در حاشيه ي " الو مركز سلام اينجا زرنده "
پس از درج شعر طنز "الو مركز سلام اينجا زرنده" از طناز پيشكسوت اقاي اسفنديار نيكنام معروف به نعمت آقا تعداد زيادي از همشهريان چه به صورت حضوري و چه طي پيام هاي تلفني و از جمله كامنت هاي ارسالي از درج مطلب " شرح حال نعمت آقا و شعر ایشان" سپاسگزاري نموده و به ابراز احساسات پرداخته و از يادآوري و تجديد خاطره شعر "الو مركز" كه در زمان خود شادي و سرور مردم را به همراه داشته و توسط بيشتر مردم زمزمه مي شد تشكر و قدر داني نمودند .
يكي از دوستان پاشنه وركشيده و حاضر يراق و قلم تراشيده كه همواره در هر بحثي رقيب تمريني و مسابقه اي براي اين حقير(نگارنده) حساب مي شود و از جنگ سرد و كُري خواني گرفته تا مذاكره و مبادله ومناقشه و مجادله و مپايمه و مسابقه و مشاعره با بنده ي حقير فقير سرا پا تقصير پيش رفته و در نهايت با اتش بس و قلم بس موضوعات به صورت بينا بيني و مرضي الطرفين خاتمه مي يابد مگر نه ممكن است به جايي بكشد كه حسابش با كرام الكاتبين است ؛ جناب آقاي محمد علي چراغي فرهيخته ي شهرستاني و برادر فاضل و استاد عزيزم مي باشد كه با توجه به ظرفيت و تحمل و سعه ی صدري كه در ايشان سراغ داريم همواره مورد مطايبه و مزاح و مشاعره ما قرار مي گيرد كه خواندني بوده و هست كه اخرين آن ها مطلب "هندوانه و يا خربزه يا هردُوانه " می باشد ، كه نزديك بود در نهایت برای داوری به دیوان عدالت لاهه و یا برای صدور قطع نامه ی صلح به شوراي امنيت سازمان ملل ارجاع شود.
جناب چراغي العلماء دوست اهل قلم و شاعر عزيز زرندي پس از مطالعه ي شعر" الو مركز سلام اينجا زرنده" بنا به فرمايش خود ايشان به وجد امده و اشعاري را سروده و براي اينجانب ارسال نموده كه بسيار جالب و خواندني و قابل قدرداني و شكر گزاري است :
سلام بر نیکنامان زرندی
اِلُوْ کن بهر آنها یک سپندی
مبادا یابد از چشم حسودان
وجود نازک آنان گزندی
همیشه حسن و نیکی شان فزون باد
مباداشان حسد از بد پسندی
رسا بادا کلام و کلک آنان
رسا چون قامت سرو بلندی
شفا از گفته ی شکّر فشانان
بجو ، هرگز مجو شهدی زِ قندی
چراغی را زِ خود هرگز میازار
چراغ از بهر تاریکی نگهدار
محمد علي چراغي / تير ١٣٩٢
اين حقير علي رغم اينكه سرم اين روزها خيلي شلوغ است و مشغول اساس كشي و تحويل و تحول اداري و رتق و فتق امور مي باشم و خيلي مجال نوشتن و فكر كردن و قلم فرسايي ندارم ((البته به چشم و گوش آقاي چراغي نرساد كه فكر كند حالا بايد اين قدر براي من بنويسد تا بنده را از ميدان به در كند ، چون به اين راحتي ها بنده ساكت و آرام نمي نشينم و اگر حضرت ايشان متوجه مجموع دلايلي كه باعث اين سكوت شده از جمله دندان درد و گرفتاري كاري و غيره بشود چنان بنده را هدف شعر و مطالب قرار مي دهد كه تلافي تمام پر حرفي هاي قبلي بنده را در مي اورد ) اره عرض مي كردم علي رغم شلوغیِ كاری چند جمله اي در جواب لطف ايشان سروده و تقديم حضورتان مي كنم اميد كه مقبول اُفتد،
سلام اي شاعر خوب زرندي
كه كردي دود بهر ما سپندي
دعا كردي كه ما هرگز نبينيم
ز بد چشم و حسد ورزان گزندي
تمام شعرتان شهد و شكر باد
ز شازند و فريمان كلّه قندي
سپهر از شعرتان شد نورباران
چو شمس عالم آرا شد زرندي
خدمت رسانی صادقانه با امانتداری - دفاع از حقوق مردم-هدف مقدسی که در طول بیش از 10 سال نمایندگی مردم در شورای اسلامی شهر دنبال کرده ام و لحظه ای به منافع شخصی خود نیاندیشیده و منافع مردم و رضای خداوند را بر هر چیزی ارجح دانسته ام - همواره در راه رشد و توسعه و آبادانی شهر کوشیده ام و در مسیر اصلاح و مبارزه با رانت خواری و فساد اداری تلاش کرده ومیکنم و در این راه مقدس هرگز خسته نشده و سازش نخواهم کرد - خداوند را شاهد بر اعمال خود می دانم و با پیروی از منویات رهبر معظم انقلاب و رهنمودهای دلسوزان در به خدمت نظام مقدس و مردم و پاسداری از خون پاک شهدا و حقوق مردم شریف لحظه ای خمودی و کسالت و خیانت را روا نمی دارم - تا زنده ام زرمنده ام --همواره چراغ راهم می باشد.