ماضی - مضارع مستقبل

 

به طور حتم و يقين فكر مي كنيد باز هم رگ معلم ادبيات و عربي بنده گل كرده و مي خواهم در باره ي اقسام فعل از نظر زمان وقوع توضيح دهم و تعاريف دقيقي از فعل و مفاهيم ماضي - مضارع و مستقبل برايتان تقديم كنم ، 


البته بي ربط فكر نكرده ايد چون از يك طرف ما معلم ها هر وقت و در هر جا موقعيتي براي توضيح و تدريس و تعليم گير بياوريم حتي اكر بازنشسته و پير و فرسوده هم شده باشيم ناخود اگاه حس معلمي مان  به يكباره مي جنبد و انگار انجا كلاس باشد و مستمعين فراگير و شاگرد ، شروع مي كنيم به تشريح و توضيح و انصافا كه توضيح جانانه اي هم مي دهيم  .

اما اين بار هدف بنده توضيح در خصوص تعاريف و موضوعات ادبياتي نيست گر چه خيلي بي ربط هم نيست و يك جورايي مسئله به اين تعاريف مربوط مي شود ، اما در اين مقال مي خواهم با استفاده از واژگان ذكر شده موضوع بسيار مهم ديگري  را يادآوري نمايم ، 

مخلص كلام اينكه تمام رخدادها و به عبارتي افعالي كه از انسان صادر مي شود به سه نوع از نظر زماني منقسم مي شود كه يا اين فعل ( كلمه اي كه بر انجام كار و يا وقوع حالتي توسط فاعلي در زمان مشخصي انجام مي گيرد) و كار و رخداد يا در زمان گذشته صورت گرفته كه درعربي ماضي گفته مي شود و يا در زمان حال صورت مي گيرد كه مضارعش مي نامند و يا در آينده انجام خواهد گرفت كه مستقبل مي نامندش . 

خب از تعريف فعل و اقسام زماني ان بگذريم كه موضوعي است كه ده ها بار اين كار را در كلاس هاي درس توضيح داده ام در اين مقال مي خواهم ارتباط و وابستگي اين الفاظ را با انتخابات شوراي اسلامي شهر تبيين نمايم ؛
 
ممكن است در درون خودتان سؤال كنيد اخر انتخابات به اين الفاظ چه ربطي دارد و اين معلم ها هم عجب موجودات خارق العاده اي هستند كه هر چيز را به هر چه بخواهند ربط مي دهند .

اولا كه پر واضح است كه انتخابات يعني رخدادي كه بايد مردم در آن حضور يابند و در يك فرايند از گذشته عبور كنند و در حال در راي گيري و گزينش اصلح و بهترين ها فعالانه شركت نمايند و براي اينده خود افرادي را برگزينند و تقدير ساعات و اوقات و تدابير و سرنوشت آينده شهر به ايشان واگذار نمايند،

بازهم خواهيد گفت اين كه چيز مبهمي نبود كه بخواهيد تبيين و تشريح نماييد و اين امر به قدري واضح است كه هر جمله اي بگوييم توضيح واضحات مي شود و امري عبث و بيهوده مي نمايد .

مي خواهم در اين مقال  زاويه و گوشه اي را باز كنم كه شايد درتعيين نتيجه ي انتخابات واقعا موثر باشد و بيان ان خالي از لطف نباشد :


اين روزها كانديداها و نامزدهاي انتخابات كه الحق اين دوره با يك نو اوري و خلاقيت مثال زدني عكس هاي بسيار قشنگي گرفته اند و هر كدام با ژست و فيگورهاي عالمانه با خودكارهاي  زيبا و برندهاي معروف و گران قيمت كه در دست گرفته و با نگاه هاي نافذ و متفكرانه چنان تصويري از خود  نمايش گذاشته اند كه بيننده يا ديدن خودكار هاي عكس ها متوجه مي شود و شير فهم مي شود كه اين كانديداها ديگر مثل قديمي ها نيستند كه معطل يك خودكار بيك باشند تا مطلبي بنويسند و ايشان خودشان را به شدت به سلاح قلم و ان هم از نوع خوبش مجهز كرده اند تا بنويسند و در ضمن ثابت كنند كه ايشان با سواد هستند و ديگر كسي حق ندارد كوچكترين شكي در باره ي علم و دانش ايشان نمايد ان هم با وجود اين عكس هاي دو متر و سه متري خوشكل و رعنا.!!

