بر سر دو راهی (بودن یا نبودن ....)
یکی از خواسته های مردم که به نظر من منطقی هم می باشد و البته اخیرا بر سر حق یا ناحق بودنش دچار تردید جدی شده ام و دارم به شدت واکاوی می کنم ببینم بالاخره این امر حق و صحیح بوده و یا نا حق و نا صحیح ، تا در صورتیکه نتیجه بگیرم که نا حق بوده اولا بروم و استغفار کنم و ثانیا از دلِ ما بقی بازماندگان شان در بیاورم ، موضوع امحاء موجودات موذی و خیانت کار و در راس ان ها سگ های بی اتیکت و جنایت کار می باشد .
چیزی که اخیرا من را وادار کرده تا در این خصوص بیشتر تامل کنم و به تردید افتم چند نکته بود :
اول اینکه انگار دیوار سگ های بی چاره در بین موجودات دیگر از همه کوتاه تر است که به محض این که صحیت از امحاء جیوانات موذی وسط می اید همه ی حواس ها به ایشان معطوق و متمرکز می شود ، منظورم خانواده ی زحمتکش سگ ها ست که بی هیچ منتی یار و یاور چوپان های گرامی بوده و تابستان و زمستان بی هیچ امکانات رفاهی انچام وظیفه می کنند و در مقابل گرگ ها و افراد کراکی و دزدان محترمِ خطرناک تر از گرگ ها ذره ای پا پس نکشیده و جانانه ایستاده و از جان و شرف گوسفندان خوشمزه و عزیز و به شدت لذیذ و ایضا شرافت چوپانان ارجمند و مضافا ما یَمْلَکِ دامداران ایثار گر دفاع می کنند و در ضمن با درک بالای خود موضوع گرانی گوشت را به خوبی متوجه شده و به تکه استخوانی قناعت می کنند و مضافا اینکه چشم و دست و دلْ پاکیِ ایشان بر همه به خصوص گوسفندان عزیز اثبات شده که بی خیالِ این حرف ها در کنار ایشان غنوده و بیم گوشت و دنبه و .. ندارند که باید بخاطر این فضائل برجسته از سگ ها تشکر هم کرد و در همین حال کسی به موش های موزی و مارمولک های بدقواره و گربه های دله و چلاس کاری ندارد و اسم و رسم داشتن و معروفیت به وفاداری هم برای سگ های عزیز درد سری شده بی جساب .
ثانیا علیرغم درخواست عده ای از شهروندان محترم که از ریخت سگ ها و حتی شنیدن اسم ایشان چِندِشِ شان می شود و از هر فرصتی برای ریشه کردن و مقطوع النسل و انقراض این حیوانات مفید و بی پناه نامه می نویسند و حضوری و غیر حضوری برای ایشان سوسه می آیند و بهانه های مختلفی از قبیل صدای گوش خراش و وجشی بودن و حملات نا جوانمردانه چند سگ بی شعور که احتمالا غیر بومی و غریبه و بی شخصیت و بی اصل و نسب باشند را در لیست اتهام ایشان مطرح می کنند، که دل بنده برای این موچودات بی پناه می سوزد ، به خصوص با قانون جدید که امر به کشتار سگ ها به روش زنده گیری داده شده که باید بیچاره ها را بگیرند و با یک شیوه ی فچیع و به صورت تزریق ایشان را زجز کش و سک کش کنند و ان قدر سگِ بیچاره را عذاب دهند تا در اثر آن سگ بینوا بمیرد ،که بسیار رقت انگیز است .
ثالثا با اوج گرفتن فعالیت های " سَمَنْ " ( سارمان های مردم نهاد) ( ان جی او ) گروهی از مزدم شهر اقدام به تشکیلِ انچمن حمایت از حیوانات نموده و در خصوص سگ های بیچاره با جدیت و دلسوزی و حساسیت موضوعات را رصد می کنند و طی مکاتباتی روند نابود سازی این حیوان مفید را مورد اعتراض قرار داده و اخطار انقراض این سگ ها را داده و خواستار توقف این روند هستند .
به هر حال این مسائل سرانجام بنده را هم به شک انداخت که شخصا نسبت به دریافت آمار سگ های کشته شده اقدام کردم و در دو مرحله هم همراه تیم شکار و امحاءبه ماموریب رفتم، این شکارچیان سگ که در سطج کشور فقط ۲ تیم زنده گیری دارند و در تمام شهرها به طور گردشی و به صورت پیمانکاری برای شهرداری ها این کار خطیر را انچام می دهند و بی رحمانه حیوانات را شکار و به قتل می رسانند .
