سال هاست كه مسئولين كشوري و مديريت هاي بيمه هاي اجتماعي و تكميلي با اين رويكرد كه قرار است سرپناه و چتر حمايتي خود را بر سر بيمه گزاران و خلق الله بگسترانند از هر بوق و شيپور و سرنا و كرنا تبليغ و اعلان پخش مي كنند كه؛ مردم بياييد خود و خانواده خود را در مقابل اندك هزينه در مقابل حوادث و سوانح و اتفاقات خواسته و ناخواسته مصون و محفوظ نگهداريد و نگذاريد نداري و كم بضاعتي و فقر و فقدان توان مالي شما را به كام ناكامي ها و مصيبت ها بكشاند و تنها راه حل پيشگيري اين موضوع را پوشش هاي بيمه اي به عنوان سرمايه گزاري و تامين آتيه و نه هزينه كرد محسوب و شمار نماييد ، گر چه در دنياي امروزي بيمه ( ) پذيرفته شده و به عنوان تنها گزينه حمايتي بخش عمومي و خصوصي مورد توجه قرار گرفته و حقيقتا و به معني كامل تامين اجتماعي مورد عمل مي باشد و ليكن اين مقوله در كشور زرخيز و دلاور پرور ما به لحاظ مشكلات خاص و تنگناهاي اجرايي و قانوني با چالش هاي جدي بزرگي مواجه است ، ابتدا شايد مقوله بومي سازي و نهادينه كردن امر بيمه به عنوان معضل جامعه كه اينگونه هزينه ها را در سبد خانوار خود جاي نمي دادند مطرح بود كه بالاخره با سياست هاي رسانه جمعي نوشتاري و ديداري اعم از آنالوگ و ديجيتال رفته رفته اين مسئله مرتفع گرديد و هجوم طيف گسترده مردم به مراكز بيمه اعم از حوادث و مصئوليت مدني و غيره فزوني گرفت و به موازات اين استقبال قوانين بيمه نيز تا حدودي شفاف تر و اجرايي تر و كاراتر گرديد اما در بخش اجرا و طرف هاي ديگري كه در اين ميان بايد نقش خود را ايفامي نمودند با تعلل و تالل و امهال و استمهال و فرصت سوزي از اجراي صحيح ان سر باز زده شد كه اگر به صورت كيسي و موردي مورد بازبيني و وارسي و واكاوي قرار گيرد موارد متعددي از خلف وعده و عدم پايبندي به تعهدات شركت هاي بيمه گزار و آن هم به بهانه هاي واهي را مي توان يافت و بيان نمود ، مشكلات دير باوري ، ناباوري  و عدم اعتماد به گزارشات بيمه شدگان در حوادث و سوانح و تاخير در اعزام كارشناسان براي رويت و معاينه كيس منظور و از بين رفتن بعضي از علائم و نشانه هاي لازم براي تائيد خسارت و پراخت غرامت و تنگناهاي اجرايي ديگر و اينكه مراجعه كننده به مراكز طرف قرارداد بيمه متاسفانه با كم مهري و نا ملايمتي و گاهي اهانت و تمسخر مواجه و از هر ١٠ مورد تنها به ١ مورد رسيدگي و خسارت وارده با هزار سختي و مشكل جبران مي گردد و بالاخره اينكه عليرغم داشتن انواع بيمه هاي تامين اجتماعي و خدمات درماني و مكمل و طلايي و نقره اي و ... وقتي به داروخانه يا مراكز درماني مراجعه مي نمايي از هر چند قلم دارو يا خدمات تنها و صرفا مي تواني از مواردي كه تفاوت قيمتي چنداني با بازار آزاد ندارند بهره مند و متنعم گردي، 

توجه توجه؛ اينجا مامونيه است ، شهري در حدود ٩٠ كيلومتري تهران بزرگ پايتخت كشور پهناور جمهوري اسلامي ايران و بيخ گوش مسئولين ارشد بيمه كشور و در مجاورت و چند قدمي دفاتر مركزي بيمه كه اگر يك بخشنامه و دستور العمل ابلاغ گردد  و با بلندگوي كوچك اعلام شود صداي  آن در شهر قابل شنيدن است ،اما متاسفانه  به رغم اين موقعيت ويژه و با وجود انواع پوشش هاي بيمه اي دهان پركن وپر نكن اگر يك روز از صبح علي الطلوع تا غروب به دنبال يك پزشك وداروخانه و مركز درماني و .. براي استفاده از مزاياي قانوني بيمه كه قبلا و پيشاپيش بهايش را با پول جرينگه پرداخته و بعنوان مدرك و سند يك دفترچه چند ده برگي و يك كارت و چند كوپن و برش كاغذي را دريافت نموده اي عزيمت نمايي فقط با يك كلمه مواجه مي گردي  كه "  اقا يا خانم  محترم :  با بيمه قرارداد نداريم" و اگركمي هم سريش شوي و زياده بحث نمايي مي گويند " اين قلم و اين قلم و اين قلم .. دارو را نداريم" و اخر سر شما مي ماني و يك نسخه و دفترچه بيمه كه بايد از شهر و ديار خود به شهرستان هاي همسايه و مجاور راه گز كرده و بروي تا بتواني نسخه داروي خود را تهيه نمايي ،!! آقا اين كه  نشد بيمه !!!!!! مگر موقع پرداختن حق بيمه پول ما قلابي بوده يا سكه رايج مملكت نداشته ؟؟؟؟؟!!!

اولا : اصلا از ريشه تعدادي از اقلام دارويي و ان هم به درد بخورها و تخصصي ها و قيمتي ترها يش را بيمه قبول نمي كند !!

ثانيا: انهم كه قبول مي كند از هر چند قلم تعدادي را تامين و مابقي را به وقتي ديگر و مكاني ديگر احاله و واگذأر مي كند !!

و در نهايت انسان را به اين فكر مي اندازد كه " بابا جان ؛بهتر نيست به جاي اين همه دنگ و فنگ و مشكل و تحقير و تمسخر و تالل  و غرغر شنيدن  ، بيمه نشويم و برويم موارديكه اتفاقا وقتي حرفي از بيمه نباشد با عزت و احترام و فقط درقبال دريافت پول بي زبان برايت اماده و تقديم مي كنند به صورت غير بيمه و بطور آزاد تهيه كنيم ؟؟؟ و بقول معروف " نه شير شتر و نه  ديدار عرب " 

به نظر اينجانب كه اين بهتر است و شايد بايد سال و سال هاي ديگر و موقع تمديد بيمه با خود لختي بيشتر بيانديشيم تا اينگونه در هچلستان گير نكرده و كاسه چه كنم چه كنم به دست نگيريم و گرفتار چاه ويل و هزار بدبختي و خفت نشويم كه هم پولمان برود و هم آبرو و حرمت و هم جانمان و هيچ راه بازگشتي هم نداشته باشيم و حالا هم با خود هي بگوييم و تكرار كنيم كه "نه بابا ما بيمه نخواستيم و نمي خواهيم و ...... " از طلا گشتن پشيمان گشته ايم .......... مرحمت فرموده ما را مس كنيد" ............!!! و مشكلات ادامه دارد......