میخ و دیوار ... (( داستان کوتاه ))

آیا تا کنون حفرهای دردناک در دل دوستان خود ایجاد کردهاید؟!!!
آیا وقت آن نرسیده است که در صدد تعمیر این حفرهها برآییم؟
امیدوارم داستانی که در ادامه میآید؛ تلنگری بر قلب لطیف همه ی ما باشد .
یکی بود یکی نبود، یک بچه ی کوچک بداخلاقی بود. پدرش به او یک کیسه پر از میخ و یک چکش داد و گفت هر وقت عصبانی شدی، یک میخ به دیوار روبرو بکوب.
روز اول پسرک مجبور شد 37 میخ به دیوار روبرو بکوبد. در روزها و هفته های بعد که پسرک توانست خلق و خوی خود را کنترل کند و کمتر عصبانی شود، تعداد میخهایی که به دیوار کوفته بود رفته رفته کمتر شد.
پسرک متوجه شد اینکه عصبانی شدن خودش را کنترل کند آسانتر از آنست که میخها را به دیوار سخت بکوبد.
بالأخره به این ترتیب روزی رسید که پسرک دیگر عادت عصبانی شدن را ترک کرده بود و موضوع را به پدرش یادآوری کرد.
پدر به او پیشنهاد کرد که حالا به ازای هر روزی که عصبانی نشود، یکی از میخهایی را که در طول مدت گذشته به دیوار کوبیده بوده است را از دیوار بیرون بکشد.
روزها گذشت تا بالأخره یک روز پسر جوان به پدرش رو کرد و گفت همه ی میخها را از دیوار درآورده است.
پدر، دست پسرش را گرفت و به طرف دیواری که میخها بر روی آن کوبیده شده و سپس درآورده بود، برد.
پدر رو به پسر کرد و گفت: «دستت درد نکند، کار خوبی انجام دادی، ولی به سوراخهایی که در دیوار به وجود آوردهای نگاه کن!! این دیوار دیگر هیچوقت دیوار قبلی نخواهد بود.
پسرم وقتی تو در حال عصبانیت چیزی را میگوئی مانند میخی است که بر دیوار دل طرف مقابل میکوبی. تو میتوانی چاقوئی را به شخصی بزنی و آن را درآوری، مهم نیست تو چند مرتبه به شخص روبرو خواهی گفت معذرت میخواهم که آن کار را کردهام، زخم چاقو کماکان بر بدن شخص روبرو خواهد ماند».
یک زخم شفاهی به همان بدی یک زخم فیزیکی است. «دوستان»؛ واقعاً جواهرات کمیابی هستند، آنها میتوانند تو را بخندانند و تو را تشویق به دستیابی به موفقیت نمایند. آنها گوش جان به تو میسپارند و انتظار احترام متقابل دارند و آنها همیشه مایل هستند قلبشان را به روی ما بگشایند.
از دوستانتان به خاطر حفرههایی که در دیوار دلشان ایجاد کردهاید عذرخواهی کنید .
خدمت رسانی صادقانه با امانتداری - دفاع از حقوق مردم-هدف مقدسی که در طول بیش از 10 سال نمایندگی مردم در شورای اسلامی شهر دنبال کرده ام و لحظه ای به منافع شخصی خود نیاندیشیده و منافع مردم و رضای خداوند را بر هر چیزی ارجح دانسته ام - همواره در راه رشد و توسعه و آبادانی شهر کوشیده ام و در مسیر اصلاح و مبارزه با رانت خواری و فساد اداری تلاش کرده ومیکنم و در این راه مقدس هرگز خسته نشده و سازش نخواهم کرد - خداوند را شاهد بر اعمال خود می دانم و با پیروی از منویات رهبر معظم انقلاب و رهنمودهای دلسوزان در به خدمت نظام مقدس و مردم و پاسداری از خون پاک شهدا و حقوق مردم شریف لحظه ای خمودی و کسالت و خیانت را روا نمی دارم - تا زنده ام زرمنده ام --همواره چراغ راهم می باشد.