درمانگاه استیجاری مامونیه
 اين روزها كه بازار خريد و فروش هاي نسيه و استقراضي و اعتباري رونق دارد و از شير و ماست تا طلا و جواهر و ملك و منزل مردم با چك و سفته و برات  به صورت اقساطي و وعده اي خريد و فروش مي كنند و خريد منازل مسكن مهر و غير مهر هم با اندك سرمايه و پول نقد و بقيه در اقساط ٦٠٠  تايي كه باز پرداخت آن گاهي به خود شخص مالك وصلت نداده كه  هيچ ، به فرزند و نسل اول مالك هم خاتمه نمي يابد و بلكه نسل دوم ايشان احتمالا بتواند در ملك مرحوم جد خودش تصرف نموده و اختيار فروش و واگذاري پيدا كند (چون سند در رهن بانك ان ملك بالاخره با برداخت و تسويه ان وام آزاد و در اختيار ورثه ي مالك ان ملك قرار مي گيرد ) . 

خريد طلا و جواهر هم به صورت نقدي و نسيه رواج خوبي دارد و همين داستان را بگيريد و برويد جلو كه از برنج و گوشت و مرغ و روغن و صابون و خمير دندان تا وسايل و لوازم خانگي و يخچال و تلويزيون و چرخ گوشت و قابلمه تا لباس و پوشاك و شلوار و پيراهن و جوراب اين جريان تسري دارد كه در جاي خود قابل تامل و بررسي و واكاوي اقتصادي و اجتماعي و روانشناسي است ، زيرا به عبارتي افراد اجتماع با اين كار عمر خود را پيش فروش مي كنند و تضمين مي كنند كه در ان مدت بدهي هاي خود را پرداخت نمايند . 

حالا از منزل و لوازم منزل و پوشاك و خوراكِ قرض و قوله اي و وامي و استيجاري كه بگذريم اخيرا در جامعه، اجاره هايي متداول شده كه بسيار جاي درنگ و انديشه دارد و آن هم اجاره ي مكان براي مدرسه و اماكن آموزشي و ساختمان براي درمانگاه و مركز درماني و پزشكي مي باشد كه اصلا با فلسفه ي وجودي اين اماكن سازگاري و تناسبي ندارد زيرا اولين اصل در فرايند درمان بيمار و شخص بستري شده اين است كه بيمار احساس امنيت رواني از محلِ بستري و كادرِ درماني و مديريتِ ان مكان داشته باشد كه بيمار بداند كه در حين درمان و سير مراحل معالجه كسي متعرضِ وي نشده و اسباب واساس درمانگاه را به يك باره بيرون نريخته و مريض و دكتر و پرستار و خدمه را آلاخُن والاخُن و آواره نكند و هر روز اساس كشي باعث درب و داغون شدن و شل و ِوليِ پيچ و مهره ي وسايل درمانگاه كه همينطوري هم بعلت اينكه از عهد قاجار تا به حال تعمير و تعويض نشده و زواري براي در رفتن ندارد نشود ، 

با كمال تاسف در شهر مامونيه مدتي است به دليل اين كه  ساختمان قبلي درمانگاه و مركز بهداشتي و درماني مامونيه با قدمت بالا و ساختمان قديمي اش در مركز شهر كه روزگاري تنها دلخوشي مراجعين و بيماران مفلوك و مستضعف بود  ( چون عزيزان پول دار و مايه ، تيله دار كه نيازي به اين مكان ها ندارند و جان شان را از خيابان و چاله پيدا نكرده اند كه به اين گونه مراكز بسپرند) را به منظور تخريب و تعمير و تجديد بنا تعطيل نموده و روانه ي مستاجر نشيني و استفاده از ساختمانِ استيجاري كرده اند كه باعثِ سر در گمي خلق الله شده و مشكلات زيادي براي همين مستضعفان بيچاره كه جا و راهي براي مراجعه به جز همين درمانگاه ندارند ايجاد نموده اند ، 

چندين مرحله جابه جايي - استقرار در مكان هايي كه فاقد زير ساخت هاي شهري مثل اسفالت و نظافت كافي هستند - دوري مركز از خيابان اصلي - در مسير تاكسي و تردد خوردو هاي شخصي و اژانش نبودن - كوچك و محقر بودن ساختمانِ اجاره شده - عدم تخصيص اتاق هاي ويژه ي هر امري به علت محدوديتِ تعداد اتاق در ساختمان مورد اجاره - نامناسب بودن وضع اتاق ها بعلت نداشتن استانداردهاي مراكز درماني - و در نتيجه عدم توفيق دسترسي و دستيابي بيماران و ترجيح بيمارستان اسيابك به اين مركز ضربه ي سختي به مركز درماني و بهداشتي مامونيه به عنوان مركز شهرستان زرنديه از نظر فني و تكنيكال و همچنين رواني و حيثيتي زده كه جبران ناپذير است .