لابد مي پرسيد :خب همين را خواستيد بگوييد كه موضوع ادبي را وسط كشيديد؟ 

جواب اين  است كه اگر از عكس ها و تبليغات محيطي و ميداني بگذريم اين دوستان در جلسات و محافلي كه باز هم اين دوره مد شده كه به بهانه هاي مختلف و در حاشيه جشن و مراسم مذهبي و غيره كه اتفاقا بي اب و نان نبوده و با شاميدن و تناول وليمه و غير وليمه همراه است سخنراني و سخن پراكني كرده و پنبه ي گذشته و گذشتگان (رحمت الله عليهم اجمعين) را حسابي مي زنند و از خود حسابي تعريف مي كنند تا مردم شناخت نسبي از ايشان به دست اورند و در انتخابشان بتوانند با اگاهي تصميم بگيرند و در انتخابات شركت كنند كه اتفاقا خوب و مفيد است .

مي دانم حوصله تان سر رفت تا بدانيد اين ماضي و ضارع و مستقبل چه ربطي به انتخابات دارد ؟؟ 

افراد و نامزدهاي محترم به سه گروه تقسيم مي شوند :
 
۱- بعضي از ايشان در باره گذشته ي اجداد و ابائشان صحبت مي كنند كه گر جه اشكال شرعي و عرفي ندارد اما در شناخت مردم چقدر موثر مي تواند باشد كه نمي دانم .

٢- گروهي كه در باره ي آينده و برنامه ها و اقدامات اينده صحبت مي كنند كه اگر من بيايم فلان كار را مي كنم و البته بعضا بي توجه به شرح وظايف و اختيارات شورا مندرج در ماده ي ٧١ قانون شورا كه البته همه ي اختيارات گقته شده در ماده ي ٧١ نيز به جز بند ١ به نوعي مقيد و مشروط است (٢٩ بند از ٣٠ بند وظيفه) كه قابل اجرا نمي باشد پس عملا اين وعده و وعيدها هم نمي تواند شاخصي براي انتخاب اصلح باشد ، يكي از دوستان وعده كاهش عوارض و ماليات را داده بود كه عوارض كاستني نيست و كاهش ماليات كه حتي از اختيارات رياست جمهور هم نيست چه رسد شوراي شهر و اعضاي محترم ان . 

٣- اما گروه سوم همان مضارعيون كه به جاي توضيح پيشينه ي خانوادگي و دادن وعده هاي مستقبلِ كسي نديده و نشنيده در باره ي حال و زمان حاضر صحبت مي كنند البته حال و زمان حاضرِ ديگران و اشكال و ايراد به وضع موجود كه اتفاقا از نظر تبليغي روشي است معروف كه هر كسي بيايد به لحاظ مطلوب خواهي و آرمان خواهي مردم از اين ويژگي حد اكثر استفاده را كرده با ناتوان و نا مناسب خواندن وضع موجود و برجسته كردن ضعفِ سايرين خود را توانا بر اصلاح امور نشان مي دهند و خوب در عالم لاف و ادعا و روي كاغذ هر كسي قادر به انجام بزرگترين ماموريت ها خواهد بود(مثلاً) و  اين گروه نيز از اين راه وارد عرصه ي تبليغات شده اند و خود را به مردم معرفي مي كنند ؛

پس ايا اين راه ها اطمينان بخش است؟ و ايا مردم در گزينش خود دچار خطا نمي شوند؟  و ايا اين خطا و اشتباه در اينده شهر تاثير مخربي را به جا نمي گذارد؟ و بالاخره راه شناخت و تفكيك ٥ نفر اصلح از ميان اين تعداد صالحين براي انتخاب چيست ؟ و چه راه حلي را پيشنهاد مي كنيد؟

چاره ي كار توجه به همين افعال ماضي و مضارع و مستقبل است اما با اين رويكرد كه با توجه به كذشته ي افراد و بررسي سابقه و كارنامه ي كاري - شغلي - اجتماعي - اخلاقي و سلامت رواني افراد مي توان فهميد كه هر كدام چه امتيازاتي را دارند و ايا امانت داري به عنوان شاه بيت اين قصيده و به عنوان مهم ترين آيتم كه شخص انتخاب شونده با نيت خالصانه براي خدمت امده باشد و با هدف و نيت خاص و نيل به امتيازات پاي در صحنه نگذاشته باشد و در اين مورد گذشته شخص به عنوان يك سوم از فرايند و آزمون را قبول شده و قابليت ادامه ي بررسي توانمند ي هايش را خواهد د اشت ،

