به موازات انتخاب دولت جديد جمهوري اسلامي ايران و شروع به كار نمودن دولت اقاي دكتر حسن روحاني طبق يك روال قديمي تغيير و تحولاتي براي مديران و مسئولان دولتي مي توان پيش بيني و تصور كرد ، 

امري كه قبل از اين هم مرسوم و مسبوق به سابقه بوده و هست كه هر گاه رياست جمهوري جديد روي كار بيايد و مديران ارشد وزارتخانه ها منصوب و مشغول به كار شوند اين تغييرات به صورت يك طول موج در شريان آن وزارتخانه و اداره و ارگان  و سازمان جريان يافته  كه محسوس بوده و قابل رويت مي باشد ، صرف نظر از اين كه اين امر پسنديده است يا خير از ، منظر محلي و منطقه اي اين تغييرات مي تواند داراي اهميت باشد كه قابل تحليل و واكاوي است .

هر چند به صورت قطعي و جزمي نمي توان در اين خصوص (ضرورت و محاسن و معايب تغيير رده هاي مديريتي به موازات تغيير دولت و مديران ارشد) اظهار نظر كرد اما پر واضح است كه اين تغييرات منجر به  عدم ثبات مديريتي و باعث بي انگيزگي در ميان مديران مي شود و همچنين به لحاظ برنامه محور نبودن كار ادارات و بلكه شخص محور و سليقه محور بودن نوع مديريت ها كه تا حدوي هم آميخته با چاشني سياست و نوع نگرش دولت و سيستم فكري حاكم خواهد بود ، در نتيجه  به نوعي به ناكارامدي برنامه هاي ميان مدت و دراز مدت در ادارات شده و در نهايت پروژه هاي نيمه تمام اعم از پروژه هاي عمراني - اقتصادي- آموزشي - سياست خارجي - امنيت ملي  و........را در پي خواهد داشت  .

با نگاهي گذرا بر اين ادله مي شود فهميد كه اينجانب شخصاً با تغيير مديران مياني كه بار عمده ي امور اجرايي و اداري سازمان ها و ادارات و وزارتخانه ها را بر عهده دارند مخالف مي باشم و به نظر مي رسد وزير محترم به جاي  اينكه مديران مياني و فرودستي را تغيير دهد و اين تغييرات تا روستاها و شهرهاي دوردست نيز تسري يابد مي تواند صرفا با تغيير و گزينش معاونين  و ترسيم برنامه هاي مدّ نظر خود و برگزاري جلسات توجيهي يك نوع وحدت رويه و راهبرد مشترك در مديريت و اصول كلي و خط و مشي حاكم بر حوزه ي كاري خود را مشخص نموده و  به اهداف از قبل تعيين شده نيل يابد، گر چه اين راهكار ها و توصيه ها بيشتر به يك شوخي مي ماند و امري است كه در كشور ما سابقه ندارد و به موازات تغيير يك مدير ارشد  تا پايين ترين رده ها و حتي آبدارچي و راننده و نيروي خدماتي و كارمندان دبيرخانه و نامه رسان در آن دستگاه تغيير يافته و ازفرداي روز معارفه اگر به ان اداره مراجعه كني فكر مي كني به يك دستگاه و سازمان و حتي به يك كشور ديگر مراجعه كرده اي !! و همين نوع از تغييرات و تحويل و تحولات اداري است كه به " تغييرات اتوبوسي " مشهور و معروف است !! 

حال به راحتي مي توان ديد كه كار تغيير مديران و بازار داغ توديع و معارفه ها اين روزها وقت زيادي از مسئولان و ميهمانان را به خود اختصاص داده و البته بعضي هزينه ها را نيز (اعم از وقت و امكانات)  به  برگزار کنندگان (اعم از ميزبان و ميهمان) تحميل مي نمايد .