و اين سريال همچنان ادامه دارد كه مركز بهداشتي - درماني مامونيه پس از مهاجرت از خيابان هاي ايت الله طباطبايي و سعدي و .. و شهرك حديق كه در اخرين منزلگاه در ساختمان قبلي مدرسه غيرانتفاعي سروش واقع در خيابان اول شهرك حديق  مستقر بود اخيرا با تصميم مسئول و مالك مدرسه (اقاي متدين) مبني بر از سر گيري فعاليت آموزشي و راه اندازي مدرسه ي سروش  مجددا با چالش مواجه شده و به دنبال ساختماني مناسب براي اجاره نشيني مجدد مي گردد كه خدا مي داند تا كي مردم بايد هر بار براي كنترل وزن و قد نوزادان و پايش و مراقبت زنان باردار و استفاده از خدمات پزشكي چقدر بگردند تا مكان جديد درمانگاه را پيدا كنند و اين بار درمانگاه در كجا و كدام ساختمان مستقر خواهد شد كه سؤالي است كه اين حقير فعلا در باره ي ان به جوابي نرسيده ام .

صبح امروز در پي كسب اطلاعي كه از اخطار و ابلاغ اقاي متدين مبني بر تخليه ي ساختمان يافتم با ايشان تماس تلفني برقرار كردم تا شايد اگر اين تصميم به دلايل ديگري جز تاسيس و فعاليت مدرسه انجام شده باشد مانع شوم و وساطت كنم تارمانگاه  بيچاره و مستاجر و و آواره ي مامونيه باز هم بي خانماني را تكرار و ناله نكند و جلو تكرار اساس كشي چند باره ي پزشك و پرستار و ... گرفته شود كه با جواب اقاي متدين مبني بر قطعيت تصميم اتخاذ شده و همچنين از عدم عمل به تعهدات مسئولين درمان شهرستان كه از بدو اجاره تا كنون به نظرات و مطالبات مالك بي توجهي كرده اند (كه بيشتر توضيح نمي دهم) با نا اميدي و ياس مواجه شدم و صرفا به مسئولين محترم درمان شهرستان به عنوان نماينده ي مردم اعلام مي كنم كه ؛

اقايان دكتر و مسئولين محترم شبكه بهداشت و درمان شهرستان زرنديه :

 مردم شهر مامونيه از شان و شرافت و شخصيتي بالا و از صبر و حوصله و نجابتي مثال زدني برخوردارند و تا كنون نيز با بزرگواري هر نوع اقدامي كه شبكه بهداشت كرده را تحمل كرده اند اما بيش از اين با جفا و بي توجهي با مردم مامونيه برخورد نكنيد و هر چه سريع تر مشكل درمانگاه و مركز درماني مامونيه را به عنوان حداقل هاي درمان و كمترين امكان و مكان فراهم اوريد و با تلاشي مضاعف باعث جلوگيري از اهانت و اسائه ي ادب بيشتر به مردم شريف و بزرگ مامونيه شويد و چنانچه  قادر به تامين مركزي مناسب تر از محل سابق كه  لا اقل اين خفت و مشكلات را نداشته باشد،  نيستيد ، درمانگاه و مركز درماني مامونيه را به جاي اول خود. برگردانيد كه هم محلش مناسب بود و هم از اين وضع بهتر بود و اگر مشكلاتي با ثبت اسناد و ... وجود دارد انتظار مي رود با استفاده از ظرفيت هاي دانشگاه علوم پزشكي و شبكه و مسئولين شهرستاني مشكلات را رفع نماييد و رونق درمانگاه و مركز درماني مامونيه را به ان باز گردانيد .

        (( از طلا گشتن پشيمان گشته ايم / مرحمت فرموده ما را مس كنيد))