درپي درج مطلبي با عنوان "مپايمه " در وبلاگ زرندستان با مديريت دوست ارجمندمان اقاي چراغي بر آن شدم توضيحاتي را بيان نمايم .


در زبان عربي كه يكي از پر كاربرد ترين زبان هاي جهان امروزي است و داراي بهترين و كامل ترين ساختار ها( به زعم بسياري از جمله بنده ی نگارنده) كه براي هر ريشه اشكال مختلفي و اوزان متعددي متصور است كه اين  ساختار باعث بوجود امدن علم لغت و اشتقاق و استخدام لغات و كلمات شده و هر پديده و شيئ و رخداد جديدي را با توجه به ساختار و فرمول و وزن موجود برايش لغت و واژه مناسبي ساخته و استعمال مي كنند مثلا (( صعود : بالا رفتن)) و در زبان عربي براي ساختن اسم آلت وزن و فرمول ((مِفْعَلْ- مِفْعَلَه - مِفْعال)) را داريم پس براي ساختن كلمه آسانسور كه واژه اي جديد است مشكلي وجود ندارد و مي توان ريشه ي (( ص ع د )) را بر وزن و فرمول تعيين شده ببريم مي شود (( مِصْعَدْ)) لذا مي بينيم كه با وجود زنده بودن و تطور زبان مشكلي در استخدام واژگان وجود ندارد .

 زبان و ادبيات موجودي زنده است كه دائما در حال تطوّر و تحول است وامروزه شاهديم كه بنا به موقعيت و مقتضاي حال و رشد و توسعه فرهنگي - اجتماعي - اقتصادي و تكنيكي جوامع ، ضرورت مي يابد كه واژگاني جديد به كار گرفته شوند كه بتوانند آن معاني را منتقل كنند، كلماتي مانند رايانه - يارانه - پايانه - رايانامه - رمزينه - دورنكار - گردشگر و ... به جاي كلمات لاتين كامپيوتر - سوبسيد- ترمينال - ايميل - باركد- فاكس و توریست توسط فرهنگستان وضع شده تا بتواند جايگزين آن كلمات شود گرچه به اعتقاد شخصي بنده ضرورتي به اين كار در اصل نيست و در تمام دنيا و ادبيات جهاني كلمات دخيل امري پذيرفته شده و متداول و رايج است و مضافا اينكه كلمات وضع شده توسط فرهنگستان ادب و زبان فارسي تمامي معاني ان اشياء و امور را منتقل نمي كند و در ضمن اين وضع گاهي به صورت كاملا سليقه اي و بدون در نظر گرفتن پيشينه و مصطلح بودن اسامي سابق (لاتين دخيل در زبان فارسي ) انجام گرفته است .

و در گويش امروزي زبان فارسي مواردي مي توان يافت كه رواج و كاربرد لغات به صورت كاملا تقليدي و بدون منطق و بدون توجه به ساختار و روش ساخت در دستور زبان فارسي صورت گرفته و مي گيرد :

في المثل امروز كلماتي مثل "چت " و " گپ" و " اس ام اس" و "شام" و " هنگ" و غيره را برداشته و ساختار فعلي به ان مي دهند و به صورت " چتيدن" و اشكال فعلي ان و همينطور "گپ" و اشكال فعلي ان اعم از ماضي ومضارع و امر و نهي و غيره و همينطور " شاميدن " و " هنگيدن" و غيره را شكل مصدري داده و برايش صيغه هاي مختلف فعل صرف كرده و استفاده مي كنند كه امري ناصواب و تقليدي است .

و كلمه " مپايمه " از " پيام" ماخوذ است و علاوه بر رفتن به مصدر " پياميدن" در فارسي يك گام فراتر و جلوتر رفته و به مصدر فعل ثلاثي مزيد عربي برده شده و بر وزن " مفاعله" مثل " مذاكره" و " مكاتبه" و " مشاعره" و مصاحبه" و ... برده شده و كلمه " مپايمه " بر وزن " مفاعله " كه تداعي وقوع و حدوث فعلي به صورت اشتراكي و بين دو نفر انجام گرفته يعني رد و بدل كردن پيام بين دو نفر توسط جناب اقاي چراغي وضع و به كار گرفته شده است و اين در حالي است  كه فرهنگستان هر چه بخواهد وضع و استعمال و متداول مي كند پس اقاي چراغي عزيز چرا نبايد بتواند چنين كار مهمي را انجام دهد ؟!

لذا در بست اين كلمه ي  " مپايمه" را بايد پذيرفت و در كنار كلمات ديگر وضع شده فرهنگستان جاي داد و از ايشان نيز به شدت تشكر و تقدير نمود .

براي تنوع و عوض شدن فضاي نوشتار عرض كنم چند سال پيش براي طي دوره ي تامين مدرسي كتاب  جديد التاليف در محضر مولف محترم بوديم و دوستي از يكي از استان هاي جنوبي كشور عزيزمان بود كه دامنه ي لغات عربي وي خيلي خوب و وسيع نبود و البته نبوغ و استعدادي داشت كه اين نقيصه را جبران مي كرد و ان اينكه هر كلمه و لغتي را كه بلد نبود به شكلي با اصل فارسي ولي به وزن و صيغه ي عربي صرف مي كرد كه آدم فكر مي كرد ؛ راستي راستي اين كلمه در عربي همين گونه است كه ايشان به كار مي برد 

مثلا وقتي مي پرسيدند در عربي به " گردو چيدن " چه مي گويند ؟ با اعتماد به نفسي كم نظير مي گفت(: يُگَرِّدونَ ) و يا " بوسه مي زند " يَبوسُ و همينطور تا اخر ، بدون توجه به اينكه اصلا حرف "گاف " در عربي وجود ندارد . 

البته در زبان عربي گاهي از اسم هاي جامد و غير مصدري افعالي ساخته و استفاده مي شود كه اين كار جديدي است و سابقه ي ديرين ندارد مثل (بحر: دريا ) اَبْحَرَ: دريايي شد و (قمر: ماه) اَقْمَرَ: ماه سان شدو  نمونه هاي اندكي در ادبيات عرب در قديم الايام برايش يافت مي شود مثل (صبح) اصبح (به صبح آورد: شد و گشت هم معني مي دهد و يا ( مسي: عصر ) امسي : شب را به سر اورد (شب هنگام شد ) و اين كه فعلي از اسم ماخوذ باشد كه ان اسم مصدر نباشد امري غير متداول است و قاعده بر اين است كه همه كلمات مشتق از  اسم جامد گرفته شوند به شرطي كه ان اسم جامد مصدر باشد و در واقع تمام كلمات عربي از مصدر گرفته مي شوند و مصدر چنانكه از نامش  پيدا و مشخص است سرچشمه و ريشه و بنيان و محل صدور و بروز و وجود ساير كلمات است و ساخته شدن فعل و ساير مشتقات از اسم هاي جامدي مثل ( صبح - بحر - قمر - مسي و ... ) غير منطبق با قاعده و رويه معروف و متداول مي باشد .


              رحيم نيكنام / ساعت ٤٥ دقيقه بامداد چهارشنبه اول خرداد ٩٢