و در يك كلام واقعا مي شود پرسيد ؛ چه مقدار و چند درصد از اين تغيير و تحولات ضرورت دارد و حياتي است و اگر این تغييرات صورت نگيرد كجايِ کار گردشِ چرخ و فلك و كار كهكشان و منظومه ی شمسی دچار اخلال می شود ؟؟ سؤالي كه هرگز جوابي را در پي نخواهد داشت جز ، يك نگاه نافذ از نوع "عاقل اندر سفيه" و يا " سفيه اندر عاقل " ما كه معني هيچكدام را متوجه نمي شويم شما خودتان درستش را بخوانيد" 

اما در شهرستان زرنديه بنا به انچه تا كنون مشخص و برپا شده (گر چه دامنه ي تغييرات بسيار وسيع تر از انچه اتفاق افتاده است مي باشد كه بايد كمي صبور بود و تماشاگر اين نقل و انتقالات و تحویل و تحولات كه گاها بي جا و بي مورد و بلكه مضر هم هست بود ) ٢ تن از مسئولان شهرستاني به نقطه ي ديگري منتقل شده و به جاي ايشان افراد ديگري معارفه گرديده اند كه به انتقال يافتگان و توديع كنندگان خسته نباشيد عرض نموده و براي ايشان دعاي خير مسئلت نموده و ارزو نماييم در پناه خدا باشند و به معارفه شدگان خير مقدم عرض نموده و براي ايشان ارزوي توفيق خدمت به مردم خوب شهرستان و شهرمان نماييم .

١- اقاي مهندس علي غياث آبادي (مدير آب و فاضلاب (آبفای ) منطقه اي شهرستان زرنديه ) در مراسمي با حضور آقاي مهندس خليلي مدير كل آب و فاضلاب استان مركزي و فرماندار شهرستان و مديران و ميهمانان شهرستاني توديع نموده و از خدمات ايشان تقدير و تشكر به عمل آمد و به جاي ايشان آقاي  مهندس سيد عطا حجري پور به عنوان رئيس اين اداره معارفه و شروع به كار نمودند .

٢- مراسم توديع و معارفه ي مدير كميته ي امداد امام خميني (ره) شهرستان زرنديه با حضور آقاي مهندس وليئي مىير كل كميته امداد حضرت امام خميني(ره)  استان مركزي و جمعي از مديران شهرستان و استان و برخي از مددجويان عضو خانواده ي بزرگ كميته ي امداد امام خميني (ره) در سالن اجتماعات فرمانداري شهرستان زرنديه برگزار شد ، در اين مراسم از زحمات  چندين ساله ي اقاي محمد محمودي به عنوان مدير و خادم مددجويان كميته امداد شهرستان  تقدير و تشكر به عمل آمد و آقاي غلام رضا حافظ كمال به عنوان سرپرست اين نهاد مقدس  در شهرستان زرندیه منصوب و معرفي گرديدند .

در اين جلسه آقاي مهندس وليئي طي سخناني از كميته ي امداد امام خميني (ره) به عنوان بزرگترين و مهم ترين نهاد حمايتي نام برده و گزارشي از خدمات كميته امداد در سطح استان و شهرستان زرنديه را ارائه نمودند .

براي مديران قبلي سلامتي و موفقيت در سنگرهاي جديد خدمتي وبراي مديران جديد ارزوي توفيق در مسئوليتي كه عهده دار شده اند در سايه ي تعامل با ساير بخش هاي شهرستان و براي شهرستان زرنديه تعالي و توسعه آرزو مي كنم .

