همزه و اقسام و اَشکال نگارش آن   

در پي درج مطلبی تحت عنوان "همزه" كه با خاطره و طنز همراه شد و اصل مطلب دستوري و قواعدي "همزه" مغفول ماند و كاربرد و اقسام و چگونگي نوشتن آن از نظر دور ماند كه در اين مقال قصد دارم به بيان و تشريح آن در حد حوصله مخاطبين محترم ببردازم .

حروف القياي زبان پارسي ٣٢ حرف است كه چون با حرف " الف " و " باء" آغاز. مي شود حروف الف +با = الفبا ناميده مي شود كه شامل : ( الف ب- پ -ت-ث- ج-چ-ح-خ-د- ذ-ر-ز-ژ-س-ش-ص-ض-ط-ظ-ع-غ-ف-ق-ك-گ -ل-م-ن-و-ه-ي) مي باشد ، 

حروف الفباي زبان تازي(عربي) كه به حروف هجائيه معروف است همان الفباي زبان پارسي منهاي ٤ حرف (پ-ژ-چ- گ) است و تعداد ان ٢٨ حرف است .

ممكن است پرسيده شود حال كه در زبان عربي حرف همزه ( اَ - اِ -اُ )  به حروف الفباي فارسي اضافه شده بايد تعداد حروف الفبا ٢٩ حرف شود كه البته بعضي اين نظر را قبول دارند. (  يعني ٢٨ حرف فارسي + حرف همزه ) كه اين حقير به دلايلي اين نظريه را قبول ندارم و تعداد حروف  را٢٨ عدد مي دانم به اين معني كه حرف همزه را در شمارش جزء حروف هجائيه(الفباي عربي ) دانسته اما حرف "الف  "( با صداي آ)  را جزء حروف الفبا محسوب نمي كنم و در جواب معترضين عرض مي كنم كه اصولا حرف الف در عربي ماهيت مستقلي ندارد و عملا اين حؤف (آ) تغيير شكل يافته ي (و) و يا ( ي ) و يا ( همزه = آ ) مي باشد ، كه اصطلاحا به اين الف مي گويند :  " الف منقلبه"  = يعني الف تغيير شكل يافته  ،  مثل قَوَلَ=قالَ و  سَيَرَ = سارَ و ءَاْ مَنوا= آمَنوا و از طرفي اگر الف = آ جزء حروف الفبا حساب شود بايد " اي " و " اوُ " هم محسوب شود در حاليكه آ كشيده ي صداي "اَ " و  اي كشيده " اِ "  و اوُ كشيده ي صداي " اُ" مي باشد . كه (اَ -اِ-اُ ) اشكال وصداهاي  همزه مي باشند كه جزء الفباي  عربي محسوب مي شود .اما بحث بر سر چسبيدن " ب " به  كلمه " راهيم " و  "ضيائي"  همه مربوط به همزه است مختصر توضيح مي دهم .

همزه در زبان عربي بر دو نوع است : 

١- همزه وصل  : كه هر گاه كلمه اي داراي آن باشد و در بين دو كلمه قرار گيرد مي توان دو سمت همزه را بدون اينكه همزه را با هر حركتي اعم از َ_َ يا _ِ  يا _ُ  داشته باشد مثلا اُدْخُلي كه اگر قبلش (وَ) بيايد وَ اُدْخُلي نوشته مي شود و (وَدْخُلي ) خوانده مي شود يعني دو طرف همزه بدون ديده انگاشتن همزه به هم متصل مي شوند و همزه و حركتش خوانده نمي شود .

٢- همزه قطع : كه عبارت است از همزه با هر يك از حركت هاي اَ-اِ-اُ  كه در هر جا بيايد بدون در نظر گرفتن جا و مكان و قبل و بعدش بايد قطع نظر از هر موضوعي ان را كاملا با حركت خودش بيان نمود و نبايد همزه را ناديده انگاشت و دو سمت همزه. ا به هم متصل كرد مثل  كلمه ي اِبراهيم كه اگر قبلش بِ بيايد نمي توان حرف (اِ) را در ابراهيم تلفظ نكرد و بِ را به حرف بعد از همزه وصل نمود .