من وقتی نحوه ی زنده گیزی و کشتن حیوانات مفلوک را دیدم خیلی ناراحت شدم و از وضع فجیع کشتار این حیوانات خدا متاثر شدم و به پیمانکار مربوطه آقای احمدی و دستیارانش که حقیقتا این قدر قصی القلب و بی رحم هستند معترض شدم و دیدم که هر شب تعداد ۲۰ - ۳۰ قلاده از این حیوان بیچاره را می کشند و بعد در چاه ریخته و روی آن ها نیز اهک می ریزند تا به صورت بهداشتی تجزیه شوند و محیط و اب و هوا را الوده نکنند .
به هر حال از یک طرف نامه های شکایت از مزاحمت سگ ها و از یک طرف نامه ی طرفداران محیط زیست و انجمن دفاع از حیوانات بی پناه امر را بغرنچ نموده و خواستم در همین جا از همشهریان محترم استمداد کنم و راه حلی منطقی و میانه برای مدیریت این موضوع دست و پا کنیم .
البته خودم پیشنهاد دادم در اطراف شهر تابلو ها و نوشته هایی نصب کنیم و این حیوانات را از حضور در شهر بر حذر داریم چون طبق یک عادت ، بیشتر سگ ها از نقاط همجوار به شهر مامونیه می ایند - و در ضمن از مزدم بخواهیم ضایعات غذایی خود را کمتر کنند و از محتوای سطل های زباله و دور ریز مواد غذایی بکاهند چون سگ ها ترجیح می دهند در مامونیه به جستجوی عذا بپردازند تا شهرهای اطراف چون اعیان نشینی و ولخرجی و ریخت و پاش و اسراف مردم مامونیه این شهر را به عنوان یکی از سگ پذیر ترین مناطق اطراف تبدیل کرده است . و مضافا اینکه کمی هم به فکر امجاء گربه ها و موش ها باشیم که بخاطر تمرکز فعالیت کشتار بر روی سگ ها از ایشان غافل شده و موش ها به اندازه ی گربه و گربه ها به قدِّ سگ در امده اند و خوب در نتیجه ی این تغییر و انصراف از تمرکز بر سگ ها و جلب شدن توجه به موش ها و گربه ها و در برخی محله ها شغال ها می تواند باعث نچات جان سگ های بیچاره و تا حدودی کاهش ضایعات این حیوانات بدبخت بیانجامد، ریرا که اسم سگ های بیچاره به بد درامده مگر نه امروزه تخریب و مزاحمت موش ها و گربه ها کمتر از سگ ها نیست .
به هر حال در پاسخ به کسانی که می گویند سگ ها نابود نمی شوند و اذیت می رسانند و شهرداری در امحاء سگ ها کوتاهی می کند فقط چند تصویر از جان کندن این حیوانات بیچاره و نحوه ی کشتار در این جا درج می کنم و البته نگاه کردن ان را به اعضای انجمن حمایت از حیوانات و افراد رقیق القلب توصیه نمی کنم و پیشاپیش از همه شهروندان گرامی به خاطر این صحنه های دلخراش عذرخواهی می کنم .
خدمت رسانی صادقانه با امانتداری - دفاع از حقوق مردم-هدف مقدسی که در طول بیش از 10 سال نمایندگی مردم در شورای اسلامی شهر دنبال کرده ام و لحظه ای به منافع شخصی خود نیاندیشیده و منافع مردم و رضای خداوند را بر هر چیزی ارجح دانسته ام - همواره در راه رشد و توسعه و آبادانی شهر کوشیده ام و در مسیر اصلاح و مبارزه با رانت خواری و فساد اداری تلاش کرده ومیکنم و در این راه مقدس هرگز خسته نشده و سازش نخواهم کرد - خداوند را شاهد بر اعمال خود می دانم و با پیروی از منویات رهبر معظم انقلاب و رهنمودهای دلسوزان در به خدمت نظام مقدس و مردم و پاسداری از خون پاک شهدا و حقوق مردم شریف لحظه ای خمودی و کسالت و خیانت را روا نمی دارم - تا زنده ام زرمنده ام --همواره چراغ راهم می باشد.