اينك سئوال بنده اين است كه حدس بزنيد نفر بعدي  توي نوبت براي حضور در اين مراسم (توديع و معارفه )درشهرستان زرنديه كيست ؟؟؟؟؟ 

البته ما در واقع رئيس كه زياد داريم و به قول مامونيه اي ها خيلي از ايشان دم كاردي هستند و تاريخ مصرف و عمر مديريتي ايشان به اتمام رسيده و يا رو به موت هستند " ببخشيد از دستم در رفت مي خواستم بنويسم "رو به اتمام " است "

مثلا خود حقير كه منتظرم خروسِ روز ١٥ شهريور اذان صبح بدهد " خیلی هم دلتان بخواهد که خروس اذان بگوید" تا بفهمم پانزدهم شده چون اولا وقتی مرغ کیلویی حدود ۶۰۰۰ تومان باشد ، فکرش را بکنید که خروس کیلویی چند می شود - ثانیا حیف از خروس به این خوشتیپی و رعنایی نیست که آدم بگذارد و برود ار ساعت آهنی با اون ریخت و وضع و صورت گرد و قلمبه با صدای نخراشیده بفهمد ساعت چند تاریخ چندم است ؟ تازه خروس هیچ منتی نمی گذارد و مفتکی اعلان وقت می کند که حتی اگر زور هم کنی زیر بار اذان ندادن نمی رود ولی به ساعت باید کلی  باطری و ... بدهی و از چند خان هم بگذری تا موفق به دیدنش شوی و بفهمی که دنیا دست کیه و ...."منتظر ۱۵ شهریورم تا دوره ي رياست بنده  بر شوراي شهر خاتمه يابد و ان را " البته بدون توديع و معارفه " تحويل دهم ، به چند دليل :

١- اينكه مدت هاست كه خيلي از اقايان بلند قد و رئيس تر  عمر ما را تمام شده مي دانند بخاطر همین هم یا در مزاسم و برنامه هاشون دعوت مان نمی کنند و یا اینکه یک جوری دعوت می کنند که از دعوت نکردن بدتره و در ضمن به جز مواقعی که خودشان کار ذاشته باشند و یا مطالبه و التماس دعایی داشته باشند( عموما هم همینظوره مگر نه خود ایشان و کارشون دوزار هم به درد من نمی خورن) حتی به حرف ما تره هم خُرد نمی کنند، یه ضرب المثل مامنیه ای می گه :

         شیر که پیر بشه رقاص روباه می شه ( با یک درجه تخفیف گفتم روباه)

۲- ما که خودمان می دانیم  دیگر حنای مان رنگی ندارد ، ماست ها را کیسه کرده و گذاشته ایم پشت در و ما  که خیلی از جلسات و مراسمات دعوت نمی شویم و اگر هم یک موقع از دستشان در برود و دعوتمان کنند اون هم به حساب جلال و جبروت سابق مان " یعنی اون وقت که رئیس بودیم و برو و بیایی داشتیم دعوت مان کردند ،خودمان احترام مان را حفظ می کنیم و نمی رویم تا ابرو و احترام و کلاس مان را زورکی حفظ کرده باشیم ، تا مثل جلسه ی شعر انتظار نشود که اقای فرماندار از منتخبین محترم تشکر کند و ما به این گندگی با صد کیلو وزن را ندیده و تعمدا  فراموش کند و به حساب نیاورد " ببخشید دقیق تر بگوییم ۹۴ کیلو گرم وزن مان است"

۳-  دوستی می گفت ریاست خیلی شیرین است و شورا یعنی مدیریت و ریاست شهری و خداییش بعد از ۱۱ سال ریاست از نوع شورا که انقدر شیرینی اش زیاد بوده که دل مان را زده و داریم ضعف می رویم و ذوق مرگ می شویم ،ما هم گفتیم : انصاف نیست که همه اش شیرینی ها به ما برسد و بازهم گفتیم " اگر هوس است ۱۱ سال بس است " پس برای تحویل و تحول لحظه شماری می کنیم و تازه خدا را شکر هم می کنیم که با این مرض قندی که داریم توفیق اجباری شده که این ریاست شیرین را تحویل بدهیم مگر نه  همان شیرینی که باعث شد سال ۸۴ سکته قلبی کنیم این بار باعث مرگ مان می شد و آن وقت بعضی ها که الان چشم دیدن و حتی شنیدن نام ما را ندارند مجبور می شدند بر خلاف میل شان به مراسم ختم و هفتم و چهلم که بیایند هیچ بنر هم چاپ کنند و کلی ضرر و زیان به بودجه عمومی و بیت المال وارد کنند و کلی زحمت به بندگان خدا کارگرهای شان بدهند تا بنرها را بیاورند و درب حیاط نصب کنند  