تمام همزه هايي كه در زبان عربي وجود دارد همزه وصل است جز تعدادي معدود كه به شرح زيرشامل.        " همزه هاي قطع " است .:

١- تمام همزه هاي فعل ماضي متكلم وحده " اَكْتُبُ) براي ضمير " انا " 

٢- تمام همزه هاي فعل امر باب افعال " اَخْرِجْ) - اَنْكِحوا ( وَ اَنْكِحوا اَياميٰ مِنْكُمْ) كه نمي توان همزه را تلفظ نكرد .

٣- همزه كلمه هايي كه بر وزن " اَفاعِلْ- اَقاعيل و... " باشد مثل اَيادي- اَكابِر-اَقاليم و ... 

٤- همزه تمام حروف ( از تقسيمات كلمه "اسم و فعل و حرف " ) مثل - اِليٰ- اَوْ -اِذْ- اَمْ

٥- همزه تمام اسم هاي اشخاص - مكان ها-اشياء-حيوانات - و ... اِبِلْ- اِدريس-اَصغر-اَسَد -اُميد و ....

شكل اصلي همزه قطع (( ء )) است كه در رسم الخط مي شود با شكل هاي ديگري نوشت مثلا ءِبراهيم = اِبراهيم- 

گاهي براي زيبا شدن و حسب يك سري قرار دادهاي زباني همزه براي خود كرسي بر مي گزيند و روي ان كرسي قرار مي گيرد كه اين كرسي (ا) يا  (ئ) و يا (ؤ) و حتي دندانه و يا .. مي باشد كه صرفا براي زيبايي است و اگر به نوع ديگري نوشته شود در اصل ايرادي ندارد ولي از نظر زيباشناختي و  اصول قراردادي خلاف ان اصول ممكن است باشد كه بهتر است ان قراداد ها مراعات شود بنا بر اين كلمه ي ( ضيائي) كه از ريشه ي (ضوء ) به معني (روشني ) و يا ( ضياء ) مي باشد و وقتي خواسته نسبت بيدا كند و اسم منسوب به وجود ايد كه بايد  به (ي) متصل شود مثل (تهراني و زرندي ) بايد نوشته شود ( ضيائي) و براشتن همزه از كلمه و گذاشتن (ي ) براي ان به صورت " ضيايي " كاملا غلط و نادرست است و نبايد نگاشته شود .  و بر عكس ان كلمه ي " پاييز " و " آيينه " چون فارسي هستند و حرف همزه در فارسي اصالت ندارد نبايد به صورت " پائيز" و آئينه " نوشته  شود كه غلط فاحشي است 

در خصوص واژه ي " اسم  = به معني نام " كه گفتيم همه ي اسم ها همزه شان همزه ي قطع است ممكن است بپرسيد پس چرا در "بِسْمِ الله " كه  " بِ + اِسْم " شده و "ا" اسم ها را قطع دانستيم پس چرا همزه ي كلمه ي " اسم" خوانده و حتي نوشته نشده است ؟ 

در پاسخ بايد بگوييم چندين اسم هستند كه از قاعده مستثني هستند از قبيل " ابن- ابنة (دختر) و ... " كه همزه شان وصل است مثل وابنِ كاظم كه  به صورت وَبْنِ كاظم خوانده مي شود ،

اما در مورد اسم " كه در كلمه ي" بِ+ اسم الله  = "بسم الله "نوشته مي شود و همزه خوانده نمي شود بايد بگوييم استثنائاً "اسم در "بسم الله" همزه اش نوشته نمي شود ولي در ساير جاها " همزه = اِ" باسم نوشته مي شود ولي خوانده نمي شود مثل بِاسمه تعالي - بئسَ الاسم الفسوق ... كه خوانده مي شود ( بِئْسَ لِسْمُلْ فُسوق ) 

اينجا نتيجه مي گيريم كه كلمه ي " باسمه تعالي"  كه  به شكل " بسمه تعالي " نوشته مي شود يك غلط رايج و مصطلح است و صحيح و درست و منطقي و معقول و مبتني بر قواعد آن است  كه بنويسيم " باسمه تعالي

چون مطلب طولاني شد در مجالي ديگر دنباله ي ان را پي خواهم گرفت - مطالب نگاشته شده از آموخته اي شخصي اينجانب است و سورس و منبع آن اموزه هاي اينجانب است .-          رحيم نيكنام   ٢٩ تير ٩٢