با توجه به تجربيات و سوابق سال ها تدريس در سطوح و مقاطع مختلف آموزشي از راهنمايي و متوسطه و پيش دانشگاهي گرفته تا تدريس در كلاس هاس ضمن خدمت همكاران و معلمين رشته هاي مرتبط با تدريس و تحصيلاتم كه گاهي با سختي هايي هم همراه بود زيرا براي اداره ي كلاس معلمين با آن شيطنت هاي خاص كلاس و پشت ميزنشيني كه يك امر فراگير است و نمي شود آدم پشت ميز و نيمكت مدرسه و كلاس بنشيند و آرام و قرار داشته باشد و شيطنت و انگولكي نكند ،برخي از اينجانب رمز و راز موفقيت در كار معلمي را سؤال می كنند و علت اينكه هميشه كلاس هاي بنده جذاب بود و با استقبال و پذيرش عمومي مواجه مي شد را جويا مي شوند ،

با عنايت به سلسله درس هاي استاد برجسته ی اخلاق حضرت آیت الله مظاهري كه در سال ٦٥ با عنوان "چه بايد كنيم تا معلم خوبي شويم؟؟" كه عملا نكات زير را به ما آموختند و اين دروس بسيار مفيد واقع شد و تماما به كارشان بستيم و نتيجه اش هم معلوم شد و يك  قاعده ي كلي اينكه " درس معلم ار بود زمزمه ي محبتي - جمعه به مكتب آورد طفل گريز پاي را " كه نمي توان از نظر دور كرد اما در مورد كلاس هاي ضمن خدمت موضوع نوع ديگري است و فقط زمزمه ي محبت براي موفقيت كافي نبوده و عوامل ديگر و رموز ديگري براي توفيق و كارآيي لازم بوده كه در ذيل تيتر وار برايتان نقل مي كنم :

١. هدف داشتن در جلسات تدريس و تعييين استراتژي در آموزش و تعليم به فراگيران .

٢- منتظر موفقیت همه دانش آموزان و فراگيران بودن و نه فقط توجه به طيف و گروه و يا اشخاص برجسته و يا سرآمد ؛

٣- تمايل به تغيير و هماهنگي و سازش و همدلي براي ارضاي نيازهاي فراگيران و متعلمين ارجمند و توجه به شخصيت فراگيران كه بالطبع مقاومت ايشان را كاهش داده و آموزش به سهولت انجام مي گرفت .

٤-فکر كردن و انديشيدن در مورد كار و اهميت موضوع و مراحل آموزش كه در واقع پروسه ي آموزش را به يك برنامه ی منظم و كار انديشمندانه تبدیل و به ان عمل مي شد .

٥ . ناراحت نشدن از ندانستن و مكروه و قبيح ندانستن اينكه به راحتي اقرار به ندانستن موضوعي نمايم و در نتيجه جلب اعتماد فراگيران و اطنينان كردن به ساير آموزه ها و باور و يقين در مورد صحت گفتار و كردار كه در اثر بخشی درس و يادگيري آن به خوبي مي توانست بسيار موثر و مفيد باشد .

٦- استفاده از الگوهاي برتر تدريس و عدم تكبر و برخورد متواضعانه كه گاهي فراگيران و متعلمين خود بهترین روش يادگيري و ياد دهي را انتخاب و ارائه مي كردند كه استفاده از اين الگوهای كم هزينه - سهل و مطمئن و تضمين شده بود و نقش موثري در موفقيت كار برجاي مي گذاشت .

٧-  لذت بردن از كار تدريس و آموزش و همچنين لذت بردن از مراوده و ارتباط با فراگيران  و ايجاد محيطي صميمي و دوست داشتني كه تحمل كار و كلاس و فرگيران و دانش آموزان را آسان مي كرد و بعلاوه گذر زمان و سنگيني درس را به شيريني و تنوع و خواستن نبديل مي كرد .

به اين موارد استفاده از زبان مطابق و معادل "زبان كودكي هنگام سر و كار افتادن با كودكان " و به کار گیری ابزار شعر و موسيقي و سرودهاي فلكلوريك و ابزار خطابه و استفاده از احساس در بيان موضوعات اضافه كنيد كه همگي در ارائه ي درس به نحوي كه برای همه فهمیدنی و قابل درك و روشي مقبول باشد موثر بوده و در نهايت بايد گفت "هذا من فضل ربي " " همه ي اين ها از لطف پروردگارم بوده" كه در طول سال ها بتوانم به عنوان معلمي تاثير گزار ظاهر شوم .