يكي از پدیده هایی كه بايد در جامعه گسترش بيدا كند و رواج بيشتري بيابد ، استفاده از ادبيات فاخر حتي در مراودات عادي و طبيعي اجتماعي است ، چيزي كه  اگر بخواهيم صادقانه با خود و جامعه ي خود برخورد كنیم و حقيقت را منعكس كنیم متاسفانه در جامعه شاهد آن نيستيم و شايد هم بتوان گفت عكس اين پديده را هم به وفور ديد و نشان كرد .

كمي واضح تر و بي پرده تر بگويم ، شخص محترمي وقتي مطالبه و خواسته اي دارد و می خواهد آن را بيان نمايد به جاي اينكه در كمال ادب و احترام از كلمات و جملات موزون و مطنطن و زيبا و احترام اميز استفاده كند به محض روبرو شدن با طرف مقابل با تندي و خشونت و همراه با استفاده از ابزار شانتاژ و شلوغي به طرزي غير مودبانه موضوع و مشكل خود را مطرح مي كند و طبيعتا نه تنها به مطلوب خود نمي رسد بلكه در بيشتر اوقات با شخص مسئول كه ذاتا وظيفه ي استماع و توجه به مطالبه ي شخص متقاضي را به عهده داشته و الزاما بايد در جهت حل مشكلات تمامي مساعي خود را مصروف كند متاسفانه مقاومت نشان می دهد و نه تنها مباحثه و مذاكره ایشان به نتيجه منتهي نمي شود كه هيچ به مناقشه و مشاجره ي لفظي و در برخي موارد نيز به منازعه و برخورد فيزيكي منتهي مي شود كه گاهی  مداخله ي مراجع انتظامي نيز ضرورت مي يابد كه نه تنها مشكل اول حل نشده بلكه مشكلي جدید نيز به وجود مي ايد كه "قوز بالاي قوز" شده و درد سر مضاعفي ايجاد مي شود كه كلي هزينه و زمان بايد صرف و رفع مشكل شود .

در يك كلام بگويم ؛ با وجود این كه در بين مردم متداول و مسموع است كه "زبان خوش مار را از سوراخ بيرون مي اورد " در بسياري مواقع حرف حقي را با روشي غلط مطرح مي كنند كه با مقاومت روبرو مي شود و مشكلي برطرف نمي شود و بالعكس گاهي  حرفي غير منطقي را با روشي زيبا وبا منطقي محكم به كرسي مي نشيند و در واقع نوع گفتار مي تواند بر روي شنونده تاثيري ويژه و فوق العاده بگذاردو "شيرين زباني "مي تواند در پذيرش خواسته ي شخص در نزد طرف مقابل مفيد و موثر و مهم باشد ،

بنا بر اين توصيه ي اين حقير اين است كه برادران و خواهران عزيز حتي انتقاد و شكوائيه و نگراني و ناراحتي هاي خود را با زباني خوش و با روشي مهربانانه و مودبانه و بدون توهين و افترا و خشونت بيان نمايند زيرا اين نوع بيان مسائل هم تاثير رواني و منطقي خود را دارد و هم در شخص مقابل روحيه ي مقابله و مقاومت را از بين مي برد و زودتر و راحت تر ما را به نتيجه مطلوب مي رساند ، 

حكايت زير را در اين خصوص بخوانيد - مطمئنم كه سخنان اين بنده ي حقير كه با اخلاق و اداب اسلامي انطباق دارد را تاييد مي فرماييد :

 زمانی كه نادر شاه افشار عزم تسخیر هندوستان داشته در راه كودكی را دید كه به مكتب می‌رفت. از او پرسید: پسر جان چه می‌خوانی؟
- : قرآن.
- از كجای قرآن؟
- :  انا فتحنا لک فتحا مبینا ...................

نادر از پاسخ  او بسیار خرسند شد و از شنیدن آیه فتح فال پیروزی زد.
سپس یك سكه زر به پسر داد اما پسر از گرفتن آن امتناع و خود داری کرد.
نادر گفت: پس چر ا نمی گیری؟
گفت:مادرم مرا می‌زند می‌گوید تو این پول را دزدیده ای !!!
نادر گفت: به او بگو نادر داده است.

پسر گفت: مادرم این حرف را باور نمی‌كند.

مادرم می‌گوید: نادر مردی سخاوتمند و کریم و بخشنده است او اگر به تو پول می‌داد یك سكه نمی‌داد. زیاد می‌داد.

حرف او بر دل نادر نشست و خوشش آمده و یك مشت پول زر در دامن او ریخت.
از قضا چنانچه مشهور تاریخ است در آن سفر بر حریف خویش محمد شاه گورکانی پیروز شد و فتحی بزرگ کرد .