و پر حقیقت‌ بود که‌ دیگر مجال‌ سخن‌ برای‌ گویندگان‌ نمی‌گذاشت‌ و چون‌ آب‌ زُلال،‌ عطش‌ پرسش‌‌کنندگان‌ را فرو می‌نشاند، و مرد متواضع و ضعیفی‌ بود که‌ دیگران‌ بدین‌ لحاظ‌ او را بزرگ‌ نمی‌شمردند و شرائط‌ آداب‌ و حقوق‌ او را رعایت‌ نمی‌کردند و به‌ او به‌ دیده حقارت‌ می‌نگریستند؛ ولیکن‌ در مقام‌ جِدّ و دفاع‌ از حق و حریم‌ خدا، چون‌ شیر ژیان و چون‌ افعی‌ پُر زهر بیابان‌ حمله‌ می‌نمود. در مقام‌ استدلال‌، از هیچ‌ حجّت‌ و برهانی‌ فرو گذار نبود، مگر آن که‌ خود به‌ قضاوت‌ راستین‌ خود متکی‌ بوده‌ و با بصیرت‌ کامل‌ در آن‌ امر وارد می‌شد؛ و بنابراین‌ هیچ‌ استدلالی‌ نمی‌کرد، مگر آنکه‌ حاکم‌ و پیروز می‌شد. به هیچ عنوان از درد، شکوه‌ و گلایه‌ نمی‌کرد مگر وقتی که‌ آن‌ درد برطرف‌ شده‌ و بهبودی‌ حاصل‌ گشته‌ بود. آنچه‌ می‌گفت‌ خود نیز عمل‌ می‌نمود؛ و آنچه‌ را که‌ عمل‌ نمی‌نمود در آن‌ مورد چیزی‌ نمی‌گفت‌. زمانی‌ که‌ بالبَداهه‌ و ناگهان‌ دو امر بر او روی‌ می‌آورد که‌ ناچار باید یکی‌ از آن دو را بجای‌ آورد، آن‌ یکی‌ را که‌ موافق‌ رضای‌ نفس‌ أماره‌ و هوای‌ خویشتن‌ بود توجه‌ نموده‌ و با آن مخالفت‌ می‌کرد.»

 معرفی عثمان بن مظعون

«عثمان بن مظعون» فرزند «حبیب‌ بن وهب بن حذاقة بن جمح الجمحی» بوده است او چهاردهمین فردی بود که اسلام آورد و از اصحاب رسول خدا(ص) بود. عثمان بن مظعون دو هجرت داشته، ‌اولین هجرت وی در صدر اسلام به حبشه بوده است. وی از کسانی است که در جنگ بدر حضور داشت. او در دوران جاهلیت نیز شراب را بر خود حرام کرده بود

هنگامی که عثمان بن مظعون از دنیا رحلت فرمود، پیامبر(ص) به منزل او آمد و فرمود: «رحمک‌ الله ابا السّائب؛ ای پدر سائب! خدا رحمتت کند.» سپس پیامبر(ص) خم شد و بر صورتش بوسه زد. نقل شده وقتی پیامبر(صلی‌الله علیه و آله) سر بلند کردند، آثار گریه بر چهره مبارکشان مشهود بود. سپس آن حضرت بر بدن وی نماز گزارد و او را در بقیع دفن فرمود.

پیامبر(ص) سنگی بر قبر او نهاد تا آثار آن باقی بماند. آن حضرت گهگاه قبر او را زیارت می‌کرد. پیامبر(ص)، عثمان بن مظعون را بسیار دوست می‌داشت. او فردی بزرگوار، عابد و زاهد بود. روزها روزه می‌گرفت و شب‌ها به عبادت می‌ایستاد. وی در ماه ذی الحجه سال دوم هجری در مدینه وفات کرد و اولین کسی بود که در بقیع به خاک سپرده شد

وقتی که رقیّه دختر رسول‌ خدا(صلی‌الله علیه و آله) رحلت کرد، پیامبر اکرم(ص) دبرای او دعا فرمودند: «ألحِقی بِسَلَفِنا الخیر عثمان بن مظعون؛ دخترم! به پیشینیان نیکوکار ما، عثمان بن مظعون ملحق شو.»

هنگامی که زینب دختر رسول خدا(ص) نیز دار فانی را وداع گفت، پیامبر(ص) در حق او دعا فرمودند: «ألحقی بسلفنا الخیر عثمان بن مظمون؛ دخترم! به گذشتگان نیکوکار ما، عثمان بن مظعون محلق شو.»

عثمان بن مظعون از چهره‌هاى درخشان مسلمانان صدر اسلام است و تا پایان عمر در راه اسلام ثابت قدم بود. او در مدینه چشم از جهان پوشید و نخستین کسى است که در «بقیع » مدفون شد، و همین موجب گردید که بقیه اموات مسلمانان در آنجا دفن شوند، و بقیع به صورت قبرستان مسلمانان مدینه درآید.

غیرت و مردانگی عثمان بن مظعون

در زمانی که قریش در مکه مسلمانان را آزار می‌دادند؛ عثمان بن مظعون در پناه ولید بن مغیره مرد سرشناس قریش درآمد. وقتی عثمان بن مظعون دید که سایر مسلمانان تحت تعقیب و شکنجه سران قریش قرار دارند، ولى او که در پناه ولید است آزادانه آمد و رفت مى‌کند و کسى هم با او کارى ندارد؛ این پناه را ننگ بزرگی برای خود دانست، و به خود گفت: هم‌دینان من باید گرفتار انواع آزار و شکنجه باشند، و من در جوار مردى مشرک قرار گیرم؟

پس به نزد ولید آمد و ضمن تشکر از پناه دادن وی به او گفت: من پناهندگى خود را پس گرفتم.

ولید بن مغیره گفت: چرا؟ شاید کسى از بستگان من به تو آزار رسانده است؟ عثمان بن مظعون گفت: مى‌خواهم در پناه «الله» باشم، نمى‌خواهم در پناه غیر او قرار گیرم. سپس به ولید گفت: برویم به مسجدالحرام و همانطور که من به طور آشکار در امان تو درآمدم، در بین مردم، اعلام کن که حق امان خود را پس گرفته‌اى.

پس هر دو وارد مسجدالحرام شدند و در آنجا ولید بن مغیره خطاب به سران قریش گفت: بدانید که این عثمان بن مظعون حق امان خود را به من برگردانده و پناهندگى خویش را پس گرفته است.

عثمان بن مظعون هم گفت: ولید راست مى‌گوید. من او را در پناه دادن به خود با وفا و بزرگوار دیدم، ولى نمى‌خواهم جز در پناه «الله» پناه گیرم. بنابراین حق جوار خود را به او برمی‌گردانم. 

«درود و رحمت خداوند بر این صحابی رسول خدا»