جنگل  رنگا رنگ  عجیبی داریم خصوصا در فصل پاییز که معروف است به پاییز هزار رنگ ، در ختی را می بینی از سر زرد است به پایین که می آیی  قرمز و نارنجی و  سبز...می شود ، برخی آدمها هم اینگو نه هستند و در هر فضایی رنگی تازه به خود می گیرند ، گاهی چپ ، گاهی میانه ، گاهی راست .

اگر  استاد نقاشی و رنگ شناسی سیاسی هم باشی نمی توانی رنگ آنها را تشخیص بدهی ، اخیرا هم رنگهای مولتی کالر به میدان آمده و یک  شخص چند رنگ ترکیبی دارد و با هر زاویه تابشی ، رنگی از خود متصاعد می کند، برخی علاوه بر رنگ ، لباس، ظاهر ، نام و گویش هم عوض می کنند ، کسی که یک تار مو بر سر ندارد و نامش کچل مفو بوده می شود زلف علی ، کسی که قدمت اقامتش در قصبچه ای بیش از چند سال نیست می شود پدر جد تهرانی زاده و یا تهرانی الاصل ، کسی که  کند ذهن و بی سلیقه است می شود حافظ ، می شود اصحاب فرهنگ و تحلیل گر .... کسی دیگر  برای اینکه نامش ویژگیهای گذشته اش را به یاد مردم نیندازد می شود کامران و احسان و پیمان و  شایــــد همنامِ ائمه ی اطهار(عَلَیْهِمُ السَّلامُ)....و یک راست و بی تعارف و بی تخصص می رود در صدر قرار می گیرد و سوار مرکب سخن و کلام شده و یِکِّه تاز و میدان دار می شود ،

به یک ینده ی خدا که مشهور و متخصص در رنگ عوض کردن بود گفتند :  وقتی وارد محلسی شدی برو در بالا بنشین و حرفای بزرگ بزرگ بزن ،

بنده ی خدا که به شدت خود بزرگ بین ولی بی بصیرت بود ، وقتی وارد محلس شد رفت و توی تاقچه ای در بالای اتاق نشست و شروع کرد به برشمردن حیوانات عظیم الجُثّه و پی در پی کلمه های " فیل - زرافه - شتر و ... را بر زبان جاری کرد .

حضار نگاه عاقل اندر سفیه بر وی افکندند و پرسیدند که تو را چه می شود و انگار مشاعرت را از دست داده و بالاخانه ات را به رایگان به اجاره داده ای ؟

وی گفت : به بنده سفارش کرده بودند که بالا بنشینم و حرفای بزرگ بزنم ، بالاتر از این تاقچه و بزرگ تر از موجوداتی که نام بردم در اینجا مورد و جا و چیزی پیدا نکردم .

این است نتیجه ی رنگ عوض کردن و کسی خود را چیزی دیگر که نیست نشان دادن ، پس مواظب باشیم دچار نخوت و خود بینی نشویم و از خداوند مستمرا بخواهیم که " خدایا به ما کمک کن تا خودمان باشیم

   " خدایا ما را به انچه رضای توست توفیق ده و لحظه ای به غیر خودت وامگذار"

         ( اَلّلهُمَّ وَفِّقنا لِما تُحِبُّ وَ تَرضَی وَ لا تَکِلنا عَلی غَیرِکَ طَرفَةِ عَینٍ اَبَداً )