آش شور   

ناگفته هايي از برگزاري انتخابات شوراي اسلامي در شهر مامونيه 

و پاسخ به بسياري از حرف هاي نگفته و مسكوت 

در پاسخ به درخواست تعدادي زيادي از شهروندان محترم مبني بر خويشتن داري و عدم درج مطالبي كه به نوعي باعث به چالش كشيده شدن برخي افراد حقيقي و حقوقي مي شود، بنده در احترام به شهروندان عزيزم بازهم رويه ي سكوت و صبر و شكيبايي و حفظ حريم ها و حرمت ها را علي رغم هتاكي ها و اهانت ها و جفاهايي كه درطول مدت تبليغات انتخابات از تهمت و لاف و بلوف و دروغ و سياه نمايي بر بنده و خدمتگزاران شورا از جانب برخي با نيت كسب راي مردم و با بي اخلاقي تمام و با حمايت  بعضي كه وجود و حضور و مواضع ما را در تضاد با منافع شخصي و جمعي خود مي ديدند صورت گرفت ، ادامه مي دهم وفرجام اين معامله و تسويه حساب را به روز " يَوْمَ لا يَنْفَعُ الْمالُ وَلاٰ بَنونَ" و " يَوْمَ يَعَضُّ الظّاٰلَمُ عَليٰ يُدَيْهِ" و " يَوْمَ لاٰ يَجْزي والَدٌ عَنْ وَلَدِهِ و..." موكول مي كنم و به خاطر حفظ آرامش و مصالح مردم شريف كه ولي نعمتان واقعي ما هستند سكوت مي كنم؛ 

در زير نمونه اي از پيام هاي عزيزان همشهري را درج مي كنم:

با سلام و عصر به خیر.

گویند انیشتین اکثر اوقات با موهای ژولیده و شانه نکرده در همایش ها و سخنرانی ها شرکت میکرد.شاگردان،دوستان و همکارانش به او خرده می گرفتند و ...

او در جواب آنها میگفت برای چی باید موهام را شانه کنم؟میگفتند در این جلسه همه شما را میشناسند و شما سرشناسید.انیشتین با خونسردی به آنها میگفت خب همه میشناسند پس میدانند من چه کسی هستم.

جالب اینکه بعضی مواقع هم به او میگفتند حالا که جلسه در یک شهر و دانشگاه دیگر هست و شما را نمیشناسند به سر و وضعتان برسید.باز هم ایشان در جواب میگفت :خب من را که نمیشناسند پس چرا این کار را بکنم؟ 

جناب آقای نیکنام،دوست و همکار محترم : در این شهر همه شما را میشناسند وهمه به دلسوزی و مردمداری و زحمات شما واقفند.از شما خواهشمندم ناگفته ها را بیان نفرمایید و با تمام قدرت باز هم برای مردم باشید. در ضمن بنده شاهدم عده ی زیادی از مردم با وجود اینکه میدانستند شما انصراف داده اید باز هم روز انتخابات اسم شما را در تعرفه ها نوشته بودند.خواهش میکنم نوشته های بنده را سانسور نفرمایید.

برای شما و بقیه ی اعضای محترم شورا و منتخبین جدید آرزوی موفقیت دارم.