شعرمدرسه عشق از شادروان مجتبی کاشانی خیر مدرسه ساز

بعید،در پی سودا ئیست که ببخشد ما راو بفهماندمان،ترس ما بیرون از دایره رحمت
اوست.در مجالی که برایم باقیست،باز همراه شما مدرسه ای می سازیم،که خرد را با
عشق،علم را با احساس،ریاضی را با شعر ودین را با عرفانهمه را با تشویق تدریس
کنند.لای انگشت کسی قلمی نگذارند،و نخوانند کسی را حیوان،و نگویند کسی را
کودن.و معلم هر روز روح را حاضر و غایب بکند،و به جز ایمانش،هیچکس چیزی را
حفظ نباید بکند.مغزها پرنشود چون انبار،قلب خالی نشود از احساس.درس هایی
بدهندکه به جای مغز، دلها را تسخیر کند.از کتاب تاریخ،جنگ را بردارند.در کلاس
انشاء،هر کسی حرف دلش را بزند.«غیرممکن» را از خاطره ها محو کنند،
تا کسی بعد از این،باز همواره نگوید: «هرگز»و به آسانی همرنگ جماعت نشود.زنگ
نقاشی تکرار شود.
رنگ را در پائیز تعلیم دهند،قطره را در باران،موج را در ساحل.زندگی را در رفتن و
برگشتن از قله کوه.و عبادت را در خدمت خلق.کار را در کندو،و طبیعت را در جنگل و
دشت.مشق شب این باشد،که شبی چندین بار همه تکرار کنیم:عدل
آزادی
قانونشادی...امتحانی بشود،که بسنجد ما را...تا بفهمند ،چقدرعاشق و آگه و آدم
شده ایم؟
که در آن آخر وقت به زبانی ساده شعر تدریس کنند،
و بگویند : تا فردا صبح
خالق عشق نگهدار شما. (شادروان مجتبی کاشانی)

خدمت رسانی صادقانه با امانتداری - دفاع از حقوق مردم-هدف مقدسی که در طول بیش از 10 سال نمایندگی مردم در شورای اسلامی شهر دنبال کرده ام و لحظه ای به منافع شخصی خود نیاندیشیده و منافع مردم و رضای خداوند را بر هر چیزی ارجح دانسته ام - همواره در راه رشد و توسعه و آبادانی شهر کوشیده ام و در مسیر اصلاح و مبارزه با رانت خواری و فساد اداری تلاش کرده ومیکنم و در این راه مقدس هرگز خسته نشده و سازش نخواهم کرد - خداوند را شاهد بر اعمال خود می دانم و با پیروی از منویات رهبر معظم انقلاب و رهنمودهای دلسوزان در به خدمت نظام مقدس و مردم و پاسداری از خون پاک شهدا و حقوق مردم شریف لحظه ای خمودی و کسالت و خیانت را روا نمی دارم - تا زنده ام زرمنده ام --همواره چراغ راهم می باشد.