اما مضارع و حال كه بسياري از بزرگان ملاك شخصيت و عملكرد را براي افراد حال فعلي برمي شمرند نيز درجاي خود اهميت دارد زيرا بايد ديد در حال حاضر شخص از فكر و مشي و منشي اخلاقي و انساني و حوصله و انعطاف و سعه ي صدر و توانايي براي برخورد و حضور در شورا و خدمتگزاري دارد يا خير؟ بكذاريد كمي مصداقي تر بگويم حضور رايگان و بي جيره و مواجب در شورا( طبق قانون اعضا فقط براي جلسات حق و حقوق مي توانند بگيرند و در بقيه ي ساعات ريالي به ايشان تعلق نمي گيرد ، از طرفي مردم توقع دارند در موقع مراجعه به شورا اعضا كارشان را انجام دهند و شايد يك امضاي فاكتور از نظر ما مهم نباشد اما براي مراجعه كننده اي كه دريافت وامش و حل  مشكلات اساسي زندگيش منوط به اين امضاست ، حال اگر بخشنامه اي برخورد كنيم و كسي در شورا حضور نيابد و كار مردم را راه نيانازد بايد شهروند محترمي در به در دنبال يك امضا برود و بادمان باشد كه كارهاي جزيي مرم كه براي ما پيش پا افتاده است براي خودشان شايد مهم ترين موضوع روز باشد پس ببينيم چه كسي با گذشت تر - اماده تر- تواناتر در نوشتن و سخنورتر در انتقالِ گفتار و نوشتار است ؟ و بررسي حال ايشان نشانه ي توانايي هاي عمومي ايشان براي عضويت شوراست ، پس حال ( مضارع) هم مي تواند در انتخاب ايشان كمك كند ضمن اينكه در مرحله ي تبليغ در حال اخلاق محوري و اعتدال و ميانه روي و خود داري از تمسك به هر حيله و نيرنگ و ايراد تهمت و غيبت و تلاش براي رسيدن به هدف به هر قيمتي خود به خود ان شخص را مي تواند از دايره ي انتخاب مردم  خارج نمايد و در نهايت اينده (مستقبل) و تشريح برنامه هاي شخص نامزد مبتني بر عقلانيت و خردورزي و اجرايي و عملي بودن ادعاها و وعده و وعيدهاي معقول و اجرايي نيز مي تواند در شناختن گزينه ي اصلح موثر و راهگشا باشد - دادن وعده هاي غير قابل اجرا بدون توجه به حدود اختيارات و بي اطلاعي از وظايف و اختيارات ، جز اغواي مردم و به خطا انداختن افكار عمومي چيزي نمي تواند باشد.

و كلام اخر اينكه مردم خوب و شريف و عزيز  برخي با بيان سخنان شيرين و يا گاهي تند و استفاده از احساسات پاك و خالصانه و تمنيات مردم كه به ان دست نيافته اند و آرزوي رسيدن به ان دردرون افراد موج مي زند كه فهميدن و درك آن نيز خيلي مشكل نيست مي توانند در به غلط انداختن مردم در انتخابشان بسيار موثر باشند 

پس تنها تجميع و كنار هم قرار دادن اين ٣ عنصر گذشته- حال. و اينده ، بدون توجه به ظواهر امر و پوسترهاي زيبا و گران قيمت و بررسي منصفانه و دقيق ايتم هاي ضروري براي نمايندگي مردم مي تواند مردم و ما و شما را در انتخاب اصلح و مناسب مان  رهنمود سازد تا از بين حاضرين افراد اصلح را برگزينيم و تقديرات ٤ سال شهرمان را دست با كفايت ايشان بسباريم. 
 
عزيزان همشهري با توجه به تجربه ي حدود ١١ سال خدمتگزاري و نوكري  صادقانه براي شما خوبان قلبم برايتان مي تپد و خواهش مي كنم در اين مرحله با دقت بسيار و به دور از بعضي تعصبات  و تعلقات و انگيزه ها و صرفا بر اساس شايستگي و شناخت قلبي و شخصي خودتان و نه سفارش كسي كه حق قاوني و شرعي و عرفي شما را به دست خواهد گرفت، با عقل و درايت و انديشه و شناخت خود راي بدهيد و امانت داري و صداقت و توانايي هاي عمومي و ايثارگري و اعتقاد به احترام به مردم و عشق به خدمت و حوصله و انعطاف و بي ريا و بي كينه بودن و اعتدال و انصاف و پاك دستي و پاك چشمي و غير مادي بودن و سودجو نبودن و عدم دخالت سود و مسائل شخصي در تصميم گيري ها ،شهر را مد نظر قرار داده و با مطالعه گذشته و ملاحظه حال و همينطور برنامه هاي واقع بينانه آينده وبه دور از شعار زدگي و روحيه ي انتقام جويي و مسئله سازي و مچ گيري و رويكرد اصلاح به جاي انتقام و توجه به تشويق و تحريض به جاي تنبيه و سرزنش افرادي را انتخاب كنيد تا نماينده همگيِ ما و شما باشند و بتوانيد با ايشان به راحتي ارتباط برقرار كنيد و از اين انتخاب شاد باشيم و  احساس موفقيت و افتخار كنيد و در رشد و توسعه ي شهرمان بيش از پيش موثر و مفيد باشيم و در نزد خود و حاضرين و ايندگان خود با سربلندي و افتخار بتوانيم به گزينش هاي اصلح مان  اعتماد نماييم       (ان شاء الله )