36819610765723203190.jpg    62547241452871881798.jpg

 

در اخرين لحظات دوشنبه ١٦اردیبهشت نامه اي به دستمان رسيدكه خبراز

 

برگزاري جلسه تجليل از بازنشستگان آموزش و پرورش و دود چراغ خوردگان

 

و موي سپیدان و استخوان خرد كردگان را در برداشت .

 

 

در بدو دریافت دعوتنامه خوشحال شديم كه بالاخره پس از گذشت ٩ ماه از

 

بازنشستگي مسئولين محترم اموزش و پرورش يادشان افتاده كه :بوده اند

 

كساني  كه همه ي عمر شريف خود را وقف تعليم و تعلم نو نهالان نظام

 

مقدس كرده اند و به ناگاه با دريافت يك برگه متوجه شده اند كه بازنشسته

 

شده اند واز فردا نبايد به كار بروند ، و در طول ٩ ماه گذشته حتي يك تلفن

 

به ايشان نشده كه خسته نباشيدي ساده و بي خرج به ايشان گفته شود .

 

 

خوشحال شدم كه گر چه دير و نا بهنگام اما اين امر داشت محقق مي شد

 

بنا براين خودم را اماده حضور در جلسه كردم و ..راس ساعت مقرر به سالن

 

فرمانداري شهرستان محل برگزاري جلسه رفتم -

 

 

جلوي در ورودي تمام مسئولين دواير آموزش و برورش صف كشيده بودند تا

 

به نوبت به ايشان سلام كنيم و ازكسب فضيلت سلام دادن محروم نشويم و

 

همينطور هم شد و مسئولين دواير اتو کشیده و انكادر شده جلوي در سالن

 

 بودند و بيچاره ها غافل از اين بودند که لاجرم خودشان اين روز را بايد تجربه

 

كنند حال دير يا زود !!

 

 

بالاخره به سالن رفته روي صندلي جلوس كرديم و تيزرهاي عكس هاي 

 

روسا در هنگام كلنگ زني پروژه هاي قديمي را دیدیم تا سر مان گرم شود

 

و حوصله مان سر نرود چون طبق معمول جلسه با  تاخير شروع مي شد 

 

 

جلسه با اعلام مجري كه به زورسعي مي كرد متون رابا احساس بخواند

 

شروع  شد و همه حسن جلسه با تلاوت زيباي اقاي احمدي قاري ممتاز ،

 

شاگرد قديمي بنده بود و مصرانه قصدبوسيدن دست بنده را داشت كه او

 

را بوسيدم و سراسر آكنده ازافتخار شدم و بوسيدن هاي متوالي حاضرين

 

كه نشانه ی محبتشان بود بالاخره به اتمام رسيد و در صندلي رديف سوم

 

نشستم و بعد مسئولين كشوري و لشکري و در راس فرماندار محترم و

 

ائمه محترم جمعه پرندك و زاويه و روساي ادارات همه حاضر شدند و با خير

 

مقدم رئيس اداره و بعد سخنان فرماندار جلسه ادامه يافت و در لابلاي به

 

برنامه دكلمه و سرودهايي خوانده شد 

 

 

و آنگاه نوبت به تجليل از ٢٥ بازنشسته شروع شد ؛ رئيس اداره و امامان

 

جمعه پرندك و زاويه و يكي از مسئولين  استان(معاون تربيت بدني )

 

روي سكو قرار گرفتند و اقاي مجري اسم ها را به سرعت خواند و چند نفر

 

چند نفر رفتند و لوح هاي خود را گرفتند و  مجال گرفتن عكس يادكاري نشد 

 

 

همينطور دل توي دلم نبود كه در اين پوشه بزرگ جز لوح تقديرپاكتي چيزي

 

باشد ، اما وقتي خود روي سن رفتم و لاي پوشه را دیدم فقط يك نوشته با

 

امضاي رئيس اداره ديدم و هيچ !!!!

 

 

و واقعا ان وقت فهميدم و يقين قطعي كردم كه علم بهتر از ثروث است!زيرا

 

به كدام ثرومندي چنين لوح تقديري می دهند كه به ما دادند ؟؟!! 

 

 

و  نو اوري جلسه تجليل اين بود كه امسال به منتخبين كه هر سال پتويي

 

به عنوان سنبل استراحت مي دادندامسال ندادند!شايد كنايه از اينكه ديگر

 

زمان استراحت نيست و بايد با این حقوق بازنشستگي به فكر كار و شغل

 

دیگري براي ٠ ٣سال دوم كار بود !!!!

 

 

 و بالاخره پذيرايي مفصل با كيك و آبميوه و بعدهم با سخنان استاد صافي

 

معنويات جلسه به شكل محسوسي بالا رفت گر چه ازماديات خبري نبود

 

چون ماديات كه همه جا پيدا مي شود و معنويات را بايد بچسبيم .

 

 

به هر حال اين تجليل برازنده را بايد به دست اندركاران خسته نباشيد و

 

دست مريزاد گفت كه بالاخره به يادمان بوده اند و درست كه ٩ ماه دير

 

تجليل كردند اما واقعا معنوي و بدون هيچگونه ماديات پست بي ارزش كه

 

باعث الايش جلسه و بايين امدن كلاس مي شد كار انجام و به اتمام رسيد

 

و لبخندي از شادي و زهرخند روي لب بينندگان نقش بست كه حالا حالا ها

 

خاطرات اين روز از ياد نمي رود  

 

 

 

تا كه بوديم نبوديم كسي          كشت ما را غم بي هم نفسي 

 

 

تا كه مرديم همه يار شدند.          تا كه خفتيم همه بيدار شدند 

 

 

    قدر ائينه بدانيد چو هست            نه در ان وقت كه افتاد و شكست