۴- من که آدم دلسوزي هستم مي ترسم آرزوي ايشان كه براي رفتن ما ثانيه شماري مي كند بر دلشان بماند و در این وانفسای تحویل و تغییرات ايشان زودتر توديع شود و "حسرت به گور" شود ( ببخشيد باز هم اشتباه شد مي خواستم بنويسم حسرت به دل ) 

۵- بالاخره زماني كه چند نفر، چند ماه جلوتر به عنوان مسئول جايگزين انتخاب مي شوند و به ایشان گفته می شود که بايد تا ۱۵ شهریور صبر كنيد ، حوصله ي این بندگان خدا سر مي رود و حق هم دارند لذا بخاطر ايشان هم شده ، من هم موافقم كه زودتر و حتی همین فردا را پانزدهم ماه اعلام کنند و برویم تحویل دهیم 

۶- این روزها هر چي مشكل و نقيصه بود يك جورايي در مراسم تبليغات انتخابات به ما ربط پيدا مي كرد و اگر هم ربط پیدا نمی کرد به زور ربطش می دادند چون به قول ناصر الدین میرزا که عمدا بخاطر منفور بودن کلمه ی شاه من شاه اش را ننوشتم که گفته بود " زور پدر حرف حساب را در می آورد" دوستان کاندیدا همه وقایع را  از وقوع سونامي تا گراني قيمت مرغ و تا سوراخ شدن لايه ي اوزون تا بي نتيجه ماندن مذاكرات تيم هسته اي و تشديد تحريم هاي  اتحاديه ي اروپا را به نوعي به ما نسبت داده اند و ديدم تحت تاثير اين القائات ) (شیطانی یا غیر شیطانی اش را خدا می داند)شهروندان عزیز به ویژه پيرمردها  و پير زن هاي محترم بر باعث و باني اين امور لعن و نفرين مي فرستند، قانع و مجاب شدم زودتر تا نفرين ايشان اثر نکرده و درگیر نشده و  موجب بدبختی  دنيوي و اخروي نشده از خیر اين ١٥ -٢٠ روز بگذرم و ارزو کنم این دو هفته را هم يك باد سرخي تند باد تورنادویی، چيزي بيايد با خود ببرد تا ما هم برويم دنبال زندگي مان (آخه ١١ ساله كه با وجود علاقه زیادی که به مخلوط فالوده -بستنی داریم يك فالوده توي مغازه ي مشت ميرزا اقا و یا مشت منصور نخورده ایم حالا بريم و بخوريم و دعا به جان ایشان کنیم و به اسمش را هم بزاریم زندگی!!) و توديع و معارفه هم بخاطر داشتن بار مالي نمي خواهيم و تازه اگر هم بخواهیم کسی برای مان نمی گیرد و در ضمن از اون نمد برای ما کلاهی بافته نمی شود!! چون ما که پولی برای سکه خریدن و دادن در مراسم های تودیع ( به مسئولان قبلی )نداشته ایم ، حالا چطور انتظار گرفتن داشته باشیم ؟؟

 از طرفی تودیع بی سکه هم که به درد نمی خورد( به قول معروف بی مایه فطیر است) و همين كه سالم از اين ميدان پر مخاطره ی خدمت و نفرين جسته او رسته ایم  خدا را شكر هم مي كنيم و فقط آرام صبر می کنیم تا پانزدهم شهریور - ان شاء الله تعالی ...............